De eerste 200 regels.
یالا بچهها، توی خیابون نیاین یالا بچهها، برگردین سر جاتون
هی، تو برو ببینم
از جاده برو بیرون
از جاده برو بیرون
برو ببینم
از سر راه برو کنار پیرمرد نمیشنوی؟
نمیبینی توی راه هستی؟ برو ببینم
- خیلیخب از جاده برو بیرون -
مواظب باش پیرمرد
تو اسب خوبی داری ولی زیاد عالی نیست اون پول رو بده من
دارم میفهمم که این مسابقهها چندان خوب نیستند
اون حیوون تو هیچوقت نمیبازه
- تو فرصت داشتی - خب بذار بگم که من یه بازنده فقیرم
پس اگه این دلار رو میخوای...
باید بیای اینجا و خودت بگیریش، آقا پسر
همه بیاین این طرف همه بیاین
بیاین اینجا و شانس خودتون رو امتحان کنید همگی خوش اومدین
بیاین و بچه اورگان رو ببینید
همه بیاین این طرف همه بیاین
بیاین و با بچه اورگان معروف مسابقه تیراندازی بدین
آخرین رامکننده شهرهای غربی
جیبهاتون رو پر کنید و قهرمان خانوادهتون بشین. همگی خوش اومدین
بیا بالا. شانس خودت رو امتحان کن تو فقط باید اون بشقابها رو بزنی و بعدش پول جایزه میگیری
- اینقدر حرف نزن و اون رو بچرخون زرد رو بزنی یه دلار گیرت میاد -
تیراندازی مقابل تو مثل مسابقه دادن با یه دختر بچهست
میخوای دوباره امتحان کنی؟
آقا من میتونم یه شرط ده سنتی ببندم؟
یه سکه ده سنتی؟ شما قمارباز بیملاحظهای هستین
خب، من زیاد مطمئن نیستم که بتونم یه هدف گردان رو بدون ساچمه درشت بزنم
من قبلاً کارم با تفنگ شکاری خیلی بود
اما اون برای زمانی بود که یه پرنده زیاد دور نبود یا زیاد سریع پرواز نمیکرد
این بشقابها رو من نمیدونم چطور میتونی بزنی
خب کار من تمومه
- حالت چطوره، گیل؟ زیاد شکایتی ندارم -
چقدر گذشته؟ خدای من، اصلا دوست ندارم بگم
مدت تقریباً زیادی بوده
تمام این سالها کجا بودی؟
اینجا و اونجا واسه خودت شرکتی زدی
خب، استیو از تمیز کردن گاوها آسونتره
و هر وقت توی مشروب فروشی میرم یه مشروب مجانی گیرم میاد
متعجب نمیشی اگه بهت بگم که به بچه اورگان همه...
از زن و مرد و پیر و جوون از اینجا تا پوکوتلو حسادت میکنن؟
خب، چرا که نه؟ همه این بدبختها دارن زجر میکشن
بگو ببینم، گیل، دسته اوماها کی بودن؟ به نظر نمیرسه که بتونم اونها رو جمع کنم
فلگ استف، مونتری، هاندو یادمه کجاها کار میکردیم
داج سیتی و ویچیتا تو با پسرهای ارپ فرار کردی، گیل؟
تو باید اغراق کنی این بخشی از بازیه
زیاد شبیه بازی هم نیست حتی یه مرد کور نمیتونه استفاده از ساچمه درشت رو فراموش کنه
حتماً مسئلهای مهمی پیش اومده که اومدی اینجا
به نظر میرسه مدت زیادی هست که داری سواری میکنی اما به جایی نرسیدی
شغل
منظوت اینه که هنوز هستی؟ مارشال فدرال؟
نه، برای بانک کار میکنم
تو، نگهبان بانکی؟
من قراره از معدن اونجا به بانک اینجا طلا منتقل کنم
شمش طلا، با ارزش ۲۵۰ هزار دلار اونطور که توی نامه نوشته
یعنی ربع میلیون دلار
و میتونم از کمک کسی استفاده کنم تو میتونی کسی رو پیشنهاد کنی؟
- بهش فکر میکنم - این کار رو میکنی، درسته؟
- و بهم خبر بده حتما استیو، حتماً -
فکر میکنی الان چیکار کنیم؟
میریم مشروب میخوریم، پسر و فقط هم بهترینش رو
حدوداً ۲۵۰ هزار دلار میارزه
- میخواستم آقای سامسون رو ببینم - سرش شلوغه
میشه بهش بگین من آقای جاد هستم استیون جاد
یه دقیقه صبر کنید
ببخشید قربان
آقای جاد
