De eerste 200 regels.
گرمت شد؟
آره
رابی، این اصلاً باحال نبود
فقط یه بطری دیگه. مگه فرقی هم میکنه؟
باشه، معذرت میخوام
منو میبخشی؟
اون چی بود؟ چی؟
اون صدا
بهش میگن «دریاچه»
اون صدای دریاچه نبود
دیدی؟
بیخیال بابا
ما اینجا کاملاً تنها هستیم
تو هم شنیدیش؟
رابی؟
داری چیکار میکنی؟
بابام حتماً یه جایی یه چراغقوه داره
رابی، من میترسم
نگاه کن، یه سمور آبی
احتمالاً فقط داره چک میکنه که ما شکارچی نباشیم
اوهوم
سمورهای آبی همین کارو میکنن
یا شایدم
هیولای دریاچه بوده که اومده تو رو بگیره
تو هم ترسیده بودی رابی
آره، آره، اصلاً دارم از ترس میلرزم
هرچی. فقط بدجنس نباش
فکر میکردم اومدیم اینجا که خوش بگذرونیم
هی، هی. چی؟
بیا... بیا عجله نکنیم، باشه؟
بهم اعتماد نداری؟
دستات سرده... و خیسه
کریسی؟
کریسی
کریسی
سلام
سلام عزیزم. درست موقع صبحانه رسیدی
فکر کردم هنوز خوابی
اگه زود بیدار نشم که نمیتونم ببینمت
تخممرغت رو چطور میخوری؟
فقط یه کم قهوه
باید برم سر کار. کت
مامان
فکر کنم فردا یه زمانی ببینمت
از اینکه تمام شب رو توی دریاچه باشی خوشم نمیاد
آره، منم همینطور
ولی یا باید این کار رو میکردم یا مجوزم باطل میشد
این کت واقعاً سلیطهست
آره، ولی به پولش نیاز داریم
فکر میکنی اون دانشمنده گیاهخوار باشه؟
نمیدونم. وقتی دیدمش ازش میپرسم
خب اگه باشه هم، به درک
برای ناهارت کالباس درست کردم، برای شام هم مرغ
مرسی عزیزم
امروز زیاد به خودت فشار نیار، خب؟
کاندیس دیرتر میاد. زمانبندی خوبیه
خب، آخرین بار کی دیدیش؟
ساعت شش دیروز با رابی مکگرگور
ساعت شش
من از اول به کریسی گفتم که اون پسر دردسرسازه
خب، من نگران نیستم. منظورم اینه که اون یه نوجوانه
تمام شب رو با دوستپسرش بیرون مونده، میفهمی که؟
اون دوستپسرش نیست. فقط داره باهاش بازی میکنه
باز با این حال، مطمئنم به زودی میاد خونه
یادت میاد وقتی بچه بودی و یواشکی رفتی به خشکی؟
و تمام پول بنزینت رو خرج سیگار و آبجو کردی؟
الان کریسی مسئولیت منه
اون خواهر کوچیکمه
ولی کریسی دختر باهوشیه، میدونی که؟
میتونه از پس خودش بربیاد
تازه، من تا وقتی بیست و چهار ساعت از ناپدید شدنش نگذشته باشه
نمیتونم گشتی بفرستم، ویل
خودت اینو میدونی
نمیدونم چرا فکر کردم تو کمک میکنی
زک، کتم
بگو کت
میتونی یه لطفی در حقم بکنی رفیق؟
میخوام یه قایق بفرستی به ساحل شمالی
دنبال قایق جو مکگرگور میگردم؛ «نووا ولف»
حله
ممنونم
ما اینجا چیکار میکنیم؟
بیخیال، پس حس ماجراجوییت کجا رفته؟
نصف لذتش به مسیرشه
لاریسا، بیا بیرون
به جزیره فِلس خوش اومدین
مایلید یه تیشرت بخرین؟
هیولاهای دریاچه؟
آقا، اینا همش اراجیفه
جیمز، بیادبی نکن
ولی مامان... اشکالی نداره خانم
منم اولش تردید داشتم. منظورم اینه که
تا وقتی که با چشمای خودم دیدمش
یه شب مهآلود بود
درست همینجا، توی همین ساحل
یه هیولای سیاه و لزج رو دیدم
که سرش رو از آب آورد بیرون
ممنون
مراقب اون هیولاهای دریاچه باشید
سلام
سلام
میتونم کمکتون کنم؟
آره. من دن لِـلند هستم. اومدم افسر توماس رو ببینم
اوه، بله، دکتر للند
