De eerste 200 regels.
یه پیروزی دیگه تو راهه
قهرمانای قدیمی ۲۱-۹ جلو هستن
آخرین سرویس برای رِتِگی که فقط یه امتیاز دیگه میخواد
یه امتیاز عالی برای حریف، میخوان برگردن به بازی
و یه امتیاز دیگه، نتیجه میشه ۲۱-۱۱
حالا نتیجه روی تابلو ۲۱-۱۵ هستش
حالا تو امتیاز ۲۱ مساوی شدن
سرویس دست حریفه
سکوت عجیبی حکمفرماست
یه سرویس سخت و گل! ۲۲-۲۱
برخلاف انتظار همه، بلوکی قهرمان جدید شد
واسه بعضیا دنیا آبیه
واسه بعضیای دیگه، خیلی سیاهتره
شب بخیر
ببخشید دیر شد، لعنتی
من سرافین هستم. دیگه داشتیم ناامید میشدیم
پولو آوردی؟ آره، معلومه که آوردم
بشمارش. بفرمایید بشینید، لطفا
خوبه. پولا همهش اینجاست
هر نفر ۱۵ میلیون پسِتا. سهم خونه هم جداست
برنده ۶۰ میلیونو میزنه به جیب
همهتون قوانین رو میدونین؟
کیه که ندونه؟
آلن، لطفا شروع کن
توی بشقاب سمت راست
یه قارچ خوشمزهی «آمانیتا سزاریا» داریم
و سمت چپ، چهار تا «آمانیتا فالوئیدس»
یا همون قارچ «کلاهک مرگ» که فوقالعاده کشندهست
حالا من میخوام پنج تا املت درست کنم
یکی با «سزاریا» و چهار تا با «فالوئیدس»
که شما قبول کردین بخورین. نوش جان
خب، قوانین سادهست
بازیکنی که زنده بمونه، ۶۰ میلیونو میبره
موفق باشین و از غذاتون لذت ببرین
یادتون باشه، اگه بکشین کنار
فقط پولتونو از دست میدین
راستش خیلی گشنم نیست. ممنون
پس فقط چهار تا املت میمونه
و فقط یکیشون بیخطره
«بفرمایید، تموم شد.»
میتونم شروع کنم؟ دوست دارم تو همهچیز نفر اول باشم
نمیدونم چرا دارم این کارو میکنم. خودم خرپولم
بیشرفها
مسئله شخصی نیست. من به قارچ حساسیت دارم
به سلامتیتون، آقایون
یا خدا
خب آقایون، تصمیم با شماست
اوکی، پس نصف نصف؟
بیا جلو ببینم خایه داری یا نه
بخور کثافت، احتمالش برابره
غذا بدون نون و شراب که صفا نداره
بچه کجایی؟
لوگرونیو، قربان. ولی بیشتر به جبلالطارق میخوری
پرش کن
دمت گرم، عالی بود
شانس آوردم
ببخشید سرافین، ولی هنوزم میتونی بکشی کنار
بکشم کنار؟ اونم از این شراب بگذرم؟
دیوونه شدی؟ میمونم چون به پولش احتیاج دارم
ولی تو هیچ شانسی نداری
این آقا زنده مونده
خب که چی؟
من یه قماربازم و هیچوقت جا نمیزنم
خب پس، اگه همهچیز ردیفه
یکیمون باید ریپ بزنه
البته که همهچیز ردیفه
حالم خوب نیست
حالم بده، خیلی بد. فکر کنم دارم میمیرم
لعنت به این قارچها، لعنت به این آشپز
چه بدشانسیای
دارم میمیرم! دارم میمیرم
شرمنده، آقایون
نمیتونم واسه قهوه بمونم
رانندهم دوبله پارک کرده
عجب حرفهایایه
دوستان عزیزم
پدر بوروتزاگا
ممنون که با من... یعنی با ما همراه شدین
امشب
مثل اینکه قرعه به نام من افتاده
تا خبر ازدواج قریبالوقوع رو اعلام کنم
ازدواج دخترم، آراسِلی عزیزم
و خوآنتچو اورتیز دِ زاراته
همین شنبه، ششم ماه
گویا پدرش، دون سرافین
امشب نتونستن پیش ما باشن
حیف شد، مگه نه بگونیا؟ واقعا حیف شد
واسه یه مادر هیچچیز مهمتر از این نیست
عجب مادری
سلام آنجلا
ای وای! چه غافلگیریای، هرمِنگیلدا
چطوری؟ بیا، پیش ما بشین
سلام، حالتون چطوره؟
خوبم، آنجلا
مامان، من پیش کنرادین میمونم
داشتم به دخترا میگفتم
که عیسی مسیح قدیس حامیِ جاکشهاست
مگه نه اینکه
وقتی مریم مجدلیه رو روی صلیب دید، بهش سیخ شد؟
فکر کنم ثابت شده باشه
توی کتب مقدس نیست چون سانسورش کردن
آره، واسه یه مادر هیچچیز مهمتر نیست
از عروسی دخترش
واسه همینم از هیچ خرج و فداکاریای دریغ نکردیم
