Top Hat

Top Hat

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

Top Hat 1935 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian top hat 1935 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Gepubliceerd op: 2026-02-14
Downloads: 18
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 186 regels.

معذرت می‌خوام، واقعاً معذرت می‌خوام

عصر بخیر

عصر بخیر. عصر بخیر آقای هاردویک

آقای جری تراورس هنوز نیومدن؟ بله قربان

تمام شب رو منتظر شما بودن قربان

تمام شب؟ ای وای، ای وای. ممنون

با عرض معذرت قربان، منظورتون همون آقای تراورسه

همون جنتلمن معروف آمریکایی، قربان؟

بله دقیقاً خودشه، اومده که ستاره نمایش من باشه، اولین حضورش تو لندن

نمایش شما آقای هاردویک؟ خب، من تهیه‌کننده‌اش هستم

نمی‌خوام هیچ‌کدوم از اعضای اینجا بویی ببرن، می‌خوام غافلگیرشون کنم

اوه، مطمئنم غافلگیر می‌شن آقای هاردویک

سلام جری، معذرت می‌خوام که منتظرت گذاشتم

جری، مسائل زیادی هست که باید درباره‌شون گپ بزنیم

پس می‌خوام همین الان با من بیای هتلم

جری، یادم رفت بهت بگم. می‌خوام امشب رو اینجا بمونی

متأسفم، نمی‌تونم. اوه، ولی باید بمونی رفیق، واقعاً می‌گم

ببین، راستش فعلاً با پیشخدمت شخصیم یه جورایی به مشکل خوردم

اوه، خب اونوقت از من چی می‌خوای؟ شلوارت رو اتو کنم؟

اوه نه نه، تو که اصلاً بلد نیستی. نه، متوجه نمی‌شی، موضوع "بیتس"ه

یه خرده با هم شکرآب شدیم. اوه، چه وحشتناک

کارتون به کتک‌کاری که نکشید؟ نه، اصلاً این‌طوری نیست

با هم حرف نمی‌زنیم. سرِ سلیقه با هم اختلاف پیدا کردیم

می‌بینی، بیتس اصرار داره که

پاپیون چهارگوش تنها پاپیونیه که می‌شه با لباس رسمی پوشید

تصور کن، پاپیون چهارگوش! من مدل پروانه‌ای رو ترجیح می‌دم

خب، فکر کنم حق با بیتس باشه. بیتس هیچ‌وقت حق نداره

خب پس چرا اخراجش نمی‌کنی؟ یه کم سخته

به امید محال نشسته‌ام که یارو خودش غیبش بزنه

خب، بدم می‌آد تو این دعواهای خانوادگیِ کوچیک دخالت کنم

ولی امیدوار باشیم که من رو تایید کنه

ولی با بیتس هیچ‌وقت نمی‌شه حدس زد چی می‌شه

خب، بالاخره اومدید. بفرمایید تو

عصر بخیر قربان. عصر بخیر

اجازه بدید خودم رو معرفی کنم قربان، بنده بیتس هستم

اوه، جدی؟

ما هم جری تراورس هستیم. به منزل ما خوش اومدید

ممنون بیتس، ممنون. گویا قراره امشب اینجا بمونم

حداقل این ایده مدیر برنامه‌های عزیزمون بود

ایده کی؟ آقای هاردویک

اوه، ایده ایشون

خب، در هر صورت خوش اومدید. اوه، ممنون بیتس

اوه، ببخشید قربان، جسارتاً می‌تونم یه نظر شخصی بدم؟

خب، نه خیلی شخصی. اوه، نه قربان

فقط وظیفه خودم دونستم که بابت سلیقه عالی‌تون در انتخاب پاپیون ازتون تمجید کنم

از من خوششون اومد. هیچ‌وقت نمی‌شه فهمید تو سرش چی می‌گذره

این رو دیگه از کجا پیدا کردی؟

راستش رو بخوای، از "ارتش رستگاری"

یه جفت کفش خیلی کهنه براشون فرستادم

اوه فهمیدم، کفش‌ها برگشتن و بیتس هم توشون بود

و از اون موقع تا حالا داره کفش‌های خوبم رو می‌پوشه

اوه، "مج" چطوره؟

اوه، خوبه، ممنون جری. آب‌وهوای "لیدو" کلی بهش ساخته

خوبه، عالیه

حیف که نمی‌تونه فردا شب برای افتتاحیه اینجا باشه

مگه نه؟ واقعاً دلش شکسته

با این حال، منتظره که برای تعطیلات آخر هفته پرواز کنیم بریم ایتالیا

آخر هفته پرواز کنیم بریم ایتالیا؟ خب من نمی‌تونم، عینک خلبانی ندارم

اوه جری، حرفش رو هم نزن، باید بریم، اون رو ما حساب کرده

می‌دونی، قراره یه دوستِ جوون بیاد دیدنش

شک دارم یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه باشه، مج رو که می‌شناسی و اون میلِ شدیدش به جفت‌وجور کردنِ آدم‌ها

