De eerste 200 regels.
اگر عکس هايت خيلي خوب نيستند يعني به سوژه زياد نزديک نبوده اي
رابرت کاپا
عکاس جنگ جنگ از دريچه دوربين
آن مرد يک معما است
واقعا نمي دانم چه چيزي او را در اين حالت نگه داشته است
شايد هم يک زاهد گوشه نشين باشد
بعضي اوقات در انزوا و تنهايي نتايج درخشاني حاصل مي شوند
و آن وقت مي توان با خود بخشنده بود
... سخت و سنگين است
توجه، احساس و انرژي خودت را با ديگران تقسيم کني
بايد هدفمند و با اراده بود
و او اينطور است
: صادقانه بگويم خيلي گرافيکي و بي احساس است
البته يکسري در اطراف قرباني سوگواري مي کنند ... در اينجا
ترجيحا، اين عکس بزرگنمايي شود ... مصيبت عظما
در گوما – جمهوري دمکراتيک کنگو ميليون ها آواره و هزاران مُرده بودند
کوه اجساد را نمي شد در ميان آتش ... بخاک سپرد ... کيسه هاي اجساد
کيسه هاي حمل اجساد اينجا هستند
! تصاوير خوبي هستند
بنظرت اين را برداريم ؟ بزرگنمايي مي کنيم
اين هم تصوير جالبي است مي توانيم برداريم
... پشت آن کاميون
الان متوجه شدي که اجساد مالِ آفريقا نيستند ؟
ولي ممکن است اين را به ذهن متبادر کند
که بازهم چيزهاي وحشتناک از آفريقا نشان مي دهند
جيمز نچوي، در اينجا کل وحشت دنيا را به تصوير کشيده
فروپاشاندن ديوار برلين ماهيت جنگ ها را نيز عوض کرد
ديگر جنگِ دولت ها باهم نبوده ! بلکه ملت ها مقابل هم مي جنگند
در عوضِ سلاح هاي پيشرفته
تفنگ ام 1 و ساطور بکار مي برند
جيمز نچوي مشهورترين عکاسِ جنگ در جهان
از درگيري هاي جديد و قربانيان آنها بشيوه اي منحصر بفرد عکس گرفته
چقدر از روستائيان کشته يا ناپديد شده اند ؟
دوازده نفر
پسرم برگشته است
واي ... پسر من
مي خواستم عکاس بشوم بخصوص عکاس جنگ
دهه 70 و دوران جنگ ويتنام تصميم خودم را گرفتم
تصاوير ارسالي از ويتنام نشان دادند
که آنجا واقعا چه خبر است
حقايقي متفاوت از تعاريف سرکردگان سياسي – نظامي
تصاوير مستند و بدون روتوش
اتهاماتي مستحکم در مورد ناعدالتي و قساوت جنگ
آنها فقط حوادث بنظر مي آمدند
عکس ها شديدا من را تحت تأثير قرار داده
و بلاخره وقتي که تصميم گرفتم مي خواهم در زندگي ام چکار کنم
تصميم گرفتم آن خط را دنبال کنم
يک شب در سال 1980 بيدار شده و به روشني دريافتم
تمام چيزهايي را که بايد ياد بگيرم الان آموخته ام
لذا زمانِ رفتن از نيويورک فرا رسيده
تا سعي کنم عکاس مجله و جنگ بشوم
آن زمان، دوران احساسات قوي و پر شور و شوق بود
خودم را شاهد تاريخ مي پنداشتم
البته نه از راه دور مانند يک محقق تاريخ
بلکه از راه دنبال کردن آنچه براي مردم عادي اتفاق مي افتد
اينکار، هيجان برانگيز ترين و ارزشمند ترين تجربه زندگي ام بوده
و به لطف اين تجارب عکاس شدم
يعني همان کاري که مي خواستم بکنم
، کاري که در مواجه با خطرات روح ماجراجويي
و احساسات اصيل انسان ها قرار دارد
اين کمي شبيه تئاتر بوده
ولي نه در جايگاه تماشاچي بلکه روي صحنه بوده
و نمايشنامه، لحظه به لحظه از جريانِ حوادث پديد مي آمد
مي بايست پيش بيني کردن را بلد بوده
و مسايل را با احساس و عقل مي پذيرفتي
تا بتواني سير حوادث را پيگيري نمايي
من همچنين بايد ياد مي گرفتم تا بکمک تصاوير
ديدگاه هاي خودم را نيز به عرصه بياورم
