De eerste 200 regels.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
باورم نمیشه 35 سال داخل نیویورک زندگی کردم
و هیچوقت به جزیره کنی نیومدم
سی و پنج سال؟ ولی تو وقتی 21 سالت بود اومدی نیویورک
یه لحظه صبر کن
بیست و یک به علاوه... صبر کن یعنی پیری؟
هی، بالا رسیدین - هی -
خیلی مسیرتون طولانی که نبود
نه، از صبح تا مترو بیشتر سوار نشدیم
یه ماشین بگیرین خب پولش رو که دارین
کلی پول خرج اینجا کردم - واو -
ولی خیلیم کارت بد نبود
درست گفتی - استیو، اینجا خیلی خوبه -
قراره بشه، هنوز کلی کار داره
و این میخونه خیلی پیره
کری هم همینطور، تازه فهمیدم
هی، آبجو میخواین؟
آبجو داری؟ - بارتندرم مثلا، همیشه آبجو دارم -
هی، ویکتور
اون آبجو رو میدی بهم؟
هی، وایته
هی، ببین اومدم کجا، جزیره کنی
بابا، میتونی الان بیای خونه؟
چی؟ نه دو روز دیگه میام خونه
چی شده؟ - مامان داره عوضی بازی در میاره -
هی، بیخیال حالا
هی، چی شده؟
میخواست گوشیم رو ازم بگیره
استیو، اینجا رو چطوری پیدا کردی اصلا؟
...میدونی
وقتی بچه بودم میومدم اینجا
من و برادرم، میدونی؟
وقتی اون ماجراها با میراندا پیش اومد
نیاز داشتم که دور شم و ذهنم رو خالی کنم - ممنون -
اونجا خودم رو ترمیم کردم
درست همونجا، به اقیانوس نگاه میکردم
و بعدش یه روز
سرم رو چرخوندم
و کلی به اینجا نگاه کردم
و بعدش پیش خودم گفتم، بوم
باید یه کار جدید انجام بدم
باید یه کاری کنم تا خودم رو خوشحال کنم، میدونی؟
لعنت به اون مزخرفات پولداری بروکلین
میدونی؟ هات داگ و صدف
بهم یادآوری میکنه که کی هستم
خیلی هات داگ و صدف بهت میاد
خب، اوضاع شماها چطور داره پیش میره
خوب پیش میره، آره، بزنم به تخته
آبجو من کجاست؟ - هی -
همه چیز خوبه؟
آره، آره - آره؟ خوبه -
هی
به سلامتی کار جدید
کار جدید
هی، چه خبر؟ - یه کار جدید -
اینم از گیلاس روی ساندی
هی سرنا؟
خبرنگار جدید بیبیسی
میخواد با نماینده اچآردبلیو به صورت شخصی ملاقات داشته باشه
رینا چطوری انجامش میداد؟
ظهر چهارشنبه داخل سازمان ملل یه جلسه میذاشت
و میراندا رو به عنوان رئیس میبرد
اومدی اینجا - رینا، برگشتی -
آره، پس سعی کن این لحن یکم قضاوتی طورت رو
تو صدات برداری - ...اوه، من... من -
خدای من، شوخی میکنم، دارم رسمی صحبت میکنم
پنج هفته مرخصی زایمان
وقتی که دنیا تو بحرانه کافیه نه؟ - آره -
چقدر مرخصی گرفتی تو میراندا؟
دوازده هفته، حس میکردم 100 هفتهست
خیلی ممنون
پس اگه جلسه با بیبیسی رو داخل سازمان ملل هماهنگ کردی
یعنی حتما از خونه کار میکردی
آره، ولی با رئیس جدیدم هماهنگ کردم
رئیس جدید داری؟ - آره، والس، بچهام -
خیلی بامزه بود
میراندا؟ - الان میام -
از اینطرف بیاین یدونه دیگه هم دارم
خیلی خب، اینم الکس اسرائیل
اون حساسیت پاپی که در موردش صحبت کردیم رو داره
و از هویتش داخل هنرش استفاده میکنه
واقعا ازش خوشم میاد - واقعا؟ -
آره، عاشقش شدم - خوشگله -
سلام، شارلوت
راک پشت خط تلفنه، میگه یه مورد اضطراری پیش اومده
تلفن ثابت؟ مال دوره باستانه
ببخشید - مشکلی نیست -
عاشقتم، عاشق موزیکتم
کاملا کارم غیرحرفهایه
ولی بیخیال - خیلی ممنون -
از دیدنتون خوشحالم
من سم هستم، ایشون جفری
سلام - سلام -
خیلی بامزهست - خیلی مهربونه -
خیلی خب، این اصلا اضطراری نیست
با زنگ زدن به خط ثابت حسابی ترسوندیم
به گوشیت زنگ زدم و ده بار پیام دادم
ولی جواب ندادی
وسط فروختن یه نقاشی
به سم اسمیت هستم
نه بابا، خیلی خفنه
ولی من دفترم رو لازم دارم
راک، بخاطر همین همیشه بهت میگم
شب قبل کیفت رو بچین
چیدم، فکر میکردم گذاشتمش
و مورد اضطراری هست که الان زنگ چهارمه
و زنگ ششم برای ارائهام لازمش دارم
مشکل چیه؟ چی شده؟
راک کتاب زمین شناسیش رو از خونه میخواد
