De eerste 188 regels.
چیزی لازم داشتی بهم زنگ بزن
عالیه. مرسی روبرتو
یه هدیه کوچیک برای خوشآمدگویی
بدجور دیوونم میکنی
سلام عزیزم. سلام
خونه همهچی ردیفه؟ سرم شلوغه
ولی لیست غذای مراسم رو تقریباً تموم کردم
برای پیشغذا
بین گل کدو حلوایی شکمپر و موس فلفل موندم
اگه غذای اصلی تارتار سالمون باشه، ممکنه زیادی سبک بشه
آره، توازن ظریفی لازم داره
عجله نکن عزیزم، سر فرصت انجامش بده
اگه بچهها نبودن همهچی خیلی سادهتر میشد
و اگه تو هم چنین باسنِ جذابی نداشتی
کجاست اون کوچولویِ
باسنِ هلوئیِ من؟
باسنِ هلوئیِ آبدارِ کوچولو
انگار یه موجود فضایی کوچولوئه که از یه سیاره دیگه اومده
ریچارد
این چه کوفتیه؟
اینجا چکار میکنین؟
ما هم از دیدنت خوشحالیم
دهنمون سرویس شد تا یه روز زودتر برسیم اینجا
چه ضدحالی
هلیکوپتر تو تعمیرگاه بود. دو ساعت تمام داشتیم تکونتکون میخوردیم
اوه، اوم، جنیفر؟
فقط یه دوسته
اون، اه... دو روز زودتر اومد
به هر حال... استن، دیمیتری، همکارهام
سلام
سلام. سلام
من تنهاتون میذارم
میرم یه دوش بگیرم
الیزابت و بچهها خوبن؟
فردا راه میافته
قرار نبود همدیگه رو ببینین
تو استخر میبینمتون
آره، چیزی برای از دست دادن نداریم
اولین فرصتی که گیر بیارم، پرواز میکنم میرم یه جای دور
بگو کجا
همین الان بلیط هواپیمام رو رزرو میکنم
به لسآنجلس
اونجا هر چیزی ممکنه
همهچی اونجا سریعتر پیش میره
و... سهسوت میتونی به چشم بیای
استن
گوشیت! هلنه
بیخیال، دارم طلاقش میدم
اونوقت به عنوانِ چی به چشم بیای؟
نمیدونم
فقط واسه اینکه به چشم بیای؟
آدم باید کور باشه که تو رو نبینه
این دیگه چه کوفتیه؟
لعنتی. ولش کن. چیه این؟
پیوتی
یه توهمزای محلیِ خیلی قوی. این آشغال
میتونه یه تیم فوتبال رو از پا دربیاره
مالِ منه
واسه امشب! هی
این آشغال با اسلحه یعنی حادثه حتمی، احمقهای عوضی
چند سال پیش، یه یاروی لهستانی با این کوفتی چنان بالایی زد
که پای خودشو اره کرد و اصلاً هیچی حالیش نشد
مُرد در حالی که یه قطره خون هم تو بدنش نمونده بود
بیا بگیر خوشگله. میشه بری یه جای امن قائمش کنی؟
بدش به من
اوه اوه، دردسر شروع شد
آره، همینه
نه، نه نه نه. نه
برو استن
واو
نگاه کن
نوبت منه
نه نه! بیخیال
بازی تمومه
تازه داشت بهمون خوش میگذشت
فردا میبینمت
هی! ایناهاش
اوپس، یه لحظه صبر کن
خب، اینم از این
اوه. ریچارد رفت پاسپورتها رو بده به محیطبان
کلِ صبح طول میکنه برگرده
اوه
دیمیتری هم داره با خماریِ بعد از مستی ور میره
که اونم کلِ صبح طول میکشه
پس
فقط من و تو موندیم
من میرم وسایلم رو جمع کنم. اوه
اگه بخوام سر وقت آماده باشم
اوه، ببخشید، نمیخواستم بترسونمت
نه، طوری نیست، فقط غافلگیرم کردی، همین
هی، چه اتاق خوابِ قشنگیه
آره، همینطوره
میدونی، واقعاً حیفه
که وقتِ بیشتری نداشتیم تا همو بهتر بشناسیم
