De eerste 161 regels.
بنتوی کامامشیِ «آکیتسو» واقعاً خوشمزهست
قشنگ تغییر فصل رو توش حس میکنی
واسه فردا لحظهشماری میکنم
منتظرش باش
چی؟
بنتوی کامامشی
دیگه نمیاد
باید خودمون درستشون کنیم
بنتوی کامامشی
چرا دوباره اومدیم اینجا؟
آدمکشهای کوچولو: هر روز
آدمکشهای کوچولو: هر روز
کمپ آموزشی آدمکشی، روز دوم
اگه آقای میاهارا ما رو ببینه بد نمیشه؟
راست میگی
باید حواسش رو پرت کنیم
من؟
ببخشید
ببخشید آقا
درسته
آکیما
بله، منم، آکیما
اگه اجازه بدین
واقعاً بابت دیروز معذرت میخوام
شما واقعاً چشمهای من رو باز کردین
الان میفهمم که شبکههای اجتماعی عین سمن
ممنونم که نه فقط بهم آموزش دادین
بلکه روشنم هم کردین
کاش پیشکسوتهای بیشتری مثل شما بودن تا اشتباهاتم رو بهم گوشزد کنن
اون کیک موزی که بهمون دادین معرکه بود
ملاقات با کسی که چندین دوره رو با این همه انضباط پشت سر گذاشته
من رو پر از امید میکنه
لطفاً همچنان از تجربیاتتون به من یاد بدین
یکی میخوای؟
بله
وقتی من
به دنیا اومدم
تمام ژاپن هنوز داشت از فقر زجر میکشید
ما با این اراده زندگی میکردیم
که دوباره سر پا بشیم
با این وضعیت تا سه ساعت دیگه همینطور حرف میزنه
فوکاگاوا، اوضاع چطوره؟
آه، الان دارم میرم ظرفها رو بگیرم
از این کار متنفرم
موقتأ تعطیل است
ببخشید؟
ببخشید
بله؟
خب... چی؟ مشتریه؟
ببخشید، امروز تعطیلیم
کل مغازه رو آب برداشته
خب... یه وقت دیگه بیا، باشه؟
من لازم دارم... اینها اونایی نیستن که میخوام
چارهای نیست
مجبورم
واقعاً معذرت میخوام
ببخشید
این یکی لطفاً. درسته
برنج رو امتحان کنین، لطفاً. درسته. درسته
آمادهام. اوکی
بله. خوب به نظر میرسه
ای وای، الانه که وقت ناهار بشه
وقت نداریم! لطفاً عجله کنین! درسته
وزنش اصلاً یه جور دیگهست
مگه نه؟
خب، دیگه تقریباً وقت ناهاره
بریم غذا بخوریم؟
آه، ولی من... دوست داشتم بیشتر بشنوم
موقع غذا خوردن میتونیم حرف بزنیم
اسلحه رو بذار زمین
راستش، دلدرد دارم
گفتم اسلحه رو بذار زمین
باشه. گذاشتمش زمین
کجایی؟
لطفاً منتظرم بمونین
خب، آمادهان. درسته
آره، خودشه
خوشمزه به نظر میاد
خب دیگه
بزنیم بر بدن
اوممم! اوم
خیلی خوبه
ظاهرش سادهست ولی طعمش خیلی غنیه
خیلی خب! بریم سراغ غذا! بله
خدا رو شکر
خوبه! بله
شیرینیِ گوشت... اوم
و این بافت ترد و جویدنیش
چی؟
این چیه؟
چیزی شده
این دیگه چه کوفتیه؟
تیغهای ماهیِ خالخالی رو گرفتن
بنتوی کامامشی رو معمولاً با تیغ سرو میکنن
این چیه؟
چرا؟ چرا تیغهاش نیست؟
آه، ولی ماهی بدون تیغ که راحتتر خورده میشه
اینطور نیست
وجود تیغهاست که غذاهای دریایی رو خاص میکنه
من هر سال از اینا میخورم
و این اولین باریه که همچین اتفاقی میافته
میخوام
بهشون زنگ بزنم
صبر کنین
یه چیزی یادم اومد
بچههای این دوره زمونه
فکر میکنن ماهی همیشه بدون تیغ سرو میشه
همین تلاش برای
درآوردن تکتک تیغهاست که باعث میشه بچه باهوش بار بیاد
ولی آقا
زنگ زدن بهشون دردسر میشه
چطور ممکنه دردسر بشه؟
این شکایت نیست. یه هشداره
آخه ممکنه اگه تیغ اشتباهی بره تو گلوشون، برن بیمارستان
مردی که
تا حالا زخمی نشده باشه که مرد نیست، هست؟
اون
واضح حرف بزن
بنال ببینم
واقعاً معذرت میخوام، قربان
حقیقتش اینه که
حتی منم دوست ندارم اینطوری حرف بزنم
اونم سر یه مسئلهی سادهای مثل بنتوی کامامشی
ولی این اتفاق دیگه از حد گذشت
خاطرات من برای همیشه
لکه دار شد
چطور تونستی؟
معذرت میخوام
معذرت میخوام
معذرت میخوام
معذرت میخوام
معذرت میخوام
فعلاً
بهت مرخصی داده
میفهمم
تاکئی
چرا تیغها رو درآوردی؟
ببخشید؟
تو هیچ حقی نداری سر من داد بزنی
من نمیدونستم. باید از اول میگفتی
ناتسومی، فکر نمیکنی سرزنش کردنش بیانصافیه؟
دلم واسه تاکئی میسوزه
فکر کنم مجبورم این رو گزارش بدم
صبر کن، یه لحظه. گزارش واسه چی
اون
معذرت میخوام! جدی میگم
ای بابا، ول کن. کنترل خودت رو از دست نده
نه! برو عقب
کمیتهی ضد مزاحمتِ صنف آدمکشها
دفترچهی راهنمای ضد مزاحمت
اول از همه
مزاحمت در محل کار، سوءاستفاده از قدرته
«مزاحمت در محل کار، سوءاستفاده از قدرته.»
دوم، محیط کاریِ مناسبِ یک آدمکش رو مختل میکنه
«محیط کاریِ مناسبِ یک آدمکش رو مختل میکنه.»
ما همیشه این سؤال رو میشنویم:
«ما آدمکشیم، پس خشونت مجاز نیست؟»
ابداً
کمپ آموزشی آدمکشی، روز سوم
فوکاگاوا، اسم شخصیت تو «هیوری تسوجیورا»ست
اهل نیگاتا هستی
No comments yet. Be the first to leave one.