De eerste 200 regels.
بر اساس رماني از ولاديمير کورنر
آدلــهايد
چي شده؟
بشين، کجا ميري؟
بابا الان کجاييم؟
برو يه نگاهي بنداز - نمي شه -
گريه نکن
وسط ناکجا آباديم
قطار ديگه جلوتر نميره بايد پياده بشيد
کارت هاي شناسايي تون رو درآريد
حالا با اين بچه پياده برم؟- ساکت -
با اين چمدون ها چه طوري بريم؟
خيلي بي شعوريد
فرو، کمکم کن - از جلو راه برو کنار -
لعنتي
آلماني ها کمکتون مي کنن روستا زياد دور نيست
راهو نشونش بده
...دل و جرأت مي خواد- ماريان، بيا ديگه -
خودت تنهايي؟
برو به کميته مليٍ توي شهرداري گزارش بده
شنيدي که چي گفتم. واسه شما هم همين طوره به افسر پليس "هِينا" گزارش بده
چرا از جلو راه نميري کنار؟
کارت شناساييتو بده ببينم - راه بيوفت ديگه پيرمرد -
وقتمونو تلف نکن، اوراق هويتت رو نشونمون بده
ييندرا بيا اين جا
قيافه شو نگاه کن، مثل احمقاس
بايد آلماني باشه پوتين هاشو ببين
شکل گشتاپوئه
چرت نگو
شکلشونو مي شناسم. اينا کانادايي ان
بلند شو
گفتم پاشو
لطفا تنهام بذار
نه بابا، چه جديه
شنيدي چي گفت؟
ببريمش بيرون. مگه نه؟
بهم دست نزن، حالم خوب نيس - راه بيوفت -
...داري وقتمونو تلف مي کني، بهت گفتم که
گفتم بهم دست نزن
داري سربه سرمون ميذاري
تو کيسه ت چي داري؟
حواست باشه، اسلحه داره
حروم زاده
چه طوري؟
خوبم، خونش بند اومده
هنوزم اصرار داري که اين مدارک مال توئه؟
...ستوان ويکتور چاتوويسکي
عضو ارتش چکسلواکي که در نيروي هوايي بريتانيا خدمت کرده است
مسئوليت اداره ي اموال آلفرد هايننمن را در شوارتزباخ
.به عهده گرفته است
براي افسر نامبرده (هايننمن) فهرست اموالي تهيه خواهد شد
ايشان هم اکنون تحت دستورات مستقيم کميته منطقه اي در اُلوموک
و وزارت دفاع قرار دارند
اجازه مي فرمايي؟
امضاء شده توسط ويمازال، فرمانده ي اسکادران
در اصل شوارتزباخ نيست بلکه چرني اوتوکه
کاغذايي مثل اين همچين چيز با ارزش و مهمي هم نيستن
مي تونستم بندازمت زندان
چيزيت نمي شه يه ليوان شير بخوري؟
نه، من هيچ وقت از اين چيزا نمي خورم
چي شده؟ مشکلت چيه؟
هيچي
يه کم از اين مي خوري؟
اين چيزا واسم سمه. زخم معده دارم
اون وقت با همين زخم معده ت توي نيروي هوايي خدمت کردي؟
تو يه مغازه کار مي کردم
کجا؟
آبردين، توي اسکاتلند
و اين براي چيه؟
اين هديه پايان خدمتمون بود، به همه مون دادن
به ما که هيچي ندادن
بايد اين اسلحه رو ضبط کنم
...همچين اجازه اي نداره
و کي همچين اجازه اي رو صادر مي کنه؟
من
آمريکاييه؟
سيگارو دارم ميگم
انگليسيه، جيره ي روزانه مون بود
هِينا صحبت مي کنه
بله، فرمانده اسکادران بله، اون اينجاست
لعنتي
بله به گوشم
متوجه شدم، مي تونيد بهم اعتماد کنيد
بله، خداحافظ
اي احمق ها
انگار همه چيز درسته
ببخشيد
ويمازال (فرمانده اسکادران) رو مي شناسم
توي بسيج قبلا همديگه رو ديديم - مي دونم -
به هر حال ببخشيد، به بچه ها مي گم ازت معذرت خواهي کنن
ترجيح ميدم ديگه اين کارو نکنن
اميدوارم متوجه شده باشي
آدماي آشغالي که ميان اينجا مي شينن
من بهشون حالي مي کنم که ما تو تگزاس نيستيم
اين جا که سورنتو نيست
