De eerste 200 regels.
{\fnArial\3candHFFFFFF {\fnArial\3candHFFFFFF
مامان، برگشتم.
مامان.
چرا برگشتی، زونگیاو؟
دلم برات تنگ شده. میخوام ببینمت.
بچش.
بهبه.
بذار بابات هم بچشه.
مامان
کیسه پلاستیکی قرمز رو بذار تو یخچال.
زونگیاو، وقتی نیستی کارات رو کی انجام میده؟
یه همکار باهام جابجا شد.
مامان، ناهار چی داریم؟
هیچی.
عمو خورشید فوت کرده. امروز خاکسپاریشه.
چی شد؟
خب، پیرمرد رفته بود علفای کوه رو آتیش بزنه.
آتیش پخش شد.
پاهاش یاری نکرد که فرار کنه.
همچین اتفاقی هر سال میافتاد.
آدما هیچوقت درس عبرت نمیگیرن.
واقعاً که...
جوونایی مثل تو تو ده ما
همهشون رفتن سر کار.
واسه همین زمین رو اجاره دادن،
ول کردن، نکاشتن.
پیرمرد کل عمرش کشاورزی کرده بود.
اصلاً استراحت نکرد.
شاید فقط میخواست علفهای هرزو بسوزونه
تا خاک رو تقویت کنه.
سال دیگه ذرت یا یه چیز دیگه بکاره.
خدا میدونه که تا حالا تو آتیش میسوخت و میمرد.
بعدا بریم ختم برای ناهار.
میای یا نه؟
یه ذره امتحان کن. پسرت خریده.
بذار زونگیاو برسوندت.
نمیخواد.
خودم میتونم پیاده برم.
پسر، باباتو ببر اونجا.
خیلی دوره.
میکنی؟
مامان، لطفاً بهم فشار نیار.
اون باباته،
دشمنت نیست.
یه پدر خوب این بلا رو سر بچهش نمیاره.
فکر تو رو میکرد.
فقط میخواد پیش خودش نگهت داره.
فقط میخواد پیش خودش نگهت داره.
منو پیش خودش نگه داره؟
پس چرا گفت برم شهر درس بخونم؟
برادر ژوانگ، دیر کردی.
SongsSony
بذارش اونجا.
برادر ژوانگ.
بفرمایید حقوقتون. ممنون.
ده یوآن دیگه.
چکش کن
اشکالی نداره.
اومدی کمک کنی؟
تو؟ شراب رو تو میاری؟
آره.
راستی،
پاککننده صورت رو گرفتم.
که خواسته بودی.
بیا خونهم ببرش.
هر وقت بیکار بودی.
همین امروز بعدازظهر که کارم اینجا تموم شد.
سلام، بائوشان.
از دیدنت خوشحالم.
چقدر غذا.
چه دستپختی.
ترد.
و آبدار.
بس کن.
برو.
وگرنه زنت ما رو میبینه.
خونه مامانشه.
فردا میرم دنبالش.
چرا مراسم خاکسپاری پسرعموم ندیدمت؟
مرگ اون چه ربطی به من داره؟
اگه ترکش نکرده بودی،
چطور جرئت میکنی!
تقصیر پسرعموته
که مست کرده بود و از شیب شیانرن افتاد پایین.
که مست کرده بود و از شیب شیانرن افتاد پایین.
خفه شو. به تو چه ربطی داره.
اگه ترکش نکرده بودی،
چطور میتونست مست و تنها بره کوه؟
تو کشتیش، عوضی،
چطور جرئت میکنی؟ چطور جرئت میکنی؟
دست از تهمت زدن بردار.
دختره، خودتو جمع کن!
جونتو در ازای جونش میخوام.
هوانهوان، کجا میری؟
دارم میرم خونه. دلیلی ندارم اینجا باشم.
میشه لطفاً این چیزا رو برای من بندازی؟
تنهام بذار.
سلام، از دیدن همگیتون خوشحالم.
لطفاً اجازه بدید صحبت کنم.
