De eerste 200 regels.
پیش از این در او.سی
میگی که زیاد مشروب میخوری؟
فکر کنم، یعنی «زیاد» از نظرت چقدره؟
اونقدر خوردی که دیگه هیچی یادت نیاد؟
صندوق امانی بابت «بالبوا هایتس» چقدر بهم پیشنهاد میده؟
همین؟ کل معرکهگیریت همین بود؟
شنبه چیکارهای؟
شنبه شب چیکار میکنی؟
با «سامر» قرار دارم. جمعه شب چطور؟
خب، بالاخره چی میشه، هان؟
شمعدان «منورا» میخوای یا آبنبات عصایی، هوم؟
کریسمس یا حنوکا؟
اِم... خب
اوه! نگرانش نباش رفیق
چون توی این خونه لازم نیست انتخاب کنی
اجازه بده یه چیز باحالی رو بهت معرفی کنم
که من بهش میگم... کریسموکا
کریسموکا؟
درسته. یه عید جدیده که داره کل کشور رو برمیداره
سندی: هی بچهها، درخت رو آوردیم
یا حداقل کل پذیرایی رو آوردیم
بچهها، یه کمکی میرسونید؟
یه جا همونجا برات نگه داشتم
یه کم زور بزن
عالیه. یه ذره به راست. مواظب باش نشکنه
برگهای سوزنیش خیلی شکنندهان
خودشه، عالیه
دمتون گرم بچهها، نمرهتون بیسته
بیستِ بیست. من عاشق عیدها هستم. همهشون رو دوست دارم
ما واقعاً نمیدونستیم چطوری «ست» رو بزرگ کنیم
آره، واسه همین خودم خودمو بزرگ کردم
و با این کار، بزرگترین ابر-عیدِ تاریخ بشریت رو خلق کردم
که از بهترین سنتهای مسیحیت
و یهودیت الهام گرفته شده
و اسشم رو گذاشتی کریسموکا
فقط شنیدن اسمش بهم حس جشن و شادی میده
بذار بیشتر برات توضیح بدم
ببین، واسه پدرم اینجا
که یه یهودی فقیر بود و توی برانکس با سختی بزرگ شد
خب، کریسمس یعنی غذای چینی و فیلم سینمایی
و واسه مامانم اینجا که یه اشرافزادهی پروتستانِ اصیله
خب، یعنی درخت و جورابهای بالای شومینه و کلی تزئینات
مگه نه؟ ما خیلی بهش افتخار میکنیم
من اونقدرها هم مبادی آداب نیستم. آره، تو که راست میگی
از ویژگیهای دیگهاش میشه به هشت روز کادو گرفتن اشاره کرد
که بعدش یه روزِ پر از کادوهای زیاد میرسه
خب، نظرت چیه؟
اِم، واسه شماها که عالی به نظر میاد
واسه تو هم همینطوره
هی، بیا و یه تنی به آبِ استخر کریسموکا بزن
واسه همهمون جا هست
توی سنتهای خانواده «اتوود» چیزی نیست
که بخوای به عیدِ خفنِ «ست» اضافهاش کنی؟
آره
خانواده اتوود و تعطیلات اصلاً ترکیب خوبی نیستن
مگه چیکار میکردید؟
نه، جدی ممنون، ولی خب
بیخیال پسر، حتماً یه چیزی بوده
خاطرات تعطیلات من کلاً تشکیل شده از
مامان مستم و من که داشتم کتک میخوردم
خب، امسال کاملاً فرق میکنه
کرستن: خاطرات جدید
عالی میشه
آره. خب، هر کاری بگید انجام میدم
اینه، ایول. بیا اینجا
ای بابا، بدعنق نباش دیگه
واسه هر کسی عید بزرگیه
آره، هنوز دارم هضمش میکنم
یه کم بهش زمان بده
چطوره... درخت رو تزئین کنیم؟
میدونید چیه بچهها؟
به زودی رایان هم جادوی کریسموکا رو درک میکنه
نگران نباشید. خودم آدمش میکنم
* کالیفرنیا، داریم میایم
* درست برمیگردیم همونجا که شروع کردیم *
* کالیفرنیا
* کالیفرنیا
* کال
* اوه
کلاً پنج دقیقه تو حموم بودم
چطوری اینجا تبدیل شد به کارگاه بابا نوئل؟
میبینم یکی اون حلقه گلی که به در زده بودم رو برداشته
افتاد. داری چی کادو میکنی؟
دو تا «پک شروعِ ست کوهن»
آلبومهای «دث کب»، «برایت آیز»، «دِ شینز»، «کاوالیر» و «کلی» رو داریم
و فیلم «گونیز». رایان، این فقط واسه بچهها نیست
واقعاً نیست. برام مهم نیست بقیه چی میگن
سامر و آنا جفتشون به یه اندازه عاشق اینا میشن
داری واسه سامر و آنا یه چیز کادو میگیری؟
بله، همینطوره. بعضی وقتا از زرنگی خودم تعجب میکنم
این کار آخر و عاقبت خوبی نداره. خودت میدونی، نه؟
نه، نمیدونم. تو هم مجبوری انتخاب کنی
هی، توی کریسموکا از این خبرا نیست، باشه؟
توی کریسموکا انتخابی در کار نیست
