De eerste 200 regels.
¶ ¶
¶ داریم میریم به جزیره کینگزهد ¶
چون یه جایزه باکلاس بردیم
هی، هی! داریم میریم جزیره کینگزهد
آخه یه جایزهی باکلاس بردیم، آره همینه
داریم میریم همونجا که مایهدارها هستن
¶ برم ببینم واقعاً از ما بهترن یا نه ¶
¶ شایدم باشن، ولی ما بازم یه جایزه بردیم ¶
ایول. آره
شماها توی کشتی خیلی باحالید
آره، مردم دارن با این انرژی صفا میکنن
با اینکه همهشون دارن از نگاه کردن به ما فرار میکنن
و اون یارو هم داره سرشو تکون میده
سلام. هنوزم باورم نمیشه
مجله سبک زندگی کینگزهد
ما رو به عنوان "بهترین رستورانِ دربوداغونِ منطقه" انتخاب کرده؟
مگه "دربوداغون" بودن چیز بدی نیست؟
آره، ولی منظورشون یه جور ابراز علاقهست
مثل وقتی که من میگم: "بابا، ای پیرمردِ بویِ گندویِ دربوداغون، عاشقتم."
یه جورایی. منظورم اینه که خیلی افتخارِ بزرگیه
تازه باعث میشه رستوران کلی دیده بشه
ولی بابا، من سر در نمیارم
مگه خودت نگفتی این جایزهها مسخرهان؟
من کی اینو گفتم؟
این جایزهها مسخرهان
اصلاً داورشون کیه؟
دیوان عالی فودکورت؟ مسخرهست
این چیزای مزخرف همهش پارتیبازیه و اینه که کی رو بشناسی
آره، تو هم یه یاغیِ باحالی که هیچ دوستی نداری
دقیقاً، جین
خندهداره، اصلاً دیگه اون حسها رو ندارم
حالا که بردیم
تازه، معنیش اینه که میتونیم بریم به این جشنِ مخصوص برندهها
توی یه فضای شیکِ باغِ مجسمه
و قراره اونجا مینیبرگرهامون رو سرو کنیم
و حسابی دیده بشیم
بابا قراره کلِ اون باغِ مجسمه خودش رو "نشون" بده
جین، ای وروجک
بابِ شنگول رو ببین. چقدر بامزه شده
آره، مثل یه تولهسگِ پشمالویِ خوشحال که آب از لب و لوچهاش آویزونه
ممنون. یه کاپ هم قراره بگیریم
کاپ هم داره؟
آره. اصلاً نمیدونستم چقدر به یه کاپ احتیاج دارم
ولی شاید کل چیزیه که تو زندگی میخواستم؟
یه جورایی شبیه یه کُرهی عجیبه
عجیبه ولی باحاله
حالا که حرف از کُرههای عجیب شد
مامان، اون زیرِ پیرهنت چه خبره؟
این سوتین رو میگی
تنها سوتین تمیزی بود که برام مونده بود
ولی داره میره تو پشتم
درکت میکنم خواهر. سینه دیگه، نه؟
سینه. الهی آمین
واسه خاطر مراسم تا تهش تحمل میکنم
ما سینهدارها اینجوری هستیم دیگه، نه؟
خدا کنه هیچوقت به این چیزها دچار نشم
منم همین حس رو داشتم لوئیز، ولی بعدش دراومدن
اونقدرها هم بد نیست
سلام
مینیبرگر میل دارید؟ جون
ببخشید، نمیدونم چرا وقتی دادمش بهت گفتم "جون"
و-وقتی دادمش بهت
اِم، فعلاً. بهتون خوش بگذره
فکر کنم الان وقت خوبیه که در مورد اون فاجها بپرسیم
موافقم. بریم که فاجیطور بترکونیم
اِم، مادر؟ پدر؟ اون مغازه فاجفروشی رو یادتونه
که موقع اومدن از جلوش رد شدیم؟
"حرفتو به فاج بگو"؟ آره؟
خب، داشتیم فکر میکردیم شاید بعد از اینکه اینا تموم شد
بتونیم بریم مغازه فاج؟ حتماً
جدی؟ چه راحت بود
آره، باید چیزهای بیشتری بخوایم
ما اکستنشن مو میخوایم. کلی. سر تا پا
اوه. هی باب، ببین کی اینجاست
وای خدای من. این وینسنته؟
همون وینسنتِ "احتمالاً دزد جواهرات"؟
همگی، حواستون به جواهراتتون باشه
بچهها، هیس
هی، وینسنت
باب. لیندا. بچهها
سلام. هی. وینی
دیدم امسال رفتی توی لیست "بهترین لقمهها"
واقعاً حقت بود
میدونم. یعنی، اِم، ممنون
خب، چی شده سر و کلهت اینجا پیدا شده، وینسنت؟
هیچی، دارم فضا رو برانداز میکنم
دنبال ایده واسه رستورانم میگردم
و کلی هم میخورم. بیشترش خوردنه
دمت گرم مرد
فقط همین تو برنامهته؟ هوم؟