آقای سان از دنیا رفته،
میدونم که همهتون مثل من،
دلتون براش خونه.
خدا بیامرزدش.
امیدوارم زندهها بتونن با این غم کنار بیان و زندگی رو ادامه بدن.
حالا که امروز همه اینجا هستن،
میخواستم یه حرف دیگه هم بزنم.
هر سال
روستای ما درگیر مشکل آتشسوزی کوهستان میشه.
دوباره زمستون شده.
هوا خیلی خشکه.
لطفاً حواستون به سیگار و آتش باشه
موقع رفت و آمد تو کوهستان.
از جنگل فاصله بگیرید،
که خدای نکرده اتفاقی نیفته.
اگه یه دفعه بمیرید،
خانوادههاتون چطور میتونن این غصه رو تحمل کنن؟
زونگ یائو!
داری چیکار میکنی؟
هی!
به مدالش دست نزن.
اگه گیر بیفتی دعوات میکنن.
کی به کیه؟
چه فسیلیه این بابا!
بقیه از ریاستشون سوءاستفاده میکنن.
اون برخلاف بقیه،
از اون سوءاستفاده میکردن.
حالا دیگه اوضاع فرق کرده. مامان،
نمونه بودن چه فایدهای داره؟
چرا این حرفو میزنی؟
پدرت خیلی به روستا خدمت کرده.
مردم اینو یادشونه.
تو این انتخابات ریاست،
بعضیها برای رای تلاش میکردن.
مردم روستا تکون نخوردن،
ولی پای پدرت وایسادن.
خب که چی؟
فقط اون الان خوشحاله.
واسه ما چی داره؟
اینطور نیست.
این شغلی که الان داری رو مدیون هستی –
آبروی پدرته.
نه پول.
کی کار اونو میخواد؟
وقتکشی تو اداره؟
اصلاً چنین چیزی ممکنه؟
بیا. اینو بپوش.
از کجا خریدی؟
مگه خودت نگفتی؟
من خودم ازت خواستم.
الهی که خیر ببینی.
باشه. وقت شامه.
تو شستن ظرفا کمکم کن.
پسر سومم گفت،
تو آینده شغلی پسرت رو خراب کردی.
نه. من خرابش نکردم.
داشتم کمکش میکردم انتخاب درست رو بکنه.
بذارش زمین. غذاتو بکش.
پسرم،
دوست دختر داری؟
این شغلی که الان براش جور کردم چقدر خوبه!
مطمئن
و نزدیک.
راحت میتونه بیاد پیشمون.
بعداً اگه ازدواج کرد و بچهدار شد،
من کنار میکشم
و از زندگی پدربزرگیم لذت میبرم.
پدرت نمیخواد اینجا با دختری آشنا بشی.
به یکی سپرده تو شهر برات مورد پیدا کنه.
به یکی سپرده تو شهر برات مورد پیدا کنه.
من دیگه هیچوقت برنمیگردم
اگه همینطور روم فشار بیاره.
این حرفو نزن.
این به صلاح خودته.
کجا داری میری؟
تموم کردی؟
آره. دارم میرم.
دیره. کجا میری؟
برمیگردم شهر.
دلت برام تنگ شده؟
پشت تلفن خیلی ذوق داشتی.
چرا قیافهات گرفتهس؟
دوستش داری؟
چرا هی منو رد میکنی؟
اگه اتفاقی بیفته چی؟
مگه چی میشه؟
منظورت چیه؟
مشکلی پیش اومده؟
باردارم.
مطمئنی؟
از کِی؟
امکان نداره.
آخرین بار کی با هم بودیم؟
چند بار ماه پیش.
یادم نمیاد.
من که پیشگیری کردم.
چطور میتونی اینقدر مطمئن باشی؟
این ماه پریود نشدم.
نمیتونم به کسی بگم.
واسه همین تو شهر یه تست بارداری گرفتم.
نتیجه هم همینو میگه.
No comments yet. Be the first to leave one.