De eerste 200 regels.
خوب گوش کنید عزیزان من
وگرنه از این زنا عقب میمونید
جین، نویسنده نترس ما
یه مقاله درباره یه نماینده مجلس نوشت
و کشف کرد که همهچیز سیاسیه
داری درباره من مینویسی؟ به خدا که
و سیاست باعث میشه آدمها همنشینهای عجیب اما جذابی بشن
کت کلاً تو دنیای واقعیت مجازیه
که گاهی وقتها به واقعیتِ واقعیش ترجیح داره
اما نه همیشه
سلام
و ساتن با رفتن پیش الیور، لورن رو دور زد
بخش مد. اوم، دفتر لورن پارک
و مچش گرفته شد. اوضاع خیته
اما وقتشه که منم برم سراغ مرحله بعد
ولی برای زنای مجله «بولد تایپ» مشکلی نیست
اونا اونجوری حرف میزنن
اهل کجایی؟
نقشه رو نشونم بده
نیاز به راهنمایی دارم
من پایهام
آره، ازش استقبال میکنم
یه جورایی ازش خوشم میاد
یه جورایی ازش خوشم میاد
اوه
تو اون ویژگی خاص رو داری
یه حس و حال متفاوت
باید بگم که این به نفعت تموم میشه
یه جورایی ازش خوشم میاد
اوه
من
من
اتاقت کجاست؟ اون دره
من
یه جورایی ازش خوشم میاد
یه جورایی ازش خوشم میاد
اوه
من
یه جورایی ازش خوشم میاد
یه جورایی ازش خوشم میاد
اوه
لب به چیزی نزدم
ولی منگم
معمولاً اینقدر راحت راضی نمیشم
بگو چی میخوای
یه جورایی ازش خوشم میاد
یه جورایی ازش خوشم میاد
وقتی رنگهامون با هم یکی میشن
چه شب قشنگیه
بذار ستارهها بسوزن و تموم بشن
ما الان خیلی رو فرمیم
و یه جورایی ازش خوشم میاد
یه جورایی ازش خوشم میاد
اوه
یه جورایی ازش خوشم میاد
اوه
من
یه جورایی ازش خوشم میاد
یه جورایی ازش خوشم میاد
اوه
من
یه جورایی ازش خوشم میاد
یه جورایی ازش خوشم میاد
اوه
هی نا نا هی نا نا نا
هی نا نا هی نا نا نا
هی نا نا هی نا نا نا
احساس سرزندگی میکنم. تو هم حس میکنی زنده شدی؟
نه واقعاً
اوه، تو فوقالعادهای
اوه، ممنونم
قهوه بعد از ارگاسم برای جین
و اینم یه قهوه مخصوص بیخوابی برای ساتن
چی... به همین زودی بهش گفتی؟
بیخیال... همون موقع که داشت اتفاق میافتاد بهم پیام داد
ببین، حالا که رابطه جنسی خیلی خوبی داری
شاید بد نباشه بگم که دیوارها خیلی نازکن
صبر کن، چطوری شد؟ نمیدونم
فقط... از فکر و خیال اومدم بیرون
و اوه، اون گفت: «بگو چی میخوای.»
اووه. مگه بتمنه؟
هیس. داره به جای خوبش میرسه
ادامه بده عزیزم
اوم... من یه لامپو شکستم
چند تا لامپو شکستی
«لامپ» استعاره از چیز دیگهایه؟
چون به جزئیات خیلی بیشتری نیاز دارم
کمد؟
فقط پنج دقیقه تا اومدن لورن وقت دارم
ژاکلین میخواد فوراً منو ببینه
وای خدای من
فکر میکنی میدونه؟
احتمالاً صداتو شنیده
هی نا نا هی نا نا
ژاکلین، میخواستی منو ببینی؟
آره جین، بیا تو و بشین
درباره «اتاق نویسندگان» تو مرکز شهر چیزی میدونی؟
اونا سمینارهای کوچیکی درباره نویسندگی و روزنامهنگاری برگزار میکنن
و امشب یکی درباره گزارشگری سیاسی دارن
و تو قراره بری
اوم، میخوای تو یه کلاس نویسندگی شرکت کنم؟
بذار روشنتر بگم
از تو دعوت شده که عضو پنل باشی
اسمش «صداهای سیاسی نوظهور زیر ۳۰ سال»ـه
واو. مقالهت درباره اون نماینده مجلس
حسابی سروصدا کرده. تبریک میگم
باید اینو فوراً به دستشون برسونی
و اونا یه بیوگرافی و عکس میخوان
و جین، بیا از اون عکس سلفی به عنوان عکس رسمیت استفاده نکنیم
البته
منم امشب اونجا میام
