De eerste 200 regels.
این قصه تو ایتالیا اتفاق نیفتاده
فقط از اونجا شروع شد
ناپل، ایتالیا
تو یکی از اون ویلاهای بزرگ و ساکت و دنج
رو به خلیج
و سناتور هم ادعا میکنه
که از حرفاش "نقلقول اشتباه" شده
و حالا یه خبر واقعاً جالب برای شنوندههای موج کوتاهمون
یه خبر از ستون حوادثِ "دنیای غارتگر" نیویورک
با این عنوان: "گنگسترهای قدیمی کجا میرن تا بمیرن؟"
یا مثلاً: «حدس بزنید کدوم کلهگندهی عوضی
همین تازگی یه ویلای اعیانیِ مشرف به خلیج ناپل خریده؟»
کسی نیست جز رئیس سابق و غولِ قمارِ اون دوران
و سردمدارِ فساد در نیویورک، نیوجرسی و مناطق غربی
نیک فرارو
نیک چهار سالی میشه که تو ایتالیا داره حرص و جوش میخوره
از همون موقعی که ادارهی مهاجرت دمش رو چید و دکش کرد
برگردوندش به زادگاهش، ناپل
اما من حاضرم شرط ببندم که فرارو هنوز همهکارهست
توی دمودستگاهِ قمار و فسادِ ایالات متحده
و با نرخِ تبدیلِ فعلی
باید سالی دو میلیون دلارِ نقد به جیب بزنه
سالی دو میلیون دلارِ زبونبسته
باید باشه، البته اگه گیرِ من میاومد
کورلی رو تو مکزیک برام بگیر
ایکسافاو... ایکسافاو... ایکسافاو
ایکسافاو... ایکسافاو
آیجیکیو، آیجیکیو، اینجا ایکسافاویه
ایکسافاو هستم، گوش به زنگم
اقامتگاهِ مورو یه جایِ دورافتاده و پرته
اما یه تفرجگاه مکزیکیِ شیک
تو سواحل شرقیِ کالیفرنیای جنوبی
که فقط با هواپیما یا قایق میشه رفت اونجا
از اون جور جاها بود که فرارو انتخاب میکرد
واسه نقشهای که تو سرش داشت
همهچی ردیفه، معامله جوره
دارم آخرین جزئیات رو
با کرافت و تامپسون نهایی میکنم
بگو
اون یکی چی؟
اون یکی رو پیدا کردی؟
بگو. ردیفش کردیم
توی پالم اسپرینگز
دارم پرواز میکنم برم سراغ آرنولد
فردا شب توی بورلی هیلز
ببین، نگران نباش نیک. اون یکی هم
به موقع میرسه. بگو
باشه، دو هفته دیگه میبینمت. بگو
درسته. تماس تمام. اینجا XFO، تمام
فرارو؟ آره
صبرش داره تموم میشه
برگشتن به آمریکا، اونم بعد از اخراج
اصلاً کار راحتی نیست. میدونم
این «اون یکی» دیگه کیه؟
داشتم به همینجا میرسیدم، تامپسون
تا دو هفته دیگه، یه مَردی میاد اینجا، به اقامتگاه مورو
وظیفهی تو اینه که تا رسیدنِ کشتیِ «تروپیک»، اینجا نگهش داری
همون که با «نیک فرارو» میاد توی خلیج
بعدش میبریش توی کشتی
«کرافت» بقیهی کارها رو ردیف میکنه
این فرارو هستش
هیکل درشتی داره. قدش یک و هشتاد و خردهایه
شاید زندگیِ راحت توی ایتالیا، بدنش رو شل و ول کرده باشه
حدود نود کیلوئه، ولی بدنش سفته
عالیه. هنوز جوونه؟
سی و پنج سالشه
این پسره که داری میفرستیش اونجا
خودش از همهچی خبر داره؟
نه... نه از همهچی
قصه اینطوری شروع شد
و یه جایی توی کالیفرنیا، یه مَردی بود
قد یک و هشتاد و خردهای، وزن نود کیلو، سن سی و پنج سال
حال شما چطوره، مستر دَن؟
اوضاع چطوره، سمی؟
میگذره، ملالی نیست
فقط یه لیوان شیر بهم بده
میشه بیخیالِ اون رادیو بشی؟
کجا بودی؟
از آخرین بارون تا حالا ندیده بودمت
پالم اسپرینگز
داشتی جیب میلیونرها رو خالی میکردی؟
رفته بودم اونجا که سرماخوردگیم خوب بشه
ولی تهش به سی روز حبس ختم شد
واسه چی؟
واسه هیچی
نمیفهمم
ولی من خوب فهمیدم
یه نفر داره برام پاپوش میدوزه
میتونی نسیه حساب کنی
اینقدر تابلوم؟
فقط واسه من
نقشهای تو سرته؟
آره، دارم. میخوام برم خونه و بگیرم بخوابم
جایی که نتونم تو دردسر بیفتم
فکر کردی به همین سادگیه؟
یهو میبینی سبز شدم، سمی
