De eerste 200 regels.
«نبرد جنسیتها.»
دوباره بهم میگی جریان چیه؟
نوآ رنارد، قهرمان سابق تنیس آمریکا
چالشی رو قبول کرده که
توسط باشگاه تنیس یورک برای یه مسابقهی نمایشی ترتیب داده شده؛
با سیلویا دادسون، قهرمان بخش بانوان باشگاه
اصلاً مسابقهی عادلانهای نیست
چرا؟ خب، اول از همه اینکه
اون مَرده و این زنه
در ضمن، اون ده سال جوونتره و حسابی قبراق و روی فرمه
در حالی که رنارد سالهاست تنیس حرفهای بازی نکرده
در واقع، اون سه روز گذشته رو
توی تورنتو مشغول عیاشی بوده
با این حال، من روی اون شرط میبندم
خانمها، مایلید شرط ببندید؟
اوه، خب، من رو اهل قمار نمیبینی توماس
خب، شنیدم اگه دوشیزه دادسون ببره
درصد از پول بلیتفروشی به باشگاه میرسه ۶۰
و اگه ببازه؟ باشگاه ۴۰ درصد میگیره
اما اگه دوشیزه دادسون انصراف بده
اونوقت آقای رنارد کل پول بلیتفروشی رو برمیداره
پس پنج تا برای من روی دادسون بنویس
آه، جپتا
خانمها
امیدوارم پولم رو آماده کرده باشید
چه آدم غیرقابلتحملیه
واقعاً امیدوارم دوشیزه دادسون حسابی عرقش رو دربیاره
واقعاً
این آقای رنارد عجب شخصیتیه
دوشیزه هارت بهم میگفت که اگه مسابقه لغو بشه
اونوقت آقای رنارد کل پول بلیتفروشی رو میگیره
خودش اصرار کرده. ادعا میکنه این برای پوشش دادنِ
مخارج و امنیت خودشه
خب، خدا کنه همه چیز طبق برنامه پیش بره
ببینید، باشگاه یه برنامهی بورسیهی جدید معرفی کرده
برای جوونهایی که وگرنه نمیتونستن بازی کنن و
راستش رو بخواید، فکر کنم داریم ورشکست میشیم
با این حال، این کار پول جدیدی به صندوقمون میاره
و اعضای جدیدی رو جذب میکنه
اگه دست من بود، اصلاً این
مراسم رو برگزار نمیکردیم! به نظرم کلش یه کم دور از نزاکته
متأسفانه فکر کنم همسرم با دوشیزه دادسون لج افتاده
من اصلاً با دوشیزه دادسون لج نیستم
فقط فکر میکنم اون الگوی بدی برای اعضاست
مخصوصاً برای زنها
اون همیشه با یه چیزی مخالفت میکنه
مثلاً چی؟
خب، ما از قوانین پوشش ویمبلدون پیروی میکنیم
و به نظر میرسه دوشیزه دادسون فکر میکنه
که این لباسها خیلی دست و پا گیرن
اون واقعاً میخواد قد دامن رو کوتاهتر کنه
و آستینها رو هم کوتاه کنه، اگه باورتون بشه
بیاید بریم یه نگاهی به رقیبمون بندازیم
اون الان داره با قهرمان بخش آقایونمون تمرین میکنه؛
آقای نیکولاس مور
آه. این دست برای دوشیزه دادسون
دوشیزه دادسون توی ست اول، دو بر یک جلوئه
فکر کنم بالاخره من هم اون شرط رو ببندم
اوه، اوه! آخ، آخ
اوه! مچ پام، مچ پام! اجازه بدید نگاهی بندازم
اوه، نه، نه، نه. لطفاً بهش دست نزنید
باید کفش رو دربیارم. نگران نباشید
اون میدونه داره چیکار میکنه. حرفهایه
فکر نمیکنم به این زودیا بتونید تنیس بازی کنید
مچ پاتون شکسته
چه حیف
راحتترین پولی بود که تا حالا درآوردیم
رقتانگیزه
باید ببریمش داخل. بله، البته
ببین عزیزم، اگه فقط
اوه، بله. خوب بازی میکنید. اوهوم
مسابقه رو میبرید
درکش نمیکنم. من این کفشها رو
همین هفتهی پیش خریدم. خیلی هم گرون بودن
متأسفانه به نظر میرسه به این کفشها دستبرد زده شده
منظورتون دقیقاً چیه؟
کسی چای میل داره؟
حرفمون رو قطع نکن. داریم صحبت میکنیم
اوه، من میل دارم. هوم. لیلی
پس الان مجبورت کرده چای سرو کنی
و به اتاق تجهیزات برسی؟
بله خانم
لازم نیست بهم بگی خانم. همون وایولت کافیه
منظورت از "دستکاری شده" چیه؟
کفیِ کفش بریده شده و خیلی شُل با چسب چسبونده شده
فقط مسئلهی زمان بود که کی زیر پات بشکنه
وقتی این اتفاق بیفته، احتمال زیادی وجود داره
که به خودت آسیب بزنی
ممنون مارگارت
همونطور که داشتم میگفتم
این به خاطر نقص فنی در تولید نیست
فکر میکنم کسی دستکاریاش کرده
باید میدونستم. چی رو میدونستید؟
من دیروز این رو توی کمدم پیدا کردم
اوه
اوه
«اگه توی این مسابقه بازی کنی، پشیمون میشی
همین حالا قبل از اینکه خیلی دیر بشه، انصراف بده.»
