De eerste 200 regels.
لعنتی میلک، داری جلق میزنی؟
نه داداش، قبل ناهار خشابو خالی کردم
فقط دارم واسه مسابقات «مرتل بیچ» آماده میشم
اولین سفر بسکتبالیمون
خودت که میدونی باید چیکار کنیم
آره. اگه تو یه سفر تفریحی حال نکنی و آبتو نیاری
مجازاتش تو زمان قدیم اخته شدن بود
تو دورهی «بازی تاج و تخت»
واسه همینم این اپلیکیشن «کفتربازی سیاهپوستا» رو نصب کردم
که بهم کمک کنه چند تا کیسِ زدنی پیدا کنم
فقط اسم شهرو میزنم و ردیف میکنم که کی به کیه
«میو»فتم چی میگم؟
قراره «مرتل بیچ» رو بکنیم «خیسآباد»، میگیری چی میگم؟
وایسا ببینم. چرا عکس پروفایلت عکس منه؟
من مثلاً هزار تا پروفایل ساختم
ولی هی اون آشغالارو مسدود میکردن
کلاً با پوستروشنها مشکل دارن
آره، واسه همین یکی به اسم تو ساختم، گروو
و یه سری خالیبندی هم تو بیوت نوشتم
ستارهی افسانهای تیم بسکتبال دانکن
بهتره دو تا داف باحال داشته باشه
که بتونن از پسِ ابزارِ داداشای من بربیان؟
آه
خب، موردی پیدا کردی؟ چند تا پلنگِ دربوداغون
ولی بحث احتمالاته
هرچی بیشتر لایک کنی، بیشتر تقوتوق میکنی
ایول، دمت گرم لعنتی
حالا دقت کن
بوم، ایول. مچ شدم
لعنتی داداش، عجب دافیه
رفیقاشم خفنن
ایول، منم اون مو بوره رو میزنم
برو تو دایرکتش. کفی نباش
ولی رمانتیکبازی هم درنیار
شل کن. من کاربلدم
اون سوراخموراخات در چه حالن؟ ایموجی قلب
این رو نگاه کن تو رو خدا
* افسانهها
چی؟
هنوز باورم نمیشه که
یه قهرمانی سه بارهی تضمینی رو به باد دادی
حالا دیگه هیچوقت تو سفر حال نمیکنیم
تو «مرتل بیچ» کلی موردِ کردنیِ دیگه پیدا میشه
آره، پس شما جوجههای تازهوارد
فکر کردین قراره به چیزی سیخ بزنین؟
اه، منفیه
ما فکر نمیکنیم، ما مطمئنیم، جوجه
اه، هیچ سالاولیای تو اولین سفرش نتونسته مخ بزنه
کیف قشنگی داری، برندی. * فلان به توان به
اه، این کیف از کلکسیون «وستبروک»ـه
اه، گه بگیرن همهتونو
اونا نمیخوان شما سوار هواپیمایی «جت بلک» بشین
ولی ما به هر حال سوار میشیم
چون ما باهوشیم، وفاداریم و بهترینیم
وایسا، ما کجا قراره بشینیم؟
اینجا هواپیمایی «جت بلک»ـه
صندلیها هر کی زودتر بیاد مال اونه
هی، باید بریم اول صف
بزن بریم
چرا اومدیم اول صف
که تهِ تهِ هواپیما بشینیم؟
به خاطر «رزا پارکس»، احمق
حالا، منو نمیدونم
ولی من میخوام عضو باشگاه «سکس در ارتفاع» بشم
دارم میرم تو مستراح
ریری قراره حالشو ببره
هی، یکم استرس دارم
واسه چی؟ این اولین پروازمه
و اپ هواشناسیم میگه طوفان تو راهه
نگران نباش. چند تا فیلم آوردم
که حواسمون پرت بشه
«تلاطم»، «مارها در هواپیما» رو دارم
۲ «تصادف»، «مقصد نهایی» ۱ و
«سقوطکرده از آسمان»
و فیلم محبوب خودم، «لا بامبا»
دارین به جدیدترین و واقعیترین عضو
باشگاه «سکس در ارتفاع» نگاه میکنین
پس اون جعبه کاندومها چی شد؟
همهشون مصرف شدن
حالا بم حال میدین یا نه؟
میدونی که هواپیما هنوز رو زمینه، نه؟
ای تف بهش
همه
ما «او-داگز» هستیم. همه
نه اون بقیه. همه
ما آخرشیم، اونا هیچی نیستن
میدونی کیو انتخاب کنی
«او-داگز» دیگه کدوم خریان؟
نگرانش نباش، مدینا
اونا اصلاً به تو پا نمیدن
اوماریون تای تای. همه
دانشگاه ایالتی چمبرلین هیلز. همه
پارتی کالج تو «شنبهی قانونی»
همه
اوه، دختر، امروز «شنبهی قانونیه»
این شانس مونه که با چند تا مرد واقعی حال کنیم
نه تو، نه تو
نه تو. خودت میدونی
