De eerste 200 regels.
هانگ
اگر عهد شکسته بشه، پنج صاعقه بر سرش فرود بیاد و نیست و نابودش کنه
سوگند دوم
اگه والدینِ برادری بمیرن و پولی واسه مراسم ختم نباشه
وقتی خبر استمداد به گوش برادری برسه
باید به بقیه برادرها خبر بده و اونایی که دارن، پولشون رو قرض بدن
و اونایی هم که ندارن، تا آخر کار از جون مایه بذارن
اگه کسی خودش رو به نادونی بزنه، با پنج صاعقه نابود میشه
سوگند سوم
برادرهای هانگ از هر ایالت یا خارج از کشور
چه دانشمند، کشاورز، صنعتگر، تاجر یا آواره
باید به محض ورود پذیرفته بشن و بهشون یه شب جا و دو وعده غذا بدن
اگه کسی مهموننوازی نکنه
خودش رو به نادونی بزنه و باهاشون مثل غریبه رفتار کنه
زیر ضربات ده هزار تیغ هلاک میشه
سوگند چهارم
همۀ برادرهای هانگ که هنوز همدیگه رو ندیدن، به محض شناسایی
باید از فرصت استفاده کنن، با هم حرف بزنن و آشنا بشن
اگه کسی اونا رو به رسمیت نشناسه، زیر ضربات ده هزار تیغ هلاک میشه
سوگند پنجم
مسائل داخلی طایفۀ هانگ
نباید از پدر به پسر، یا از پسر به پدر منتقل بشه
از برادر بزرگتر به کوچیکتر، یا از برادر کوچیکتر به بزرگتر
یا به فک و فامیل و آشناها
هیچکس نباید در مورد «جلیقهها» و «کمربندهای پول» حرف بزنه
و کسایی که از روی طمع، این دانش رو مخفیانه به بقیه یاد بدن
زیر ضربات ده هزار تیغ هلاک میشن
سوگند ششم
هیچ برادری نباید آمار یه برادرِ دیگه رو بده یا باعث دستگیریش بشه
اگه کینۀ قدیمیای وجود داره
باید به همۀ برادرها گفته بشه تا اونا حق رو از ناحق تشخیص بدن
و بعد از تصمیم اونا، دیگه نباید کینهای توی دل بمونه
اگه کسی از روی نادونی یا اشتباهی باعث دستگیری یه برادر بشه
جامعۀ سیاه
زود باش! بذار منم امتحان کنم
پس کی نوبت من میشه؟! هی، این بی انصافیه
بده من! زود باش دیگه، بده به من! بذار منم بازی کنم
بذار منم امتحان کنم! بده من
اگه قرار باشه بین این دو تا یکی رو انتخاب کنم، «بیگ دی» رو ترجیح میدم
همهمون میدونیم قضیه چیه، مگه نه؟ وانگ، یین
بچهها ساکت، بزرگترا دارن حرف میزنن
«لوک» هنوز هم جنم خودش رو به ما نشون نداده
نه اینکه لوک آدم بدی باشه
ولی واسه اینکه همهکاره بشه، هنوز دهنش بوی شیر میده
آقا لوکِ جوون واقعاً هوای برادرها رو داره
مثلاً اگه یه برادر به مشکل بخوره، مگه اولین کسی نیست که سینه سپر میکنه؟
هم وقت میذاره، هم پول
خیلی سادهست! برادر «کوای» جیم شد رفت کامبوج، مگه نه؟
زد ماشینش رو داغون کرد و ریق رحمت رو سر کشید... لوک رفت جنازهش رو برگردوند
بد هم نشد! آبرومندانه بود. یه مراسم ختم باشکوه، مگه نه؟
آدم خوبیه...! اهل دعوا و مرافعه نیست
ولی مسئله اینه که نگرانم ضعیف باشه
«جردن» هیچوقت توی دعوا و کتککاری خوب نبوده
ولی «تسوئن وان» فرق داره! بیگ دی اونجا رو به یه جایی رسونده
میدونی که اونم از خودمونه
«تای کوک تسوی» تا آخرش پشت آقا لوکِ جوونه
پلیس
تلفن رو قطع کن. کارتهای شناسایی رو بیارین بیرون