بگو بیاد داخل، ابنر
آقای سامسون شما رو میبینن
ممنون
حالتون چطوره آقای جاد؟
من لوتر سامسون هستم و این پسرمه، ابنر
- اون معاون منه - خوشحالم از دیدنتون آقای جاد
خب، بهتره بگم آقای جاد من انتظار یه آدم خیلی جوونتر رو داشتم
- خب من قبلاً جوون بودم. همه اینطور بودیم - بله، بله، البته
آقای جاد، ما با اعتبار شما آشنایی کامل داریم
اما اون مربوط به سالها پیش میشده و ما داریم درباره الان حرف میزنیم، نه گذشته
مشکل چیه؟
اعتصاب "کورس گولد" روی قله کوههای "سیراس" هست
فقط یه راه هست از یه جا رفت و آمد انجام میشه
شش معدنکار زمانی که میخواستن طلاشون رو به ما برسونن کشته شدن
شش معدنکار کشته شدن و مورد سرقت قرار گرفتن، آقای جاد
چند هفته پیش ما درخواست یه مارشال دادیم اما هیچ اتفاقی نیفتاد
تنها مقام قانونی که اینجاست همیشه اینقدر مستـه که راه نمیتونه بره
کسی که میفرستیم باید کاملاً قابل اعتماد باشه، یا بهتره بگم درستکار باشه
ما داریم حرف از طلا میزنیم، آقای جاد با ارزش ۲۰ هزار دلار
بیست هزار؟
چرا توی نامه گفته بودین ۲۵۰ هزار دلار
اولین تخمین ما کاملاً خوشبینانه بود
اعتصاب معدن طلا نیست اما سودبخشـه. آهسته و پیوسته
و ما میخوایم سهممون رو بگیریم روزهای جویندگان طلا به پایان رسیده
و روزهای بازرگانان استوار آغاز شده
دستمزد معمول من روزی ۲۰ دلاره من مجبورم روزی ٤۰ دلار از شما بگیرم
- روزی چهل دلار؟ برای چی؟ -
برای دو تا آدم اضافی. من نمیخوام چهار روز رو بیخوابی بکشم
- سوال اینه که... - سوال اینه که میتونم این کار رو بکنم؟
من با حرف زدن نمیتونم جواب بدم فقط با عمل میتونم جواب بدم
اگه شما دو تا میخواین دربارهش حرف بزنید بفرمایید، من قرارداد رو میخونم
خب فکر کنم این خوب باشه
- خصوصی، اگه مشکلی نداره ...خب -
شما برید اونجا
خب قرارداد خوبه من چطور؟ تردیدی هست؟
اگه نه، که امضاش کنم
خب فکر کنم مشکلی نیست
اون پیرمرد "استیو جاد"ـه؟ زیاد شبیهش نیست
پسر، من برای شش سال با اون پیرمرد یه ستاره روی لباسم بود
در اکثر مواقع من معاونش بودم یه بار هم اون معاون من بود
هیچوقت اون رو دست کم نگیر
فقط فکر نمیکنم اون دردسری درست کنه همین
امیدوارم حق با تو باشه پسر واقعاً امیدوارم حق با تو باشه
تو با دهن بستهت نشون میدی که چقدر آدم جذابی هستی
- سلام آقای وستروم عصر بخیر، عزیزم -
سلام هک
- بس کن - مگه چیکار کردم؟
مهم نیست که چیکار کردی این کار رو اینجا نکن
- میشه یک ساعت دیگه بیام دنبالت؟ - فکر کنم
خیلی بده، چون هک نمیتونه بیاد
- چرا نه؟ - چون اگه من نتونم، تو هم نمیری
- هنوز رکوردها رو نگه میداری، نه؟ تو که من رو میشناسی. نمیتونم ترک عادت کنم -
یکی دیگه هست که میخواد تو رو بشناسه شریکم، هک لانگتری
باورت نمیشه چطور تو رو تحسین میکنه
- حالت چطوره؟ سلام -
بشینید
داری پیر شدنت رو نشون میدی، نه؟
دخالت در زندگی عشقی یه مرد جوان
اون چیزهای مهمتری توی دهنش هست. مگه نه؟
مگه نه؟ بله آقا و منم همینطور
داشتم درباره مشکلت فکر میکردم شاید بتونم نصفش رو حل کنم و شاید همهش رو
من یکی رو میشناسم ...که اشتیاق خیلی زیادی
برای این جور کارهای قدیمی شده داره
به نظر من یه آدم باید خیلی در مضیقه باشه که بخواد زندگیش رو برای روزی ۱۰ دلار به خطر بندازه
روزی ده دلار؟
