De eerste 200 regels.
یه دختری توی این شهر ساحلی هست
که کارش ریختن ویسکی واسه مشتریهاست
بهش میگن: "برندی، یه دور دیگه بیار"
اونم واسهشون ویسکی و شراب سرو میکنه
ملوانها میگن: "برندی، تو دختر معرکهای هستی"
"چه زن زندگیای میشی تو"
بیا دیگه! یواشتر
از این طرف، سوسن وحشی من! بدو
داری منو کجا میبری؟
بیا، بیا دیگه
ببین. نگاه کن
وای، چقدر قشنگه
میترسیدم به این خاک نسازه
ولی خیلی زود ریشه زد
و به زودی، همهجا رو میگیره
سرتاسر عالم
خب، نمیفهمم چی داری میگی
ولی از طرز گفتنت خوشم میآد
قلبم مال توئه
مردیت کوییل
باورم نمیشه عاشق یه آدم فضایی شدم
وقت نمایشه، عوضیها
هر لحظه ممکنه برسه
که البته به ضرر خودشه
فکر میکردم تخصص تو شمشیر باشه؟
ما رو استخدام کردن که جلوی یه هیولای بینبعدی رو بگیریم
که از این باتریها تغذیه نکنه، اونوقت من با شمشیر جلوش رو بگیرم؟
آخه، شمشیر مال تو بود و تفنگ مال من
ولی انگار الان هردومون تفنگدار شدیم. فقط من خبر نداشتم
درکس، چرا یکی از جتپکهای راکت رو نپوشیدی؟
درد داره
درد داره؟
نوک سینههام حساسه
"نوک سینههام درد میکنه! وای، طفلی من!"
اون چی؟ اون داره چیکار میکنه؟
دارم اینو تموم میکنم که موقع کار بتونیم آهنگ گوش بدیم
آخه این کجاش اولویته؟
تقصیر کوییله. اون بود که اینقدر عاشق موسیقیه
نه، راستش من توی این مورد با درکس موافقم
الان این اصلاً اهمیتی نداره
اوه، باشه. حتماً، کوییل
نه جدی، من طرف درکسم
نه، میفهمم. الان خیلی جدی هستی
دارم قشنگ میبینم که داری چشمک میزنی
لعنتی. دارم با چشم چپم میزنم؟
من گروت هستم
اونا مسخره نگات نمیکردن
عجب هیبتی داره
گروت
گروت، برو کنار! صدمه میبینیها
سلام
نه! زود بندازش بیرون
یالا دیگه
حالم به هم خورد
پوست این هیولا ضخیمتر از اینیه که بشه از بیرون سوراخش کرد
باید از تو پارهش کنم
چی؟
نه، نه! دراکس، یه لحظه صبر کن
دراکس
داره چیکار میکنه؟
گفت پوستش ضخیمتر از اینیه که از بیرون بشه سوراخش کرد، واسه همین
آخه این چه منطقیه؟ منم سعی کردم همین رو بهش بگم
پوست از تو و بیرون ضخامتش یکیه
اینو که میدونم
یه بریدگی روی گردنشه
راکت، کاری کن سرشو بگیره بالا
هی، میمون دریاییِ غولپیکر! این بالا رو نگاه کن
مواظب باش، کوییل
آره! من به تنهایی
این هیولا رو از پا درآوردم
چی؟
اسمشون چی بود دوباره؟
باتریهای آنولاکس
باتریهای هاربولاری
این اصلاً شبیه اون چیزی نبود که من گفتم
ولی هر کدومشون هزاران یونیت میارزن
واسه همینه که «ساورن» ما رو استخدام کرد تا ازشون محافظت کنیم
جلوی اینا حواست به حرف زدنت باشه. زود بهشون برمیخوره
مجازاتِ گناه، مرگه
ازتون ممنونیم نگهبانان، که جونتون رو به خطر انداختین
ما نمیتونستیم جون شهروندان ساورن رو به خطر انداختین
هر شهروندی دقیقاً طبق طراحیِ جامعه به دنیا میاد
چه از نظر جسمی و چه ذهنی، بینقص
ما دیانایِ نسلمون رو کنترل میکنیم
و اونا رو توی کپسولهای زایمان پرورش میدیم
فکر کنم من ترجیح میدم آدمها رو به روش سنتی بسازم
شاید یه روز بتونی بهم درس تاریخ بدی
دربارهی روشهای باستانیِ اجدادمون
صرفاً جهت مقاصد علمی
باعث افتخارمه، بله
در راهِ تحقیق و پژوهش
فکر کنم میتونه خیلی، اه
چندشآور باشه
من اهل اینجور روابطِ گذری نیستم
اوه، بیخیال
مردمِ شما در ازای خدمات ما، قولی داده بودن
بیارینش
و ما هم با کمال میل میریم پیِ کارمون
تجدید دیدار خانوادگی. ایول
میدونم اون خواهرته
اون برای من ارزشی بیشتر از جایزهای که تو "زاندار" براش بریدن، نداره
سربازهای ما وقتی داشت سعی میکرد باتریها رو بدزده، دستگیرش کردن
