De eerste 200 regels.
ایول
نمیفهمم اینجا چیکار میکنیم، "جی"
مسخرهست. بابا ما پلیس جنایی هستیم، محض رضای خدا
کارآگاه هاوارد، این روشِ این شهره
واسه قدردانی از مردان و زنان سختکوشِ
اداره پلیس شهر بالتیمور
واقعاً باعث افتخاره
افتخار؟ هی "جی"، این فقط یه بازی تبلیغاتیه
اون چمن رو ببین. چمن؟ کدوم چمن؟
این خاک آغشته به عرق و خونِ
"جانی یونایتس"، "آلن آمیچی" و "تام مَت"ـه
"جینو مارکتی" و "الروی هیرشِ" ملقب به "پاهای دیوونه"
درست روی همون خط ۴۰ یاردی
عجب
میدونی "استن"، اینا
دارن واسه تو بازی میکنن، واسه ما بازی میکنن
درست مثل همهی قهرمانهای قدیمیِ تیم "بالتیمور کلتس" تو
همون شهره، "استن". همون استادیومه
تقریباً همون بازیه دیگه، میدونی
چقدر جوون. چقدر نادون
خانمها و آقایان
در ادامهی مراسم بزرگداشتِ لیگ فوتبال بالتیمور
برای افراد ویژهای که به شهرِ ما به خوبی خدمت میکنن
ما امشب از کسانی که امنیت رو در "شهرِ جذاب" برقرار میکنن، قدردانی میکنیم
لطفاً بایستید و به گرمی تشویق کنید
نمایندگانِ مردان و زنانی رو که
در اداره پلیس شهر بالتیمور خدمت میکنن
چند تا پوکه؟
سه تا
اوکی، سه تا پوکه
۳۲ کالیبر
سوختگی باروت داره
جایِ زخمِ شلیک از نزدیکه
ردِ دهانهی لوله به شکل نیمدایره مونده
آره، یکی لولهی اسلحه رو چسبونده به سر این بچه
بنگ
فرورفتگیهای عمیقی داره
این رو تو جیب پسره پیدا کردیم
داریل نالز. نالز
باشه، هر عکسی که میخوای بگیر
تا ده دقیقهی دیگه راه میافتیم
دیدی که ضارب وارد شد؟
خودش تنهایی اومد و
این اسلحهی خفن رو از کمرش کشید بیرون
"داریل" با دار و دستهی خاصی میگشت؟
"داریل" تو این فازها نبود
طرف همینجوری قدمزنان اومد جلو، اسلحهشو درآورد
و بنگ، بنگ، بنگ
درست تو سرِ بچه، درست تو گوشش
خیلی خونسرد بود
یهو پیداش شد؟
آره
یعنی چی یهو؟
همینطوری پیاده اومد تو
پسری رو که به "داریل" شلیک کرد، قبلاً دیده بودی؟
آره، قبلاً دیده بودمش
اسمش "رانی سایرز"ـه
پسر، میشه تمومش کنی؟
همین الانشم نیم کیلو شکر ریختی تو اون فنجون
فکر میکردم از شکر متنفری. - به یه ذره گلوکز نیاز دارم
داری زیادهروی میکنی، "جانِ" گنده
کارم به پزشکی قانونی میکشه
اگه تا امروز چند تا گارسون درستوحسابی
واسه بار استخدام نکنیم
این یه لحظهی سرنوشتسازه، "ملدریک"
قراره مسئولیتهای سنگینی رو قبول کنیم
در آستانهی تبدیل شدن به چیزی هستیم که
حتی تو خوابم هم نمیدیدم
مثلاً چی؟
داریم میشیم رئیس
داریم دو تا پیشخدمت استخدام میکنیم
واسه چی اینقدر جوگیر شدی؟
صبح بخیر همگی
یادتون باشه، کسی که استخدام میکنیم
مستقیماً نشوندهندهی شخصیتِ خودمونه
باید با دقت و ملاحظهی کامل پیش بریم
دقیقاً همینطوره
خب، حالا اگه لطف کنید
این برگه رو پر کنید
مربوط به سوابق کاری قبلیتونه
خودکار داری؟ آره
بیا، یه خودکار بده به من. من خودکار ندارم
کسی یه خودکار یا مداد اضافه داره، لطفاً؟
منم یه چیزی میخوام که باهاش بنویسم
کسِ دیگهای هم هست؟
انگار هیچکی خودکار نداره
هی "بو"، نظرت در مورد اظهارات این همسایه چیه؟
خوبه. خوبه؟
با زمان مرگ جور در نمیاد
و این یارو میگه "لئو تامسون" رو دیده که
ساعت ۱۰ شب بیرون تو خیابان داشته رو ماشینش کار میکرده
چیش جور در نمیاد؟
منم شده تا نصفهشب رو ماشینم کار کنم
"فلتون"، داریم رو پروندهی "تامسون" کار میکنیم، خب؟
اگه یارو ساعت ۱۰ شب داشته رو ماشینش کار میکرده
چطور جسدش تو "هندرسون پوینت"
دقیقه بعد پیدا میشه؟ ۲۰
"بو"، از خونش تا اونجا دستکم ۴۰ دقیقه راهه
یکی کشتتش
همین و بس
خدایا شکرت
چیزی پیدا کردی؟ من باید برم
فهمیدی کی "لئو تامسون" رو کشته؟
بچههام
تو "ویلمینگتونِ" دلاور، تو یه رستوران "هوجوز"
"بث" بالاخره مجبور شد از کارتهای اعتباری استفاده کنه
سلیطه همهی پول نقد و پسانداز رو به باد داد
ما اینجا یه پرونده داریم، "بو"
اوه، اوه، اوه. تو خودت چند هفته پیش کجا بودی؟
بذار ببینم یادم میاد
عین جملهی شریکِ والامقامم چی بود
یه چیزی تو این مایهها که
"تو این شهر میتونی بوی تعفنِ زوال رو بشنوی."