نفر چهارم نمیخواین؟
سلام، دنی
تو دیگه کی هستی؟
من شماها رو نمیشناسم
اولی چستر مایه رو میخواد
کدوم مایه؟
دویست دلار روی اسب «لایتنینگ بوی» شرط بستی
اونم دقیقاً همونطوری بود که اسمش میگفت؛ مثل صاعقه
اولی اون ۶۰۰ تا رو میخواد
من با اولی شرط بستم؟
تلفنی آمار دادی
یه نفر زنگ زده و آمار داده
من تو عمرم روی مسابقهای که برندهاش از قبل معلوم نباشه شرط نبستم
مسابقه کی بود؟ پنجشنبه
پس حتماً با واکیتاکی زنگ زدم؛
چون پنجشنبه پیش داشتم واسه دولت
توی درهی کواچلا جاده صاف میکردم
اگه پول رو ردیف کنی خیلی عاقلانهتره
فکر نمیکنید بهتره شما پسرا قبل از اینکه از اینجا برید
این کثافتکاری رو جمعوجور کنید؟
فقط پول رو جور کن
الو؟ میلنر اینجاست
پسرا میدونن نباید صورتشو داغون کنن؟
باشه. زیاد دربوداغونش نکنید
خب پسرا، دیگه کافیه
چارلی، پولمو بگیر
الو؟
آره، میلنرم
نه، سرم شلوغ نیست، کورلی
نه، داشتم کراواتمو باز میکردم و
فکر میکردم که خودمو باهاش دار بزنم یا نه
آره، میتونم بیام اونجا
حتماً، همین الان
دومین چراغ به سمت چپ
از دیدنت خوشحالم، میلنر
سلام، کورلی
چی میخوری؟
اوه، درسته. تو اهل نوشیدنی نیستی
یه نوشیدنی سبک چطوره؟
یه جینجر ایل (ماءالشعیر زنجبیلی) عالیه
به نظرت میآد اگه یه پیک از یه چیز قوی
توش بریزی، یکم حالتو جا بیاره
نه، همون جینجر ایل
خوبه، ممنون کورلی
یه ده سنتی داری؟
ممنون
هنوزم بدنت مثل سنگه
تو بگو چرا
خیلهخب
هر از گاهی یه آدم حسابی
مثل یه اسب خوب، میافته رو دور بدشانسی
نمیتونه گلیمشو از آب بکشه بیرون، میفهمی چی میگم؟
میدونستم درک میکنی
مثل تو که
تو رینو یه مایه حسابی به باد دادی
تو وگاس هم شش هزار تا پیادهت کردن
تو پالم اسپرینگز هم که قشنگ جیبت رو خالی کردن
و امشب هم، اولی چستر بیخودی منو ادب کرد
شاید دیگه این طرفای مملکت واست خوشقدم نیست
بهش فکر کردی؟ هان؟
یه نفر فکر کرده. مثلاً کی؟
یارو اسمش آرنولده
آهان؟ خب کجاست حالا؟
همینجا
پیشنهادم خیلی سادهست
خب، منم آدم خیلی سادهای هستم
این معامله، تا جایی که به تو مربوط میشه
شامل دو تا مورد مهمه
یکیش برات خیلی جالب خواهد بود
اون یکی ممکنه به مذاقت خوش نیاد
اولیش
پنجاه هزار دلار کاسب میشی
و اون یکی که قراره بهش اعتراض کنم چیه؟
باید از کشور خارج بشی
واسه چه مدت؟
بگو مثلاً یک سال
خب، از قضا من دیگه اینجا خونه و زندگی ندارم
دیدی؟ از همین الان ورق برگشته
کجا ورق برمیگرده؟
مکزیک
با هواپیما میری توسان
از اونجا با اتوبوس از مرز رد میشی میری نوگالس
اونجا تو فرودگاه، مردی به اسم هرناندز
مرحله بعدی رو بهت میگه
زیادی داری دستت رو پنهان میکنی، نه؟
ممکنه تو راه نظرت عوض بشه
مطمئنی این حق انتخاب رو دارم؟
بعد از نوگالس چی میشه؟
هیچی
کلی بساط ماهیگیری و شکار و شنا به راهه
خیلی بهت خوش میگذره
و واسه این کار ۵۰ هزار تا میگیرم؟ چی از این بهتر؟
نمیخوام ایراد بگیرم مرد، فقط دارم سعی میکنم بفهمم قضیه چیه
این ۵ هزار دلار نقد
وقتی رسیدی به مقصد، ۱۰ تای دیگه میگیری
در نهایت میشه ۵۰ تا. کل چیزی که میتونم بگم همینه
پول کمی نیست
کیف پولت رو گم کردی
خب... یه دوست قدیمی
اینم بلیطهای هواپیما و مدارک
واقعاً به خرد کردن آدمها اعتقاد داری، نه؟
فقط یه کم خم کردنشون میلنر، همین و بس
دنبال مردی به اسم هرناندز میگردم
من همون هرناندز هستم، سینیور
No comments yet. Be the first to leave one.