هر بلایی میخواید سرش بیارید
ازتون ممنونیم، عالیجناب عایشه
اصالت شما چیه، آقای کوییل؟
مادرم اهل زمینه
و پدرتون؟
اهل میزوری نیست. کل چیزی که میدونم همینه
من این رو درون تو میبینم
یه تبار غیرمعمول
یه دورگه که به نظر میرسه به طور خاصی
کلهخره
میدونی، بهم گفته بودن شماها یه مشت آدمِ افادهایِ نچسب هستین
ولی اصلاً هم اینطور نیست
اوه، لعنتی
باز دارم با اون یکی چشمم چشمک میزنم، نه؟
معذرت میخوام. قرار بود این حرف رو پشت سرتون بزنم
برو خدات رو شکر کن که نکشتنت
آره واقعاً، گل گفتی
میخوای چندتا باتری بخری؟
خیلی خب، بیاید این کچل رو ببریم زاندار
و جایزهمون رو بگیریم
اون حرفهایی که در مورد پدرم زد
فکر کرده کیه؟
میدونم روی این قضیه حساسی
حساس نیستم. فقط نمیدونم اون کیه
ببخشید اگه به نظر میرسید داشتم با عالیجناب لاس میزدم
نمیزدم
برام مهم نیست اگه میزدی
خب، من حس میکنم برات مهمه
واسه همینم دارم معذرتخواهی میکنم. پس، ببخشید
گامورا وصلهی تن تو نیست، کوییل
سایهی لعنتی
تو کل کائنات دو جور موجود داریم
اونایی که میرقصن، و اونایی که نمیرقصن
اوهوم
من اولین بار معشوقهم رو توی یه گردهمایی جنگی دیدم
وای، خدای من
همه توی دهکده داشتن خودشون رو بالا و پایین میانداختن و میرقصیدن
به جز یه زن
"اوِت" من
همون لحظه فهمیدم که اون جفتِ منه
اگه خوشنواترین آهنگ دنیا هم پخش میشد
اون حتی پاش رو هم تکون نمیداد
حتی یه عضلهش هم تکون نمیخورد
آدم فکر میکرد مردهست
واقعاً جذاب به نظر میاد
باعث میشد پایینتنم حسابی برانگیخته بشه
باشه، فهمیدم، آره
من رقصندهام، گامورا نیست
فقط باید یه زنی پیدا کنی که مثل خودت... بدبخت باشه
ممم
گشنمه. از اون ریشه «یارو» یه کم بده به من
نه. هنوز نرسیده
و ازت متنفرم
از من متنفری؟
تو منو اونجا ول کردی و اون سنگ رو واسه خودت دزدیدی
و با این حال الان اینجا مثل یه قهرمان وایسادی
به زودی از شر این دستبندها خلاص میشم و میکشمت
قسم میخورم
نه
تو قراره بقیه عمرت رو
توی یه زندان تو «زاندار» بگذرونی
در حالی که حسرت میخوری که کاش میتونستی
این خیلی عجیبه
یه ناوگان از «ساورینها» داره از پشت سر بهمون نزدیک میشه
گامورا، آخه چرا باید این کارو بکنن؟
احتمالاً چون راکت چند تا از باتریهاشون رو دزدیده
پسر
درسته
اون فقط «چند تا» از اونا رو ندزدیده
اصلاً نمیدونم چرا افتادن دنبالمون. عجب معمای پیچیدهایه
با خودت چه فکری کردی؟
پسر، دزدیدنشون خیلی راحت بود
دفاعیهت همینه؟ بیخیال بابا
دیدی اون کاهن اعظم چطوری با تحقیر باهامون حرف زد؟
حالا دارم بهش یه درس درست و حسابی میدم
اوه، نمیدونستم انگیزهت نوعدوستی بوده
واقعاً حیفه که ساورینها منظورت رو اشتباه متوجه شدن
و دارن سعی میکنن ما رو بکشن. دقیقاً
داشتم تیکه میانداختم
اوه، نه
خب باید با لحن کنایه حرف بزنی
حالا من احمق به نظر میام
میشه این بحث و جدل رو بذارید کنار
تا بعد از اینکه از این جنگ فضاییِ عظیم جون سالم به در بردیم؟
دارن بیشتر میان! خوبه
دلم میخواد یه چند نفری رو بکشم
قرار نیست کسی رو بکشی
همه اون سفینهها از راه دور هدایت میشن
لعنتی
تأخیر برای چیه، دریاسالار؟
کاهن اعظم، باتریها به شدت قابل اشتعال هستن
و میتونن کل ناوگان رو نابود کنن
نگرانیِ ما، توهینیه که اونا به مردمِ ما کردن
ما استخدامشون کردیم و اونا ازمون دزدی میکنن
این بالاترین حدِ کفر و خیانته
تمامِ ماژولهای فرماندهی
بزنید بکشیدشون
نزدیکترین سیاره قابل سکونت کدومه؟
No comments yet. Be the first to leave one.