خب، تو کجا غیبت زد، "کی"؟
کی رو با یه پرونده تنها گذاشتی؟
مرخصی طلب داشتم، "بو"
نوبتِ بچههامه
آره، آره، ایناهاش
۱۱۱۸ "نالز"، شمارهی
کسی خونه هست؟ آره، یکی اینجاست
یه بچهی کوچیکه. هی. بله؟
سلام. سلام
کسِ دیگهای هم هست؟ نه
مامان یا بابات هستن؟ نه
باید مامانت رو پیدا کنیم
باید در مورد "داریل" باهاش حرف بزنیم
سرِ کاره. آره؟ بابات چی؟
اینجا بابا نداریم
اسمت چیه؟ جیسون
جیسون. سلام جیسون. اسم من "فرانکه"
اینم شریکمه، "تیم". هی جیسون
میدونی مامانت کجا کار میکنه؟
میخوای بپری تو ماشینِ ما
و بریم همونجا که کار میکنه؟
باشه. این در رو واسم قفل کن
شغلهای زیادی داشتی
اوهوم
"دوداز"، "جان استیونز"
"فلچرز"، "جیمیز"، "بنبست"
تقریباً همهی رستورانها و بارهای بالتیمور
دلیل خاصی داره که هیچوقت تو یه شغل
بیشتر از سه هفته دوم نیاوردی؟
من واقعاً پیشخدمت نیستم
اوه؟ من مینویسم
تکپردهای. تکپردهای؟
نمایشنامههای تکپردهای
بخونیدشون، شاید بعداً بتونیم در موردشون حرف بزنیم، باشه؟
تو نویسندهای و اونوقت از من خودکار میخوای؟
زندگی من سراسر تناقضه
همهش هم تو یه پرده، هان؟
یه قانونی که من بهش پایبند نیستم اینه که حق همیشه با مشتریه
حق هیچوقت با مشتری نیست
مامان، این دو نفر کارآگاهن
بله؟
سلام، شما "مری نالز" مادرِ "داریل" هستید؟
من مادرشم
"داریل" کجاست؟
به دردسر افتاده یا چیزی شده؟
تصادف کرده؟
خانم "نالز"، من کارآگاه دایرهی قتل هستم
قتل؟
چه قتلی؟
خانم "نالز"... نه
نه
نه
متاسفم. اوه خدای من
چی شده؟ چی شده؟
من اینجا حکم بازداشت شخصی به اسم "رانی سایرز" رو دارم
بسیار خب خانم، این حکم بازداشته
داری چیکار میکنی؟
باید یه چیزی بردارم
آره؟ چی باید برداری؟
باید کتابِ دیکتهام رو بردارم
باشه، بیا
دیکتهات خوبه؟ آره
باشه
نمیخواستم بهت صدمه بزنم
میدونم
نه، نمیدونستی
الان پسرت "رانی" کجاست؟
پیشِ دوستاشه
دوستاش کجان؟
چیکار کرده؟
میخوایم در رابطه با یه تیراندازی
که امروز بعدازظهر اتفاق افتاده باهاش حرف بزنیم
تیراندازی؟ "رانیِ" من؟
اوهوم. میدونی کجاست؟
حالش خوبه؟ فقط باید پیداش کنیم
ولی حالش که خوبه؟
خب، ممکنه در تیراندازی به یه نوجوان
ساله که امروز بعدازظهر رخ داد، دست داشته باشه ۱۳
چند تا شاهد اون رو
در سالن بولینگی که تیراندازی شده، شناسایی کردن
"رانی" کجاست؟
گفت داره میره
خونهی دوستش "هنری" بعد از مدرسه
و قرار بود با هم بسکتبال بازی کنن
آخرین بار کی دیدیش؟
امروز صبح، درست همینجا سرِ میز صبحانه
یه کاسه غلات خورد
No comments yet. Be the first to leave one.