De eerste 191 regels.
«خلاصه، شوالیه و اژدها و پسرک دستدردست هم راهی بالای تپه شدن.»
«چراغهای اون دهکدهی کوچیک، یکی یکی شروع کردن به خاموش شدن.»
«اما وقتی با هم از تپهها بالا میرفتن، ستارهها و ماهِ دمِ صبح توی آسمون میدرخشیدن.»
رابرت، خواهش میکنم
ادامه بده، من در هر حالتی میشنوم
«و همینطور که از آخرین پیچ گذشتن و از جلوی چشم ناپدید شدن...»
«تیکههایی از یه آهنگ قدیمی با نسیم شبونه به گوش میرسید...»
«درست نمیدونم کدومشون داشت میخوند...»
«اما فکر کنم کارِ اژدها بود.»
ادامه بده، دارم گوش میدم
قصه تموم شد؛ پایان خیلی قشنگی هم بود
آره، بهم بگو، بگو
جالبه، هر طرفی که نشونه میگیرم
همیشه میزنم به همون اردکه
رابرت، یه ایدهی عالی دارم. بیا این کتاب رو به والت دیزنی بفروشیم
یه جورایی مالِ برادرزادتهها
اینم همینطور. کنجکاوم بدونم در ازاش چی میخواد
منظورم ایدهی یه فیلمه
مطمئنم اگه بری استودیوش و این رو بهش پیشنهاد بدی، از خداش هم باشه
من به والت دیزنی داستان پیشنهاد بدم؟
آخه من که درستوحسابی نمیشناسمش
خب، منم درستوحسابی نمیشناختی وقتی پیشنهاد ازدواج دادی
آره، ببین الان چه دردسری برام درست شده
اون که نمیتونه به حرف هر آدم خلوضعی که یه ایدهی عجیب داره گوش بده
شاید تو یه استثنا باشی
تنها کاری که باید بکنی اینه که بری استودیوش
و کتاب رو بهش نشون بدی
حتی فکرش رو هم نکن
اونا همیشه از ایدههای نو استقبال میکنن
وسایلت رو جمع کن و اینقدر لفتش نده
نه منمن میکنم، نه لفتش میدم
ولی برای آخرین بار میگم، من به اون استودیو نمیرم
من خودم رو مضحکه خاص و عام نمیکنم
حرف آخرم همینه
این یه تلاش بیهوده است، دقیقاً همینه
اصلاً فکر نکن اون اینجا باشه
دیگه کجا میتونه باشه؟
این تهیهکنندههای فیلم رو که میشناسی
نیویورک، ساراتوگا، پالم بیچ
هالیوود
خب، حالا بازداشت شدیم
واقعاً چیزی نبود، جناب سروان
داشتم همینجوری رانندگی میکردم
وقت قبلی داشتید؟ دیدی؟
میخوایم آقای دیزنی رو ببینیم
وقت قبلی داشتید؟
بله، یعنی نه، راستش وقت قبلی نداریم ولی
ببین، باید وقت قبلی داشته باشی
بیا، بیا بریم
نام شریفتون؟
اژدهای
دیزنیِ
«اژدهای بیمیل» اسم این داستان کوچیکه است
این اسمِ... خودتون میتونید بخونیدش
خانمم فکر میکنه خیلی خندهداره
اسمم بنچلیه
با حروف بزرگ: ب، ن، چ، ل، ی
یه داستانی داریم که میخوایم آقای دیزنی ببیننش
بهشون بگید اگه سرشون شلوغه، مزاحم نمیشیم
مهم نیست. خیلی هم مهمه
ممنون. لطفاً یه لحظه صبر کنید
خب، بهتره پیاده شی
پیاده شم؟ برای چی؟
که نمیتونی با ماشین بری توی دفترش
چرا وقت نمیگیریم
که فردا برگردیم؟
وقت بگیریم و فردا برگردیم؟
آدم فکر میکنه داری میری دندونپزشکی
خب، تقریباً اون رو ترجیح میدم
متأسفم، باید اونجا پارک کنید
اوه، نه، من یکم خرید دارم
بعداً میآم دنبالت
تو با من نمیآی تو؟
نه. این فکر رو از کجا کردی؟
بفرمایید قربان، اینم کارت ورودتون. کارت ورود؟
برای من؟
نظرت چیه؟
خیلی ممنون
اوه، آقای بنچلی. از این طرف
فقط مستقیم برید، بعد به سمت چپ برید به طرف ساختمون اصلی
مستقیم، چپ، ساختمون اصلی
در خدمتم، قربان
الو؟ اوه، سلام، من... رابرت بنچلی هستم
جالبه. اسم منم همینه
قراره شما رو ببرم به دفتر آقای دیزنی
اوه، نه، زحمت نکشید. خودم راه رو
اوه، اصلاً زحمتی نیست قربان. مأموریتمه
از این طرف، قربان
کارخونهی کوچیکِ قشنگی اینجا دارید
کوچیک؟ اینجا ۵۱ اِیکر وسعت داره، آقای بنچلی
تا. بله قربان ۵۱
اِیکر خاکِ ماسهای و فرسایشیافته ۵۱
«با محتوای کمی قلیایی...»
«...اما سرشار از ذخایر کبالت و گچ.»
گچ، عجب، عجب
«در سمت چپِ ما، متوجه ساختمون بزرگی میشید...»
«...که از سیمان و سنگ آهک ساخته شده...»
