Emily in Paris

Emily in Paris

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 5

Release informatie

Emily in Paris S05E06 The One Where Emily Goes to the Embassy 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 6 Emily in Paris 2020 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-31
Downloads: 28
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

صبح بخیر

برات از اون کروسان‌های مورد علاقه‌ت گرفتم، از اونایی که قشنگ لایه لایه و تُردن

فکر کردم شاید بتونیم با هم صبحونه بخوریم؟

نمی‌تونم. دارم می‌رم بیرون

تازگیا خیلی می‌دوی. داری واسه ماراتن تمرین می‌کنی؟

امیلی، نمی‌دونم چند بار دیگه باید بگم معذرت می‌خوام

می‌شه لطفاً، خواهشاً فقط دربارش حرف بزنیم؟

نیازی نیست

مشکلی نیست. منم خوبم

واقعاً؟

اون لبخندت جوریه که انگار داری درد می‌کشی

نه، همه چی عالیه

امم... آره، ولی باید برم

امیلی

امیلی! هی

امیلی! هی

این دیگه چی بود؟

آخ

وای خدای من! ببخشید! معذرت می‌خوام

ببخشید. ببخشید

همین الان با کروسان زدی بهم؟

پشتت رو نشونه گرفته بودم

شش تا بلوکه که دارم... سعی می‌کنم نظرت رو جلب کنم

وای خدا. فکر کنم دارم سکته قلبی می‌کنم

هنوز یه مایلم ندویدیم

تو هم اگه کفش لژدار پات بود همین رو می‌گفتی

آخ

ام

این فاصله عجیبی که بین‌مونه باید تموم شه

باشه، خیلی سرد و مودب شدی

خیلی افتضاحه

باشه، پس سعی می‌کنم کمتر مودب باشم. آره

فقط... از دستم عصبانی باش

واسه قضیه آلفی متأسفم

تو نمی‌فهمی

بحث این نیست که با هم دوست شدین، خب؟

مخفیش کردی. بهم دروغ گفتی. می‌دونم

و

و بابتش از خودم متنفرم

من و آلفی واقعاً رابطه‌مون جدی نبود

ولی مخفی کردنش حماقت بود

ژولین گفت که این‌جوری گندش درمی‌آد. باید به حرفش گوش می‌کردم

آره، و ژولین هم می‌دونست

آخه چطور تونستی قبل از من به اون بگی؟

اوه نه. نه، نه، نه

من بهش نگفتم. اون مچمون رو توی سولیتانو گرفت

فکر نمی‌کردم کسی بتونه ما رو ببینه. چطور من این رو نمی‌دنستم؟

توی رم سر قضیه تو و مارچلو این‌قدر شلوغ‌پلوغ بود

و اون همه دردسر

ام، احساس نکردم موقعیت مناسبی پیش بیاد

موقعیت مناسب نبود؟ باشه، ما هم‌خونه‌ایم. ما تا دلت بخواد وقت داریم

نه، می‌خوای عصبانی باشم؟ باشه. عصبانی‌ام، خب؟

تو بهترین دوست منی ولی این رو باهام در میان نذاشتی

در حالی که من همه‌چی رو بهت می‌گم

حتی آپارتمانم رو

چطور می‌تونم دوباره بهت اعتماد کنم؟

می‌دونی، این حرفا دیگه داره خیلی بچگونه می‌شه

آره، واقعاً همین‌طوره

می‌دونی دیگه چی بچگونه‌ست؟

اینکه من همش مراقب رفتارم باشم

در حالی که تو داری این‌ور اون‌ور می‌پری و تظاهر می‌کنی همه چی عالیه

پس منم

یکم بهت فضا می‌دم

باشه

انقدر نگو باشه

چون نمی‌خوام دیگه با هم دوست باشیم

نمی‌خوام تظاهر کنم

فقط یه چیز می‌شه گفت

می‌تونی منو توی صدا دفن کنی

صبح بخیر. - اوم-هوم

اون‌جوری بهم "اوم-هوم" نگو. وظیفه من نبود که بهت بگم

معلومه که نه. مطمئنم همه می‌دونستن

نه همه. من، خب معلومه، و ژنویو

ولی اون که دیگه اینجا کار نمی‌کنه... - آه، امیلی

خیلی متأسفم که شنیدم چی شده

باورم نمی‌شه. از صمیمی‌ترین دوستت و اکست رکب خوردی

تعجب می‌کنم انقدر قدرت داشتی که امروز بیای سر کار. واقعاً

و لوک

لوک می‌دونست

اون نمی‌دونست؟

شف ریشو یه قرارداد سه ساله با سلست داره

پس باید جریمه فسخ قراردادش رو بدی که خیلی گرون تموم می‌شه

شف دورن هم توی "لو بوشون" هست

ولی باید اون رو از مارسی بیاری اینجا

شف دمارشلیه در دسترسه و ظاهراً کارش عالیه

ولی بهم گفتن یکم مشکل کنترل خشم داره

نباید انقدر سخت باشه. منظورم اینه که ما ستاره میشلن داریم

که گابریل به دستش آورده

بله. و تصمیم گرفت ولش کنه و بره

چون تو دست از سرش برنمی‌داشتی

قبلاً دربارش حرف زدیم. رستوران منه، ستاره میشلن منه، تصمیم هم با منه

خب، من یه ایده دارم

امم، چطوره بهترین سرآشپزهای پاریس رو دعوت کنیم

تا به صورت موقت توی رستوران کار کنن؟

