De eerste 107 regels.
Davood129 ترجمه و تنظیم
ذوب برف
پس ، بیداری ؟
حداقل کاپشنت رو دربیار
من سردمه
دلیلش اینه که تو خیلی گرمی
میدونی وقتی خیلی گرم میشیم فکر میکنیم خیلی سرده
هی ، فکر میکنی من احمقم
ببخشید ؟
وقتی میگم سردمه ، پس سردمه
من تمایلی ندارم تعطیلاتم رو توی یه باغ وحش بگذرونم
توی یه باغ وحش ، یه باغ وحش حالا همه چیو شنیدم
تو کارولین هستی ، درسته ؟
سلام
توی صدات بیشتر از تلفن استرس هست
از آخرین باری که اومدم 20سال میگذره
هنوز پل صورتی رو دارین ؟ - اُه نه ، خراب شد -
واقعا ؟
اما هنوز گلفِ مینیاتوری هست
تنها اومدی اینجا ؟ - بله -
در واقع نه ، با پسرم اومدم
سلام مرد جَوون ، اسمت چیه ؟
لئو - لئو ؟ -
واقعا ؟ ، اسمامون مثه همه - اون یه کم خجالتیه -
اینجا بچه های زیادی همسن خودت پیدا میکنی
علاقه ای ندارم - علاقه ای نداری ؟ -
بزرگسالا رو ترجیح میدی ؟ - نه ، من هیچکی رو ترجیح نمیدم -
خب ، میتونی هرجا بخوای چادرتو برپا کنی
آخرِ فصله
اصلا کمَکم نمیکنی ، ها ؟
چرا اینجوری نگام میکنی ؟
ولم کن ، بزار برم
بس کن ، بس کن - خودتو رها کن -
بسه - کمک -
کمک ، کمک - بس کن -
... مامان ، من خوبم
چرا بنظر میرسه که نیستم ؟
فقط احساس میکنم یه فریز رو قورت دادم
آره ، لرز دارم
لرز دارم و مور مورم میشه
خنده داره ، اما احساس میکنم منقبض شدم
تا سگ کوچولوی مامانم بشم
سگی که هیچوقت واسه خودش زندگی نمیکنه
مامان ؟
سلام ، پس تو لِئویی ؟
نه
پنهان میشی ؟ خوشگل نیستی ؟
چون بدنم 15درجه رو کمتر از اون احساس میکنه
اُه
پس تو یه استلاگتیت هستی ؟
میای با ما بازی کنی ؟
نه ، من واسه بازی خیلی خستَم
..... از بچه ها هم خوشم نمیاد
مامان ؟
عشق ورزیدن یعنی چی ؟
این نغمه ایه که ما اونو گرامی میداریم
...... وقتی روی یه ملودی یکسان هستیم
... هیچ نُت اشتباهی توی آکوردمون نیست
هیچ مانعی که خسته کننده بشه
... این چیزیه که دوس داریم
..... اگه تظاهر کنی اونجایی
.... اگه فکر کنی نمی بینمت
...... از هیجان انگشتاتو میگیری
.... از هیجان ... از هیجان
الو، بله
رولند باید اینکارو انجام بده
مادرت ، اون خوشگلَس ؟
نه ، اون وحشناکه مثه یه حیوون
چشمات مشکلی داره ؟
چند سالته ؟ - 12 -
من آنتوانِت هستم از دیدنم خوشحال شدی ؟
اگه یه قارچ اینجوری بخوری
ساعتها توی حالِ خودت نیستی
زندگی واقعی بنظر غیرواقعی میاد
مثه یه خواب که هیچوقت تموم نمیشه
از هیچی هم نمیترسی
حالا دارم به یه آدم دیگه تبدیل میشم
یه لهستانی ، یه اسپانیایی یا حتی یکی از اجداد آفریقایی
با والدینی که دیوونه وار عاشق مَنن
حالا باید بشینیم ، وگر نه ممکنه بیفتیم
تو باید شالگردنتو برداری
نمیخوام از خفگی بمیری
صبر کن ، خودم انجامش میدم
این واسه گردشِ خونِته
تو... هر روز یه کم میخوری ؟
نه ...، نه هر روز خیلی انرژیش زیاده
برای عشق ، چی لازمه ؟
یک بوسه ، یک نوازش
در سرخیِ سپیده دم
فردا به دیدنم بیا بزرگسالا میرن راه پیمایی
ببخشید ، باید برم
پسرم منتظرمه
ما فقط باید صبح زود بیدار بشیم
پسرت میخوابه
میتونیم طلوع خورشید رو تماشا کنیم
جایی که پل صورتی بود
اینَم تاج من واسه تو
پرتقال
گوجه
سیب
اُه
خیلی سکسی
میپرستمش
... نه
میدونم شبیه یه کِرم هستم و خیلی وحشتناکم
وحشتناک ، وحشتناک
این کلمۀ مورد علاقۀ توئه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.