De eerste 200 regels.
من و برادرم جوزف .دوتا خانواده داشتيم
...اوليش
خب، بذار اينطوري بگيم که .درست نتونستيم پيش بريم
،ولي طي چندين سال .خودمون يه خانواده جديد درست کرديم
،و اون اين خانواده بود .همه ي شما
.که قلب او به اون خانواده تعلق داشت
...ميبينيد
.خانواده چيزيه که من و جوزف بهش احتياج داشتيم
خانواده براي ما در مقابل دنياي بيرون
...يه نوع محافظت به حساب ميومد
دنيايي که هيچ وقت ازش قدرداني نشد و اونو درک نکردن
.چيزي که ما رو از بقيه متفاوت ميکنه
...آدماي زيادي مثل ما اون بيرون هستن
.توي تاريکي، توي روشنايي
که هر کدوم دنبال معناي درست دنيا هستن
که اونا رو اونطوري که هستن .براي دنيا قبول نميکنه
،اونا، مثل ما، مبارک و مقدس هستن
.بهشون قدرتهايي خارق العاده هديه داده شده
و اونا، مثل ما دارن با دنيا دعوا ميکنن که توي يه دنياي معمولي
.يه جايي پيدا کنن
...که توسط گذشته شون تعقيب ميشن
از اونايي که ميخوان بهشون آسيب بزنن
.و اونا رو از سرنوشتشون بگيرن
هر کدوم از اونا مستحق يه شانس دوباره هستن
،که اون کسي باشن که واقعاً هستن
،ولي با چه پاياني
براي چه هدفي؟
،اينجا در اين مکان
.اينجا ما بهتون رستگاري رو هديه ميکنيم
.اميد هديه ميديم
.آزادي با رستگاري رو بهتون هديه ميديم
،و تک تک
،اونا ميان طرف ما
،بسوي خانواده ي ما
.و راه بازگشت به خونشون رو پيدا ميکنن
و اونايي که چيزايي جمع کردن .قوي ميشن
و تمام اونايي که جمع کردن
.با همديگه متحد ميشن
من ميگم الان وقتشه
.که دوباره راه بازگشت به خونه مون رو پيدا کنيم
.راه بازگشت به خانه ات رو پيدا کن برادر
.تو بايد هم اتاقيِ جديد من باشي
.آره، فکر کنم .من کلير هستم
.سلام. من آني هستم
.خيلي خوشحالم که بالاخره باهات آشنا شدم
.منم همينطور
،مدرسه، آم اونا واقعاً
.اطلاعات درستي نميدن
راستي من تو رو توي .فيس بوک به ليستم اضافه کردم
.اوه، تقصير منه
من هميشه اون جعبه هاي کوچولوي .خصوصي رو به دليلي نگاه ميکنم
منم همين کار رو با .هم اتاقي قبليم کردم
.بعد از اينکه توي درس فيزيک نمره ي 17 گرفتم
.نه، من چندان متخصص نيستم
.من تونستم توي تحصيل ترفيع بگيرم
،بخاطر اين نيست که افتادم بيرون
.من فقط داشتم مسافرت ميکردم
و با ترفيع تحصيلي اومدي تو اين مدرسه؟
خانواده ات چيکار ميکنن؟
آم، مادرم سگ ها رو براي مسابقات مختلف تربيت ميکنه
.و پدرم هم براي دولت کار ميکنه
.پس به همين خاطر با ترفيع تحصيلي اومدي تو اين مدرسه
.نه، من فقط نمره هاي خيلي عالي گرفتم
.اوه
خب، احتمالاً تو امروز
.ميتوني توي امتحان قبولي درسا جبر و احتمال قبول بشي
امروز؟
،اون هر ترم فقط 35 تا دانش آموز ميگيره
.و تست جابجايي امروز ساعت 1 برگزار ميشه
ميدوني، وقتي وارد ميشي
خيلي اتفاقاي باحالي ميفته، ميدوني که؟
خب، ببينم، برنامه ات براي فارغ التحصيلي مدرسه چيه؟
.راستش برنامه اي ندارم
.فکر کنم اينم يکي از دلايليه که الان اينجام
.نه. تو بايد با برنامه بري دانشگاه
چطوري ميخواي آينده ات رو بدون نقشه پيدا کني؟
تو نقشه ي آينده ات رو داري؟
.آره
.ببين، من به اين ميگم مسير انتخابيم
،اين منم تو 3 سال ديگه که اولين فارغ التحصيليم رو ميگيرم
،توي رشته ي حقوق ،و اينم باز منم تو 8 سال ديگه
،توي فارغ التحصيليم توي ماساچوست
،و دوباره 12 سال ديگه ي من
بعنوان جوانترين دولتمدار تاريخ .آمريکا قسم ميخورم
.واي، تو واقعاً فکر همه جاش رو کردي
فکر نميکني الان بايد اين بچه بازيا رو بذاري کنار و
به آينده ات مثل من فکر کني، کلير؟
.منظورم اينه که به اون ترفيع تحصيلي اکتفا نکن .خودت انتخاب کن
.بذار بهت بگم