اوه، منتظر منه که برم تعطیلات یا برم عروسی؟

معلوم نمی‌کنه، می‌دونی که زن‌ها چطوری هستن. نه، نمی‌دونم، چطوری هستن؟

زن‌ها؟ خب، همیشه یه نقشه‌ای تو سرشونه و

ببین پسر جون، فکر کنم دیگه وقتشه که خودت این رو بفهمی

اوه، واقعاً؟ بله، حتماً همین‌طوره

نه ممنون هوراس، من جوونی هستم که کلاً برای خودش ول می‌گرده و آزاده

الو، من دوشیزه تِرمونت هستم، می‌خوام فوراً با مدیر صحبت کنم

الو، صدام رو دارید؟ کی؟ اوه، مدیر، بله

و من اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گید. یه خانوم جوونی اون پایین هست

اوه، یه خانوم جوون، این وقتِ شب؟

اوه، الان که نمی‌تونه بیاد بالا. نه، نه، نه، بهتره خودم برم پایین

جری، تو به کارت برس، ظاهراً یه خانوم جوون اون پایین می‌خواد من رو ببینه

سلام

نمیای تو؟

خیلی خوشحالم که یه سری بهمون زدی

من از اتاق طبقه پایین اومدم بالا، جایی که داشتم سعی می‌کردم یه کم بخوابم

اوه، معذرت می‌خوام، متوجه نشدم که دارم مزاحمتون می‌شم

می‌دونید، هر از گاهی، یهو به خودم می‌آم و می‌بینم دارم

می‌رقصم

اوه، فکر کنم یه جور بیماری یا وسواسه

بله، بله، یه جور بیماریه

رقصِ "سن ویتوس"

و فقط هم این وقتِ شب اتفاق می‌افته؟

بله، واقعاً، فقط همین وقتِ شب عود می‌کنه

در واقع، نباید اصلاً تنها بمونم

بله، معلومه، لابد باید چند تا نگهبان هم داشته باشید

فکر کنم خیلی بی‌انصافیه که مسخره‌ام می‌کنید. اوه، ببخشید

کاش نرید. چرا که نه؟

فکر کنم یکی دیگه از اون حمله‌ها داره شروع می‌شه

داره می‌شه

می‌بینم. فقط یه چیز هست که می‌تونه جلوم رو بگیره

اوه، باید بهم بگید اون چیه. پرستارهام همیشه بغلم می‌کنن

ولی من به کارآگاهِ هتل زنگ می‌زنم و می‌گم اون بیاد بغلتون کنه

شب بخیر

اوه جری. اوه، اینجا چیکار می‌کنی؟ اون رو برای چی با خودت می‌بری؟

اون خانوم جوون کیه؟

کدوم خانوم جوون؟ اوه، اون تماس برای من نبود، برای تو بود

یه نفری شکایتی ثبت کرده. می‌دونم، همین الان خودِ شاکی رو دیدم

اون دوست‌داشتنیه، دلنشینه، دلرباست و دلش می‌خواد بخوابه

اوه، واقعاً؟

و من می‌خوام بهش کمک کنم و تو هم باید به من کمک کنی، این رو بگیر

نه، بیارش اینجا و با جونت ازش محافظت کن

اوه، می‌خوای چیکار کنی؟ تو کاریت نباشه

ببینم، تو سرت چی می‌گذره؟

اون خانوم جوونِ طبقه پایین می‌خواد بخوابه. خب این رو که گفتی

خب، من خودم رو به عنوانِ "فرشته خوابِ" رسمی‌ش منصوب کردم

ولی جری

دیگه چی داری؟

شرمنده‌ام قربان، ولی شما کل مغازه رو جارو کردید

خب، بهتره بهشون بگی برای فردا بیشتر بکارن

همه‌شون برن برای دوشیزه "دیل تِرمونت"، قربان؟

درسته

شماره اتاقش ۳۰۴ـه

آه، اون چیه؟

اوه، اون برای افتتاحیه یه قصابیه، قربان

اون رو هم بفرست بالا. ولی قربان، یه "نعل اسب"؟

چرا که نه، شاید فردا بخوام یه باغِ هلو سفارش بدم

شماره اتاق شما چنده قربان؟

۴۰۴ بزن به حسابِ هوراس هاردویک، اتاق

بله قربان

در عجبم که آقای "بِدینی" در این مورد چی می‌خواد بگه

اوه، مگه چی می‌تونه بگه؟

خب، از وقتی اومدن اینجا، ایشون هر روز براش گل می‌فرستن

و بین خودمون بمونه

مسئول پذیرش اشاره کرده که آقای بدینی تمام تجملات و وسایل آسایش دوشیزه ترمونت رو فراهم می‌کنه