ما به شما مشکوکیم که دارین فعالیتهای گنگستری انجام میدین
ببخشید، جناب سروان
جناب سروان؟ آخه چطور... کجای این کار فعالیت گنگستریه؟
چهار تا زن دارن ماجونگ بازی میکنن. این شد فعالیت گنگستری؟
بچهها هم دارن واسه خودشون بازی میکنن. اینم فعالیت گنگستریه؟
اینم کارت من
«سزه عیسی»، درسته؟
«ترانسفورمر»، «سگِ هار»، «دابل ایست»، «تیوچو» و «فَت واه»، درسته؟
همهشون رو ببرین
بله، قربان
همه بلند شین
جـ... جناب سروان؟ بلند شو! برو کنار پنجره
شما... هیچ مدرکی ندارین که ما رو متهم کنین
این فقط یه دورهمی خانوادگیه
بیا پایین! دستا اینجا
شما... واقعاً میخواین این کار رو بکنین؟ درسته
من یه نقاب میخوام. باشه
هی، بیگ دی! برادر بیگ دی
«فیش هد بیل»، اینم ۲۰۰ هزار تا
بده به «مد کاکی». بگو به من رأی بده
واسه بردن اومدی! بیخود نیست که مشتریها روت حساب باز میکنن
فرقی نمیکنه بزرگ باشه یا کوچیک. فقط یه تیکهش رو واسه من نگه دار. حله دیگه؟
وقتی انتخاب شدم میبینیم
تو هوای منو داشته باش، منم هوای تو رو. همهمون با هم برادریم
برادرهایی که بهم کمک کردن و اونایی که سرم کلاه گذاشتن
یادم نمیره کی به کیه
حتماً به رئیس میگم که بهت رأی بده
حیف که من توی «اون» کارم. وگرنه خودم هم کاندید میشدم
دو میلیون پیاده میشی و میشی رئیس. عجب معاملهای
اونوقت دیگه بیخیالِ فروختنِ «پودر سفید» شو
بهتره پودر لباسشویی، بکینگپودر یا پودر تالک بفروشی
نودلِ فیشبال چطوره؟
شما تیوچوها که توی درست کردن فیشبال استادین
فشارش میدی و قلقلیش میکنی. یه کاسه، ۱۵ دلار! چه سودی
به چی لبخند میزنی؟
وقتی جلوت غذاست، بخورش
خوشمزه نیست؟
همهش رو بخور
بیگ دی... سربه سرِ زیردستها نذار
فقط شوخی میکردم
اون قاشقه! نمیتونی بخوریش...! دهنت رو میبُره
فقط چون من گفتم خوردیش...؟
پس میبینمت
زورت بهش نمیرسه
خوشت نمیاد؟ وقتی از اون گندهتر شدی بیا حرف بزن
شنیدی؟ «سان کی»، خیابون «ووسانگ» رو زد به جیب
بی.بی.کیو، صدام رو داری؟ ۹۵۵۵ همین الان از «لوک ما چاو» رد شد
۹۵۵۵؟
مرغها رو تو «شک وو هوی» تحویل بده. مشتریها منتظرن. زود برگرد
مفهومه
مرغهای منجمد
اگه من هر روز اینا رو وارد نمیکردم، باز هم کبابِ ده دلاری داشتیم؟
مرغابی و غاز هم دارم. حتی موقع آنفولانزای مرغی هم موجودی داشتم
حتی اینم مال منه. یه کم امتحان کن
دو تا کلاب شبانه توی «مونگ کوک»... توسط «نامبرز» تصاحب شده
اگه همینطور عقبنشینی کنیم، واسه «وو لون شینگ» هیچی باقی نمیمونه
اگه رئیس بشم... انجمن رو وارد «تسیم شا تسوی» میکنم
یه خبری به «عمو کوئن» بده. بگو از من حمایت کنه
ولی اون که از چین خارج نشده
بی.بی.کیو، بی.بی.کیو؟! توی بزرگراه «فانلینگ» ایست بازرسیه
هنوز کلی «آبنبات» بارمونه. از مسیر «یوئن لونگ» برگرد
اینجا کمکم کن
چه به تو رأی بده چه به بیگ دی، خودش انتخاب میکنه
۹۵۵۵؟ نرو به «شک وو هوی». از مسیر «یوئن لونگ» برگرد