همونطور که از این لباس مذهبی معلومه
توی این شهر ۲۰ هزار تا پسر همسن و سال ما هست
چطوریه که خواهرم ۱۰ سال عمرشو دنبال همین یه اسکل بوده؟
امروز صبح تو کتاب «گینس» خوندمش
فکر نمیکردم ممکن باشه
میخوام یه روز واقعا خاص باشه
و دو تا انگشتر الماس معرکه گرفتم
با زمردهای کلمبیایی و دو تا یاقوت هندی
همهش روی طلای سفید آفریقای جنوبی
ساختهی هنرمند و طراح بزرگ باسکیمون
عمر اورتابیزکایا
ممنون، حبیبی
خیلی گرون تموم شدن
دونهای ۳۰ میلیون
ولی ارزش تکتک قروناشو داره
خوآنتچو
دارم دو تا جواهر بهت میدم
با عشق و دقت ازشون مراقبت کن
حتما
حالا همهمون دوست داریم بشنویم چی واسه گفتن داری
سخنرانی! سخنرانی
بیا دیگه
پسر گلم
خانم مارکیز
و بقیهی خانمها و آقایانِ هیئت منصفه. منظورم کلاً همهست
در واقع
امروز واقعا روز مهمی واسه منه
فقط میتونم بگم ممنون... پاک و مطهر
مخصوصا از خانم مارکیز
که مسبب... مسئول... همهی اینهاست
و البته از آقای مارکیز... هر دو با هم
واسه داشتن چنین دختر دلربایی مثل «پوتچولی»
در فکر یا در عمل؟
آراسِلی عزیزم
زنی که تمام تلاشمو میکنم خوشبختش کنم
ممنون از پدر و مادرم واسه همهچیز
تربیت، موقعیت و دفتر وکالت
سه تا «درود بر مریم». الان سرم شلوغه
«گناهانت را بخشیدم»
در واقع مفهوم کلی اینه که
فکر کنم بشه گفت
من آدم خیلی خوششانسیام
بزن بریم، سن سباستین
و در آخر
بیاین گیلاسهامونو ببریم بالا و بنوشیم
همینه، به سلامتی
یه لیوان از اون بده به من. گلوم خشک شد
سخنرانی خوبی بود پسرم، درست مثل یه وکیل
حالا دیگه استراحت کن
ببخشید دیر شد. ترافیک بدجوری رو اعصاب بود
بدون من شروع کردین؟ ایول
مارکیز، معرکه شدی
این لباس اسقفی چیه پوشیدی؟
دائمی که نیست، هست؟
شراب چطوره؟ خوبه بابا
۸۷ برونیا مدل
ایول! عجب شرابی
من زیاد
تو این کارا خوب نیستم ولی امروز واسم روز بزرگیه
دختر خوزه ماری و آئوروری
قراره با پسر من، پسر بزرگم، ازدواج کنه
تازه تو سی سالگی مدرکشو گرفته. دهنش سرویس، حسابی لفتش داد
و حالا بخش هیجانانگیزش
سی میلیون، نقدِ نقد. همونجوری که باید باشه
بابا، این دیگه خیلی زیاده
نه بابا. تو یکم شنگولی
کارلوس! واسه همه شامپاین بیار
این روزا خایهی مردا اینقَدَری شده
شما بازی پلوتا رو از دست دادین. پسر، خیلی هیجانی بود
هیجان؟ فردا تا دلت بخواد هیجان داریم
کی بازی داره؟ ما مقابل پرتغالیها
ساعت ۳ بعدازظهر توی نمایشگاه من
چی نوشته آنجلا؟
شرط میبندم یه چیز بدیه. مطمئنم فکرِ پاکو بوده
واسه خوآنتچوئه. بده بهش
و واسه کنرادو
شورشی بودن تو این دوره زمونه دیگه معنایی نداره
سرافین، شوخی نیست. بیا پول این تنباکوی کوفتی رو بدیم
ای سستایمانها
این یکی با من
سهشنبه، جشن مجردی توپ. کلاب «اسکاندالو». ساعت ۱۰ شب
«کنرادو وولوس.» سلام
داری ایربگ میبندی، مرتیکه؟
شرط میبندم واسه امشب ماشین نداری
بابا، میتونم قرض بگیرم...؟ نه
گندت بزنن بابا
ماشینمو میشناسن
نگران نباش. تو تاریکی همه شبیه همان
ببخشید
خوآنتچو، حسابی بهت خوش میگذره
اونجا چند تا دختر دورگه دارن که آخرِشن، پسر
نه بچهها، من بیرون منتظرتون میمونم
اسکل نباش دیگه، شب مجردیتهها
باشه. ولی اصلا تو حس و حالش نیستم
هی بچهها، من نگران این لکههای زیرِ... هستم
بعضی وقتا پیاچِ مایع واژن میتونه مخاط رو تحریک کنه
No comments yet. Be the first to leave one.