براي بيان احساسات خودم از سوژه ها
اول بايد احساسات خودم را لمس مي کردم
، با عکس گرفتن و محدود کردن جهان به تصاوير
مي بايست هم دنيا را کشف نموده و هم خودم را
وليکا کروزا منطقه اي در کوزوو – بالکان
پزشکان قانوني و انسان شناسان با شما هستند
آنها خودشان را معرفي مي کنند
شما نيز از آن راه مي رويد
بوي وحشتناکي مي آيد لطفا مواظب باشيد
در انتهاي مسير يک اتاق بوده که سوراخ گلوله بر آن است
اتاق ديگر را فيلم نگيريد
هنوز پاک نشده است
به نظر شما سوراخ گلوله ها نشانه چيست ؟
سوراخ ها مدارک ما را در مورد تيراندازي تقويت مي کنند
آنجا جمجمه ها را مي شمارند
انسان شناس ها سعي مي کنند ... جمجمه و بدن ها را متصل کنند
ماسک داريد ؟ لازم نيست
من کاملا شانسي ! ژورناليست شدم
کريستين امانپور مزدور انگلو ايراني شبکه سي ان ان
فکر مي کردم از اينکار لذت مي برم
بعنوان خبرنگار خارجي و يک شغلِ تميز
مسافرت رفته، دنيا را ديده و در مرکز حوادث خواهم بود
سپس مسايلي پيش آمده که آدم بايد دوباره فکر کند
اينکه واقعا چکار کرده و چرا اينکار را مي کند
اينها آدم را متوجه جدي و مهم بودن کار مي کند
همينطور شيوه اي که با آن داستان روايت مي شود
تعيين مي کند جهان آن را چطور مي فهمد
لذا بهتر است بداني چکار کرده و آن را خوب انجام دهي
در جنگ
رفتارهاي عادي و متمدنانه صدق نمي کنند
مثلا در زندگي نرمال هرگز به خانه اي نمي رفتم
که آنجا عزاداري کرده
و من هم از بستگان متوفي عکس بگيرم
اين قبيل کارها را انجام نمي دادم
اين عکس ها را نمي گرفتم
اگر افرادِ عکسبرداري شده با کارم موافقت نمي کردند
در چنين حالاتي نمي توان بدون رضايت افراد عکس گرفت
بدون اينکه من را تحويل گرفته
و حضورم را پذيرا باشند
آنها درک مي کنند
غريبه اي که دوربين بدست به محل آمده
و به جهانيان نشان مي دهد چه اتفاقي برايشان افتاده
مانند يک مدافع آنها رو به جهان بيرون مي باشد
آنها خود را قرباني شرارت
و خشونت بي حاصل – مفرط مي دانند
با اجازه دادن به عکسبرداري من آنها از مردم جهان
و کل بشريت حس حق طلبي را درخواست مي کنند
هميشه سعي مي کنم با احترام به مردم نزديک شوم
جيمز نچوي عکاس جنگ
مي خواهم ببينند که به خودشان و موقعيت شان احترام مي گذارم
نمي خواهم خيلي سريع جلو رفته يا با صداي بلند صحبت کنم
مي خواهم بدون شيله پيله به آنها نزديک شوم
مي خواهم داراي ذهن باز بوده و آنها نيز اين را درک کنند
مردم نيز اين را احساس کرده و لازم نيست حتما صحبت کني
جيمز حتي يک ذره هم بدبين نيست
هانس هرمان کلر سرويس خارجي مجله استرن
بدبين کساني اند که حتي درصدي از شقاوت هايي که او ديده را نديده اند
جيمز تنها است ... زيرا
تجاربش او را از همکاران و بقيه مردم جدا مي سازند
حدود 25 سال تجارب سخت از او انسان متفاوتي ساخته است
، غير قابل تصورترين مواجه من در رواندا بود
ما نيز نمي دانيم چقدر مردم کشته شدند
برآوردها از نيم تا يک ميليون قرباني هست
مردم را با سلاح هاي بسيار ابتدايي سلاخي کردند
از فاصله نزديک و روبرو با چماق، سنگ و چاقو
خودم قتل عام را ديدم
نمي توانم بفهمم که چطور انسان ها اينکار را درحق يکديگر مي کنند
اقوام رواندا قبل از دوره استعمار اروپا همزيستي مسالمت آميزي داشتند
