De eerste 200 regels.
صدای مرد: در آزمایشگاه عطر شخصی خودش ساخته شده،
استاد عطرساز مشهور، استرلینگ تیسلتون، ترکیب میکند
عطرهای اصیلی که ماندگاری بالایی دارند
و وفادار به رایحه گل طبیعی هستند.
فاونی فلورا جدید را کشف کنید،
جدیدترین رایحه هیجانانگیز از عطرهای
نفیس تیسلتونز.
درجه یک. -احسنت.
به افتخار تیسلتونز. -چطور میتونی این حرفو بزنی
وقتی ویلوبیها مدام فروش ما رو ضربه فنی میکنن؟
کدوم عوام بیذوقی دارن
این عطرهای مدرن رو میخرن؟
چی شد اون سلیقه خوب و کلاسیک؟
رقبامون رو نادیده بگیر، برادر عزیزم.
تیسلتونز بیش از یک قرنه که دوام آورده، به لطف ما.
تصمیم گرفتم بازنشسته بشم. -چی؟ نمیتونی!
خودمو تا استخون بویایی خسته کردم، ونیشا.
حالا وقتشه که دیگه بس کنم...
و دیگه گلها رو بو نکنم.
ولی کی رئیس بینی میشه؟
یکی از این دو نفر.
موفق باشی. -سرش باهات رقابت میکنم.
ولی اونا که هنوز کارآموزن...
خب، دیگه کی رو داریم؟ من تصمیمم رو گرفتم.
و فردا جانشینم رو معرفی میکنم.
##
##
##
##
بجنب.
خواهرزادهام هر لحظه میرسه.
کمکم کنی لباس انتخاب کنم.
امروز تو عمارت دارم عطر تست میکنم.
آره، شاید گفته باشی...
اصلاً حدس نمیزنی دیشب چی شد.
سارا-مری کلم.
گروهبان لیوینگستون و
بازرس گیلِسپی رو یادتونه.
سارا-مری: البته، ببخشید.
آقای تیستلتون بازنشستگیش رو اعلام کرد.
قراره یک رئیس عطرسازان جدید انتخاب کنه.
انتخاب کردن.
خاندان بزرگ عطر.
فکر میکنم کار کردن برای این خانواده آسون نباشه.
سارا-مری توسط خود آقای تیستلتون گلچین شده بود.
اون شاگرد اولشونه.
خب، برامرز هم اونجاست، خاله.
و اون فوقالعادهست --
فکر میکنم میتونه صد نوع رز مختلف رو تشخیص بده.
هنوز ظهر نشده، بهش لقب دادی.
خیلی از این برامول حرف میزنی...
هوم.
تیستلتون قدیمها ادکلن سیریل من رو میساخت.
این رو نمیدونستم. کدومش؟
مدتهاست که اسمش یادم رفته،
اما بوش رو هرگز فراموش نمیکنم.
متأسفانه هیچوقت بطری دیگهای ازش پیدا نکردم.
کسی بوی سوختگی حس میکنه؟
اوه، کیپرها.
هر لیوانو از نظر لکه چک کن.
البته. استانداردهای ثیستلتون.
ببخشید دیر کردم. خوردم به پستچی.
چرا بوی ماهی سوخته میاد؟
امروز حتماً باید خوب پیش بره.
استرلینگ این اواخر خیلی آشفته شده،
نمیتونیم ریسک یه فروپاشی دیگه از اونو بکنیم.
دیگه بسه حرف زدن، تستکنندهها هر لحظه ممکنه برسن.
آه، بله. اوه. خدای من، اون یه راهبهست؟
هوم.
عمه، فکر کردم دوست داشته باشی با دوستم، برامرز، آشنا بشی.
برامول بِیْسلی.
آه، از آشنایی باهاتون خوشبختم، خانم کلم.
سارا-مری خیلی از شما برام گفته.
اما من به زور چیزی از شما میدونم.
ولی مطمئنم که به زودی میتونیم اینو جبران کنیم.
شما که از بِیْسلیهای شروپشر نیستید، نه؟
عمه!
برامرز، شاید بتونی کمک کنی یه معما رو حل کنیم.
داریم تلاش میکنیم یه ادکلن قدیمی ثیستلتون پیدا کنیم،
مال قبل از جنگ بود.
بوی چرم، عسل میداد...
و یه ذره هم بوی رام.
خب، متاسفم، احتمالش زیاده که دیگه تولیدش متوقف شده باشه.
آقای تیستلتون بیشتر فرمولاسیونهای پدرش رو کنار گذاشت
وقتی کار رو دست گرفت.
عطر مخصوص خودش، استرلینگ سیلور، حسابی گل کرد...
اما دیگه هیچکس اونو نمیخره.
انگار حلال رنگ بود.
عموی بزرگم کورنلیوس ازش استفاده میکرد.
همیشه یه بوی خفیف گربه کوچه موچهای ازش میومد...
استرلینگ:
طرفدارای استرلینگ سیلور؟
اصرار میکنم.
برای آقایون زندگیتون.
خانم کلام:
و حالا... با افتخار اعلام میکنم اولین و انحصاریترین
آزمایش آخرین عطر خودم رو --
هیولای زیبایی.
مولیتهای تازه.
قرار نیست بپاشم تو سوراخ بینیشون.
