De eerste 200 regels.
Balenciaga گفتن کیف رو فرستادن، واسه همین میدونم
وای خدای من! جدی میگی؟ وای!
نازه. وای خدای من!
قشنگه. بیارمش؟
حتماً، کوئین عاشق اون کیفه میشه. میتونی وسایلت رو هم بذاری توش.
کوئین همین الان یه ویدئو با اون کیف گذاشت
صبر کن، واقعاً؟ ...که توش، مثلاً، سکندری میخوره و میفته
و دندونش میشکنه، خیلی بامزه است
هیجانزدهام. صبر کن، بذار پیداش کنم
شاید وقتی پیداش کردی فقط بتونی برامون پیام بدی
و ما هم سر فرصت خودمون تماشاش کنیم
باید تو این مهمونی خوب ظاهر بشیم
واقعاً؟ این واسه ما یه فرصت خیلی بزرگه
میتونیم یه پله بالاتر بریم. مایا، آروم باش
فقط دارم میگم که اون یکی از دخترای "باحال" و معروف الایه
آره، میدونم، ولی خب، فقط یه مهمونیه
و اون، مثلاً، از آدمای خودمه
یعنی، حس میکنم همین الان قراره بهترین دوست بشیم
آره، منظورم اینه که شما، مثلاً، دوستای اینترنتی هستین
آره
یعنی، معلوم نیست که دوستای واقعی بشین یا نه
درسته. میدونی، اون مثلِ...
سالها زمان میبره ساختنش. البته، منظورم اینه که میتونیم باشیم
کاملاً. فقط هیجانزدهام
تو فقط نمیدونی اون چه جور آدمیه
باشه، داشتم فکر میکردم شاید بتونیم بفرستیم...
وسایل روابط عمومی رو به خونه آلانی، اگه تو مشکلی نداری؟
به جای اینجا؟ آه، من فقط...
من الان دارم اونجا زندگی میکنم
و فقط نمیخوام مردم آدرس منو بدونن
فقط حس میکنم خیلی زود یه تعقیبکننده پیدا میکنم
خب پس، چی؟ تعقیبکنندهام همینطوری میاد خونه من؟
نه مایا، اونا به تو اهمیتی نمیدن، مشکلی نداری
باید مواظب باشی. مثلاً، وقتی یه تعقیبکننده...
آدرست رو داشته باشه، بازی تمومه
کاملاً جدی میگم. یه خانمی هست...
که هنوز فکر میکنه بابام تو خونه ما زندگی میکنه
هر هفته یه پاکت کوفتی میفرسته
که توش یه گلوله است، به خونه کوفتی من!
چی؟ آره، آره
آه! دیلن!
هی، هی
تمام مدت تو اون یکی اتاق بودم
فقط داشتم یه لباس برمیداشتم. سلام عزیزم
میترسی یکی دوستدختر سکسیت رو ببره؟
ما سیاست لاسزدن آزاد داریم. دیلن خیلی به خودش مطمئنه. خیلی مطمئن.
من خیلی مطمئنم. آه، باشه
من همچنین خیلی مطمئنم که نمیرم به مهمونی یه اینفلوئنسرِ...
...مثلاً، اون مهمونی عمارتطوریش.
دیلن، دیلن، دیلن، عشق من. اون یه اینفلوئنسرِ معمولی نیست
اون کوئینلین بلکولِ لعنتیه. اممم.
مثلاً، لطفاً اسم سلبریتیها رو یاد بگیر
و اصلاً تو خونه اونم نیست. تو یه مکان نامعلومه
آدرس رو یه ساعت قبلش برامون میفرستن
خیلی خاصه. مثلاً نسبت سلبریتی به غیر سلبریتی ۸۰ به ۲۰ هست، پس...
باشه، باید لباس بپوشی
اوه. باشه. آه.
آه، من میرم، عزیزم
دوستت دارم عزیزم، مواظب خودت باش
خداحافظ دیلن. دوستت دارم
دوستت دارم
آه. دوستت دارم!
