De eerste 200 regels.
نوآ، هستی؟
چی میخونی؟
عزیزم، خودت بهم بگو. عینکم رو نزدم
تو سفر باهام حرف نمیزنی؟
ببین، برای منم آسون نیست
تمام زندگیتو صرف این میکنی که از یه مرحله رد شی
و بارها و بارها شکست میخوری چون همون هیولا راهتو بسته
بعد یه روز، یهو وقتی هیچ شانسی برات نمونده
همینجوری، شانسی انگار یه جون اضافه داری
این مثالای بازی ویدیویی رو بذار کنار. من ده ساله نیستم
خب، مثل وقتی که یه کتاب باز میکنی و یه داستان شروع میشه
اَه، نوآ. حداقل میتونیم شخصیت اصلی زندگی خودمون باشیم
زندگی تو، مامان. مال من یهو هزار کیلومتر اونورتره
به خاطر یه هوس لعنتی. - نه، هوس نیست
من و ویل همدیگه رو دوست داریم. - برام مهم نیست
خب، من و ویل همدیگه رو دوست داریم. - منم دوست دارم و برات مهم نیست
حقیقت نداره. برام دردناکه که تو رو از دن و دوستات جدا کنم
نوآ، تو هفده سالته
مطمئنم با اون روی خوشی که داری زود دوست پیدا میکنی
حال و حوصله شوخی ندارم
عزیزم، سنماری مدرسه خوبیه
خودت میبینی. تیم والیبال داره
تو چشم به هم زدنی کاپیتان میشی. - اَه، نمیفهمی
نمیخوام برم یه مدرسه پُزالی که یه غریبه پولش رو بده
غریبه نیست، شوهرمه
پس کمکم باهاش کنار بیا
سلام، مانوئل
ویل، عشقم. سلام
مـمـم
سفر چطور بود؟ - بعداً بهت میگم
قربان، بفرمایید
خودم میتونم، ممنون
وظیفمه. بذارید
نه، خودم میتونم. اجازه بدید، خانم
نوآ، بذار مارتین کمکت کنه. - بذارید چمدونو من بردارم
تو بردی، مورتیمر
خیلی خوشحالم میبینمت، نوآ
من نمیتونم همین حرفو بزنم. متاسفم
فقط میخوام اینجا احساس راحتی کنی
و منو به عنوان خانوادهات قبول کنی
بالاخره یه روزی
خونه رو نشونت بدیم؟
اینجا راهروئه، آشپزخونه اونجاست. اتاقا بالا هستن
اینجا اسپاست
آهان، و باشگاه
با این همه چقدر دردسر از سرت وا میشه؟
کتابخونه ندارین؟
یا یه اتاق مهمان که بتونم تنها باشم و استراحت کنم؟
رنگهای مورد علاقهات
یه دکوراتور کمکم کرد ولی بیشترش رو خودم انتخاب کردم
نمیدونم چی بگم
میخواستم چیزی رو داشته باشی که همیشه میخواستی و من نمیتونستم بهت بدم
باورنکردنیه
ممنون
لیاقتش رو داری، عشقم
باشه، مامان
و اینم یه اتاق مهمان نیست
ببخشید
اتاق نیکلاس بغل اینه
آهان، آره. نیک
پسر بابا، پسر نمونه... چه باحال
گوش کن
هرچقدر هم که عالی باشه، الان برادر ناتنی توئه
تو هم عین اون حق داری اینجا باشی
مامان، من هیچوقت اینجوری نمیبینمش
میدونی که دست برنمیدارم تا وقتی ببینی که اینجا چیه
خونهمون
چمدونتو باز کن، زود باش
این خیلی زیاده
خیلی بامزه بود
آهنگ زنگی که داشتی خیلی بیمزه بود
چطور قطعش کنم؟ - اصلاً فکرش رو هم نکن
واسه اینکه هر چه زودتر ازم متنفر شی
ازت متنفر شم؟ نمیخوام اینقدر خفم کنی
با اینکه چقدر دلت برام تنگ شده. - به درک! من همین الانشم دلتنگتم
من ازت متنفرم
به خاطر اینکه از حسادت منو کشتی. چه رختکن بزرگی
اصلاً قصد ندارم یه لباس رو هم دست بزنم
دیوونه شدی؟ ازش لذت ببر، لعنتی
نمیتونم این همه اسراف رو تحمل کنم
باید خونه رو ببینی. بوی عطر سگ پودل میده
منو تو اسپاش تصور میکنی که یه دونه از اون پومپومهای پاداره رو بغل کردم؟
نمیدونستم باید به خاطر پولدار بودنت بهت ترحم کنم
تازه امشب شام خونوادگی تو باشگاه قایقرانیه
واسه اینکه آدم بالا بیاره
ببین، پدربزرگ بابابزرگش یه دریاسالار انگلیسی بود
دوباره آدم بالا بیاره
میلیونها عکس آپلود کن. - باشه، بعداً برات میفرستم
هیچی نخوردم و دارم از گرسنگی میمیرم
از سرخدمتکارت یه چیزی بخواه. خودت میبینی
مطمئنم یه ساندویچ درب و داغون هم تو یخچال ندارن
خب، همون که بهت گفتم
حتی یه ساندویچ لعنتی هم نه
لعنتی
باید دختر زن بابام باشی
