Epidemic

Epidemic

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Epidemic 1987 BluRay 1080p FLAC 1 0 AVC REMUX-FraMeSToR
Een commentaar door SubAvaliHa

Tags

BluRay
1080
REMUX
Blu-ray
blu-ray
HD
Blu-Ray
x264
720p
720
TS
YTS
DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Gepubliceerd op: 2024-02-26
Downloads: 47
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

‫روز اول

‫سلام. منم نیلز بیدارت کردم؟

‫فقط فکر کردم که بهتره بهت اطلاع بدم که ‫همش روی دیسکه

‫فکر کردم که باید شروع به چاپ کردن بکنم

‫اوه نزدیکای ۴ صبحه

‫باشه، من انجامش میدم

‫باشه، همین الان شروع می کنم

‫پلیس و فاحشه یه فیلمنا

‫یه چی؟ یه "فیلمنا"؟

...‫گوش کن، می دونی چیه

‫این یه دفعه از کار ایستاد

‫فکر کردم که تو باید بیای اینجا

‫منو به استور کانگنسگید ببر

‫اگر اینجوری به رانندگیت ادامه بدی ‫به زودی به من بدهکار خواهی شد

‫آریزونا؟ چی گفتی؟ به زحمت صداتو میشنوم

‫باشه، نه، نه، نگرانش نباش

‫چه وقتی میای خونه؟

‫باشه، ‫من شنبه شام درست میکنم

‫درسته، عالیه، نه نه!

‫یه چیز مخصوص درست میکنم این برای توئه، لارس

‫لارس همین الان اومد تو

‫شنبه می بینمت

‫کلائس از آریزونا

‫همون مشاور فیلم؟ چه خوب

‫ما تازه تمومش کردیم حالا داریم چاپش میکنیم

‫ما فرض میکنیم که تو شنبه میای برشون داری

‫مسئله ای نیست من طبق زمان بندی تمومش میکنم

‫اوه، حدود ۲۰۰ صفحه. ۲۱۵ یا ۲۱۶

‫ما احتمالا یه کم کوتاهش میکنیم

‫یه جوری خلاصه میکنیم

‫چند تا برش اینجا و اونجا

‫هر چیزی ممکنه اتفاق بیفته

‫سفر خوبی داشته باشی و میبینمت

‫تا شنبه

‫عالیه کلائس نیلز سلام میرسونه

‫باشه، خداحافظ

‫من دیسک رو چک کردم

‫هیچی نمونده!

‫نه اونقدر زیاد برای اون که ببره

‫لعنتى!

‫- کلائس اونجا چی کار می کرد؟ اون یه بادشکن خرید -

‫- یکی دیگه ‫- اون عشق بادشکن داره

‫پلیس و فاحشه

‫چطوری این داستان رو شروع می کنیم؟

...‫فاحشه از همون

‫اون تو اول فیلم بود؟

‫من واقعا نمیتونم به یاد بیارم چه جوری شروع میشد

‫من به سختی پایان رو به یاد میارم

‫وسطش ناآشناست

‫ولی شروعش...

‫در حقیقت...

‫من واقعاً "پلیس و فاحشه" رو دوست نداشتم

‫اون لحظه های خوبی داشت

‫یه دونه‌ش رو بگو!

‫من دوستش داشتم اگه ما...