دوستت دارم. ممنون
آدرسه
میدونستم. صبر کن، این دیگه چه کوفتیه؟
چی؟ مهمونی تو خونه الایژا ووده
چی؟ خیلی عجیب غریبه
خیلی بیربطِ لعنتی.
چی؟ کوئین با الایژا وود ریخته رو هم؟
الایژا وودِ «ارباب حلقهها» یا...
آره، همونه
مثلاً چی؟
وای خدای من!
این دیگه چه کوفتیه؟ وای خدای من!
آلانی! خوبم. میدونم، خوبم
این برای من زیاده
لعنتی لباس بپوش، بریم! بریم!
این دیگه چه کوفتیه؟
وای. وای خدای من. باشه، الایژا
پولهای فیلم «شمال» رو داره
پولهای فیلم «پسر خوب» رو هم داره
میبینم که چه خبره. درسته
باشه چارلی، همین الان گوگِلِش کردی؟
صد در صد. صفحه IMDBش پرباره. تالولا؟
بله؟ داشتم فکر میکردم که باید...
سلام! ...حتماً با کوئین یه تیکتاک بسازی
باشه. ولی مثلاً، ازش نپرس
نمیخوای خودتو مشتاق نشون بدی. درسته
مثلاً یه قانونی تو الای هست که نمیتونی از یه آدم معروفتر بخوای...
که باهات تیکتاک بسازه
فقط بذار اون پیشقدم بشه چون مهمونی اونه
درسته، منظورم اینه که فکر کنم داری یه کم زیاد از حد فکر میکنی
ما هفتههاست داریم دایرکت میدیم. ما دوستیم
درسته، چون ویدئوهای تو رو دوست داره. مثلاً، اون ویدئوی پائولینا رو دوست داشت
و اون فکر میکنه من باحالم. درسته، به خاطر ویدئو ما
وای خدای من، اون خونه رو هم ببین
بچهها، واقعاً، مثلاً شوکهکننده است که الایژا وود...
تونست، مثلاً، در نهایت...
با اینکه بازیگر کودک بوده، یه جورایی از نظر روانی آسیبندیده باقی بمونه
مثلاً، هیچ مدرکی برای اثبات این ندارم ولی واقعاً حس میکنم هر بازیگر کودکی...
بشدت اذیت شد. موافقم
اون اذیت نشد. حرف مزخرفتو پس بگیر!
چارلی، تو چته لعنتی؟
تو که میدونی من حرفمو پس نمیگیرم، آلانی.
نمیتونم حرفمو پس بگیرم. متاسفم.
میدونم یه کم عجیب غریب شدم.
خیلی روش کراش دارم.
و یه بارم تو کالج نزدیک بود با هم باشیم.
وایسا، چی؟ آره.
مایا میدونه. یه جورایی یه حس بینمون بود که اتفاق افتاد.
اونا یه لحظه خاص داشتن. کوتاه بود، ولی خیلی قوی بود.
اون یه جلسه پرسش و پاسخ برای کلاس بازیگریمون داشت.
و آلانی ازش درباره ارباب حلقهها پرسید.
اصولاً، مثلاً، مبلا رو بزرگ میسازن تا اون کوچیک به نظر بیاد.
نه بابا! اوه!
عمراً اگه اومده باشی، دختر!
اینه ایناهاش. معلومه که اومدم.
و اینو نگاه کن! سلام.
سلام. چطوری؟
سلام. خوبم.
خیلی خوشحالم که بالاخره میبینمت.
منم از دیدنت خوشبختم.
همین که اون ویدئو رو دیدم، میدونستم که با هم حال میکنیم.
واقعاً؟ آره!
مثلاً، "این آشغالهای زشتتون با قرنها پول کثیف و خون تامین مالی شده."
همین رو گفتم.
واقعاً یه چیزی بود، عالی بود. خیلی ممنون.
خیلی براش زحمت کشیدیم.
خب، خیلی عجیب بود، چون اولش میخواستن مجبورمون کنن عذرخواهی کنیم.