میشه بلندتر حرف بزنین؟
من فقط صدای دافایی رو میشنوم که دعوتنامه دارن
خب سلیطه، تو رانندگی کن
انگار همهمون قراره حال کنیم
حالا گوش کنین، عوضیها
میدونم دارین چه نقشهای میکشین
بالاخره از «چمبرلین هایتس» زدین بیرون
و امیدوارین بریزین تو خیابون
و تو کارولینای جنوبی یه چیز غریبه بزنین به جیب
خب، کور خوندین عوضیها
چون مربی جری قراره تختها رو چک کنه
راس ساعت ۱۱ لعنتی
و اگه تو تختهاتون نباشین، اجازه داره
که با شما عوضیها بیاد حموم
حالا منم میرم یکی رو پیدا کنم که باهاش به زنم خیانت کنم
فردا تو مسابقه میبینمتون عوضیها
هی، تو ای ناقلای عوضی
اون سوراخموراخات در چه حالن؟
اوه لعنت
ما پایهی این زندگی هستیم
همینه که میگم داداشا
آره، یه خورده داگیبرقی
یه خورده سنتی
و بعدش شاید حتی ببوسمش
منم همینجا میذارم سوار شه و حالشو ببره
چون من دهندهم نه گیرنده
چرا من باید رو این تختِ داغون بخوابم؟
چون بردهداری خیلی گند بود
حسودها
نظافتچی
هی، یکی به اون سلیطه بگه واسم پنکیک درست کنه
مگه شماها نظافتچی هستین؟
منظورم اینه که، میدونستم یه مشت لاشی هستین
ولی فکر نمیکردم انقدر بدرد خوردن بخورین
بیخیال بابا
دارین چیکار میکنین؟
خب، انگار از سکس خبری نیست
واسه این اکیپِ داغون تو این سفر
چه عجیب
اصلاً نمیدونم چی بگم پسر
فقط همینجا میایستم و یه چیزی زیر لب میگم
حتی نمیخوام ادای کسی رو دربیارم
شبیه نسخهی سیاهپوستِ «ماشین گان کلی» شدم
آره، موهام بدجوری موجداره
دافا تو ساحل واسم صف میکشن
باعث شده خیلی بزرگ و خفن به نظر بیام
داداش، مطمئنی؟
شبیه بچههایی شدی که به خاطر کارنامهی بد تنبیه شدن
تو فقط حسودیت میشه که شبیه «لبرون» شدم
دو فصل دیگه
وقتشه بریم ساحل
و واسه امشب چند تا داف شکار کنیم، داداشا
آه
چه خبر، سلما؟
میخوای با این شلنگ آتشنشانی خیس بشی؟
آه. هی، دافای مرتل بیچ
میخواین مثل «وستبروک» سه تایی برین رو کار؟
آه. چه خبر دافای پورتوریکویی؟
میخواین این ستون رو راست کنین؟ البته هزینهش با خودتونه
آه. لعنتی، عجب جیگرایی
بهت گفتم، اکیپِ داغون. فرقی نمیکنه کجا بری
هیچوقت نمیتونی مخ بزنی
لعنتی میلک، چرا همیشه انقدر تهاجمی برخورد میکنی؟
آره داداش
نباید با دخترا بدرفتاری کنی
تا وقتی که ترتیبشونو ندادی
اونوقت باهاش مشکلی ندارن
میشه یه ذره بلندتر حرف بزنین؟
هر دو: اوه آره. دمت گرم داداش
قراره یه حالی بکنیم
آره، قراره آبمونو بیاریم
جری بهتره عجله کنه و تختها رو زودتر چک کنه
نباید جیگرامونو منتظر بذاریم
اوه لعنتی گروور، چراغارو خاموش کن
اوه، آره
اوناهاش... اوه، کجاست؟ اوه
اوه، آره، آره، آره، خودشه
آه
آه، چه بوی خوبی میده
داری چیکار میکنی، جری؟
اه، اه
حالا بزن به چاک قبل اینکه به مربی بگیم شورتامونو بو کردی
و خواستی به سوراخهامون دست بزنی
اه
خیلی خب، وقتشه
بیا بهترین حرکتمون رو بزنیم
آره. همهمون قراره حال کنیم
اوضاع آروم به نظر میرسه
حالا بیا مثل «اولاجوانا من» حرکت بزنیم
اوه لعنتی. دارن میرن
لعنتی، شاید اون مو بوره رو بزنم
قراره افسانهای بشیم، داداشا
طوفانِ جرماین
وای خدای من، درو باز کنین. موهام داره خیس میشه
همه: اوه، لعنت
یکی زنگ بزنه آمبولانس
یکی زنگ بزنه آمبولانس
هی، درو باز کن
اکستنشنِ موهام! نگران نباش، نجاتت میدیم
عاشقتم
بیخیال. شوخی نیست
باید بذارین بیام تو
No comments yet. Be the first to leave one.