این که کار اضطراری نیست
چرا به منشیم زنگ زدی؟
خب، دوبار ویس فرستادم
فکر کردم بابام مرده - چرا باید همچین فکری کنی -
همیشه این فکرو میکنم بالاخره این تماس گرفته میشه
خب، این اون تماس نیست ازت میخوام بری خونه
کتاب رو برداری و ببریش مدرسه
خب، الان وسط جلسهام
خب، منم دارم یه نقاشی به سم اسمیت میفروشم
این قراری بود که با هم داشتیم هنری
گفتی که همکاری میکنی
من هزار بار به اون مدرسه رفتم
...آره، ولی من، من، من - تو چی؟ -
تو مردی؟ تو پدرشی و من مادرشم؟
عزیزم، من باید برم، راک کتابش رو لازم داره و خیلی ضروری هست
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو JackDaw ، N3D :مترجم
میشه خبر هیجان انگیزت رو بهشون بگم لیسا؟
خب، به اندازه این چیپسهای کدو هیجان انگیز نیست، ولی بگو
بخاطر این چیپسها زندهام
خیلی مهمه که دلیل برای زنده موندن داشته باشی
خب، پیبیاس داره مستند لیسا رو
تبدیل میکنه به یه سریال ده قسمتی
دارن تو رو تبدیل میکنن به کن برنز - آره -
واو، خیلی عالیه، و خیلی هیجانانگیزتر از این چیپسهاست
ببخشید
لیلی، مگه پیامم رو ندیدی
که گفتم دارم با خانمها نهار میخورم؟
الان رسما ما رو کرد خانمهایی که باهاشون نهار میخوره
نه، ما رو کرد خانمهایی که چاشت میخورن
برای چاشت غذای گیاهی میخورن
پس یه جورایی سناریو رو آپدیت میکنه
چون کل هفته دوستام رو ندیدم، بخاطر همین
و آره، میدونم که شنبه هست
و بخاطر همین اسمش رو گذاشتم چاشت، خدافظ
نه، نمیخوام در موردش حرف بزنم
و ما هم نمیخوایم در موردش حرف بزنی
از وقتی که برگشتم سر کار
همهاش اتفاق میفته
در مورد همه چیز پیام میدن و زنگ میزنن
انگار دارن پسرفت میکنن - پس در موردش حرف میزنیم -
آره - نه، نه، نه، قرار نیست -
الان وقت خودمه، میشه یه چیپس کدو بخورم؟
آره - آره، حتما -
لیسا - هوم؟ -
چرا خبر هیجانانگیزتر رو بهشون نگیم؟
بازم خبر هیجان انگیز؟ عجب چاشتی شد
برنده قرعه کشی جمعآوری کمکهای خیریه داخل مدرسهمون شدی
هیچوقت از این چیزا برنده نشدم - منم -
دو سال پیش، واقعا اون جت اسکی رو میخواستم
فقط برای اینکه سریعتر به بروکلین برسی؟
آره - خب، یه شام خصوصی داخل خونهات برای 16 نفر -
که غذاش رو یه سرآشپز با ستاره میشل تهیه میکنه
واو - صبر کن، من اصلا 16 نفر میشناسم -
که بخوام باهاشون غذا بخورم؟
میتونی به عنوان پاگشا آپارتمان جدیدت ازش استفاده کنی
نه با اون دیوارهای سفید تازه پلاستر شده
اصلا نمیشه
ولی میدونی چیه؟ میتونم تو آپارتمان قدیمیم برگزارش کنم
میدونی، مثل یه گودبای پارتی
شام آخر
خوب گفتی
بخاطر همین پی بی اس بهش پیشنهاد داده
بعدا باهاتون حرف میزنم - بازم تبریک میگم -
خیلی هیجان انگیزه
چهارشنبه داخل سازمان ملل کار میکنم
نگاش کن - میدونم، نگام کن -
خیلی هیجان دارم - واو، سی و پنج سال داخل نیویورک -
هیچوقت به سازمان ملل نرفتم
امکان نداره، حتی تفریح مدرسه هم نرفتی
خب، کلاس هشتم اومدیم
ولی پیچوندم و رفتم فیوروچی
و یک جفت صندل ماهیگیری ژلهای صورتی خریدم
خب، اینم خیلی مهم بوده
تا دو روز پیش به جزیره کنی هم نرفته بودم
آره، با ایدن رفتیم جای جدید استیو رو ببینیم
چه شکلی بود؟
روی اقیانوسه
و صادقانه، خیلی جادوییه
جادویی؟ - آره -
خیلی خب
و تورم داخل شهرستانهای اطراف هفته آینده ادامه پیدا میکنه
وقتی که با ایدن بریم بروکلین
و اجرا چی رو ببینیم
جزیره کنی داخل بروکلینه
پس خیلی تور شهرستانهای اطراف حساب نمیشه
بیشتر تور اکسهای منه
درسته، درسته، خب، میدونی اونا هم دوستهای من هستن
میخوام ازشون حمایت کنم - البته، منم ازت همین رو میخوام -
فقط گفتم بهتره بهت بگم
آره، ممنون، مشکلی نیست
فقط یکم عجیبه که استیو
No comments yet. Be the first to leave one.