De eerste 200 regels.
با ادامه جلسه امروز در مورد
کمیته امور کهنهسربازان سنا...
دوباره تشکیل جلسه میدهد.
رئیس: از شاهد بعدیمان
لطفاً بایستید و دست راستتان را بالا ببرید.
معذرت میخواهم.
لطفاً دست راستتان را بالا ببرید.
قسم میخورید که شهادتی که
حقیقت، تمام حقیقت و...
فقط حقیقت باشد؟
بله، قسم میخورم.
لطفاً نام خود را بیان کنید.
سرباز یکم آدام گرین،
آقای گرین، متوجه شدم که
بله قربان.
میتوانید همین حالا آن را
آقای رئیس، اعضای کمیته...
میخواهم از شما برای فرصتی
تا امروز با شما صحبت کنم.
من در ارتش خدمت کـ...
متاسفم، اگر فقط میشد...
حتماً، بفرمایید.
متشکرم قربان.
من همیشه اعداد رو دوست داشتم.
هر وقت در فهمیدن چیزی مشکل دارم...
میبینم که اعداد همه چیز رو برام شفافتر میکنن.
اونا بهم کمک میکنن تصمیماتی که گرفته شده...
و تاثیرات اون تصمیمات رو بفهمم.
پس، اگه ایرادی نداره...
میخوام با عدد یک میلیون و چهارصد هزار شروع کنم.
این تعداد مردان و زنانی هستند...
که در حال حاضر در ارتش ما خدمت میکنن.
۵۵۵...
این تعداد روزهایی بود که گذشت قبل از اینکه
بعد از اینکه توسط کشور دیگهای مورد حمله قرار گرفتیم.
۱۹... سن من بود وقتی که
سه، تعداد ساعاتی بود که از زمانی که...
من به عراق رسیدم تا زمانی که
با یک آیایدی منهدم شد، گذشت.
و بعد عدد شش.
این طول اون تکه ترکش بود...
که نخاع من رو قطع کرد.
تنها مشکل اعداد اینه که میتونن
تصمیمی که شما گرفتید،
و روی خیلی از سربازان مثل من.
حالا، من کارشناس نظامی نیستم.
من خیلی از مسائل ژئوپلیتیک سر درنمیآرم.
من فقط یک آمریکایی معمولیم.
و میفهمم که شما من رو اینجا دعوت کردید...
چون همه شما سوالاتی از من دارید،
اما اگه ایرادی نداره، من میخوام از همه شما یه سوال بپرسم.
این لعنتی چطور اتفاق افتاد؟
بوش: هموطنان عزیزم، در این ساعت...
نیروهای آمریکایی و ائتلاف در مراحل اولیه...
عملیات نظامی برای خلع سلاح عراق،
مردم آن و دفاع از جهان در برابر خطر جدی هستند.
بلیتزر: آغاز کارزاری به نام "شوک و وحشت".
بروکاو: شوک و وحشت.
راتر: شوک و وحشت.
خبرنگار ۱: آژیرهای حمله هوایی در بغداد به صدا درآمده...
خبرنگار ۲: عملیات نظامی گسترده...
برای سرنگونی صدام حسین اکنون به اجرا درآمده است.
خبرنگار ۳: شلیک ۶۰۰ موشک کروز...
و هر نوع هواپیمای جنگی در زرادخانه آمریکا.
بروکاو: نمایشی هولناک از قدرت نظامی آمریکا.
خبرنگار ۴: مقیاس این حمله...
به طور قابل توجهی بیشتر از هر چیزی است که قبلاً دیدهایم.
خبرنگار ۵: ما داریم کل ساختمانها رو...
با این موشکهای کروز از بین میبریم.
راتر: هواپیماهای جنگی آمریکا آزاد شدند...
برای وعده بمباران گسترده بغداد.
بلیتزر: ۳۰۰۰ موشک کروز تاماهوک...
بمبهای دقیق ماهوارهای، بمبهای لیزری.
خبرنگار ۶: فکر میکنم شهروندان بغداد دقیقاً میدانند...
که پنتاگون از "شوک و وحشت" چه منظوری دارد.
خبرنگار ۷: درست در آن سوی مرز کویت و عراق...
شاهد بودیم که ستونهای نیروها وارد کشور شدند.
راتر: آنها در مسیر بغداد هستند.
با مقاومت روبرو شدهاند.
زن: نمیتونیم تلویزیون رو ترک کنیم...
هر تانک، هر هلیکوپتر...
خبرنگار ۸: اکنون بغداد در فاصله حمله قرار دارد...
تنها چند مایل کوتاه باقی مانده...
در حالی که نیروهای آمریکایی
ما میخوایم همشون رو سلاخی کنیم...
اون متجاوزان، گوراشون همینجا تو عراق خواهد بود.
خبرنگار ۹: اگر صدام حسین زنده باشد، به نقل از...
"کنترلی بر ارتش و دولت خود ندارد."
بوش: اینها مراحل آغازین چیزی خواهد بود که یک...
کارزار گسترده و هماهنگ است.
میتواند طولانیتر و دشوارتر از آن چیزی باشد
و کمک به عراقیها برای دستیابی به کشوری متحد، باثبات...
و آزاد نیازمند تعهد پایدار ما خواهد بود.
و میتوانید مطمئن باشید که نیروهای ما به خانه بازخواهند گشت...
به محض اینکه کارشان تمام شود.
حرکت کن! حرکت کن! بزن بریم!
کجا میبرنمون؟ - خفه شو. سرت پایین.
دهنتو میبندی یا مغز لعنتیتو میپوکونم.
باشه، باشه.
خبرنگار.
نایت ریدر.
باید بیشتر مطالعه کنی.