خب، تو که واسه من چیزی نگرفتی، نه؟
نه
بیخیال پسر. یه کم حال کن
خیلی خب، باشه. همونطور تو لک باش. اونم جواب میده
راستی رایان، سایز پات چنده؟
چرا؟ همینطوری
مادر، نکنه اون لیستِ کریسموکاست؟
نه. چطور مگه؟
خب بذار یه نگاه سریع بهش بندازم
مربوط به کاره
من عاشق کارتم. واقعاً مجذوبم میکنه
فکر کردم گفتید کادو در کار نیست
خب، منظورمون این بود که واسه ما بزرگترا کادو نگیرید
باشه، باشه
خب، کریسموکا خراب شد
آه! حتی به زبونشم نیار پسر
بیخیال. کریسموکا خرابشدنی نیست
مقاومتش دو برابرِ یه عید معمولیه
پدرت پیشنهاد صلح ما رو رد کرد، اون
میخواد بره دادگاه
دیروز گفت اگه پیشنهادش رو قبول کنی
آره... ولی از امروز صبح زده زیرش و میخواد بره دادگاه
که یعنی من باید کل تعطیلات رو
پای پروندهها بگذرونم و برای دادگاه آماده بشم
حالا که «ریچل» هم شهر نیست... کریسموکا به فنا رفت
بالاخره یه روزی میرسه که اینجا یه عید رو بدون دردسر بگذرونیم
همین الان تمومش کنید. ناامید نشید
از معجزهای به اسم کریسموکا
چه بلایی داره سرت میاد...؟
میبینی. تو هم میبینی
همهتون میبینید. همهتون میبینید
واقعاً داری منو میترسونی
من با این موضوع مشکلی ندارم
خیلی خب، بریم که داشته باشیم
کدوم کراوات؟
نظرت چیه؟
این یکی؟ خوبه؟
یا...؟
اِم، قطعاً دومی
خیلی خب
پس امروز مصاحبه کاری داری؟
خب، فقط یه گپ و گفتِ سادهست
کسی چه میدونه چی پیش میاد
ولی خب، باید خوشتیپ باشیم تا موفق بشیم، مگه نه؟
ببین، دارم روش کار میکنم کوچولو
کار پیدا میکنم. میدونم تو روزای عید فشار خیلی زیاده
توی ایام تعطیلات
لازم نیست هیچ فشار اضافهای باشه
چون اصلاً لازم نیست عیدی در کار باشه
جدی میگم
داری چی میگی؟
میتونیم بیخیال کریسمس بشیم
اینطوری نیست که سال دیگه خبری ازش نباشه
تعطیلات فقط آدمها رو افسرده میکنه
تو چی؟ افسردهای؟
قرار بود بعد از مکزیک بری پیش مشاور
و هیچوقت واقعاً
حالم عالیه. فقط دارم نظرمو میگم
خب خوبه، چون قرار نیست بیخیال کریسمس بشیم
بیخیال. من یه کار پیدا میکنم
یه راهی پیدا میکنیم که همه چی درست پیش بره
و کلی دلیل واسه جشن گرفتن خواهیم داشت، باشه؟
بیخیال، مگه میشه از کریسمس گذشت
مطمئنی این کراوات خوبه؟
آره، حتماً
عالی شدی
بیخیال کریسمس؟ چی هستی، گرینچ؟
خب، پس سامر و آنا جفتشون میان به این مهمونی
آره، ولی هیچکدومشون همراهم نیستن
و خودشون هم اینو میدونن؟
اوه آره، جفتشون میدونن
بیخیال پسر، آروم باش. ببین، مهمونی بزرگیه، خب؟
تو ممکنه همش فاز غم و ناامیدی برداری
ولی منو ببین، من خودِ دونههای برفم، خودِ «لاتکه»ام
کریسموکا داره میاد
و وقتی کریسموکا تموم بشه چی؟
متنفرم از وقتی که کریسموکا تموم میشه
کوهن
سلام رایان
اِم، میخواستم بدونم برنامه امشب چیه
که تو رانندگی میکنی یا نه
هی ست، خب، چه ساعتی
واسه امشب مد نظرته؟
اوه
سلام سامر
سلام آنا
بچهها
داشتم فکر میکردم که بهتره همهمون همونجا همدیگه رو ببینیم
نظرتون چیه؟ هر ساعتی که
دوست داشتید و با هر وسیلهای که تونستید بیاید
عالیه
آره، عالیه
بهتره واسه یه معجزه کریسموکایی دعا کنی
پسر، من عیسی و موسی رو کنارم دارم
آره. مطمئن شو که همهجای اون پایین رو بپوشونه
حالا بچهها، این گویها کلیدِ زیباییِ کل درخت هستن
باید بینشون فاصله باشه تا جلوه کنن
هی کرستن
نظرت چیه؟
واقعاً یه چیزی هست واسه خودش
خوشت نیومد؟
نه اونطوری نیست. فقط موضوع اینه که
مامانم همیشه درخت کریسمس رو توی ورودی میذاشت
فقط یه سنتیه که داریم
آره، «کیلب» بهم گفت
ولی بعدش با خودم گفتم، میدونی چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.