این‌جوری بدون تعهد بلندمدت می‌شه آدم مناسب رو پیدا کرد

اوه، مثل یه دوره آزمایشی رایگان یک‌ماهه؟

دقیقاً. آره، و می‌تونیم مشتری‌ها رو از طریق شبکه‌های اجتماعی درگیر کنیم

ازشون بخوایم توی اینستاگرام رستوران به سرآشپز محبوبشون رأی بدن

و برنده، استخدام بشه

خوشم اومد

فقط یه شرط داره

ای بابا، باز شروع شد

خب، ما کلی پول خرج برندینگ "سرآشپز جذاب" کردیم

پس باید مطمئن شیم که جایگزین گابریل هم

جذاب باشه

یه لحظه صبر کن

مگه غذا مهم‌تر نیست؟

منظورم اینه که در غیر این صورت ستاره میشلن‌تون رو از دست می‌دین

هم جذاب و هم بااستعداد

واو

خب، امم، چطوره فعلاً این بحث رو بذاریم کنار

و من یه پروپوزال بازاریابی براش آماده می‌کنم

و بعداً دوباره دور هم جمع می‌شیم

ایده خوبیه

عجب آدم نچسبیه

منظورم اینه که از وقتی گابریل رفته همه چی خیلی به‌هم‌ریخته

فکر نکنم تو هم زیاد از این بابت خوشحال باشی

خوشحال از اینکه گابریل داره دنبال رویاهاش می‌ره

یا خوشحال از اینکه تو و میندی با هم خوشبخت شدین؟

لعنتی

اوه، کوپر

من... واقعاً

متأسفی؟

آره

تازگیا این رو زیاد می‌شنوم

می‌دونی، و محض اطلاع

من خوشحال می‌شدم

برای هر دوی شما

نه، فقط یه رابطه کوتاه توی تعطیلات بود. واقعاً

هر اتفاقی توی رم افتاد، همون‌جا موند

با من کار داشتین؟

اوه، بله. یه سوال دارم ولی خیلی ذوق‌زده نشو

چطوری توی اینستاگرام فالوت کنم؟

چی؟ چرا؟

کاملاً کاریه

فردا قراره برای رژلب "اینفلیبل"

برند لورآل پاریس ایده بدیم

وای خدای من، این خیلی بزرگه

امم... باشه. خب، ایده. ایده

امم، خب، یه زنی رو می‌بینیم که داره توی "گالری لافایت" راه می‌ره

و یه چیزی شبیه این می‌گه: "آرایشِ بد..."

نه. نه

این یه مشتری بین‌المللی با بودجه خیلی زیاده

اونا می‌خوان ایده رو از زبون من بشنون، پس من یه ایده دارم

آه، کمپین باید درباره یه زن جوان آمریکایی باشه که توی پاریس زندگی می‌کنه

و وقتی به همچین شخصی فکر می‌کنم، خب طبیعتاً یاد تو می‌افتم

من منبع الهامتون بودم؟

دیگه انقدر دور برندار

ولی می‌خوام از عکس‌های تو برای ارائه ایده‌م استفاده کنم

حتماً

آره، باشه. قدم اول اینه که براتون یه اکانت بسازیم

خب... گوشی‌تون رو بدین لطفاً

به پیام‌هام نگاه نکن

باشه

امم، خب. می‌خواید نام کاربری‌تون چی باشه؟

اوه، "سیلوی جی"؟

همم. نمی‌خوام چیزی پست کنم

اوم. فقط می‌خواید یواشکی بقیه رو چک کنید

ببخشید

امم، باشه

تموم شد

خب، اینم از این

این پروفایل شماست

الان من رو فالو دارید

این چیدمان صفحه‌مه و اینا هم پست‌های همیشگیمن

بعد، اگه اینجا روی عکس پروفایلم کلیک کنید، استوری‌هام رو می‌بینید

اونا فقط ۲۴ ساعت می‌مونن

امروز صبح سر راه که می‌اومدم سر کار، این کوچولو رو دیدم و نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

چه جذاب

اوم. شما امتحان کنید

اوه، ایوت مورو

اه، چطور به این زودی من رو پیدا کرد؟

کاری کن آنفالوم کنه

اوه، اینا پیشنهادهای اینستاگرامه. اون کیه؟

یکی که قبلاً می‌شناختم

اوه، چه خوب. خب، حالا می‌تونید دوباره با هم در ارتباط باشید. - وای خدا، نه، عمراً

مهربون به نظر می‌رسه

اوم. اصلاً هم مهربون نیست

و قطعاً هم خوب پیر نشده

آخرین بار کی دیدیش؟

خیلی وقت پیش بود

اگه واجبه بدونی، ما قبلاً دوست‌های خیلی صمیمی بودیم

تا وقتی که از پشت بهم خنجر زد

وای خدا، چی شد؟

بهم تهمت تقلب زد

توی تخته‌نرد

همین؟

سر یه بازی دوستت رو از دست دادی؟

فقط یه بازی نبود، امیلی

ما تنها دو تا زن توی یه گروه مردونه بودیم

و من خیلی مورد توجه بودم

و اون از این قضیه خوشش نمی‌اومد، واسه همین کاری کرد من رو بیرون کنن

و شما

دیگه هیچ‌وقت با هم حرف نزدین؟ مثلاً هیچ کدومتون پیش‌قدم نشد؟

من که نباید این کار رو می‌کردم. منظورم اینه که اون دروغ گفت، و

اونم لجبازتر از اینه که بهش اعتراف کنه

پس نه، دیگه هیچ‌وقت حرف نزدیم

دلتون براش تنگ شده؟

نه

دوستی‌مون مثل شیرِ بریده، خراب شد

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left