De eerste 124 regels.
مگنِت فیشینگ خیلی باحاله.
آره.
حالا این دفعه یه چیز خوب بکش بالا، نفهم،
مثلاً یه تفنگ زنگزده یا یه تیکه طلا.
اوه!
اوه، باتهد.
یه چیز گنده گیرم اومده.
آه!
آه!
باتهد، داره له میکنه--
دندههام رو.
مسخرهبازی درنیار با اون آهنربا، نفهم.
ما میخوایم اینجا پول دربیاریم.
آه!
آه! آه!
چسبیده به پیسمیکرم.
اوه، باحال.
حالم خوب نیست.
پیسمیکر اصلاً چیکار میکنه؟
من کجام؟
فقط یه نقطه میبینم.
اه.
ول کن دیگه.
آهنربا رو قُرقیش نکن.
اوه.
اوه، باتهد، یه چیز خوب گیرم اومد.
اوه!
اوه، باتهد، ببینش!
این دوچرخه منه از وقتی که بچه بودم!
کادوی دوستپسر جدید مامانم بود
تا بهش درباره خونواده دیگهاش چیزی نگم.
آره.
اینجاست که اسممو روی رنگش خط انداختم.
میبینی؟
بیویس.
تو هم دوستش داشتی، یادته؟
چرته.
تو فقط حسودیت میشه چون من کادو گرفتم.
نه، نیستم.
من مثلاً برات خوشحالم یا یه همچین چیزی.
بعد یه روزی یکی دزدیدش.
یه روزی میفهمم کی بوده.
و بقیه عمرمو صرف میکنم
که پدرشونو دربیارم.
آره.
بیویس، یه چیزی هست که باید بهت بگم.
آره؟
چیه؟
استوارت بود.
استوارت.
این دختره چش شده؟
یه کم عجیب غریب به نظر میاد.
اِم، اون دختر نیست.
اون کید لارویه.
نه، منظورم اون یکی دختره بود.
اون مو بلونده، میدونی؟
یه چیزیه، اِم... یه اتفاقی داره میفته.
اِم، فکر کنم مثلاً اینجا اِلایه.
و میگن مثلاً آدمای تو اِلاِی همهشون پلاستیکیان.
صورتشونو پر از بِروبلاکسین میکنن.
ولی جواب میده، چون قسم میخورم مثلاً ۵۰ سالشه.
اوه.
فکر کنم مثلاً واقعی نیست.
اِم... آها، آره.
اون مثلاً یه عروسک عشقیه.
اوه، واقعاً؟
منظورت چیه؟
آره، اون فقط مثلاً یه عروسک اندازهی آدمه.
و هر کاری بخوای میتونی باهاش بکنی.
اوه.
پس میتونی هر کاری بخوای بکنی؟
آره.
وایسا، وایسا.
این خلاف قانونه، مگه نه؟
نه، فکر نمیکنم.
و یکی از اونا چقدر پولشه؟
اِم، نمیدونم.
فکر کنم گرونن.
آره، منم همین فکرو میکردم.
آره.
یه دقیقه وایسا.
شاید بتونم مثلاً یکی درست کنم.
این چیزا از چی ساخته شدن؟
اِم، نمیدونم--
پلاستیک یا یه چیزی؟
آره، آره!
میتونیم مثلاً یه عالمه پلاستیک بگیریم و همهشو ذوب کنیم
و یکی از اون چیزا درست کنیم.
نمیشه که انقدر سخت باشه.
اِم، خیلی سخت به نظر میاد.
باید مثلاً یه عالمه پلاستیک رو قالببندی کنی
به چیزی که شبیه یه دختر باشه.
اونقدرا هم لازم نیست شبیه یه دختر باشه.
در واقع، برای چیزی که من تو سرم دارم،
اصلاً لازم نیست شبیه یه دختر باشه.
تنها کاری که باید بکنیم اینه که، اِم--
خب، بذار ببینم.
واقعاً تنها چیزی که لازم داره یه چیزه.
اینا رو بیار اینجا.
باشه.
آره، ببین، کلی از این بطریهای پلاستیکی داریم.
میدونستم یه دلیلی داره که ما بازیافت نمیکنیم.
آره.
قیچی رو کجا گذاشتی، کلهکیر؟
امم، نمیدونم.
اینا رو بیار.
شاید یه دریل.
دریل.
بیویس، اگه میخوای این مبل رو سوراخ کنی،
کونت رو پاره میکنم.
اوه.
آها، باشه.
آره، یه چیز دیگه فکر میکنم.
آها، میدونم.
میدونم.
آره، آره، آره، مایکروفر!
آره، اینو ببین.
ام، بیویس؟
بوی پلاستیک سوخته میاد.
آره، آره.
آره، هست.
داره آب میشه.
ببینش.
آتیش! آتیش!
No comments yet. Be the first to leave one.