De eerste 200 regels.
گروه فیلمسازی تور
تلویزیون لهستان و کرون فیلم پروداکشن تقدیم میکنند
سانسور لازمه
سانسور کردن خودش یه هنره
یه سانسورچیِ خوب رو باید به چشم یه هنرمند دید
علاوه بر این، یه جور بازیه
یه بازیِ مهارتی
مثلاً فرض کن یکی بنویسه «مرگ بر کمونیسم»
مشکلی نیست؛ خط میخوره
اما اگه بنویسن «خوک» چی؟
اونجاست که باید یه کم فکر کنی
منظورشون طویلهست یا دولت؟
خب... فعلاً
بیا بیخیالِ این کلیشههای تفتیش عقاید و دموکراسی بشیم
نمیدونم متوجه هستی یا نه
که همون لحظهای که سانسور به عنوان یه نهاد لغو بشه
وظیفهی سانسور کردن میافته رو دوشِ خودت
فرار از سینما «آزادی»
بیشتر
بیشتر
خوبه؟
یه کم بیشتر... جوری که انگار زندگی ارزش زیستن داره
چی میخوای؟ آنیتا اکبرگ؟
با هنرمندیِ
مدیر تولید
مدیر فیلمبرداری
نویسنده و کارگردان
آسپرین داری؟
البته
بهتره خیلی مراقب باشی. خودت که میبینی چه اعجوبههایی هستن
مطمئنم بزرگ که بشن واسه خودشون مردی میشن
خدا خودش رحم کنه! خیلی نگرانشونم
صبر کنیم تا بشینن
سپیدهدم
بخش اول
یژی؟ اینجا قشنگه؟
خیلی
دوست دارم دوباره این دنیای قشنگ رو ببینم
قول میدم
میبینی. میبینی
خوش اومدین
برای شما، جناب، و همسرتون
رسم خوشآمدگوییِ سنتیِ لهستانی با نون و نمک
ممنون
بفرمایید تو
همه چیز آمادهست؟
بله، دستگاه کاملاً مرتبه. دو بار چکش کردم
عالیه. فردا عمل میکنم
اون باید بیناییش رو به دست بیاره
صبح بخیر
صبح بخیر
سرش شلوغه. کسی رو نمیپذیره
این آقایون هم منتظرن
که اینطور
اجازه هست؟
یه شکایتِ یه جورایی غیرعادی دریافت کردیم
بازم داشتی پشمک میخوردی
اوه... تعدادی از روزنامهنگارها شاکی شدن
از روزنامهی «دیلی» و دپارتمانِ ما. سرِ اون مقاله دربارهی آب
کدوم آب؟
آبِ معمولی. میگن حتی اگه جوشونده بشه هم قابل خوردن نیست
ما چی رو حذف کردیم؟ نکتهاش همینه. هیچی
چی میخوان؟
«ما شدیداً به انتشارِ
این مقاله اعتراض داریم که یه اشتباهِ غیرقابل دفاع
و غیرقابل توجیه از طرف سردبیرهای روزنامه دیلی هست
و ادارهی نظارت بر انتشارات و سرگرمیهای منطقه»
به اضافهی امضاها. این روزنامهنگارها کی هستن؟
کارمندهای «دیلی». معاون سردبیر، دبیر سرویس شهری
اونا دارن خودشونو لو میدن
چی فکر میکنی؟
دربارهی چی؟
فکر میکنی چرا دارن خودشونو محکوم میکنن؟
جسارتاً عرض میکنم... فهمیدن که اشتباه کردن
از چیزی میترسن؟ خوبه! بالاخره
میترسن دامنِ اونا رو هم بگیره
واسه همین اعتراف میکنن و در عین حال انگشت اتهام رو میگیرن سمتِ
شرکای جرم، یعنی... ما، درسته؟
بله... جسارتاً
یه بار دیگه بگو «جسارتاً» تا از اینجا پرتت کنم بیرون
کی اون مقاله رو تایید کرد؟
ااا... من. عالیه
بنویس که ما اعتراضشون رو تایید میکنیم
و اینکه اقدامات انضباطی
علیه افرادِ مسئول انجام خواهد شد
فهمیدی؟
میبینم که نفهمیدی. مهم نیست
همونی که گفتم رو بنویس و امضا کن
حتماً
چی شده؟
نگرانم
پنج روزه از عملم میگذره و هنوز نتیجهای نگرفتم
ببین. تو هیچ اشتباهی نکردی
روشِ جدیدت واقعاً خیرهکنندهست
خوبه که حداقل تو بهم ایمان داری
چیه؟
امروز تنیس بازی میکنیم؟ آره. میبرمت
مشکلی نیست، مگه نه؟
نابرده رنج، گنج میسر نمیشود
میتونم ببینم، بابا
اونا چیان؟ گلِ رز
و اون؟
یه سگ. و چشمات پرِ اشکه
آره
شاگردم تو مسابقهی شوپن چهارم شد
جدی؟ بله
خیلی خوشحالم. منم همینطور، هرچند