هر وقت تونستی بهم زنگ بزن
میتونیم
یه کارهایی
با هم انجام بدیم
نمیدونم با وجودِ کار و اینها، وقتی برام بمونه یا نه
اوه، کار
پس الان واسه من شدی یه سیاستمدارِ لعنتی
چیِ من رو دوست نداری؟
نه، هیچی
فقط میخوام بدونم، پس
بهم بگو
چیِ من رو دوست نداری؟
تو... تو تیپِ من نیستی، همین
اوه
چرا تیپت نیستم؟
تو
زیادی کوتولهای
اوه
من از مردهای بلندتر خوشم میآد، همین
خب، بالاخره گفتی
و از دیروز تا حالا هم که قدم تغییر نکرده، درسته؟
یه سوال ساده ازت پرسیدم
حتی برای اون مغز فندقیت هم
نباید فهمیدنش زیاد سخت باشه
پس دوباره ازت میپرسم
آیا قدِ من
تغییر کرده
از دیروز تا حالا؟
نه
ولی دیروز انگار از من خوشت میاومد
نه، ولی من
آره، آره، آره. دیشب وقتی داشتیم با هم میرقصیدیم
همهچی خیلی واضح بود
مثلِ یه مادهگربه که فحل شده باشه آویزونم شدی
خودت رو میمالیدی بهم
حشریم میکردی
و حالا، یهو
من دیگه تیپت نیستم؟
همینجوری، یهویی؟
تو یه شب واسهات زیادی کوتاه شدم؟
دیروز داشتی واسهاش میمُردی
و حالا ظاهراً
بسه
ریچارد هر لحظه ممکنه برگرده
اوه، ریچارد
نمیبینی سرمون شلوغه؟
اگه تو هم میخوای بیا تو، وگرنه هری، گمشو بیرون
همهاش همینجاست
گوش کن
یه مشکلِ کوچیک با جن پیش اومده
هی
زنگ بزن به هلیکوپتر
زنگ بزن به هلیکوپتر. میخوام برم خونه
هی، آروم باش، آروم باش
من همهچی رو ردیف میکنم، باشه؟
نگران نباش
دیوونه شدی؟
چی گفتی؟ دیوونه شدی یا چی؟
آروم باش. من فقط ۲ ساعت تنهات گذاشتم
چقدر خوابیدم؟
هلیکوپتر هنوز نرسیده؟ هیس
همهچی ردیفه. همهچی رو درست کردم
چند تا تماس گرفتم تا برات یه کار پیدا کنم
تو کانادا
دستِ کمی از لسآنجلس نداره
این مبلغیه که به یه حساب برات واریز کردم
هر جور دلت خواست میتونی خرجش کنی
جن، این فرصتیه برای تغییر دادنِ زندگیت
برای رسیدن به آرزوهات
همین الان میخوام برم خونه
به اون هلیکوپترِ لعنتی زنگ بزن
عزیزم، عزیزم، عزیزم... مثلِ بچهها رفتار نکن
خودت میدونی که این غیرممکنه
اگه دوسم داری، به فکرِ منم باش
قبول، اونا بدجور گند زدن
ولی تو انقدر زیبایی که مقاومت در برابرت سخته
بیخیال جن. اونا میان و عذرخواهی میکنن
و ما هم همهچی رو فراموش میکنم
به اون هلیکوپترِ کوفتی زنگ بزن
وگرنه به زنت زنگ میزنم و همهچی رو بهش میگم
تو فکر کردی چه پُخی هستی؟
جندهی کوچولو
جرئت میکنی منو تهدید کنی یا تو زندگیم گند بزنی؟
دیگه هیچوقت دربارهی زنِ من حرف نزن
دیگه هیچوقت اسمش رو به زبون نیار
هی، وایسا! وایسا! وایسا
جن، بهم نگاه کن
بابتِ اون سیلی معذرت میخوام
نمیخواستم بهت صدمه بزنم. فقط... فشارِ عصبی بود
بیفکر از کوره در رفتم
گوشیت رو بده به من
اون گوشیِ لعنتی رو بده به من
دارم به هلیکوپتر زنگ میزنم، دیگه نمیخوام کلمهای در این مورد بشنوم
عجب گندکاریِ افتضاحی شد
No comments yet. Be the first to leave one.