مفهومه
به مشتریها زنگ بزن، امروز تحویل نداریم. بعداً یه خاکی تو سرمون میریزیم
افتادم توی کارِ فروشِ «آبنبات»
همۀ جنسها توی پاتوقهای بیگ دی در «تسوئن وان» فروخته میشه
فهمیدم
همهشون با وثیقه آزاد شدن
یه کم پول میدی، یه تذکر میگیری و آزادی که بری
وقتی با وثیقه آزاد باشن، دیگه جرئت نمیکنن کار احمقانهای انجام بدن
باید همهشون رو بگیریم و بفرستیم پای چوبۀ دار
یه باند رو میپاشونی، یکی دیگه سبز میشه
یه گنگستر رو میکشی، یکی دیگه جاش رو میگیره
چیزی که ما میخوایم اینه که همهچی آروم پیش بره
نه دردسری، نه فعالیتی، نه شکایتی
صلح برقراره
حتی گنگسترها هم مجبورن از دمکراسی حرف بزنن
بین اینهمه کار، دارن یه انتخاباتِ محفلی راه میندازن؟
کاش مثل «سان کی» عمل میکردن...! قدرت رو از پدر به پسر میدادن
اونجوری دیگه نه دعوایی بود نه بحثی
انتخابات اینا صد سال قدیمیتر از انتخاباتِ مدیر اجراییِ خودمونه
تا وقتی نتیجه اعلام بشه، باید چهارچشمی حواسمون باشه
هزار تا بود ۲۰۰
همهش تقصیر اون بیگ دیِ فلانفلان شدهست
نه اون موقع بهم داد نه الان
درست دیروز که بازی بود پول رو داد بهم
همهش رو باختم
روی منچستر یونایتد بسته بودم. لعنتی
آخه چطور باختن؟
اون دروازهبانه
تیکهآشغالِ بیمصرف
رئیس...؟! توهم نزن
نه، دارم عین حقیقت رو میگم
پس الان روزه یا شب؟
هزار تا ۲۰۰
خیلی ممنون
مگه پول پارو نمیکنی؟
دخترهای این دفعه واقعاً معرکهان
برادر «لانگ گان»
رئیس
پول چی شد؟
بیگ دی میخواد بهش رأی بدی
جیمی پسر؟
اون که زرد پوشیده عجب هیکلی داره، واقعیه؟
«کیونگ» کوچولو، بگو بیاد تو. باشه رئیس
فقط صد هزار تا؟
کل چیزی که بهم داد همین بود
ببینم چطور میپری
تندتر بپر
سریعتر
حتی سریعتر
گور باباش
«مد کاکی» دویست تا گرفت! به من فقط صد تا رسید؟
بیگ دی انگار دلش میخواد ببازه
میای؟
من رفتم
دست از قمار بردار
نه شانس داری نه مهارت! محکومی به باختن
لوک از همه بیشتر هوای ما ریشسفیدها رو داره
مثل دفعۀ قبل...! اولین نفری بود که اومد کلانتری واسه وثیقه گذاشتن
اون حقش رو ادا کرده
واسه این بود که به ترانسفورمر گفت به همهمون زنگ بزنه تا حمایتش کنیم
اگه اون پول رو نمیداد، قرار بود ما بدیم؟
رئیس فعلی، «ویسل»، اهل «وان چای»ـه
دیگه وقتشه که ریاست برسه به «جردن»
لوک انتخابِ درستیه
چرا ریاست به «تسوئن وان» نرسه؟
بیگ دی از همه فعالتره. بیشترین آدمها براش کار میکنن
آدمهاش خیلی کلهخر و دردسرسازن
وقتی اون «چلاقِ» خیابون «کسل پیک» رو بیدلیل کتک زدن
بیگ دی فقط گفت: «جوونی کردن دیگه»
ها؟! همین؟! بیگ دی نمیتونه عادلانه رهبری کنه
«اسکرانیِ» پیر
گنگستری که دردسرساز نباشه، باید بره غاز بچرونه
اون چلاق هم یه احمق بود! کتک میخورد و اسمش رو نمیگفت؟
این کجاش تقصیر بیگ دیه؟ من پشتِ بیگ دی هستم
تو چی؟
دارم فکر میکنم
گندش بزنن
خطاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.