در مضیقه نه فقط خسته
خسته از مسابقه تیراندازی با آدمهای دهاتی برای سکههای ده سنتی و پنج سنتی و گرفتن مشروب مجانی که باهاش به خواب برم
رفیقم هم همین فکر رو میکنه
- مگه نه؟ آره -
- فکر کنم دلم بخواد یه پسر بچه رو کار بگیرم پسر بچه، منظورت چیه؟ -
استیو، این پسر معامله خیلی خوبیه
- نمیتونه زیاد چیزی توی چنته داشته باشه همین جا رو اشتباه میکنی -
اون سه ساله که داره با من کار میکنه
قشنگه
خیلی بده که نمیتونه تمیز نگهش داره
بچههای این دور و زمونه نه غروری دارن، نه عزت نفسی
چیز با ارزشی ندارن
- خب تو امروز توی اون مسابقه شرکت کردی اون مسابقه چه ربطی به این داره؟ -
خب با اون فاصله، هیچ اسبی توی دنیا نمیتونه شتر رو شکست بده
داری میگی من متقلبم؟
خب اگه اون نگه، من میگم
برو حسابشون رو برس داری کارت رو خوب انجام میدی
- نظرت چیه استیو؟ به نظر من اون عالیه -
اون کارش رو میتونه خوب انجام بده
مشکل چیه رفیق؟ روماتسیمت تو رو اذیت میکنه؟
من عادت دارم با مغزم کار کنم نه با پشتم
فکر میکنی میتونی اون رو قانع کنی؟ بالاخره راضی میشه
من میگم به جای اینکه از سه طرف پخش بشیم به دو طرف بریم
بچه، تو چیزهای زیادی رو باید یاد بگیری
- عصر بخیر عصر بخیر -
من جاشا نودسن هستم
ایشون گیل وستروم و ایشون هم هک لانگتری هستن
اسم من جاد ـه استیون جاد
- اسمت رو شنیدم - ما داریم به "کورس گولد" میریم
فکر میکنید میتونید ما رو برای شب نگه دارین؟
من اتاقی توی خونه ندارم اما مخالفتی با موندن شما توی اصطبل نیست
ممنون آقا. اگه برامون چند تا تخم مرغ هم بیارین هزینهش رو روی چشم میذاریم
خب یکی میتونید داشته باشید چون پاداش خدا فروشی نیست
بقیهش رو هر کدوم یه دلار میدم هر کدوم یه دلار؟
مگه اون مرغهای پاکوتاه چه تخمی میذارن؟
رفتار سبک مثل یه زمین خشک در یه جای حاصلخیز میمونه
دخترم، السا
- حالتون چطوره؟ - خوشحالم از دیدنتون
- همچنین من برو شام رو آماده کن -
و اون لباس رو هم عوض کن عوض کنم؟ چرا؟
به همون دلیل خوبی که بهت گفتم شنیدی چی گفتم؟
- به نظر من که لباس خیلی قشنگیه - ممنون
اسبهاتون رو اونجا توی آغل بذارین
شام تا یک ساعت دیگه آماده میشه ...بدون هزینه. پاداش خدا
- فروشی نیست ممنون آقا -
فکر اون زمانی که اینجا هدر میشه رو بکنید
همونطور که معروفه طلا جاییه که تو پیداش میکنی
و اگه مال تو نیست، طمع نکن
نگران نباش شاید پاداش خدا فروشی نباشه
اما پاداش شیطان هست اگه بتونی قیمتش رو بپردازی
غرور با شرمندگی همراه است و فروتنی با خرد
حقایق زیادی در اون کلمات هست، هک
آره؟
- آره شام آمادهست -
آقایون
خداوند بزرگ، از تو برای غذایی که روی این میز است تشکر میکنیم
به فرزندان بیاموز که که برای خوبیهایت قدرشناس باشند
که در راه تو قدم بردارند
به این امید که به خشم و کینه تو گرفتار نشوند
ما رو مورد رحمت خود قرار بده و اینها مهمانان ما هستند
و آنها را به خاطر اهداف دونی که به اینجا کشانده ببخش
آمین
ممنون که از طرف ما دعا خوندین اما قضیه این اهداف دون چیه؟
شما دارین به "کورس گولد" میرین هر کسی اونجا میره فقط یه دلیل داره
که طلا داد و ستد کنه
که داشتن اون برابر با زندگی با ترس و غمه
اما ما داد و ستد نمیکنیم آقا فقط میخوایم انتقال بدیم
No comments yet. Be the first to leave one.