اسمت چیه؟
جاناتان لندای.
خداحافظ، جاناتان لندای.
تمرین تمام شد.
چیزی که الان درگیرش بودین، بهش میگن تمرین مرد خاکستری.
و چیزی که الان شاهدش بودین...
یه شکست بزرگ تو اون تمرین بود.
اگه یه خبرنگار اسیر بشه...
تروریستها ممکنه زنده نگهتون دارن...
به امید گرفتن اطلاعات یا معاوضه شما با باج.
ولی اگه بهشون دلیلی برای کشتنتون بدین، این کارو میکنن.
هدف این تمرین اینه که بهتون یاد بده...
چطور از جلب توجه اسیرکنندههاتون جلوگیری کنین.
برای همین اسمش هست، مرد خاکستری.
میتونی منو باز کنی؟
این ممکنه یه روزی جونتو نجات بده، میفهمی؟
آره، میفهمم. تو ۱۱ منطقه جنگی بودم، بهم شلیک شده...
اسیر شدم، اینو خیلی جدی میگیرم.
اما اگه همین الان منو باز نکنی، ممکنه کارمو از دست بدم.
و تقریباً مطمئنم که هیچ کدوم از این آموزشها...
خیلی مفید نخواهد بود...
وقتی دارم کف استیپلز رو طی میکشم.
گزارشگر: هر دو برج دوقلو...
مرکز تجارت جهانی در منهتن جنوبی نیویورک...
امروز صبح ظرف ۲۰ دقیقه مورد اصابت هواپیما قرار گرفتن.
اول، برج شمالی بود که مورد اصابت قرار گرفت...
و یه سوراخ بزرگ در دو طرف اون ساختمان به جا موند.
خدای من.
۲۰ دقیقه بعد، ساختمان دوم...
برج دوم در مجموعه مرکز تجارت جهانی...
فکر میکنم باید الیزابت رو تو مدرسه نگه داریم.
آره، نه، فکر میکنم ایده خوبیه.
چرا باید بترسونیمش، هان؟
و به محض اینکه تلفنها وصل بشن، به علی و جنیفر زنگ میزنم.
دوستت دارم.
باشه.
گزارشگر: باید به شما بگیم که...
تماسهایی از مردم دریافت کردیم...
که در اطراف پنتاگون زندگی و کار میکنند و به ما گفتند...
که چیزی دیدن...
که اون رو به عنوان یک انفجار توصیف کردن.
این اطلاعاتی هست که نتونستیم تاییدش کنیم.
بلند شو.
متاسفم، بابا.
فوتبال دوشنبه شب طولانی شد.
بیا اینجا رو مرتب کنیم.
گزارشگر: مرکز تجارت اینجا در نیویورک...
توسط هواپیماها مورد اصابت قرار گرفته.
در واشنگتن، یک آتشسوزی بزرگ در پنتاگون وجود داره.
پنتاگون تخلیه شده.
و اونجا، شاید بتونید ببینید، برج دوم...
برج جلویی، که قسمت بالایی اون داره فرو میریزه.
خدای من.
امشب خیلیها به یه نوشیدنی نیاز دارن.
سربازها رایگان مینوشن.
گزارشگر: کلمهای برای گفتن نیست.
تمام ساختمانهای اداری فدرال الان...
تمام ساختمانهای اداری فدرال در واشنگتن دیسی
همین الان که داریم باهاتون حرف میزنیم، دارن تخلیه میشن.
ما در میانه یک فاجعه فوقالعاده هستیم.
مهمترین چیزی که باید بهتون بگیم اگه تازه به جمع ما پیوستین...
اینه که چیزی با تمام نشانههای یک حمله فوقالعاده...
تروریستی خوب برنامهریزی شده به واشنگتن و نیویورک
امروز صبح رخ داده.
مرکز تجارت جهانی اینجا در نیویورک...
دو برج مرکز تجارت جهانی فرو ریختن...
بعد از اینکه مورد اصابت هواپیما قرار گرفتن.
بله، جان والکات هستم از نایت ریدر.
اونجاست؟
آره، باشه، خب، بهش بگین بعداً دوباره تماس میگیرم.
ممنون.
همین الان با همسرم حرف زدم.
اون و بچهها میترسن از خونه بیرون بیان.
اونجا دارن چیکار میکنن؟
دارن کاخ سفید رو تماشا میکنن.
تا ببینن بهش حمله میشه؟
آره.
اوه، خدای من. باشه، برو خونه پیش خونوادت.
و به همکارات بگو که شاید بهتره دور بمونن...
از پنجرهها، باشه؟
ممنون، جان.
باشه. خیلی خب. باشه.
فرضیه کاری اونها اینه که این یه تروریسم خارجی هست...
نه داخلی.
توجه به سرعت به گروه بن لادن معطوف میشه...
چون شاخههای زیادی داره.
تعداد خیلی کمی از بقیه میتونستن این کار رو انجام بدن.
کسی رو به نیویورک میفرستیم؟
کن مور در سوو از قبل اونجا بود و وال استریت رو پوشش میداد.
اونجا توی وزارت امور خارجه چه خبره؟
پاول در پرو هست.
دارن تلاش میکنن هرچه سریعتر برش گردونن خونه.
خیلی خب، کاری که باید انجام بدیم اینه که رئیس جمهور رو پیدا کنیم.
افراد ارشدش رو پیدا کنیم و بفهمیم...
چه کسی مسئول همه ایناست.
ما به تعداد زیادی منبع، از سازمانهای زیادی نیاز داریم...
تا به طور رسمی بیان و هر چیزی که میدونیم حقیقت داره رو به ما بگن.
القاعده! القاعده! این القاعدهست.
No comments yet. Be the first to leave one.