De eerste 52 regels.
حالت چطوره؟
خیلی خستهام
میخوای قرصهای صبحت رو بخوری؟
جوابش رو میدونم، ولی... بهتره بخوری
میخوای...؟
کی اینجا گواهینامه رانندگی داره؟
بیست دقیقه وقت دارم؟
از استرسه؟
بچهها اصلاً حالم خوب نیست، واقعاً میگم
گشنهشه؟
چی شد؟
یا شایدم استرس
خب، کی میخوای آلبومت بیاد بیرون؟
میخوای امسال توی مراسم "ایاماِی" اجرا کنی؟
گشنته؟
ای وایِ من
خارج خوندنت به خاطر استرسه
پس اگه فقط بذاری حافظه عضلانی کارت رو پیش ببره
خودت رو رها کنی، خودش درست پیش میره
لازم دارم که به خودت اعتماد کنی
سِل، الان میخوایم یه چیز دیگه بخونیم
این یکی رو باید بخونیم
شروع کن
صداشو زیاد کن
حتی کل این یکی رو هم یادم نیست
وقتی بارون میاد، میگیم رحمته
خب، تا کلاس چندم خوندی؟ کلاس دوازدهم رو تموم کردی؟
اواخر سال پیش، یه گروه استعدادیابی داشتیم
و داشتیم آهنگ تو رو میخوندیم. مثلاً
"کی میگه تو بینقصی؟"
من توی یه خونواده هشت نفره بزرگ شدم، یعنی مامان و بابام هشت تا بچه دارن
مامانم بهم گفت که میخوان من رو شوهر بدن
ولی یه جایی، اونا گفتن که
"چون توی مدرسهای که بورسیه گرفتی پذیرفته شدی تا درس بخونی..."
"...دیگه نیازی به ما نیست."
چون اونا نباید هیچ هزینهای پرداخت کنن
واسه همین بهم گفتن که قرار نیست شوهرت بدیم
عشق فقط یه هدیهست
یا مثلاً، دوستپسر داشتن و این حرفا
پس منم وقتی دبیرستانم تموم شد، میرم دنبالش
چون نمیخوام ذهنم درگیر چند جا بشه
واسه همین میخوام اول اینجا تمرکز کنم
دقیقاً مثل وقتی که یه خونه داره ساخته میشه
نمیتونی ساختن رو از سقف شروع کنی
باید از فونداسیون و پی شروع کنی
خب، من هنوز اون زیربنا رو ندارم
پس تا وقتی که سال چهارم رو تموم نکنم
بعدش میتونم به اون چیزا فکر کنم
اوه بله. میگه: «من یه پسر دارم.»
حدوداً ۲۰، ۲۱ سالشه
یهکم نگرانم که بیماری لوپوسم دوباره عود کنه
اسم من «بتی چِپ» هست و اینجا دانشجوی پرستاریام
No comments yet. Be the first to leave one.