خب، من فقط... بودم. اما بعد، با خودم گفتم...
تو اون جشن خیریه مایا، من واقعاً عصبانی بودم.
برای همین گوشیمو برداشتم و شروع کردم به حرف زدن.
انگار که باید از خودم دفاع میکردم.
معلومه، آره. و شما دو تا با هم کار میکنید؟
آره. بله.
من مدیر برنامههاش هستم تو آلیسا ۱۸۰.
۱۸۰. چرا اسمش ۱۸۰؟ چرا مثلاً ۳۶۰ نیست؟
دقیقاً. پس، آلیسا حرفه شما رو...
در جهت مخالف جایی که داره میره، میبره.
که اونم مسیر اشتباهیه.
باشه، خب، نوشیدنیهای بیشتری بیرون هست. جمع خودمونیه.
ایلایژا نمیخواست هزار تا آدم ناشناس تو خونش باشن.
از آدمای ناشناس متنفرم. آره، بدترین چیزه.
امشب این دور و براست؟ نه، خونه نیست.
اون زیاد اهل مهمونیای بزرگ نیست. نمیدونم چه خبره.
باحاله. ریلکس باش. من راحتم.
ولی راحت باشین. هر جا پایین.
پایین. باشه.
بله. گرفتم. پایین، بچهها.
همین پایین میمونیم. کوئن.
باید اینو امتحان کنی.
تالولا، باید نائومی رو ببینی.
چی؟ باشه. بیا.
و منم باید باهاش آشنا شم؟
نائومی؟ اون همون دختر کیفاس؟
من؟ آره.
آره! من همون دختر کیفه هستم!
چارلی؟ چارلی؟
هی! هی!
داره یه جورایی با دست اشاره میکنه برم. هی!
باشه، شاید یه دوری بزنیم؟
باشه. آره، یه دور زدن خوبه.
دارم از استرس میمیرم، دختر. دارم از استرس میمیرم.
چه جای قشنگیه.
این پیشخوان آشپزخونه ایلایژا ووده.
اوه، چه خفن!
وای خدای من، معلومه. و اینم زیرلیوانیشه.
که باید ازش استفاده کنم چون بهش احترام میذارم.
وایسا. ما دیگه هیچوقت اینجا برنمیگردیم. به نظرم باید سرک بکشیم.
من دوست دارم سرک بکشم.
از وقتی ویدئوی پائولنا منتشر شد، کاری گرفتی؟
نه، ولی بالنسیاگا این کیف رو برام فرستاد، پس...
اوه! اوه!
داری سعی میکنی چی باشی؟ منظورت چیه؟
مثلاً یه دختر فشن؟
آره! چرا که نه؟
مایا با چه برندهای دیگهای صحبت میکنه؟
خب مثلاً، نمیدونم، دقیقاً.
اوم. ولی احتمالاً خیلی زیاد، میدونی.
یعنی، اون کیف رو برام گرفت. بابا. الو؟
گرفت؟ آره، گرفت.
یعنی، آره. مثلاً اون کیف رو برات گرفت...
یا زحمت خودت باعث شد کیف رو بگیری؟
اوم. ما استعدادیم، عزیزم.
همینه. آره.
وایسا، به خدا قسم، یه میگو دیدم...
روی سینی قبلاً و من بدجور گشنمه.
باید با هم یه ویدئو ضبط کنیم.
اوه خدای من، آره. کی؟ هر موقع که بگی.
همین الان چی؟
یعنی همین الان؟ آره، میریم ویدئو رو میگیریم.
و بعدش برات میگو میگیریم.
مگر اینکه اول باید بری به مدیر برنامههات پیام بدی.
نه. به نظر من که یه معامله برد-برده.
باشه، هورا!
با یک تیر دو نشان.
خیلی گشنمه لعنتی. عاشقشم.
عالیه. آره.
این همکاری فوقالعاده! آره!
وایسا، نوشیدنیهاتون رو اینجا بذارید. بریم بالا.
No comments yet. Be the first to leave one.