Teen Titans Go!

Teen Titans Go!

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 9

Release informatie

Teen Titans Go S09E22 Crime Alert 720p iT WEB-DL AAC2 0 H 264-NTb
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 9 قسمت 22 Teen Titans Go! 2013 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-11-27
Downloads: 15
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 99 regels.

اوه، سلام.

صبح بخیر، خوش‌تیپ.

صبح بخیر، ای مرد گنده!

هشدار خلاف.

دلم برات تنگ می‌شه.

تایتان‌ها.

اَه!

چی کار می‌کنی، کله‌خر؟

یه چیزی داره به جامپ سیتی حمله می‌کنه.

ای بابا، یارو شاکی شد.

باید جلوی اون تهدید غول‌پیکر رو بگیریم

قبل از اینکه برسه به نیروگاه جامپ سیتی،

و یه انفجار بزرگ راه بندازه که نصف شهر رو نابود کنه.

وقت نداریم تلف کنیم.

تایتان‌ها، یالا!

آماده.

ما که آماده نیستیم.

ما همیشه دیر می‌کنیم چون شماها

هیچ‌وقت نمی‌تونید از در برید بیرون.

همین الان که داریم حرف می‌زنیم، اون هیولا داره ذره‌ذره به نیروگاه نزدیک‌تر می‌شه.

بی‌خیال، بابا. یه ثانیه دیگه آماده‌ایم.

تو برو ماشین رو روشن کن

ما هم الان می‌آییم پایین؟

موتور روشن.

کمربند بسته. آینه‌ها تنظیم.

همه چی آماده‌ست.

خب، اینا کجان پس؟

گفتن الان می‌آییم پایین.

آه، آخه این مسخره‌بازی چیه؟

یالا، بزن بریم!

امیدوارم یه بهانه خوب داشته باشید

که الان توی ماشین نیستید.

معلومه که داریم، داداش.

داریم فیلم می‌بینیم.

اون فیلم نیست.

داری اخبار رو می‌بینی.

بهتون گفتم، یه هیولای واقعی

داره به خود شهر حمله می‌کنه.

نگاه کن!

توی تلویزیون باحال‌تره، داداش.

تلویزیون تعطیل!

الان داریم می‌ریم.

ولی من نمی‌تونم.

بدنم رو گم کردم.

هولُو!

گم‌شو بابا، استیکی جو.

بریم دنبال بدن سایبورگ.

بدو، بدو، بدو!

آخرین جایی که بدنم رو دیدم اینجا بود.

تایتان‌ها، پخش شید و اون بدن رو پیدا کنید.

پیداش کردم!

واقعاً، رفیق؟

هوم، فکر نکنم اینجا باشه.

قبول کن، رابین.

ما هیچ‌وقت قرار نیست بدن منو پیدا کنیم.

پس می‌تونی اون قدیمی رو بپوشی.

من نمی‌تونم اونو بپوشم.

زیاد چیزی برای تصور کردن باقی نمی‌ذاره.

چه بد!

باحاله. این یقه هفت خیلی باز رو عشقه.

اوو. دهه ۸۰ واقعاً دوست داشت رون‌های گوشتی رو نشون بده، نه؟

هرچی. این تیپ یه کلاسیکه.

آره، حتماً.

تایتان‌ها، یالا!

هیچ‌چیزی نمی‌تونه جلومون رو بگیره.

آخ! آخ! آخ! آخ!

صبر کن، چی، چی؟ چی؟ چی شده؟

چرا داریم برمی‌گردیم بالا؟

چون این همه گشتن گرسنه‌م کرد.

منم می‌تونم بخورم. - من دارم از گرسنگی می‌میرم.

وایسا.

یه معامله بهتون پیشنهاد می‌کنم.

اگه الان بریم، بعداً می‌برمتون بستنی.

عالی نیست؟

نه.

ما الان گرسنه‌ایم، بابا.

صبر کنید. اگه بریم، بهتون پول نقد می‌دم.

موتورم.

هر دو تا کلیه‌هام؟

کلیه‌ها؟

به به!

آه، حرفم رو پس می‌گیرم. حرفم رو پس می‌گیرم!

باشه. هر کدوم می‌تونید یه اسنک با خودتون بردارید،

ولی بهتره که تو ماشین کثیف‌کاری نکنید.

من کلیه‌ها رو می‌خوام.

کلیه خبری نیست!

آره دیگه. من دارم پنکیک برمی‌دارم، عزیزم.

منم ماکارونی و پنیر دیشب رو میارم، داداش.

نه، نه، نه.

باید غذاهایی بردارید که بشه تو سفر خورد.

مثلاً، هویج کوچولو، یا ذرت کوچولو،

یا پنیر کوچولوهای گرد.

یعنی کلاً هرچیزی که اسمش "کوچولو" داره؟

آره. - عالیه.

پس منم دنده کبابی کوچولو برمی‌دارم.

نه، این که نیست--

می‌دونی چیه؟ باشه، بی‌خیال.

حالا می‌تونیم لطفاً بریم؟

اون هیولا تا الان دیگه باید نصف راه رو تا نیروگاه رفته باشه.

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left