De eerste 123 regels.
خوبه! فکر کنم مثل بازی گرگم بهواس!
آزادی خیلی قشنگه ... اما خیلی بی رحمه
پسر، همه چیز دنیای بیرون گنده س
درختاش با جایی که ما اومدیم خیلی فرق دارن
حس میکنم اون حشره ها رو یه جایی دیدم
هی! صبرکن!
--وای، توما! --لانی!
بچه ها، بیاین تو یه گروه کنار هم راه بریم
هیچی درمورد خارج نمیدونیم و ممکنه از مزرعه که می اومدیم تعقیب شده باشیم
همه چیزو یهویی نخورین کم کم بخورین
باید غذا و آبی که با خودمون آوردیم مدت طولانی استفاده کنیم
باشه!
یوهاااااااااااااا
یوها؟
نگران نباش
اینجا مثل قلمروی حیوونای وحشی نیس
نه رده پایی، نه علامت پنجه ای یا فضله ای رو نمیبینم
این درست مثل وقتیه که گرگم بهوا بازی میکنیم
عما، تو خیلی کنجکاو و مشتاقی
من نگهبانی میدم. تو هم باید استراحت کنی
ممنون
متاسفم، عما
اگه از اولش همکاری میکردم
شاید دست یا گوشِت صدمه نمیدید
نگران نباش
تا وقتی زنده ای و میخندی همین برام کافیه
ممنون
عما ...
زنده میمونم
زنده میمونم و از این خانواده محافظت میکنم
هرکی تو این خانواده س، درست مثل تو
اینبار، دیگه قسم میخورم
مهم نیس چی بشه هرگز دوباره رهاشون نمیکنم
ری ...
پس این بار رو تنهایی تحمل نکن
خب، حالا چیکار کنیم؟
میرم آب بیارم
اون بالا یه رودخونه دیدیم، درسته؟ میخوام ببینم قابل خوردنه یا نه
فکر خوبیه
اول، باید آب پیدا کنیم و با پیدا کردن روخونه میتونیم یکم غذا جور کنیم
با اینحال، دشمن هم فکر میکنه این کاریه که ما میکنیم
عما! ری!
حالا چی؟ نظری دارین کجا باید بریم؟
آره. سمت جنوب شرقی میریم
جنوب شرقی؟
بین جنوب و شرق
گیلدا، این چیزا رو میدونم
ری
این چیزیه که نورمن برامون گذاشته؟
یعنی ممکنه ویلیام مینروا سان باشه؟
درسته. مینروا سان ما رو راهنمایی میکنه
این چیه؟
B01-14 اینجا مکان فعلی ماس
مکان فعلی؟
آره، یعنی ...
B01-14 ما درست اینجاییم
این خطها کد مورس هستن
م . ن . و . ل . م . س . ک. ن
"منو لمس کن"
این یکی کد مورس نداره
آره. بیشتر کتابهای توی کتابخونه ی یتیم خونه مهر این جغده رو داشتن
و فقط یه کتاب بین اونا کد مورس نداشت
کتاب اساطیر
اساطیر ...
این کتاب کد برای این خودکاره
میتونیم از این کتاب برای کشف کد استفاده کنیم
این یه کده و تو میتونی با وارد کردن پاسخ ادامه ش بدی
صفحه ی 13، خط 18، کلمه ی 2
انسان!
"اگه به کمک نیاز دارید، به دیدنم بیاید"
"هستم B06-32 من تو منطقه ی"
"ویلیام مینروا"
این بخاطر نورمنه که این خودکارو بهمون داد
آره
دلم برا نورمن تنگ شده
منم تنگ شده
--دلم تنگ شده براش --منم همینطور ...
--دلم برا نورمن تنگ شده ... --اما ...
بیخیال! اگه هممون افسرده باشیم نورمن به ریشمون میخنده!
آره، دقیقا! درسته، بچه ها؟
آره!
ایوت؟
میگم آنا، اینو قبلا دیدم!
خب ... این چیه؟
میدونم!
این گیاه رو توی یه کتاب تو یتیم خونه دیدم!
چیز، اسمش بود ...
ماجراهای اوگو
درسته!
این گیاه تو اون کتاب بود!
اگه درست یادم باشه، داخل اونه ...
همه باهمدیگه!
آب!
آره، اینا شقایق دریایی هستن که آب تازه رو ذخیره میکنن
اگه کتاب درست بگه این آب خوردنیه
با این، لازم نیس تا رودخونه بریم
عالیه!
حالا که بهش فکر میکنم این مدل جنگل و این حشرات ...
...تو ماجراهای اوگو هم ظاهر شدن
نکنه این ...
این یه کتاب راهنما برای زنده موندن تو دنیای بیرونه؟
ممکنه. یادت میاد این کد مورس چی میگفت؟
"قول"
این کتاب یه قوله که ما رو به مینروا سان وصل میکنه
مینروا سان از ما محافظت میکنه، نه؟
دنیای بیرون پر از خطره ... اما ما تنها نیستیم
ما همدیگه رو داریم و یه متحد
بیاین باهم از اینجا بریم و مینروا سان رو ببینیم!
و متحدای بیشتری پیدا کنیم بعد برای فیل و دیگران برگردیم!
باشه!
اونا کدوم سمت رفتن؟
مستقیم جنوب شرقی
هی، ری ...
آره
چراغو خاموش کن!
بچه ها، بدوئین!
بدوئین! عجله کنین!
خوبه! فکر کنم این مثل بازی گرگم بهواس!
آره، تامل کن ... و بعد بیا دنبال ما!
آره!
فقط بدوئین و پشت سرتونو نگاه نکنین!
اونو دیدی؟ گیلدا آهسته رفت
دان کسی بود که علامت داد
No comments yet. Be the first to leave one.