De eerste 200 regels.
سومین فیلم از سهگانهی «بهشت» اولریش زایدل
میتونی انجامش بدی؟ چی رو؟
برو یه نگاهی بنداز
ملی، یالا دیگه
سلام. سلام
من لیلی هستم، متخصص تغذیه. سلام
اسمت چیه؟ ملانی سایتس
کارت بیمهت رو میخوام. همراهته؟
خوبه، بیا اتاقت رو نشونت بدم
فعلاً خداحافظ، ملی
حسابی مراقب خودت باش
اگه چیزی لازم داشتی زنگ بزن. خداحافظ
بهشت
امید
واسه وقتی که گشنهت شد
بفرما. چی؟
باحاله
منم یه چیزی دارم. جدی؟
چیه؟ راستش شکلات نیست، ولی
ممکنه به کار بیاد
کجایی؟ اینجا
هللویا. چیه؟
کاندوم
خب
لازمش نداری؟ پس پسش بده
فکر نکنم، نه
خوشمزهست؟ آره
خب، پسرا و دخترا
قانون شماره یک
وقتی سوت میزنم، میخوام سکوتِ مطلق باشه
مثل یه موش کوچولو که داره از اتاق رد میشه، بیصدا. فهمیدین؟
به صف بشمارید
۴ ۱، ۲، ۳،
خوبه
استعدادش رو دارین
اسماتون رو بلند بگین. آرابل
آرابل شماره ۱. ۲؟
الکسیا. الکسیا، آدامس نبینم
توبیاس. ۳. از دست راستت استفاده کن
۴ یوهانا.
۵ ملانی.
قضیه آدامس رو شنیدین، خانما؟
اسمت چیه؟ ورنا
۷ رنه.
۸ کریستوف.
۹ کورنلیا. کورنلیا شماره
۱۰، سامانتا. تو شماره ۱۰ هستی
اینس. چی؟
اینس. شماره ۱۱. بلندتر بگو
وانسا. چی؟
۱۲ وانسا. شماره
۱۳ سباستین. شماره
جولیا. جولیا شماره ۱۴ـه
کتی. این بهتر بود. تو چی؟
سایمون. درسته
دستها روی درز شلوار
خوبه
بچهها، اینجا ما با انضباط کار میکنیم
نظم و انضباط پایه و اساس موفقیته
توی زندگی، توی ورزش و توی هر چیز دیگهای هم همینطوره
هر کسی که بیانضباط باشه، با من طرفه
و فکر نمیکنم دلتون بخواد با من دربیفتید
درسته
صاف وایسید
قراره کلی بهمون خوش بگذره
و اونقدر ورزش میکنیم تا از پا بیفتید و چربیهاتون آب بشه، خانومها
واسه آقایون هم همینطور
اما شما هم باید سهم خودتون رو انجام بدید
من نمیتونم مجبورتون کنم وزن کم کنید
من نمیتونم جای شما وزن کم کنم. فقط خودتون میتونید این کار رو بکنید
و اولین و مهمترین چیز چیه؟
انضباط. خودت گفتی. حالا همه با هم
همگی با هم
انضباط
خب، این خیلی بیانضباط بود. پس، بلندتر بشنوم
انضباط
بهتر شد. دارید پیشرفت میکنید
رو به من وایسا و دستات رو بیار بالا
۴۴. داروی خاصی مصرف میکنی؟ نه
کفشات رو بپوش و اونجا منتظر بمون. نفر بعدی؟
کفشات رو دربیار
اینجا وایسا
صاف. تکیه بده
سانت. برو روی ترازو ۱۶۳
وزنم رو میدونم. برو بالا
۱۶۵. روی ترازو
۱۶۵، درسته؟
۱۷۸.۹. فکر کردی واقعاً اینقدر وزن کم کردی؟
دستات رو بیار بالا
دارو مصرف میکنی؟ نه
کفشات رو بپوش و برو برای تست آمادگی جسمانی
یالله بچه! تکون بخور
ملق بزن! نه غلت از بغل
برگرد و دوباره انجامش بده. زود باش، یالا
۳۶ ۳۴، ۳۵،
۴۵ بلندتر! ۴۳، ۴۴،
۲۴ ۲۳...
«اگه خوشت نمیآد، میتونی بری پیش بابات زندگی کنی.»