‫یه چیزی پر انرژی‌تر می‌نوشتیم

‫یه اتفاق با توجه به تقدیر

‫میتونه تو ذاتش گمراه کننده و یا خیال انگیز باشه

‫این یکی به شکل فریبنده‌ای منطقی به نظر میرسید

‫ولی در حقیقت با نتیجه گیری بی پایه و اساس

‫در طول مدت ۵ روز

‫نسخه‌ی "Epidemic" ساخته و نوشته شد

‫در داخل و حول و حوش این آپارتمان

‫که همه‌گیری واقعی داشت ‫در طی این ۵ روز نزدیک میشد

‫و این فاجعه‌ی عظیم و تکمیل فیلمنامه ‫با هم مقارن شدند

‫که یکی از تقارن‌های غیرقابل‌توضیح هست

‫پدرها فرزندانشان را رها کردند

‫همسران شوهران را رها کردند برادرها برادرها را

‫برای بیماری‌ای که به هر دوی بینایی و تنفس حمله کرده بود

‫بنابراین تمامشان مُردند

‫هیچکس به هیچ قیمتی آنها را دفن نمی کرد

‫اعضای خانواده مُرده‌هایشان را به قبرهای روباز می‌کشاندند

‫بدون داشتن مزایایی مانند کشیش، مداحی و به صدا در آمدن ناقوس ها

‫در سینا قبرهای دسته جمعی از قربانیان لبریز شدند

‫من، آنگولو دی تورا که به من "خیکی" می گفتن

‫با دستای خودم ۵ تا بچه‌ام رو دفن کردم

‫بهضی هاشون با یه لایه نازک از چرک پوشونده شده بودن

‫سگ‌ها اجسادشون رو پیدا کرده بودن

‫این حال و هوا رو توضیح میده

‫ته عزاداری ای بود و نه تشییع جنازه ای

‫کشیشها و ناقوسها فقط برای افراد پولدار به صدا در می اومدن

‫چنین مراسمی در خیلی جاها ممنوع شده بود همین‌طور ناقوس‌ها

‫برای اینکه فکر میکردن که زنگ مداوم اونا

‫ممکنه حتی نگرانی و اضطراب بیشتری ایجاد بکنه

‫و شاید بیماری‌ای بزرگتر

‫برای دلایلی كاملا مذهبی

‫مانند شکلی از محافظت در برابر شیطان

‫بر روی درها صلیبهایی میکشیدند تا از اونهایی که داخل هستند حافظت کنه

‫بعدها صلیب به این معنی شما که اهالی خونه مبتلا شدند

‫بنابراین مردم متوجه می شدن

‫در طاعون ۱۳۴۸ روشهای سختگیرانه‌تری به کار گرفته شد

‫وقتی اولین قربانی در خارج از میلان پیدا شد

‫اسقف اعظم برنابو ویسکونتی

‫دستور داد تا تمام خونه‌های آلوده به طاعون با آجر مسدود شوند

‫البته با تمام اهالی خانواده در داخل آنها

‫بنابراین طاعون از میلان چشم پوشی کرد

‫سه تا خانواده محبوس شدند و به خاطر طاعون و گرسنگی مُردند

‫خوب پس میلان از دست طاعون قسر در رفت

‫بخاطر اینکه خودش رو از شهرهای طاعون‌زده جدا کرده بود؟

‫آره ولی وقتی طاعون بعدی رسید

‫اون خیلی شدیدتر برخورد کرد

‫گواهی مرگ، مزمر، فیزیکدان

‫اسنادی که اینجا زیر این طاق‌ها ذخیره شده

‫خاطرات دانمارک هستند

‫بیاین ببینیم میتونیم چیزی که برای شما جذاب باشه پیدا کنیم

‫شاید انتظار نداشتین این دیوارها رو اینجا پیدا کنین

‫اونا شوره هایی هستن که از اونا بیرون میاد

‫خودش از دیوارها بیرون میاد

‫احتمالاً به خاطر رطوبت خاکه

‫در روزهای قدیم، قبل از اینکه ما مشکل رو بفهمیم

‫بعضی از افراد از اومدن به اینجا ناراحت بودن

‫بخصوص توی تاریکی

‫بخاطر صداهای عجیب، ترکیدن ها

‫وقتی که شوره‌ها از گچ‌ها جدا می شدند

‫این یه جور مرض برای دیواره

‫وقتی با شما صحبت میکنم به من نگاه کنید دکتر، مزمر

‫- حریص ‫- دین گریز

‫ـ خائن مرتد -

‫- جونور دست نشونده -

‫من درخواست نامه‌ی ‫شما رو گرفتم، دکتر مزمر

‫شما تقاضای کردید تا به تحقیقاتتون در اینجا یعنی بیمارستان

‫پایان ببخشید

‫من میفهمم که شما می خواین

‫تا کارهای معالجه رو در

‫مناطق آلوده بیرون شهر به عهده بگیرید

‫به خوبی میدونید که انجمن پزشکان

‫به این نتیجه رسیدند که هیچ درمانی برای این بیماری وجود نداره

‫لعنت به تو مزمر!