یه راگو آنگوس میخوای؟ یه رامن؟
یه اشترودل سیب؟
نمیدونم تو روستالند چی میخورید، گرچه اگه بخوای بالا بیاری
نیکلاس، درسته؟
خودشم
تو کی هستی؟
جدی میگی؟ هنوز اونجایی؟
نوآ؟ نوآ؟
این که اسم پسره، نه؟ چی شده؟
تو اون دایره لغات محدودت، "یونیسکس" وجود نداره؟
میدونی ثور از بین کلمات من از چه کلمهای بیشتر خوشش میاد؟
با "آ" شروع میشه
بعدش "تا" میاد
و با "کا" تموم میشه
برام خندهدار نیست. نمیدونم چرا ازت خوشش نمیاد
حتماً فکر میکنه یواشکی اومدی اینجا
ولی که اینجوری نیست، درسته؟
بس کن، نیکلاس! اون مثل یه پودله
ولی باهوشتر. وقتی بچه بودی سرت ضربه خورد، احمق؟
هیسسس! ثور تحمل نمیکنه کسی بهم توهین کنه
آروم باش. یه چیزی بهش بگو، لعنتی
ثور، بس کن
هی، هی. چی کار میکنی؟ جدی میگم، وگرنه میزنمت
شوخی ندارم، همین که بفهمه تهدیدم میکنی
تیکه تیکهات میکنه. ضربه رو خودت میخوری
هی ثور، بشین
تو خیلی خلی، ها؟
راستی، از دور ککومکهات معلوم نبود، خواهر کوچولو
من نه خواهرتم، نه هیچی شبیه اون
خب، پس همدیگه رو شناختین
آه، آره. نیک خیلی خوبه
ولی اونی که من ازش خوشم میاد ثوره. مگه نه، خوشگلم؟ بیا اینجا
بیا اینجا، کوچولو. بیا دیگه
اوه، نمیدونم چش شده
من میترسونمش
خیلی خفن بود
بتی؟
هنوز اونجایی؟ لعنتی این برادر ناتنیه، ها؟
این همون پسر دوستداشتنی بود که مادرت میگفت؟
اون یه عوضی تمامعیاره. خوشتیپه؟
علاوه بر فضول بودن، تو یه هیز هم هستی، دختر
پس، جذابه
نمیدونم
اصلاً دقت نکردم
بدقولی برام مهم نیست ولی شام به هیچ وجه جور نیست
متأسفم، ولی قابل مذاکره نیست
نمیدونه چه لباسی بپوشه
تو بوتیک زیادهروی کردیم
ها، عزیزم؟
خیلی خوشگلی، نوآ
بریم
عکس میخوای؟
دفعه بعد تو رانندگی کن
میخوای موزیک رو عوض کنم؟ شاید نوآ خوشش نیاد
کمکراننده آهنگ میذاره، نه؟
دما خوبه؟ خوبه. هوا رو زیاد نکن
اینجوری خوبه؟
نه، نه! تو پشت فرمون! پشت فرمون، تو رو خدا
جاده صافه. چقدر بوی خوبی میدی
هفت، شش، پنج، چهار. نیک اینجاست
نوآ، کارت عضویتت هفته دیگه میرسه
در این مدت میتونی از فامیلی من استفاده کنی
این باعث گیجی نمیشه؟
گیجی برای چی؟
خوش آمدید، آقای لایستر. سلام، من خانم لایستر هستم
نوآ لایستر
تبریک میگم، آقا. یه چیزایی شنیده بودم
نه، نه. آنتونیو، نه. من از اون مدلها نیستم
خانم لایستر ایشون هستن
واقعاً متأسفم. خجالتآوره. اشکال نداره
تقصیر تو نیست. بفرمایید جلو
تابستون هیچوقت فصل من نبوده
ولی با این دریا، این غروبها
تو... این شهر منو مسحور خودش کرده
نشنال جئوگرافیک این رو تو لیست جذابترین مکانها قرار داد
به لطف لابی ما
این دور و بر تو این فصل آتیشسوزی جنگل زیاد داریم؟
آره، نوآ. متأسفانه این یه بلای بزرگه
تا همین الان تو تابستون، دو موردش بوده
من آدمایی که فیلتر سیگار رو از پنجره پرت میکنن بیرون، نمیفهمم
از گواهینامهات نمره کم شده؟
به خاطر اون؟
غیرممکنه. نیک سیگار نمیکشه
اون یه ورزشکار عالیه. قهرمان موجسواری
بله
موجسواری؟
مشکلی داری؟ نه، من ورزشهای تیمی رو ترجیح میدم
استراتژیک. میدونی، جایی که از هوش استفاده میشه
با اجازهتون میرم سر کار
خونه میکل؟ آره
اولین پروندهتون؟ ای کاش
پدرش کارای اداری رو به ما سپرده
آه، اون حقوق میخونه و نمراتش هم خیلی خوبه
فقط زور ذهنه، هوش توش نیست
اگه از دفتر وکالت بابای میکل اخراج شدی
همیشه دفتر بابای خودت هست
هیچوقت شرکتهای "لایستر اینترپرایز" برای چسبیدن بهش کم نمیاری
درسته؟ نوآ
فرقی نمیکنه
شب داشت خستهکننده میشد
حالا کلی چیز داریم که بخندیم
همونجا بمون، خواهر کوچولو
اگه اون بره، منم میرم. تو میمونی
نه، صبر کن. نیک
میتونی اونو برسونی خونه؟ مسیرت هم میخوره
No comments yet. Be the first to leave one.