هر روز همین رو میشنوم
منم همینطور. پدر و مادرت از هم جدا شدن؟
آره. آره
آره
میخواستیم برای بابا کارت تبریک کریسمس بفرستیم ولی هیچوقت جواب نمیده
چه عالی
من بابام رو یک هفته در میون آخر هفتهها میبینم
من ماهی یکبار میبینمش، اونم از سرم زیاده
مامان منم رو اعصابه
مامانم فکر میکنه دوستهای من، دوستهای اونم هستن
یا خدا
خیلی رو مخه، چون همش یه جوری رفتار میکنه که انگار
«پس اون پتی، دوست صمیمی من، کی دوباره میآد اینجا؟»
چی؟ به خدا جدی میگم
بیخیال بابا
خدای من، همهشون یه جوریان
بحرانِ بلوغِ دیرهنگام
چی؟ بلوغِ دیرهنگام
اونم مثل نوجوونها لباس میپوشه؟
دلش میخواد، ولی...؟
نه، ولی از من میپرسه
«اشکالی نداره اگه این شلوار رو از گپ بخرم؟»
«اشکالی نداره این یا اون رو بخرم؟»
جدی میگم! برای لباس خریدن هم از من اجازه میگیره
به صف شید
توی راهرو
۱ گروه
گروه ۲. به صف شید
سریعتر، لطفاً
یالا، حرکت کنید
خب، بچهها
برام مهم نیست چقدر خستهاید
برید توی اتاق شکنجهم. یالا
تکون بخورید! بجنبید
و
بتازید! بتازید
مثل اسب پونی. تو همون حالت بمونید
سایمون
پاهاتون رو بیارید بالا، مثل اسبهای لیپیزانر
و... چهارنعل
برو، تکون بخور
برو، بجنب! یالا، یالا، یالا! یه جُربزهای از خودت نشون بده
وگرنه شلاقم رو میکشم بیرون
چیه ورنا؟ چت شده؟ یالا
اولین بارت کی بود؟ من ۱۳ سالم بود
سال؟ منم همسنِ توأم ۱۳
خب، چطور بود؟
درد داشت. درد داشت؟
نمیخوام بترسونمت
ولی خیلی درد داشت، خیلی زیاد
اون میخواست یا تو؟
میدونی دیگه: ۱۳ سالته، همه میگن:
«من دیگه باکره نیستم و فلان و بیسار.»
منم با خودم گفتم: «خیلهخب، پس منم نمیخوام باشم.»
چقدر با هم بودین؟
چهار هفته. یه ماه، یه خرده بیشتر از یه ماه
خب
و کی تمومش کرد؟ من
هیچکس منو ول نمیکنه
اول امیدوارشون میکنی و بعد دکشون میکنی؟
دقیقاً. دلشکن
تقصیر خودشونه. میدونی مردا چطوریان. احمقان
چرا؟ چرا یه آهنگ هست به اسم «مردا کثافتان»؟
چون هستن. بعضیهاشون، نه همهشون
بیخیال بابا
بعضیها شخصیت خیلی باحالی دارن. آره، ولی اعتراف کن
یه هیکل ردیف داشتن بهتره
واسه من که نه. واسه من که هست
اون پسره مجبورت میکنه موهاتو بزنی؟
یا تو مجبورش میکنی بزنه؟ خب معلومه
ولی اون مجبورت نمیکنه؟ نه
کجاهاشو مجبورش میکنی بزنه؟
اون پایین رو. خب چرا ازش خوشت نمیآد؟
واقعبین باش. اگه مثلاً اون پایین باشم و بخوام... اون کارو بکنم
پوستم کلاً داغون میشه
چی؟ اه
بیخیال، واسه من که فرقی نداره
مثل وقتیه که بخوای کسی رو ببوسی که ریش داره و اصلاح نکرده
واسه دوستپسرت ساک میزنی؟ آره دیگه
خیلی چندشه. من هیچوقت نمیتونم این کارو بکنم
تا حالا سکس داشتی؟ نه
از ساک زدن خوشت میآد. فکر نکنم
مطمئن باش
به نظرم خیلی حالبههمزنه. عمراً
خیلی چندشه وقتی... دقیقاً مثل وقتیه که اون برات میخوره
آره، ولی
منظورم اینه که، با سکس معمولی مشکلی ندارم. ولی اون
«معمولی» یعنی چی؟ خب
خب، خودت که میدونی
چی؟ اون بالا، من پایین
خیلی عجیبه. چی؟
ساک زدن و این حرفا
اگه لیسِت بزنه چی؟ عجیبه؟
آره
«نکن، خوشم نمیاد.» دقیقاً
فکر میکنی ضایعه؟ چندشه
نوبت توئه
منتظر میمونی؟ آره
دلدرد. از کی؟
دیشب. دیشب
قبل از شام یا بعدش؟ بعدش
بعد از شام
No comments yet. Be the first to leave one.