«...و تأسیسات تهویه مطبوع ما رو در خودش جا داده.»
«این بخش شامل ۱۱ دیگ بخار گازسوزه...»
«...با ظرفیت گرمایشی اسمیِ ۱۷ میلیون و ۶۴۷ هزار واحد در ساعت.»
من کارت ورود دارم
بله، دارم میبینم
حدس میزنم به اونجا میگید کلاس طراحی زنده، درسته؟
مدلهای واقعی و اینجور چیزها؟
آره، چرا نمیری تو؟
اوه، نه، نمیتونم. با آقای دیزنی وقت دارم
وقت ندارم. در هر صورت ممنون
باشه
فقط چند تا نکتهی کوچیک هست که میخوام همهتون یادتون باشه
تأکید روی ترکیببندی و فرم رو فراموش نکنید
و یادتون باشه که منحنیها خیلی مهم هستن
توی همچین مدلی
حتماً قوسِ تنهاش رو دربیارید
و فرمِ اون باسن رو
بافت پوستش هم به اندازهی سایهروشنها ضروریه
و پاها هم اهمیت حیاتی دارن
جک، تو عادت داری پاها رو زیادی کوتاه بکشی
من... من دنبال والت میگشتم
خب، اون فعلاً اینجا نیست
شما رابرت بنچلی هستید، مگه نه؟
بله، خودمم
نمیدونم این کیه
اون از کارکنانِ همیشگیِ ماست
به خودت صدمه زدی؟
نه، نه، نه. نه، خوبم
دلتون میخواد بیاید تو و یه چرخی بزنید؟
بله، حتماً، البته اگه مزاحم کسی نمیشم
اوه، اصلاً. خوشحال میشیم. اوه، ممنون
امیدوارم مزاحمِ مدل نشده باشم
اون براش فرقی نمیکنه. نظرتون دربارهاش چیه؟
خب، صورتِ مهربون و قشنگی داره. اعتراف میکنم
ولی زیاد به دردش نمیخوره
اون تنها مدلیه که داریم و پسرها برای شام بیرون دعوتش نمیکنن
رئیس میدونه اینجا چه خبره؟
معلومه. اینجا که پیکنیک نیست
همهاش بخشی از کارشونه. کار؟
بله، ببینید قبل از اینکه بتونن طرح کارتونیِ یه حیوون رو بکشن
باید یه ایدهای داشته باشن که واقعیتش چه شکلیه
بد نیست، کِن
ولی سعی کن حس کمدی و کارتونیِ بیشتری بهش بدی
از غلو کردن نترس
میبینی؟
گوش کن، اینجا یه چیز خیلی بامزه داریم
اوه، یه فیلِ حمال، هان؟ بله
حالتش خوبه لوتوس. خیلی خندهداره. ولی هنوز داری بیش از حد ظریف میکشیش
چرا بیشتر شبیه این نمیکشیش؟
باید بگم، این خیلی ظلمه
نه، فکر کنم شکمِ گِردش یه جورایی بامزه است
ممنون رفیق. خب، زوی گین
یعنی «خداحافظ» به زبان چینی
متأسفم ولی فکر کنم زیادهروی کردی
فیلت خیلی احمق به نظر میرسه
شما اینطور فکر نمیکنید آقای بنچلی؟
شما نمیتونی فیلی بکشی که از نظر من زیادی احمق باشه
فقط نگاهش کنید
اون سرِ گندهاش رو ببینید
فکرش رو هم نمیکنید که مغزِ توش
بزرگتر از یه گردوی انگلیسی نیست، مگه نه؟
آخه، نصفِ وقتها یه فیلِ معمولی نمیدونه داره به کدوم طرف میره
راستی، فیل تنها حیوون توی دنیاست
که دو سرش دُم داره
که لابد همین توضیح میده چرا هیچی حالیش نمیشه
این طرحهایی که اینجا کشیدید
حرفِ من رو تأیید میکنه
میشه یه لحظه اجازه بدید؟ بفرمایید
اونجا، اون چشمهای ریز رو میبینید
اون نگاهِ خیرهی پوچ و تهی
اون قیافهی احمقانه و ابلهانه
خب، گمان کنم یه کم زود قضاوت کردم
ولی باید اعتراف کنید که یه صورت این شکلی
حتی روی یه فیل هم پیشرفت بزرگیه
البته، این فقط نظرِ یه نفره
خیلی ممنون
آه، مارتا، این همیشه یکی از محبوبترینهای من
ببخشید، ولی اون کیه؟
فلورنس گیل
اوه، فلورنس گیل. خوب یادمه
یه بار توی متروپولیتن شنیدم که نقش مارگریت رو میخوند
خب بچهها، پنج دقیقه استراحت
خیلی عالی بود
براوو. اجرای باشکوهی بود. ممنون
البته همیشه میدونستم که دونالد یه اردک واقعی نیست
ولی اینکه بشنوی یه مرغ پیر اپرا میخونه
و شما قطعاً از پسِ اون زبونِ «طیوری» برمیآیید
واقعاً عالیه، آره
بینِ خودمون باشه، اصلاً چطوری این کار رو میکنید؟
سوت یا وسیلهای، چیزی دارید؟
نه، فقط یه کیسهی هوا توی لپم درست میکنم، اینجوری
و بعد فکر میکنم یه اردک چطوری این رو میگه؟
اونوقت میگم
کیسهی هوا؟
No comments yet. Be the first to leave one.