The O.C.

The O.C.

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 1

Release informatie

The O C S01E12 1080p AMZN WEB-DL DD+2 0 H 264-SiGMA
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 12 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-08
Downloads: 32
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

میدونی از چیِ بچه‌مایه‌دارها خوشم میاد؟ هیچی

بذار بالا ببینمت

سامر؟! آنا؟

به‌به، جفتِ جدانشدنی

آخر هفته‌ت رو داشتی خونه‌ی جیمی کوپر رو رنگ می‌کردی

من یه کلمه هم نگفتم. می‌دونستم خبری نیست

درسته. البته

* خیلی وقت پیش

* ما با هم دوست بودیم

* خیلی وقت پیش

* ما با هم دوست بودیم

* آه، آ-آ-آ-آ

* آه، آ-آ-آ-آ

* آه، آ-آ-آ-آ

* آه، آ-آ-آ-آ

اِم... من تب دارم؟

فکر کنم تب دارم، یا شایدم لرز

از کی تا حالا؟

از همین اواخر

پس، حالت خوب نیست؟

نه، حالم خوبه

فقط سرم یه ذره درد می‌کنه

دلمم یه جوریه

خوبم. بیا اینجا

سندی: هوم

تنت داغ نیست

سرد یا عرق‌کرده چی؟

شاید آنفولانزای «سامری» گرفتی

آره، الان نوامبره ولی ممکنه

شاید یه خورده «آنا‌بیوتیک» لازم داری

نمی‌خوای بری مدرسه؟

نه بابا، نه. می‌خوام برم مدرسه، باشه؟

باشه

فقط نگرانم بقیه رو هم مریض کنم

راست میگی، نباید ریسک کنیم

باید مستقیم ببریمت اورژانس

فقط برای اطمینان

باشه

یا اینکه می‌تونم خونه بمونم

و... و سعی کنم با خوابیدن خوب بشم

یا اینکه می‌تونی بری مدرسه

با سامر و آنا روبرو بشی و عذرخواهی کنی

اول از همه، اِم، نه

دوم اینکه، هوم، نه. آخه برای چی؟

آهان. آنفولانزای سامری. تازه گرفتم چی شد. باحال بود

تقصیر من نیست، هر دوشون تو روز شکرگزاری سعی کردن منو ببوسن

من باید چیکار می‌کردم؟ بوسه‌شون رو بی‌پاسخ می‌ذاشتم؟

می‌گفتم «نه، تمومش کن» و ریسک می‌کردم که دلشون بشکنه؟

خب، به نظر من که همین الانشم دلشون رو شکستی

آره، شاید شکستم

پس احساسات من چی، هان؟

الو؟ اونی که بهش تعرض شده من بودم. من اینجا قربانی‌ام

چرا هنوز آماده نشدی؟ دیرت شده

تو هم همین‌طور

یا نکنه خانوم‌ها جدیداً با این تیپ میرن یوگالاتس؟

تارین زنگ زد که یادت بندازه

امروز اولین روزِ ورکشاپِ یوگالاتسته

باشه. مامان، یوگالاتس؟

اوه، نمی‌دونم برم یا نه

حالم زیاد خوب نیست

دیدی؟ واگیر داره

می‌دونی، شاید هنوز یه ذره خمار باشی

بابت چی؟

اِم، چه می‌دونم، بابتِ مست کردن

و بیهوش شدن تو روز شکرگزاری؟

هی، من فقط دو لیوان شراب خوردم

اوه. سه تا

کرستن: و مطمئنم جولی کوپر تو کل شهر پخش کرده

که کرستن کوئن حالا دیگه مشکل الکل پیدا کرده

واسه همینم باید بری یوگالاتس

چون اون «نیوپسی»هایِ وراج

فکر می‌کنن خونه موندی تا اثرات یه مستیِ دیگه رو از سرت بپرونی

سامر و آنا هم فکر می‌کنن تو ترسوتر از اونی هستی که باهاشون روبرو بشی

هی، من از سامر و آنا نمی‌ترسم، باشه؟

خب، یعنی از آنا نمی‌ترسم

پس تو میری مدرسه

تو هم میری یوگالاتس

فقط از گفتنش خوشت میاد

یوگالاتس؟ آره یه جورایی

یوگالاتس

می‌دونی چی می‌خوام بدونم؟

یوگالاتس

اینکه چرا این دو تا انقدر به خودشون می‌بالن؟

چون برای یک بار هم که شده، کار اشتباهی نکردن

راست میگه

به سلامتی‌تون

همچنین

کرستن: لذت ببرین پسرا

چون شناختی که از شما دو تا دارم، این وضع زیاد طول نمی‌کشه

یوگالاتس

* کالیفرنیا، ما داریم میایم

* دقیقاً همون‌جایی که ازش شروع کردیم *

* کالیفرنیا

* کالیفرنیا

* ما داریم میایم

* اوه