اگه راستشو بخوای، اصلاً برام مهم نیست
تمومش کن
که چی؟ من میرم یه قهوه بخورم
داره چی میگه؟
در عجبم که فک و فامیلت چی میگن
باشه، باشه
اما نمیتونی یه کاری کنی؟ یالا، یه حرکتی بزن
لطفاً هول نشید. شنیدی؟
این چیه؟
لطفاً برید بیرون
آخه لعنتی چرا بهم نگفتی که اینا غیرحزبی هستن؟
کی؟ کی؟ این شش نفرِ اینجا
هفت نفر. کدوم هفت نفر؟
یه امضای دیگه هم هست
هفت نفر
چه بهتر
اگه هفت نفر علیه خودشون شکواییه بنویسن
و خوانا امضا کنن و بنویسن «غیرحزبی»
معنیش اینه که میخوان پاپوش درست کنن واسه یکی. مگه نه؟
واسه کی، به نظرت؟
اگه غیرحزبی باشن
جسارتاً... واسه حزبیها
لعنت. بده اون نامه رو
اما من... من... قبلاً فرستادمش. لعنتی
یا اباالفضل
ببخشید، اما یه مشکلی پیش اومده
پلیس زنگ زد
و بلافاصله بعدش یه زن از انجمن مدرسه اومد
و گفت که توی سینما «آزادی»
یه بازیگر از ظاهر شدن توی فیلم امتناع کرده
انگار به مدیر سینما توهین کرده. بعدش هم شروع کرده به آواز خوندن
کی؟ بازیگره؟ نه، مدیر
و بازیگره چی؟
بازیگره حاضر نشد توی فیلم بازی کنه. یه بازیگر؟... توی سینما
اونم وسطِ یه اکران معمولی... امتناع کرده از...؟
دقیقاً
فکر کنم از فیلم خوشش نمیآد
و حاضر نیست بمیره... یه چیزی تو این مایهها
صبر کن
نه اینکه واقعاً فهمیده باشم چی شده
اما اون زنِ انجمن مدرسه بیرون منتظره
و فکر کنم خودش بتونه همهش رو بهتر توضیح بده
صبر کن. من اعتراض دارم
علاوه بر این، قدغن میکنم
قطعاً قدغن میکنم
بله، قدغن... آواز خوندنِ مدیر رو قدغن میکنم
و اینکه بازیگر از مردن امتناع کنه
وایستا
پشمک خوردن رو هم قدغن میکنم. حالیت شد؟
ای بابا
بعد از ظهر بخیر. یوچیک هستم از انجمن مدرسه
چی؟ انجمن مدرسه
مدیر کل خیلی آشفتهست
در واقع برای همهی ما توی انجمن، این یه... شوک بود
یه شوک؟ خانوم، همهش خیلی مسخره و سادهست
ما با یه خرابکاری طرفیم که با قاچاقِ آثار هنری قاطی شده
متوجه نمیشم، ببخشید. یه بازیگر شروع کرد به آواز خوندن، درسته؟
و بعد مدیرِ وفادار هم همکاری نکرد. همین
اما اصلاً چطور ممکنه یه بازیگر روی پرده
با صدای خودش، اونم به این شکل، حرف بزنه؟
بانوی عزیز
فکر نمیکردم شما که قراره به زودی مادر بشید
نیاز داشته باشی مسائل به این ابتدایی رو واست توضیح بدن
منظورم اینه که دربارهی طغیانِ ماده شنیدی دیگه، نه؟
باید متوجه شده باشی که آدما دیگه طغیان نمیکنن
پس ماده به جاش شروع کرده. به همین سادگی
سلام عزیزم
آره - این کریسه و این هم شوهر سابقم
شاعرِ سابق و روزنامهنگار و منتقد ادبی سابق
و سانسورچیِ برترِ فعلیِ این شهر
متأسفانه باید بگم
خیلی داغونی. آره. معذرت میخوام
زیاد اینجا میمونی؟ دو سه روزی
من و کریس هر دو عضو هیئت داورانیم
توی این مسابقهی شعر. چیِ چی؟
مسابقهی شعر. ما داوریم
مارتا چطوره؟
نمیدونم، فکر کنم خوبه
پس چرا خبری ازش ندارم؟
واقعاً نمیدونی؟
میدونم، فقط در عجبم که بابتش باید از کی تشکر کنم
لابد از تو؟
بچهمون تو این زمینه عقایدِ محکمی داره
اون بیشتر از اینکه از اولین قاعدگیهاش خجالت بکشه، از باباش خجالت میکشه
آره
آره... چطوری؟
نه، ندیدمش
یه لحظه صبر کن
خب، ولی به من چه ربطی داره؟
مسئول؟ من؟ چرا؟
نه، اون فیلم رو سانسورچیهای ورشو تایید کردن
چرا پلیس به حسابِ اونایی که جلوی سینما هستن نمیرسه؟
خیلی خب
No comments yet. Be the first to leave one.