اگه بخواي من کمکت ميکنم .بتوني مثل من آينده ات رو ترسيم کني
.اين ميتونه پروژه ي ما باشه
.عاليه
!به يک قهرمان زنگ بزنيد
هنوز کسي زنگ نزده؟
.هر لحظه ممکنه کسي زنگ بزنه
.يه نفر بايد زنگ بزنه
.اين. ببين هيرو .تبليغ به يه قهرمان زنگ بزنيد مسخره ست
!حتي کسي هنوز معنيِ اينو نميفهمه
.البته که ميفهمن
.ما به مردم وقتي نياز داشته باشن کمک ميکنيم
.اون نياز هر چيزي ممکنه باشه
.مدل کاري من ميگه که ما نميتونيم ورشکست بشيم
.نمودارها دروغ نميگن
اون چيه؟
.هيچي نيست .بذار ببينم
.فقط يه عکس قديميه
.هي، من اون شب رو يادمه
جدي يادته؟
.14سال پيش بود
.همون شب که اون جشن بود
.من تمام نوشيدنيم رو ريختم رو لباس جديد خواهرت
.از اون موقع ازم متنفر شد
.امان از دست زنا
ميخواي چيکار کني؟
.من هيچ وقت عشقم نسبت به خواهرت رو پنهان نکردم
.من واقعاً فکر ميکردم اون همونيه که من ميخوام ،ولي توي اين روز
.اون هنوز فکز ميکنه من يه احمقم
.نه اينطور نيست
!هي احمق ها
!پنجاه ميليون يِن
!شماها پنجاه ميليون يِن خرج کردين
!کيميکو چي تو رو کشوند اينجا؟
.من اينجا کار ميکنم
.کاراي تو رو انجام ميدم هيرو
،من مسئولِ امور مالي شرکتم ...ارزش مالي سهام دارهامون رو بالا ميبرم
!و اين کار رو خيلي عالي انجام ميدي
.نخير به لطف شما دوتا
!استخدامِ قهرمان ها؟
!نُه ميليون ين براي يه تابلوي تبليغاتي؟
.اسمش اينه : به يه قهرمان زنگ بزنيد
.البته هنوز کساده
،اين ايده ي جنابعالي بود نبود؟
.مسخره و به درد نخور .بي مسئوليت
.اسم تو روي همه جاش هست ...ولي من
!نميذارم يه ينِ ديگه براي اين چيز مسخره خرج بشه
!من ميخوام استعفا بدم
!نمودار
.نمودار
ميبيني؟ .اون از من متنفره
.و همه اينا از اون شب تو اون کارناوال شروع شد
.همينطوري
!!يه مشتري
!به يه قهرمان زنگ بزنيد
امروز چطور ميتونيم نجاتتون بديم؟
.من واحد 9-5 هستم، اعزامشون کنين
.ما 12 تا خيابون فاصله داريم .ما رسيديم
رسيديم؟ .ما رسيديم
.به اين پارکينگ نگاه کن
.ما تو اين شلوغي به هيچ جايي نميرسيم
.اوه، حق با توئه
چيکار داري ميکني؟ .ميخوام تا اونجا برم
.تو ديوونه اي .ما 12 تا خيابون با اونجا فاصله داريم
.عمراً برسي
.حسام، من اينجا بزرگ شدم .هميشه يه ميون بري هستي
.سلام .من اينجام تا شما رو نجات بدم
.رومي
.هي کلير
.هي، سلام
.متأسفم
.من خيلي هيجان زده ام
،ميدوني ،اگه تو اين امتحان قبول بشي
.اون وقت تو اين کلاس با هم هستيم
ما با همديگه پا به پاي هم .پيش ميريم
...ولي، آم
خواهش ميکنم فقط اينو بعنوان يه مسابقه در نظر نگير، باشه؟
.اين پيمان خواهرانه ست
.آره. پيمان خواهرانه
.خيلي خب
.اين امتحان براي کلاس جبر و احتمال شماره 170 هستش
از بين شما 35 نفر از باهوش ترين هاتون اين شانس رو ميارن که
.وارد اين کلاس بشن
.بقيه تون، ميتونيد ترم بعد امتحان بديد
هر کدوم از شما 45 دقيقه وقت داريد
.که اين معادله رو حل کنيد
.ببينم چيکار ميکنيد
اين داره فحش ميده!!؟؟
.من ميدونم، خيلي ساده ست
نگراني؟
.نه
.نه، فقط اينجا يه ذره گرمه
کجا داري ميري؟
.اين کلاس براي من نيست
.اوناهاش
اون زنه که حامله ست؟ آره؟
.شنيدم دوقلو داره
.هر دوتاشون رو اسمشون رو گذاشته پيتر
.اون زن حامله اسمش کريستيه
.و اون 2 تا دختر دوقلو داشت .ممنونم
.اسمشون رو گذاشته بود هايلي و کيتي
.آره، آره، آره
.ميدوني، اونا بچه به دنيا آوردن رو دوست دارن
.بايد بري يه سري بزني
.خودشون دوست دارن ازت تشکر کنن
.بيخيال
چيه؟
.اين دست تو 3 تا زندگي رو نجات داد
اگه من بودم در حال حاضر .آب ميشدم
.دارم ميشم
.تو ميتونستي منو خر کني
تو چت شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.