De eerste 184 regels.
هنری. هنری، میشه یه کم آرومتر بری؟
این حیات وحش میلیونها ساله که اینجاست
تا تو وسایلت رو باز کنی غیبش نمیزنه
آخه میخوام روزولت رو ببینم
اون بهترینه... هم رئیسجمهوره
هم بوکسوره و هم شکارچی
بله، ولی اون تا غروب آفتاب برنمیگرده
از کجا میدونید؟
میدونم دیگه
باشه. یواشتر میرم
میترسم اخلاق پرجنبوجوش آقای مِدلیکات
تاثیر بدی روت بذاره، هنری
سلام! اوه، آقای مدلیکات
دوست داری قبل از اینکه بقیه برگردن
اردوگاه رو بهت نشون بدم؟
بله قربان
هنری، یا یواشتر برو
یا اینکه از گرمازدگی از پا میافتی
نگران نباشید، دوشیزه سیمور
من آرومش میکنم
حتماً همینطوره، شک ندارم
میدونی، ما اینجا آشپزهای فوقالعادهای داریم
بعضی از غذاهای مورد علاقهی
رئیسجمهور روزولت
سوپ خرطوم فیله
جگر شترمرغ
و قلب زرافه
عاشقشون میشی! اومم
هِلر، بذار هنری جونز جونیور رو بهت معرفی کنم
پسر پروفسور جونز
سلام
از دیدنتون خوشبختم، آقای هلر
هلر تاکسیدرمیسته
اون نمونهها رو برای فرستادن
به ایالات متحده آماده میکنه
دفعهی بعد که رفتی موزه
و به یه شیر خیره شدی
میتونی به من و دستهای خونیام فکر کنی
اون آب تمیزه؟
بله. اه، حولهام رو فراموش کردم
بله، دارم میبینم
ممنون
هنری
آخه داری چه کار میکنی؟
دوشیزه سیمور
فکر کردم شما
چی فکر کردی، هنری؟
هیچی
معذرت میخوام
پسرکِ نادون
هنری
هنری
هنری، برگشتن
هنری، ایشون فردریک سالو هستن
اون توی برنامهریزی سفر تفریحی کمک کرده و احتمالاً
یکی از بهترین شکارچیهای کل آفریقاست
از دیدنت خوشحالم، هنری
خوشبختم قربان
با اجازه
اون هم کرمیت، پسر رئیسجمهور روزولته
تدی: کرمیت، آمادهای؟
کرمیت: بله پدر. همهچیز ردیفه
بفرمایید تو
تدی: کتابتون رو دربارهی زرههای قرون وسطی خوندم
پروفسور جونز، اثر فوقالعادهایه
ممنونم قربان. خوشحالم که خوشتون اومده
لابد خیلی مطالعه میکنید
نه اونقدری که دلم میخواد
مرد: آقای رئیسجمهور
آقای رئیسجمهور
ببخشید، پروفسور جونز
ببینید قربان
اینجا به وضوح اشاره شده که این منطقه یکی از
زیستگاههای تولیدمثل غزال آفریقایی "برتون" هست
باید هزاران راس از اونها این دوروبر باشن
خب، پس این خودش یه معماست
البته حواستون باشه که این مال ۲۰ سال پیشه
من امسال هیچکدومشون رو ندیدم
خب، آخه نمیشه که همهشون منقرض شده باشن
شاید به شمال مهاجرت کردن
اونها مناطق خشک رو ترجیح میدن
آنا: اوه، چه حیوونِ زیبایی
این یه غزال "گوشریشهدارِ" خیلی کمیابه
اون صدای شیر بود
گمانم همینطور باشه
خب، حداقل جای امنی هستیم
هیچ شکارچیای در امان نیست، دوشیزه سیمور
امروز به یه شیرِ ماده شلیک کردم
جفتش همون نزدیکی بود
به جفتش هم شلیک کردم
ولی متاسفانه فقط زخمیاش کردم
هیچوقت نباید
یه شیر زخمی رو دستکم گرفت
جانسون رو یادتونه؟
تدی، حتماً اون داستان قدیمی رو باور نمیکنی، مگه نه؟
باورش کنم؟ من خودم اونجا بودم
طرف از ترس زهرهترک شده بود
حتی یه خانهی درختی ساخت
به این خیال که اونجا جاش امنه
اما اون جانور زخمی شبونه اومد توی اردوگاه
و رد بویش رو گرفت و پیداش کرد
کاری از دستمون برنمیاومد
هنری، بلدی چطور با تفنگ شلیک کنی؟
نه قربان
اون فقط ۱۰ سالشه
من وقتی ۱۰ سالم بود
شناخت کاملی از سلاحهای گرم داشتم
فردا، پسرم
بهت یاد میدم چطور شلیک کنی
اوه، هنری
بابا؟
بخواب جونیور
هدف رو نشونه بگیر
ماشه رو فشار بده
نکِشش! آروم فشارش بده
آفرین
حالا چی؟
تفنگ رو باز کن و پوکهها رو دربیار
مواظب باش
پسر خوب
معلومه که تیرانداز قابلی میشی
همیشه یادت باشه
از تفنگ فقط باید برای بقا استفاده کرد
آه، حالا
این بهترین تفنگیه که تا حالا ساخته شده
ممکنه نتونی همراه ما بیای شکار
ولی حداقل باید بتونی از
این سرزمینِ زیبا لذت ببری
پیش خودت نگهشون دار. مال خودت
وای
ممنونم قربان
حالا شما مراقبش باشید، دوشیزه سیمور
و تو هم
پسر خوبی باش
بله قربان
شما دوست نداشتید
به شکار برید، دوشیزه سیمور؟
با اطمینان میگم که دوست داشتم
مخصوصاً اگه از طرف
آدمِ شجاع و خوشتیپی مثل آقای روزولت دعوت میشدم
منم فکر میکنم همینطوره، دوشیزه سیمور
"قدش شش فوت..."
"تا کوچکترینشون... غزال سلطنتی..."
"که فقط ۱۰ اینچه." خدای من
هنری، کلمهی "آنتیلوپ" از کجا اومده؟
"آنتولوپس."
یعنی... "چشمهای درخشان."
حداقل اینجا اینطور نوشته
وای. باید بیشتر از ۸۰ گونه باشن
ببین! ایناهاش
وای
خیلی قشنگه
شباهت خیلی زیادی به اصلش داره
ممنون. اینطوری اگه پیداش کنم، مطمئن میشم که خودشه
میخوام دوربین شکاری رو بردارم
و برم پیداش کنم
برای آقای روزولت و موزه
اجازه هست؟
خیلی خب، ولی دور نشو
نمیرم
سلام
اسمت چیه؟
متوجه میشی؟
اسم... تو
منظورم اینه که
ایندی
اسم من ایندیه
ایندی
ایندی
این
دی
ایندی
ایندی
این... دی
آره، ایندی
زن: متو
متو
متو؟
متو؟
ایندی؟
سلام
متو! (صحبت کردن به زبان ما)
ببین... دوربین شکاری
دوربین صحرایی
No comments yet. Be the first to leave one.