این فوقالعادهست. ژاکلین، خیلی ممنونم
جین، من بهت اعتماد کامل دارم... میدونم که عالی عمل میکنی
تمام تلاشمو میکنم
اوه، و الکس رو هم میفرستم
اون قراره یه گزارش درباره تو برای سایت بنویسه
خیلی خب. ممنونم
هوم
اوه، بله. خب
چی لازم داری؟ اینکه بری پیش هیئتمدیره
میخوام یه ستون جدید برای سیاست راه بندازم
پوشش هر دو جناح، با آپدیتهای روزانه
واو، این خیلی بیشتر از کاریه که معمولاً انجام میدیم
همینطوره، ولی من نگاهی به آمار انداختم
و مقالههای سیاسیمون دارن خیلی مورد استقبال قرار میگیرن
بازم داری از زمانه جلوتر حرکت میکنی؟
نه. این دفعه برای یه بار هم که شده عقب موندم
زنان جوان میخوان درگیر مسائل سیاسی بشن
پس بیاین همراهشون کنیم
خیلی خب. با هیئتمدیره مطرحش میکنم
عالیه
آدینا
کت
خوشحالم میبینمت. آره، منم همینطور
اشکالی نداره؟
حس بدی دارم که مزاحم کارت شدم
نه، مشکلی نیست. به نظر مهم میاد
همینطوره. اوم
میتونیم خصوصی حرف بزنیم؟
آره، میخوای بریم یه قهوهای چیزی بخوریم؟
هوم؟
کمی استرس دارم بابت چیزی که باید ازت بخوام
هر چی میخوای بپرس
تصمیم گرفتم تلاشمو بکنم تا ویزای کارم رو تمدید کنم
اوه. این عالیه
حس میکنم هنوز کارم اینجا تموم نشده
کوکو برای کار باید برگرده فرانسه، ولی من میخوام بمونم
به هر حال، مراحلش مثل کابوس میمونه
اونا کلی مدرک و توصیهنامه اخلاقی میخوان
و امیدوار بودم تو بتونی یکی برام بنویسی
آره... آره، حتماً، باعث افتخارمه
واقعاً؟
آره. خیالم خیلی راحت شد
میدونم خیلی زحمت داره
نه، منظورم اینه که کلاً ۱۴۰ کاراکتره، مگه نه؟
ممنونم. واقعاً فکر میکنم
یه نامه از طرف «اسکارلت» کمک میکنه
درسته. آره، از طرف «اسکارلت»
جدی برای یه لحظه فکر کردم آدینا اومده اینجا
که بهم بگه بهم حس داره
و حالا دارم براش توصیهنامه مینویسم
هوم
اوه، هی، بالاخره
جزئیات رو بگو، لطفاً
اوم، جزئیات رو بذار کنار
کمکتو میخوام تا یه لباس برای عکس رسمیم انتخاب کنم
اصلاً چرا عکس رسمی میخوای؟
چون قراره توی یه پنل حضور داشته باشم
گزارشگرهای جوان با صداهای تأثیرگذار
نه بابا، خیلی عالیه. میدونم
واقعاً بابتش هیجانزدهام
و ژاکلین هم واقعاً تحت تأثیر قرار گرفته بود
خیلی خب، این عالیه عزیزم ولی داری منو میکُشی
تو همین الان اولین ارگاسمت رو تجربه کردی
بیخیال
میتونم بعداً بیام
راستش نه، نمیتونم. اوم، ساتن
اوه، لورن با من کار داره؟
راستش الیور باهات کار داره
میخواد فوراً تو را ببینه
وای خدای من
کلاً قضیه مربوط به اون شغلِ بخش مده، مگه نه؟
«اسکارلت»
الیور؟ سرم شلوغه
خواستید منو ببینید. اوه، درسته
ببخشید. بیا تو
داشتم بدون دستیار کار میکردم
که به همین خاطر الان اینجایی
چند تا کاندیدای دیگه هم هستن
پس امیدوارم بخت و اقبال باهات یار باشه
از همه متقاضیها خواستم یه «مود بورد» درست کنن
میخوام با استفاده از دنیای مد بهم بگی کی هستی
خیلی خب. میتونم انجامش بدم
ساتن، یه کاری کن یه چیزی حس کنم
حتماً
ممنون که منو در نظر گرفتید
باید از لورن تشکر کنی
فکر نکنم تا حالا شنیده باشم اینجوری از کسی تعریف کنه
یه جورایی نگرانکننده بود
به هر حال، اون دو تا اسم بهم داد
No comments yet. Be the first to leave one.