معلم: ارائه‌ی کلاسی‌تون حساب میشه

به عنوانِ یک سومِ نمره‌ی نهایی‌تون

در کنار تحقیق‌های ترم و البته امتحان نهایی

کلاس رو به گروه‌های دو نفره تقسیم می‌کنم

هر گروه مسئول اینه که

یه گزارشِ مفصل ارائه بده

درباره‌ی یک رویداد یا دوره‌ی سرنوشت‌ساز در تاریخ اروپا

خب، تا الان کلی درخواست برای هم‌گروهی شدن داشتم

ولی برای رعایت عدالت در حقِ بقیه دانش‌آموزها

تیم‌ها رو خودم به صورت تصادفی انتخاب می‌کنم، باشه؟

لورن و کنی: انقلاب فرانسه

رایان و لوک: تفتیش عقاید اسپانیا

استفانی و بابی: اصلاحات پروتستانی

استفانی، گوش میدی؟

استفانی؟ خانوم سَوِج، لطفاً؟

تو و لوک؟

می‌دونم

عجب اتحادِ نامقدسی

واسه همین یه هفته پیش از آقای بندیس پرسیدم می‌تونیم با هم باشیم یا نه

تا از همچین وضعیتی جلوگیری کنیم

چرا؟ مگه با کی افتادی؟

من و مارسی راس قراره رو موضوع «کورتس و آزتک‌ها» کار کنیم

من از مارسی راس خوشم میاد. لبخند قشنگی داره

معصومانه است ولی پرمعناست

حالا افتادی دنبال مارسی؟

هی، هی، من اینجا قربانی‌ام، باشه؟

به من نگو، به سامر بگو

و به آنا، و هی، در نهایت

شاید بخوای به مارسی هم بگی

اوهوم. تو و لوک دارین چیکار می‌کنین؟

راستی، اون بی‌محلی کردنم بود

تفتیش عقاید اسپانیا. قراره بعد از مدرسه ببینمش

داری میری تو دهن شیر؟ وسطِ قلبِ تاریکی؟

اونقدرها هم بد نمیشه

شاید حتی آخرش با هم دوست شدین

هوم! جدی میگی؟

نه، خیلی عجیبه

دوست‌پسره سابقم با دوست‌پسره الانم وقت بگذرونن؟

آخه شماها می‌خواین درباره چی حرف بزنین؟

من که فقط یه چیز به ذهنم می‌رسه

سندی: خب، با آشنام صحبت کردم

تو سازمان بورس و با مشتری‌هات

و همه‌شون موافقن که اگه

تا اول ژانویه کل خسارت رو جبران کنی

پس یعنی باید خونه رو بفروشم

خب، اینجوری از پیگرد کیفری هم فرار می‌کنی

و زندانی نمی‌شی

الان نمی‌تونم خونه رو بفروشم. نزدیک تعطیلاته

نمی‌تونم با جولی و کیتلین این کار رو بکنم

لازم نیست همین الان اسباب‌کشی کنن

به املاکی بگو وقتی جولی نیست و کیتلین مدرسه‌ست، خونه رو نشون بده

اگه بگه نه چی؟ سند به نام اونم هست

مگه چاره‌ی دیگه‌ای هم داره؟

اگه تو بری زندان، اون از پسِ مخارج اونجا برنمیاد

نه اگه کالب نیکول رو تو مشتش داشته باشه

سامر: باهاش ناهار خوردی؟

نه. با رایان ناهار خوردم

سِت هم، خب می‌دونی، اونجا بود

سامر: باورم نمی‌شه

کوپ، پس وفاداریت چی شد؟

چی گفت؟

هیچی. من دخالت نمی‌کنم

اوه، پس یعنی یه چیزی گفته

چی گفت؟

گفتم که، هیچی

الو؟

چی گفت؟

کی چی گفت؟

ست

اوه... تویی

داری تو مدرسه... نخ دندون می‌کشی

اصلاً می‌دونی چقدر باکتری جمع می‌شه

تو دهنت، بین ناهار تا شام؟

نه، ولی همین که تو می‌دونی، همه‌چیز رو درباره‌ت بهم میگه

ببین، اگه می‌خوایش مال خودت

من دیگه کشیدم کنار

ممنون

ولی اشکالی نداره

آره، چون اصلاً امکان نداره از کسی خوشت بیاد

که از من خوشش میاد

نه

چون اصلاً امکان نداره از کسی خوشم بیاد

که با زن‌ها اینجوری رفتار می‌کنه

اوه

خب، چقدر باکتری؟

مثلاً خیلی زیاد؟

خیلی زیاد

ممنون. اوهوم

اوهوم

هی. امیدوار بودم ببینمت، می‌خواستم

سـ... سلام سامر

و آنا

که با هم دارین می‌گردین

واو

واو، این

یکم ضایع‌ست. نه واقعاً

خب، منظورم برای خودم بود. اِم

حالتون چطوره؟ روبراهین؟

با هم می‌سازین؟

آره. در واقع، داشتیم می‌رفتیم کتابخونه

تا یه سری... تحقیق انجام بدیم

داشتیم می‌رفتیم؟

آره. اوهوم

کتابخونه

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left