De eerste 200 regels.
مردیت: تو دانشگاه، همون دانشجوی پزشکی بودم که همیشه خمار بود
و پشت میز مطالعهاش خوابش میبرد
پادکستر: اگه تازه به پادکست ما پیوستین
مهمونای من دکتر تدی آلتمن
و وینستون ندوگو از بیمارستان گری-اسلون مموریال هستن
که توی جراحی ابداعی آئورت شکمی پیشرو بودن
کی با خودتون فکر کردین که: "ما یه قدم بزرگ رو به جلو برداشتیم"؟
وینستون: بلافاصله. / واقعاً؟
آره. همین که بخیهها جواب دادن، فهمیدم
آدم بعضی وقتا فقط یه حسی داره
مردیت: توی دانشکده پزشکی، دخترِ اون جراح مشهور بودم
پادکستر: برای شما اینطوری نبود؟
تدی: راستش، اون شب اونقدر سرمون شلوغ بود
که تا مدتها وقت نکردم هضمش کنم
حالا خودم اون جراح مشهورم. / پادکستر: پس تردید داشتین؟
اوه، آره
هیچوقت مطمئن نبودم که جواب میده
ولی بیمارمون انتخاب دیگهای نداشت
میدونستم که باید امتحانش کنیم
مردیت: توی پزشکی
هویت آدم مدام در حال تغییره
وظیفه توئه که خودت رو باهاش هماهنگ کنی
پادکستر: میشه با اطمینان گفت که نتیجه داد
قدم بعدی برای جفتتون چیه؟
خب، ما هنوز داریم وضعیت بهبود بیمارمون رو چک میکنیم
و؟ / تا اینجا که همهچی خوب بوده
خیلی خوب حرف میزنن. خیلی با ابهت و لایق به نظر میان
آره. اگه لازم بود میومدم به این بیمارستان
خب، حالا که حرفش شد، برات یه وقت ویزیت گرفتم
کاترین، ما قبلاً در این مورد حرف زدیم
به یه نظر دیگه احتیاج ندارم. از دکتر فریمن خوشم میآد
میدونم که خوشت میآد
چون هر چی تو بگی، اونم همونو میگه
فکر نمیکنی دکترها باید به حرف مریضهاشون گوش بدن؟
فکر میکنم تو به یه مشاوره بیطرفانه نیاز داری
از طرف کسی که حقوقش رو تو نمیدی
فقط یه نظرِ اضافهست
کیو میگم؟
کاپلان؟
لورا کاپلان؟ توی بوستون؟
فکر کردم همینجا وقت گرفتی
جت شخصیمو فرستادم دنبالش. حدود یه ساعت پیش نشست
صبح بخیر. / سلام
سلام
سلام، پادکستتون عالی بود
نمیدونستم تو و آلتمن
توی عروسیِ ما این ایده به ذهنتون رسیده. / آره
هیچوقت نمیدونی کی یه ایده به سرت میزنه
بفرمایید دکتر آدامز. / اوه، بله
خب، جو ویلسون، هفتمین روزِ بعد از عمل سزارین اورژانسی
و کارگذاری ایمپلا سیپی
خب، امروز روز سومِ بعد از عمل برای کارگذاری ۵.۵ هست
از طریق سرخرگ زیربغلی راست
عملکرد قلبش همچنان داره رو به بهبودی میره
و میزان ایافش ۵ درصد دیگه بالا رفته
و شنیدم دیروز بالاخره تونسته بچههاشو ببینه
حالشون چطوره؟
خب، پیتون دیگه زیر دستگاه سیپپ نیست ولی هنوز بنیهش ضعیفه
سطح بیلیروبین هتی اصلاً خوب نیست
هر بار که فتوتراپی رو قطع میکنن
و همهتون دارین مسیر درستی رو طی میکنین
مهم همینه
فقط واقعاً دلم میخواد ما شش نفر
بالاخره دور هم جمع بشیم
جو، اصلاً باورت نمیشه
دیشب مارکوس با کی از اینجا زد بیرون
دکتر ندوگو. سلام
نمیدانستم دارین ویزیت میکنین. آره
بعداً برمیگردم
اون چی بود؟
چی چی بود؟
با پرستار موردعلاقهی من خوابیدی؟
اِم، میخوای من برم؟
فقط چند بار با هم رفتیم بیرون. همین
خب، قراره بازم باهاش بری بیرون؟
اِم... شاید. تازه شروع شده
و اصلاً به ما ربطی نداره
اون محبوبترین پرستارِ کلِ بخشه
همه عاشقشن! همه
هورمونهاست دیگه. خیلی خب
اِم، باید برم به مریض بعدی سر بزنم
حالت خوب میشه؟
آره. اِم، اگه چیزی لازم داشتی پیجم کن
صبح بخیر
خائن. اوضاع تو بهشت شکرآب شده؟
من عهدمون رو شکستم. اونم از دستم شاکیه
تو هم باید بشکنیش
چیه، فکر کردی با یه بشکن زدن حل میشه؟
مثلاً قراره با کی بخوابم؟
واسه دست چپ خانم جانسون عکسبرداری نوشتم
دست راستش بود، نه؟
درستش میکنم
یه اینترن؟ توروخدا. من واسه خودم پرستیژ دارم
تا امتحانش نکردی قضاوتش نکن
چی رو امتحان نکرده؟
ساندویچ اسلاپیجوی گیاهی رو
تو هم با یه اینترن میخوابی؟
کی... کی با یه اینترن میخوابید؟
من. داری به کی پیام میدی؟
هیچکس. ولی اصلاً شبیه «هیچکس» نیست
آخ، اون فقط یه مریضه
چرا داری به یه مریض پیام میدی؟