اِ... آره؟
همینجوری گفتم
چیز باحالی اینجا هست
که یهو بعد از تموم شدنِ مراسم
غیب بشه؟ چشمک، چشمک
منظورت رو نمیفهمم
در ضمن، توی این ملک هیچی نیست
که بیشتر از دو هزار دلار بیارزه
هر کسی عکسهای توی سایتشون رو
دیده باشه، اینو میدونه
آره
دو سه هزار تا ارزشش رو نداره
خوبی؟
آه، آره، فقط دارم حرکات کششی انجام میدم
این یه مدل کشش مخصوص رستوراندارهایه
یادش میگیری. و
رستوران
خب. اجازه هست؟
اوه، البته
ممم
دلم واسه گوشتت تنگ شده بود، باب
دلم واسه گوشتت تنگ شده بود
لطف داری، وینسنت. آخی
بسیار خب. ممم
میخوام کل این چمنزار رو بخورم و برم جلو
حتماً همینطوره
منظورم اینه که، واقعاً میخورم
هر چی تو بگی
اون یارو رو ببین
داره واسه خودش میچرخه و چیزای خوشمزه میخوره
باید باحال باشه. ولی ما باید کار کنیم
چون ما بچهایم و کارِ بچهها همینه دیگه
میدونین چیه؟ برین خوش باشین بچهها
من و مامانتون حواسمون به میز هست. مگه نه لین؟
آ-آره، حتماً
واو. باید زود به زود به این یارو جایزه بدیم
میتونیم برای چندتا جایزه دیگه همفکری کنیم
بلندترین صدای شاشیدنِ جهان؟ ممم
بیشتر فکر میکنم. نه، همون خوبه
هوم. «هویتِ اشتباهیِ کیکی»
اینجا کیکفروشیه؟ آره
پس قضیه این غذاهایی که شبیه کیک نیستن چیه؟
همهشون کیکن
شبیه کیک نیستن ولی واقعاً کیکن
جالبه... فکر کنم
تا وقتی مزهی کیک بده، خوبه
یه جورایی میده
مثل این میمونه که روکش خامه سفت و کشسان باشه
و به خوشمزگیِ خامه هم نباشه
اون فوندانته. مثل یه جور گلِ رُس میمونه که میشه خوردش
رفیق، هر گلِ رُسی رو میشه خورد
اَه، دیگه از دست این خسته شدم
دیگه بسه. انجامش میدم. واقعاً انجامش میدم، باب
اوم، چیکار میکنی؟
دارم سوتینم رو درمیارم
اوه. من... باشه
زود باش، جلوم رو بگیر، جلوم رو بگیر. صبر کن، چطوری
آه... میدونم اینجا یه جای شیکه
و باید دخترا رو مهار کنم، ولی اینطوری نمیتونم کار کنم
و تموم شد
خیلی بهتر شد. چطور به نظر میاد؟
خیلی تابلوئه؟
لباسش خیلی ضخیمه
شاید اوکی باشه، نه؟
بیخیال باب، به سینههام نگاه کن
باب بلچر؟
اوم، اینجا همون "بهترین پاتوقِ کل خشکیه"؟
بله خودشه. ب. پ. خ
شاید نباید اونطوری میگفتم
من سابرینام، اومدم راهنماییتون کنم
تا بریم به جایگاه برندهها واسه عکاسی
اوه. باشه، عالیه
لطفاً دنبال من بیاین
اومدیم، اومدیم
نرم راه برو
هیچجام نباید تکونتکون بخوره
اون چی بود؟ هیچی
خب، شما توی مجله کار میکنید؟ چیکاره هستید؟
من دستیار مارگو هستم
مارگو؟ پولو! ها! ببخشید
مارگو بوشمیلر، اون ناشر مجلهست
سابرینا
میزِ کاپها رو درست کردی؟ لقه
درستش میکنم
ببخشید بابت زمینِ بیرون
و اینکه صاف نیست. تقصیر منه
خودتو جمع و جور کن سابرینا
آره. بگذریم، بفرمایید
واو. چه باحال
اوه. یا خدا. ببخشید. سنگینه
اوه، میتونم نگهش دارم؟
باشه لین. فقط خیلی مراقب باش
باشه، حواسم هست... اوه
مطمئنم خیلیا مثل ما از دستشون میافته
نه... واقعاً نه
اوه. آه
دارن عالی پیش میرن
خب، اونا همهمون رو از دستشون انداختن
و آخرش همهمون سالم موندیم
به جز تینا. چی؟
خب، محکم گرفتینش؟
بله. بله
و به دارن نگاه کنید
خانم، میتونید رو به ما بچرخید؟
اوم، آره. آره، آره، آره. آره
لین، داری چیکار میکنی؟ هیس-هیس-هیس-هیس. سینهها
خیلیخب، این چیه... فقط انجامش بده
باشه، هورا. تبریک میگم، موفق شدین
همین؟ همین
اوه، اوکی. ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.