و شما تصمیم گرفتید این رو جدی نگیرید؟
فقط فکر کردم کار یه آدم مریضیه
قطعاً این اولین تهدیدی نیست که تا حالا دریافت کردم
دنیا پر از مردهاییه که فکر میکنن زنها
نباید کاری جز کیک پختن و بچهآوردن انجام بدن
هوم
کلی زن هم همینطور فکر میکنن
این افتضاحه
فقط پول من رو بدید
تا بتونم از این شهر نفرینشده برم بیرون
نمیدم
آقایان، اینجا چه خبره؟
این آقا داره زیرِ قولش میزنه. بهم قول داده شده بود
میدونم چه قولی بهتون داده شده بود
و حالا داره دبه میکنه
توی توافق ما مشخص نشده بود که شرکتکننده
حتماً باید دوشیزه دادسون باشه
از قضا اون بهترین بازیکن ماست
اما میدونم که بازیکنهای زنِ خوبِ دیگهای هم توی این باشگاه داریم
یکی از اونها جایگزین میشه
با این موافقید؟
من هر زنی رو که جلوم بذارید شکست میدم
اوه، هی! کجا با این عجله؟
صبر کن، صبر کن، صبر کن
چه اتفاقی برات افتاده جوون؟
هـ-هیچی قربان. فـ-فقط پام گیر کرد و خوردم زمین
فـ-فکر کنم باید یه نگاهی بهش بندازیم. با من بیا
نه قربان. واقعاً. حالم خوبه
چرا حرفت رو باور نمیکنم؟ اسمت چیه؟
پرسی، قربان. پرسی مککانل
این مدرسهی توئه؟
بله قربان. اما خواهش میکنم به مدیرم چیزی نگید
برام دردسر بزرگی میشه
چیکار کردی؟
به چند تا از بچهها پول بدهکار بودم
و نمیتونستم بلافاصله پسشون بدم
واسه همین تنبیهم کردن. کدوم بچهها؟
نمیتونم بگم قربان. اگه بفهمن لو شون دادم
بدتر کتک میخورم
اوه، صبر کن، صبر کن
تـ-تو میگی که بهشون پول بدهکار بودی
بابت چی؟ صورتحساب بوفهی مدرسه؟
نه قربان. شرطبندی کرده بودم
قمار
بله قربان
و اینها پسرهای مدرسهی خودت بودن؟
بله قربان. شما اونجا رو میشناسید؟
بله. پسرم، هری، اونجا شبانهروزی درس میخونه
با من میای
خب، عالی به نظر میرسی
اوه، کجا میتونم یکی از اینها برای خودم تهیه کنم؟
حتماً داری شوخی میکنی
کاملاً جدیام
دوشیزه دلانژ بازیکن فوقالعادهایه
اما حتی اگه مسابقه رو ببازه
باشگاه باز هم بخشی از پول بلیتفروشی رو میگیره
برای اینکه کارمون راه بیفته کافیه
اون نمایندهی خوبی برای باشگاه ما نیست
از نظر من که نمایندهی خوبیه
متأسفانه همسرم از طرز لباس پوشیدن اون خوشش نمیاد
دامن کوتاه، آستین کوتاه
یه شال به جای کلاه. شوخیتون گرفته؟
همهی اینها ممکنه درست باشه
اما ما نیاز داریم این مسابقه برگزار بشه
نظرت چیه توماس؟ اوه، من که با کمال میل
بازیاش رو تماشا میکنم. علاوه بر این، من و همسرم
تازه به عضویت باشگاه دراومدیم
نمیخوایم همین اولِ کار ورشکست شدنش رو ببینیم، مگه نه؟
دوشیزه دلانژ
باورم نمیشه که تو... هیس
و مطمئنی که این پسر رو نمیشناسی؟
پرسی مککانل؟
پسرهای زیادی هستن که توی مدرسهی من درس میخونن
میگفت توی یه باند قمار گیر افتاده
و وقتی نتونسته بدهیهاش رو بده، کتک خورده
عجب داستانیه. خب، من فکر میکنم حقیقت داره
مدرسهی بزرگیه. من از تمام اتفاقاتی که اونجا میافته خبر ندارم
و مطمئنی که هیچی نشنیدی؟
هیچ چیزی در مورد این باند قمار؟
نه، اما در مورد این یکی خبر دارم
این آخرین کارنامهی منه
نمرههای عالیای هستن هری
وقتم رو تلف نکردم
فارغ از اینکه شما چی فکر میکنید
نه، مـ-من اینطور فکر نمیکنم
توی ریاضیات عمومی بیست گرفتی؟
فکر کنم این رو از پدرم به ارث بردم
خب، این یه جشن کوچیک لازم داره
گرسنهای؟ همیشه
جایی رو میشناسم که پایهای داغ و خوشمزهای داره
فکر کنم بهشون میگن «پیتزا پای»
آه، واتس. مرداک کجاست؟ توی دفترشه؟
اوم، گفت امروز دیرتر میاد
ظاهراً دیشب چیزی خورده
که بهش نساخته. آه. خب، در این صورت
وقتی لمبوندنت تموم شد، با من میای
آه، رسیدیم
راهروهای قدرت؛
جایی که کلهگندهها بازی میکنن و کارگرهای شریف جون میکَنن
اوه، بس کن واتس. همچین کلهگنده هم نیستن. منم عضوم
اوم. زدی به هدف. آه! خودشه
دوشیزه دلانژ
No comments yet. Be the first to leave one.