خب، بیلی مجبورم کرد یه ساعت رانندگی کنم که ببرمش برای درمان
حالا هم داره برام میمهای مسخره میفرسته
چیزی نیست. کاندوم یادت نره
اون یه مریض سرطانیه
هی، دیدی آقای هاوارد رو بستری کردم؟
لازم نیست گوشیت رو بذاری کنار
موردی نداره. ببخشید
از وقتی پادکست منتشر شده، گوشیم داره میترکه
گوش دادم. صدات عالی بود
حالا دکترها برای مریضهاشون با من تماس میگیرن
و مدیر بخش بیمارستان "مس جنرال"
ازم خواسته برم برای کنفرانس آموزشی. آه، به نظر سخت میاد
خب، همچین مالی هم نیست، انگار مثلاً نوبل بردم
منظورم اینه که MGH از همه برای سخنرانی دعوت میکنه
خب، هیچوقت از من نخواستن، با اینکه هاروارد درس خوندم
بگذریم، خب، آقای هاوارد
نوار قلبش بلوک هدایتی رو نشون میده
اکو میخوای؟
ام... آره. ببخشید
باید اینو جواب بدم
سلام. آلتمن هستم
سلام. جانت؟ من دکتر میلین هستم
شنیدم پات درد میکنه
آره، و یه جور احساس سنگینی. نگرانم نکنه DVT (لخته خون) باشه
فکر کنم باید سونوگرافی بشه
حدس میزنم یه چکاپ کامل بخوای
آزمایش CBC، دی-دایمر و سونوگرافی داپلر
من جولز میلین هستم
رزیدنت سال دوم جراحیام
تو پزشک داخلی هستی، درسته؟
اوه، نه. وای. من دکتر نیستم. ببخشید
اوه، آره. داشتیم نقشبازی میکردیم. آره
هر چی اصطلاحات پزشکی بیشتر باشه، باحالتر میشه
آره، اینطوری "هال" هم درساشو خوب یاد میگیره
خب، واقعاً پادرد داری یا اینم جزئی از بازیه؟
اوه، نه. اون واقعیه
دردش از امروز صبح شروع شد
وقتی داشتیم سعی میکردیم قبل کار یه رابطه سریع داشته باشیم
میتونم معاینه کنم؟ اوهوم
ام، دردش چقدر طول کشید؟
آره، چند ساعتی شد
این اواخر داشتیم سعی میکردیم یه کم به رابطهمون تنوع بدیم
واسه همین میخوایم مطمئن شیم که مشکلی پیش نیومده باشه
خب، ام
DVT معمولاً با... فعالیت کمتر رخ میده
ولی احتیاط شرط عقله
پس چند تا آزمایش مینویسم... بسیار خب
و بهت خبر میدم
خیلی خب. ممنون، متشکرم
دکتر گریفیث
یه خانم ۳۸ ساله با یه تریاتومای مدیاستنِ بزرگ
که به شیمیدرمانی مقاوم بوده
با تنگینفسِ پیشرونده مراجعه کرده
ارتوپنه و آنژین هم داره
باید حداقل ۳۵ پوند (۱۶ کیلو) وزن داشته باشه
و بزرگترین قطرش هم ۲۷ سانتیمتره
تومور باعث جابهجایی قلب و عروق بزرگ شده
رگِ "اسویسی" تحتفشاره
و به لوب راست کبد هم فشار میاره
اوهوم، وضعیت ریهها چطوره؟
تحتفشارن و تقریباً به طور کامل کلاپس کردن
در لوبهای میانی، راست و پایینی
کسی تا حالا سعی کرده این تومور رو عمل کنه؟
اسمش لاندنه
و بله، دو بار توی بیمارستان "سیاتل پِرز" تلاش کردن
هر دو بار مجبور شدن عمل رو نیمهکاره رها کنن
چون روی تختِ اتاق عمل، ایست قلبی کرد
اما شما فکر میکنین اگه امتحان کنین
نتیجه متفاوت میشه؟ خب، من قبلاً
تومورهای بهشدت سختی رو خارج کردم
و... و این یکی خوشخیمه
پس اگه بتونیم با موفقیت خارجش کنیم
اونوقت میتونه به یه زندگی عادی برگرده
حتی اگه تیم بیهوشی رو هم راضی کنی
بازم ممکنه با یه خونریزی فاجعهبار روبرو بشی
و دقیقاً به همین خاطره که من الان توی شورای تومور هستم
جایی که بقیه به همکاراشون کمک میکنن
تا برای یه نقشه به نتیجه برسن
اگه کسی اینجا ذرهای احتمال میده که این کار شدنی باشه
لطفاً بگه
بله
موردِ غمانگیزیه دکتر بِیلی، اما
این کار یعنی یه شکایت قضاییِ حتمی
من باهات انجامش میدم
جایگزینش مراقبتهای تسکینیه، درسته؟
اوهوم. دکتر هانت، این کار اصلاً شدنی نیست
آره. خب، شما نمیدونین ما از پسِ چه کارایی برمیایم
خداحافظ. میدونستم یه ایدهای داری
آره، ولی هیچی به ذهنم نمیرسه
خب، ببین کی اینجاست
پروازت چطور بود؟
آه. آرومترین پروازی بود که توی این چند ماه داشتم
عالیه
دکتر وبر. باعث افتخاره
خیلی دربارهتون شنیدم. همهش هم تعریف بوده
کاترین خیلی خوشحاله که به تیم بوستون ملحق شدی
اون خوشحاله که منو از "اسلون کترینگ" قاپیده
شما در صف اولِ انکولوژیِ اورولوژی هستین
No comments yet. Be the first to leave one.