سورنتو تو ايتاليا نيس؟
مهم نيست
اينجا هم يه روستاس، شبيه همه روستاهاي ديگه
بله مي دونم
ستوان، يه لحظه صبر کن
اينو بذار تو کيسه ت
بازرس
آقاي هِينا
فرانتز هالماير خونه شو آتيش زده
اين کار هر روزمونه که بايد از عهده ش بربيايم
...دلم مي خواست
آتيش - بفرما -
آتيش - دارم ميام -
مهمات هم از اون جا بردار
پس آتش نشاني کجاست؟
بازرس، متأسفانه به خاطر گله ي گوسفنداي هالماير
نميشه آب آورد
کارل و ييندرا کجان؟ - همين جان -
گله از ترس رم کرده همه منتظر شمان. عجله کنيد
من که گاوباز نيستم احمق
همين جا بمون
از اين چيزا اينجا زياد پيش مياد
طبق معمول برم يه چيزي ازشون گرو بگيرم
کليدها رو از کجا بردارم؟
احمقانه س، حتي در ورودي هم نداره
يکي از بچه ها رو مي فرستم همراهت بياد
لازم نيس
مي خوام تنها باشم
پس مي خواي تنها باشي ستوان
ببين
ديگه منو ستوان صدا نزن
آقاي چاتوويسکي واسه چي اومدي اينجا؟
روزي اولريش هيولايي را در زير درخت ديد
...بيست سر داشت، و زيبا بود
اين پايان راه است
آقا
آقا
اون جا چي کار مي کني؟
نبايد بري اون جا
چي کار مي کني اون جا؟
دنبال خونه ي هايننمن مي گردم
چي؟
خونه ي هايننمن
برگرد به جاده
اين مين ها همه جا هستن
نمي خواي بي خيال بشي بازل؟
الان ميام بهت مي گم
ولشون کن، اونا متوجه من نشدن
چکسلواکي هستي؟
آره. ما تنها چکسلواکي هايي هستيم که تو طول جنگ زنده مونديم
کجا اين بلا سرت اومد؟
من يه قرباني عشقم
چي؟ - هيچي -
من مي دونم اونا چه کارايي که نمي کنن
حتي قبل از اين که جنازه ها رو بردارن زيرشون مين مي ذارن
نتونستيم براي اين مرده ها يه تشييع جنازه درست برگزار کنيم
ميشه يه کم شير بهم بدي؟
چرا که نه؟ ما اين جا هفت تا گاو داريم
من و بابام تنهايي اين جا رو مي گردونيم
ويلما از اين جا رفت به اوپاوا
مي خوايم آلماني ها رو بياريم که تو کار مزرعه کمکمون کنن
ويلما خواهر بزرگمه
من مادر ندارم - مادر نداري؟ -
نه، مرده
بابام دائم گله مي کرد و دکتر رو با خودش مي برد
مادرم هيچ وقت حرفي نزد بعدش هم مرد
تو خيلي مهربوني
چند سالته؟ - پونزده سالمه، اين چيه؟ -
آدامس
يه اختراع آمريکايي
تو چي؟ خانواده اي داري؟
آدامسو سفت نجو. فکت اذيت ميشه
نه، هيچ کسو ندارم
همه چي خوب ميشه. نگران نباش
چي کار مي کني اينجا؟
جواب بده
چکسلواکي نمي فهمي؟
پس آلماني هستي
مجوز برگشت به کمپ در ساعت 4
خيله خب
چه طوري وارد شدي؟
من چکسلواکي نمي فهمم
اوه، فهميدم
همين يه دونه؟ يا بيشترم هست؟
همش همينه
دو تا؟ - بله، فقط دوتا -
خداي من
چي شده؟
ببخشيد
تازه بيدار شدم
الان؟ پس ديشب رو چي کار کردي؟
خوابيده بودم
پونزده ساعت خوابيدم
هنوزم گيجم
همه چي داغون شده ستوان
اين همون بسته س که مي خواستي؟
آره، اين مشروب ها براي خودت
من فقط آبميوه مي خوام
متشکر، چيزاي خوبي هستن. خودت نمي خوايشون؟
نه
فکر کنم بايد با هم يه جوري اينجا رو بگذرونيم
آره همين طوره
پاييز اينجا دلپذير و قشنگه
آره، دقيقا همون چيزيه که بهش احتياج دارم
آرامش و سکوت، قدم زدن هاي طولاني
No comments yet. Be the first to leave one.