از جمله لباس‌هاش رو. واقعاً؟

و اون وسایل آسایشش هم خیلی عالی و باکلاس هستن

صبح بخیر. صبح بخیر

من... امیدوارم دیشب خوب خوابیده باشید. به اندازه کافی خوب خوابیدم، ولی نه به اندازه کافی طولانی

متأسفم، امیدوار بودم بتونم کاری کنم که از دلتون دربیارم

اوه، اصلاً مشکلی نیست

فکر کردم شاید بتونم با ماشین برسونمتون به اسطبل

اوه نه، ممنون. یه درشکه دم در منتظرمه

با یه اسب که بهش بسته شده؟

بله. می‌دونید، اسطبل‌دارها همیشه از این‌ها استفاده می‌کنن، حس می‌کنن اسب داره برمی‌گرده به خونه

اوه، مگه کجا بوده؟

ما امشب می‌ریم. آقای بدینی هماهنگی‌ها رو انجام داده؟

بله دوشیزه ترمونت، ایشون دستور دادن چمدون‌هاتون ساعت ۷ جمع‌آوری بشه

ممنون

سورچی. بله خانوم؟

نمی‌تونی تندتر از این بری؟

ای بابا خانوم، من می‌تونم، ولی اجازه ندارم اسب رو ول کنم و تنهایی بدوم

منظورم اسب بود، معلومه

قضیه اینطوریه خانوم

می‌بینید، اسبِ امروز یه کم خسته است

چون جمعه مسابقات "گرند نشنال" رو برده

داری سعی می‌کنی بهم بگی این اسبِ مسابقه‌ست؟

بله خانوم، شجره‌نامه‌اش رو هم دارم

در واقع، پدرش "مَن او وار" بوده

خب؟ مادرش کی بوده؟

چی فرمودید خانوم؟ گفتم والده‌اش کی بوده؟

اوه، نمی‌دونم خانوم، اون که به روی خودش نیاورد

دالی

همین الان این درشکه رو نگه دار

بلد نیستم، تا حالا با چیزی پیچیده‌تر از یه "دوزنبرگ" کار نکردم

آروم باش "مِی‌ویس". اوه، حالا چیکار کنیم؟

در برخورد با یه دختر یا یه اسب، آدم فقط باید اجازه بده طبیعت کار خودش رو بکنه

بفرمایید خانوم، رسیدیم

من... من که بهتون گفتم اسب شما رو می‌آره به جای درست

این چه قدرت عجیبی‌یه که روی اسب‌ها داری؟

اسب‌بخار

یعنی... یعنی حتی یه تشکر هم نباید بهم بگی؟

برو برای خودت یه کلاهِ نو بخر

تاکسی می‌خواید خانوم؟

تاکسی خانوم؟ تاکسی؟

اجازه هست نجاتتون بدم؟

نه ممنون، ترجیح می‌دم تو همین وضعیتِ درموندگی بمونم

چه جایِ باصفایی پیدا کردید. کنسرت کی شروع می‌شه؟

درست همون وقتی که تو و بارون، هر دو بند بیاید

اوه نه، خواهش می‌کنم. دوست ندارید فقط یه ذره مهربون‌تر باشید؟

چرا باید باشم؟ من تو رو اصلاً نمی‌شناسم

شاید به خاطر این ریخت و لباسمه

از رعد و برق می‌ترسید؟ اوه نه، فقط از صداش

می‌دونید رعد و برق چیه، مگه نه؟ البته

یه چیز مربوط به جریاناتِ هواست

نه، نه

وقتی یه ابرِ بی‌دست‌وپایِ این‌وری، به یه ابرِ پنبه‌ایِ کوچولویِ اون‌وری برمی‌خوره

اون به سمتِ این هجوم می‌آره

این یکی فرار می‌کنه و اون هم تخت‌گاز می‌ره دنبالش

این یکی یه کم گریه می‌کنه و بفرمایید، بارون می‌آره

اون آرومش می‌کنه، با هم جرقه می‌زنن

این می‌شه برق

هم رو می‌بوسن، رعد

کی داره برای تو این نعل اسب رو می‌فرسته؟

چه بانمک. آلبرتو، من دیدمش. باهاش حرف زدم، باهاش رقصیدم

More Farsi Persian subtitles for Top Hat

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left