‫من هیچوقت نمیتونم به تو اجازه بدم تا برای اون مناطق اینجا رو ترک کنی

‫این کاملا محاله

‫خودت هم اینو خوب میدونی

‫من ازت تقاضا دارم تا در این آخرین دفعه در رفتارت تجدیدنظر کنی

‫من میگم که دکتر مزمر از دکتر بودن شرمساره

‫بهتره آرمانخواه صداش کنیم

‫بیماری دکتر مزمر رو نترسونده

‫چه دارویی توی کیف دکتریش قایم شده؟

‫- چی برای تجویز تو فکرشه؟ ‫- آسپیرین

‫و استراحت

‫دکتر، شما ‫هیچ شانسی ندارین

‫تو نمیتونی اون بیرون زنده بمونی

‫حتی برای یه روز

‫هوا آلوده شده و خاک هم همینطور

‫و آب هم

‫یه روز صبح زود تو دیوارهای شهرمون رو ترک می کنی

‫شجاعتت به تو این قدرت رو داده، دکتر مزمر

‫دنیا با آغوش باز خوابیده

‫ولی هر چی به مناطق آلوده نزدیک‌تر بشی

‫انگار که همه چی بر ضد تو میشه

‫ممکنه با یه سرفه‌ی سبک شروع بشه

‫ولی به سرعت و بدون ترحم

‫اندام های تنفسی توسط هوای آلوده از کار میفتن

‫باکتری های درون خاک با کمترین تماس به پوست و گوشتت نفوذ میکنن

‫و آبی که میخوری تو رو از درون نابود میکنه

‫بذار یه پیشنهاد بهت بکنم، دکتر مزمر

‫همونطور که میدونی

‫من فرمانده ستاد بحران هستم

‫که تو اولین روزهای همه‌گیری تشکیل شده

‫تا به دولت مشاوره بده

‫به طور محرمانه من میتونم بهت بگم که

‫دولت دیگه تصمیم گرفته تا بی خیال بشه

‫بخشی به خاطر شدت وخامت اوضاع

‫بخشی هم بخاطر آگاهی به...

‫سوء مدیریت خودش

‫خلاصه

‫اعلیحضرت از من درخواست کردند که یک دولت موقت شکل بدم

‫این پاکت، دکتر مزمر

‫شامل اعضای کابینه‌ست

‫که همین امروز عصر به اعلیحضرت تقدیم میشه

‫این فهرست نامهایی رو در بر میگیره

‫که منحصراً به این دانشکده وابسته هستن

‫تمام اعضا با صلاحیتهای پزشکی بی چون و چرا

‫این فهرست همچنین شامل اسم شما هم میشه دکتر مزمر

‫نخست وزیر، پروفسور اولریش ‫عصب شناسی

‫وزیر امور خارجه، دکتر اسوالد ‫مامایی

‫وزیر دارایی، پروفسور گیت بیماریهای زنان

‫وزارت دادگستری، دکتر هورست ‫ارتوپدی

‫وزارت کشور، پروفسور روزنبرگ ‫جراحی

‫وزارت راه، دکتر جانیس ‫اورولوژی

‫وزارت کشاورزی و ماهیگیری، دکتر مگنوس ‫روانپزشکی

‫وزارت آموزش، پورفسور استندبک ‫بیهوشی

‫وزارت امور مربوط به کلیسا، دکتر لیندرمن ‫آسیب شناسی

‫همون طور که احتمالاً توجه کردی، مزمر

‫من در میان بقیه وزارت امور فرهنگی رو دارم

‫که به من این اجازه رو میده تا به تو بی هیچ چشم داشتی

‫پیشنهاد این وزارت رو بدم

‫شما خطر بیماری رو دست کم گرفتید

‫دکتر مزمر

‫ممکنه دکتر مگنوس رو صدا بزنین

‫می دونم که همه‌گیرشناسی تخصص شماست، دکتر مزمر

‫بنابراین من فرض میکنم

‫شما با پدیده‌ی مرموزی که به طور عام

‫بهش "شاه موش" میگن برخورد کردین

‫دسته ای از ۳ یا ۴ موش

‫که دمشون رو ناامیدانه به هم گره میزنن

‫در نتیجه اونا به پیشواز مرگ میرن

‫در سال های طاعون های عظیم

‫پیدا کردن شاه موش‌ها همیشه اخطاری برای اومدن بیماری بوده

‫درست قبل از مرگ سیاه در لندن سال ۱۳۴۸

‫یک شاه موش پیدا شد که بیشتر از ۵ موش تشکیل شده بود

‫اگر اجازه بدین دکتر مزمر

More Farsi Persian subtitles for Epidemic

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left