این بین خودمون باشه، پگی،
به نظرم قدرت بویاییام احتمالاً بالاتر از حد معموله.
بله، میشه گفت موهبت بینی رو دارم، یک مهارت عالی...
آه، بله.
همونطور که یادمه. یه بوی تند گربه.
##
##
توی مراحل آخر ساختشه،
این فرمول سبک کلاسیکِ Thistleton ـه... چوب سدر،
بالم و رایحهی پایه ویسکی مخصوص خودم.
اوه، این محشره! - واقعاً، خیلی خوبه. خیلی تازهست.
ببخشید که فضولی میکنم،
اما من هیچکدوم از بوهایی که گفتید رو حس نمیکنم.
بیشتر یه جور بوی...
هلو حس میکنم.
آره، منم همینطور. و نعنا.
ولی نعنای تازه باغچه، نه سس بره روز یکشنبه.
نعنا؟ هلو؟ این حرفا یعنی چی؟
ببین چقدر همه دارن از آفرینش جدیدت لذت میبرن.
یه شاهکار دیگه از استرلینگ تیستلتون.
این همه چی بود؟
اوه، پگی، نگاه کن. این رو نگاه کن. زباد.
یه ماده خام فوقالعاده ارزشمند
همیشه خیلی دربارهاش کنجکاو بودم.
فرآیند جمعآوریش جذابه،
خیلی جذابه... میدونی، مشک رو جمع میکنن
با فشار دادن غدد مقعدی... -ببخشید چی؟
زباد.
همین قدر بازخورد کافیه.
ممنونم که تشریف آوردید.
بابت دست و پا چلفتی بودنم واقعا متاسفم.
اصلاً، کمک خیلی خوبی بودید.
از استرلینگ سیلور لذت ببرید.
ژوپیتر، اینجا چی کار میکنی؟
از خودش بپرس.
فکر میکردی شرکت تا ابد خرجت رو میده؟
وقتشه یه کار پیدا کنی، پسر.
کافیه. امشب دربارهاش صحبت میکنیم.
امشب چه خبره؟ -امشب چه خبره؟
سورپرایز! -سورپرایز!
جشن بازنشستگیه، برادر عزیزم.
استرلینگ: آره، میبینم.
یعنی همهتون اینقدر مشتاقید که از دستم خلاص شین؟
خب، من که آره. -البته که نه.
امشب برای جشن گرفتنه.
اینم آخرین میخ به تابوت.
فکر میکردم این چیزیه که خودت میخواستی.
و اگه کسی لایق استراحته، قربان، شمایید.
واقعاً؟
و میدونین که ما عالی از اینجا مراقبت میکنیم.
اوه، آره، شرط میبندم که میکنین. -به سلامتی عمو استرلینگ!
امیدوارم با رفتن ایشون، زندگی همهمون پربارتر بشه.
استرلینگ: فکر میکنید بازنشستگی من یعنی قراره
سهمتون رو پس بگیرین؟
تا وقتی که من زیر خاکم، یه قرون بیشتر هم نمیبینین.
مطمئنم که لازم نیست.
اما مسئله جانشین شما...
جانشینم. بله، یه عصر خیلی جالبی رو گذروندم که
بهش فکر کنم.
دارم تحقیق میکنم. آخه کی میتونه جای منو بگیره؟
من. -
چی؟ این فکر خودش بود. "وقتشه بری سر کار"، خودت گفتی.
خب، من اینو میخوام.
و به عنوان تنها وارث مرد از خاندان تیستلتون،
این فقط خواست من نیست -- حق طبیعي منه.
اجازه بدین به این چرخ و فلک مزخرفات
یه پایان لرزان بدم.
ژوپیتر، تو برای من خیلی چیزایی -- خواهرزاده، سربار،
همدم زبونباز و کلکلکن.
اما قبل از هر چیز تو باعث ناامیدی هستی.
تصمیم من گرفته شده. رئیس بعدی...
...من خواهم بود.
نظرم عوض شد.
بازنشسته نمیشید؟
اما این خبر فوقالعادهایه! مگه نه، رفقا؟
ویسکی. ونیژا حق با تو بود.
بالأخره شب جشن و پایکوبیه.
یک روش بسیار غیرمعمول برای مرگ...
حیوان خانگی دارن؟ -
خب، اون که استرلینگ سیلوره.
بوی مخصوص خودشه.
من یه شیشه ازش دارم، اگه بخواین؟
##
جمود نعشی؟
کاملاً مثل مجسمه.
نتیجهگیری؟
مرگ بین ساعات تاریکی نیمهشب اتفاق افتاده...
و ساعت دو صبح.
اوه، محصول خوبیه.
نه. این یه تصادف از روی مستی نبود.
میبینی نوک تیزش چطور تو سینهاش فرو رفته؟
یکی باید اون سرش رو گرفته باشه.
و اینو ببین.
یه اثری روی گونه چپش هست،
که یعنی یه دعوایی شده.
ضربه راست محکمی بود. پس حرف از قتله.
خواهر بونیفیس: خیلی محتمله.
و از اونجایی که این سیخ شومینه از وسایل خود استرلینگه،
به نظرم، بدون برنامه قبلی بوده.
یه سرقت ناموفق؟
No comments yet. Be the first to leave one.