De eerste 200 regels.
بندیکت.
این راسته؟
پسر رو پیدا کردین؟
آره.
اینجا امن نیست.
چرند نگو، اینجا یه قلعهست.
تمام امکانات این فرقه...
...در اختیار ماست.
با احترام...
...بندیکت، خود شیطان این بچه رو میخواد.
فقط یه جا امنه. اونم پناهگاهه.
رایدر باید ببرتش.
مورائو، معلومه که شرابت رو دوست داری.
چند روز دیگه...
...انقلاب زمستانی میگذره و با اون، ساعت پیشگویی هم تموم میشه.
اون وقت پسر به درد هیچکس نمیخوره.
تا اون موقع...
...برادر...
...همتون مردهاید.
بحث تموم شد.
اونا داخلن!
بدوید!
نادیا!
میتونم کمکت کنم!
لعنتی. دنی!
میتونم ازت محافظت کنم!
کجان؟
خفه شو!
عالیه.
این یارو کیه؟
گور باباش.
بپر پایین!
مهم نیست چقدر دور فرار کنی.
بعضی از شیاطین هستن که نمیتونی ازشون فرار کنی.
اسم من جانی بلیزه.
من با موتورسواری پول در میآوردم.
یه ۳۶۰ درجه، لخت و عور...
...پشتک سهتایی، جلوی ۲۲ هزار نفر زدم.
باحاله. تو یوتیوبه. نگاهش کن.
اما وقتی بابام مریض شد...
...کاری کردم که خیلی دیوانهوارتر از اون بود.
قیافهات نشون میده که به یه کم کمک نیاز داری.
حاضری معامله کنی...
...جان؟
باریکلا.
بکن.
جونش رو نجات بده.
بکن!
آره، درسته. من همونیم که با شیطان معامله کردم.
میدونم چی فکر میکنین.
این بچه فیلم نمیبینه مگه؟ مگه این چیزا آخرش خوب از آب در میاد؟
بذارین اینطوری بگم، عقل سلیم نقطه قوت من نبود.
من توسط یه شیطان باستانی تسخیر شدم.
در حضور شر، من به یه هیولا تبدیل میشم...
...و شکار میکنم...
...آدمهای شرور رو...
...و روحشون رو بیرون میکشم.
و نمیخواین اون موقع اطرافم باشین.
ببینید، تو همه ما هم خوبی هست هم بدی.
شاید شما قاتل نباشین...
...اما کاری کردین که نمیخواستین رایدر ببینه.
یه دروغ مصلحتی، یه دانلود غیرقانونی.
شما چی؟ و شما؟
سعی کردم باهاش بجنگم، جلوش رو بگیرم...
...اما تاریکی درونم فقط قویتر میشه.
واسه همینه که مجبور شدم فرار کنم...
...نصف دنیا رو.
و هنوز دارم فرار میکنم.
تو کی هستی؟
اسمم مورائوئه. برادرام مردن...
...مثل خود من، اگه دخالت خدا نبود.
و تو جان بلیزی.
برو.
نمیتونم.
اون دوست داره...
...جاهای تاریک رو.
نمیدونم چی میگی.
رایدر.
فکر میکردی میتونی کنترلش کنی.
بذاری برات کار کنه، ها؟
که تو قویتر بودی...
...از این موجود عمیق و گرسنه؟
این...
...مرض.
چرا اینجایی؟
چی ازم...
...میخوای؟
من به کمکت نیاز دارم و تو به روحت.
پس یه معامله میکنیم.
تو که از معامله کردن خبر داری، نه جانی؟
موتور قشنگیه.
این بچه.
اون در خطره...
...و بیشتر از جونش.
تو نجاتش میدی.
من...
...آدما رو نجات نمیدم.
چی تو رو تا اینجا کشونده، جانی بلیز؟
هزاران مایل دور از زادگاهت...
...و تولد دوباره تاریکت.
تو رو برای همین اینجا آوردن.
این بچه کوچیک، چی باعث شده فکر کنی من میتونم پیداش کنم؟
همون مردی که سالها پیش دیدیش... اون که نفرین کرد...
...تو رو؟
روآرک.
شیطان اسمهای زیادی داره.
اون همون پیوندیه که تو رو به این بچه وصل میکنه.
بذار "رایدر" بوی گندش رو دنبال کنه. اون تو رو به پسر میرسونه.
یه چیزی در مورد یه معامله گفتی.
کلیسای اربابهای من یه کلیسای خیلی قدیمیه.
ما آمادهایم تنها چیزی رو بهت بدیم که تو این دنیا از همه چی بیشتر میخوای.
پسر رو برامون بیار، و ما نفرینت رو برمیداریم.
سلام.
سلام.
متوجه شدم داشتی نگام میکردی.
-بله؟ -من؟
کت و شلوار قشنگیه.
اوه، خیلی ممنون.
این...
شما رُما هستید؟
کولی؟
چرا میپرسی؟
خب، مردم در مورد...
چی؟
گوش کن...
...من یه تاجر هستم.
پول زیادی دارم.
آره؟
-و... -و چی؟
هی مامان. بابا کجاست؟
-من... ببخشید. -نه نه نه.
-اشکالی نداره. -نه، واقعاً.
نه، واقعاً من... آره.
ببخشید.
یه نفر باید کلی جواب پس بده.
ما همیشه مجبور نیستیم این کارو بکنیم.
باشه؟
من میخوام یه زندگی برات بسازم.
این هم یه زندگیه.
تو میدونی من بیشتر از هر چیزی دوستت دارم.
منم دوستت دارم، مامان.
خیلی وقتا سعی کردم نذارم "رایدر" بیاد بیرون، اما امشب...
...بهش نیاز دارم.
محکم بگیر!
چی شد؟
صبر کن.
تو بمون و درها رو قفل کن.
نادیا.
نه!
مدت زیادی میگذره...
...عزیزم.
کریگان.
میبینم که هنوز یه...
...مایه عذاب.
ببین، یه عده افتادن دنبال من و دنی...
...پس فقط بذار برم.
ولم کن!
من همون آدماییام که دنبالتونن.
نه!
بهش دست نزن!
ولش کن!
پاشو.
باورنکردنیه.
هنوزم جنگندهای.
کریگان.
-بله؟ -التماس میکنم.
اون پسر منه.
میدونم.
ولی اون مال من نیست.
و بخشی از وجودت...
...باید میدونست که ممکنه اینطوری تموم بشه.
خب، بکشش.
گرسنمه.
اوه خدای من.
سلاحهای سنگین، الان!
نگاش نکن.
نه!
برس بهشون!
حرکت کن، الان!
سوارش کن تو ماشین.
سوار شو!
دنی!
-اوه، تو بیدار شدی. -سلام.
بامزهست، چون وقتی اومدی تو...
...فکر کردم هنوز دارم خواب میبینم.
تو توهم داری؟
نه، نه مرد، من توهم ندارم.
ببین، دارم باهات لاس میزنم.
تو زیبایی.
باشه.
مرفین؟
مرفین داری؟
اوه، نه نه، مرفین رو تو که داری.
دیلایدید، والیوم؟ چی؟
زخمات...
خیلی عجیب...
...آقا.
پلیس میخواد باهات حرف بزنه وقتی بیدار شدی. من بهشون میگم بیدار شدی.
نه!
التماس میکنم.
No comments yet. Be the first to leave one.