بله، از آژانس ملی تحقیقات
اقیانوسشناسی. بله
آره. ما بهش میگیم «نورا»
خب، میشه بهش خبر بدین من اینجام؟
من کاترینا توماس هستم، سلام
من افسر شیلات جزیره فلس هستم
توماس، ببخشید
خوش اومدین
میتونی «کَت» صدام کنی
بسیار خب
خب، ببخشید که اینجا یه کم ریخت و پاشه
راستش، کلانتر گریدی
همین اواخر فوت کرد
و این باعث شده که الان من تنها مأمور قانون اینجا باشم
که یه جورایی ترسناکه
درک میکنم
دوست دارم تجهیزاتم رو هرچه زودتر ببرم توی قایق
اوه، نمیخوای اول بری هتل
یا جایی مستقر بشی؟
نه، نه. اول کار، بعد تفریح
درسته
و فقط جهت اطلاعت بگم که
آوردنت توی این قایق اصلاً کار راحتی نبود
چرا؟ نورا پول خوبی نمیده؟
نه، مسئله اینه که ما قبلاً هم اینجا محقق داشتیم
اونا میگن که میخوان کمک کنن و بعد گزارشهاشون رو تحویل میدن
و شیلات تعطیل میشه
خب، من اینجا نیستم که کمک کنم
من قراره یه تحقیق بیطرفانه انجام بدم
تا بفهمم چرا میزان صید اینقدر سقوط کرده
تو با کاپیتان گانر ثورسون میری بیرون
اون بهترین ماهیگیر جزیرهست
عالیه
بذار حدس بزنم
گانر، ایشون دکتر دن للند هستن
از طرف نورا
میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم، لطفا؟
فقط یه لحظه طول میکشه
چی شده؟
گفتی یه محقق رو با خودم ببرم
نه یه کوه تجهیزات رو
اون یه محققه گانر. چه انتظاری داشتی؟
خب، پس تو همون یارو دانشمنده هستی
قراره به ما بگی چرا ماهی نداریم؟
درسته. داری وقتت رو تلف میکنی
این اصلاً چیز پیچیدهای نیست
کار بومیهاست
هر چی دلشون میخواد صید میکنن، بدون هیچ مجوزی
یه مشت اراجیف درباره حقوق قبیلهای
فقط از رئیس پوکاهانتس بپرس. اون همه چی رو بهت میگه
اون مشکل من نیست. اون یه دورگهست
از اونایی که بهشون میگن «مِتی»
یه رگش سفیده، یه رگش رنگینپوست، از هر دو طرف هم دیوونهتره
خیلی خب، وسایلت رو بیار تو. جلوی دست و پا نباشه
اینجا یه قایقِ کاره
کی راه میافتیم؟
پنج دقیقه پیش
فوقالعادهست
سفر خوشی داشته باشی
ژنراتور نویِ خوبیه
لنگرِ خودت رو هم آوردی؟
برای برقرسانی به بعضی از تجهیزاتم بهش نیاز دارم
یه پریز درست اونجا هست
آره، میدونم، ممنون
اما خروجی برق متناوب موتور شما نوسان داره
اوه
هی، اسپایدر! جوردی
خروجی برق متناوب موتور نوسان داره
مسئول بندر، اینجا فِـریاست
ما راه افتادیم
همه چی ردیفه، گانر. موفق باشی
اوه، این صخرهها رو ببین
واقعاً خیرهکنندهست
این دیگه چه
جیم، عزیزم. بیا دیگه. گشنهمونه
جیم؟
بچهها، ندیدین پدرتون کجا رفت؟
نه. کجاست؟
جیم؟
عزیزم، داری بچهها رو میترسونی
جیم
چیزی پیدا کردی؟ آره
اونقدر ماهی اونجاست که میشه روشون راه رفت
فقط نخواستم مزاحمت بشم
ماهی پیدا کردی پروفسور؟
راستش یه جورایی عجیبه. فکر کردم یه لحظه
یه چیز خوبی پیدا کردم
میتونست یه گله بزرگ از ماهیهای سوف باشه
ولی یهو ناپدید شد
چی؟ ماهیها ناپدید شدن؟
اسپایدر، ماهیها ناپدید شدن
کجا رفتن؟
نمیدونم. از پروفسور بپرس
این دیگه چه کوفتیه؟
هی، به اون دست نزن، لطفاً
این یه تجهیزات استاندارده
No comments yet. Be the first to leave one.