ولي استعمارگران بلژيک اقدام به نوشتنِ ريشه هاي قومي در شناسنامه ها نموده
و عاقبت اين سياستِ مبتني بر نفرت زمينه اي شده تا در سال 1994
سرکردگان اليزه از جمله آلن ژوپه بهمراه کشيش هاي کليساي فرانسه
جرقه جنگ داخلي را شعله ور ساخته و 1 ميليون نفر را به کام مرگ کشاندند
چه چيزي اينهمه ترس و نفرت را در آنها بر مي انگيزاند ؟
درک من از اين فراتر نرفته و گذر از آن بسيار سخت است
وقتي آخرين ارتشي و شبه نظاميانِ قبيله هوتو نابود شده بودند
صدها هزار هوتويي به تانزانيا و زئير گريختند
سپس اپيدمي وبا در کمپ پناهندگانِ گوما شيوع يافت
ده ها هزار پناهنده جان باختند وقتي بيماري کمپ را در نورديد
بعد متوجه شدم، برخي از افرادي که ازشان عکس گرفته ام
همان افرادي بوده که قتل عام ها را انجام داده
و فقط چند هفته پيش خودم از آنها عکس گرفته بودم
انگار با آسانسور پر سرعت داخل جهنم فرو رفته بودند
ما نيز باهم صحبت نموده تا شايد رعب و وحشتي را
که در طول روز ديده بوديم درک نماييم
، کيسه هاي اجساد، مرگ استفراغِ اينهمه انسان برزخي
و صف هاي بي پايان مقابل چادرهاي خدمات پزشکي
جيمز در گفتگوي ما شرکت نکرد
او فقط چيزي در مورد نظم و ترتيب کارها گفته
: و گفت مي رود بخوابد
ما به آبجو نياز داشتيم تا روزمان را فراموش کنيم
جيم فقط 2 ليوان آب معدني نوشيده و به رختخواب رفت
او دوباره صبح زود تنها بيرون رفته بود
عکس گرفتن از فقر و فلاکت را آغاز کردم
که در اندونزي واقعا گسترده است
بخش اعظم کشور در فقر وحشتناکي فرو خزيده
اين افراد سرِ کار رفته و روزي خانواده را در مي آورند
اينجا خيلي شبيه محلات کارگري است
آنها به اين مناطق رانده شده اند به کنار ريل قطارها
آنها نه معتاد بوده و نه مشکل بخصوصي دارند
آنها کار کرده و سعي دارند از کودکانشان مراقبت کنند
آنها از روستاها بخاطر زندگي بهتر کوچ کرده اند
ولي پول کرايه کردن مسکن معمولي را ندارند
لذا با چوب و پلاستيک براي خود آلونکي ساخته
تا از کرايه خلاص شوند
هنگام تهيه گزارش با مردي برخورد کرده
که يک دست و پايش را از دست داده بود
او 7 سال پيش و هنگام مستي شب هنگام زير قطار افتاده
ولي بهرحال زنده مانده بود
او با همسر و 4 فرزندش
روي شن هاي کنار ريل آهن روزمرگي مي کرد
روابط بين پدر و پسر بسيار مستحکم بود
مرد تمام تلاشش را مي کرد تا خانواده را دور هم نگه دارد
براي تهيه گزارش از آن خانواده مدت بيشتري ماندم
مهمترين رويداد زندگي ام در دهه 80 نقل مکان به نيويورک بود
کريتسين بروستد مدير مسئول مجله ژئو
آنوقت عکاس خبري مجله ژئو بودم
قبل از آن هم در اشپيگل کار مي کردم
سپس بعنوان مدير عکاسي به استرن در نيويورک رفتم
سالِ 1982 بود
نچوي اولين بار بود که براي عکاسي به استرن مي آمد
با هم آشنا شده
و عاشقِ همديگر شديم
البته واقعا مي خواستم
با هم بيشتر پريده و رابطه نزديک تري برقرار کنيم
ولي کارِ او هميشه در اولويت قرار داشت
: او مي گفت با عکاس هايم تأثير گذاشته
و به کمک آن ها مردم را آگاه مي کنم
وقتي نچوي از نيکاراگوئه بازگشت خوشحال و آرام بود
براي من يک گردنبند صدفي آورده بود
آن را به دور گردنم انداخته و بنظرم فوق العاده بود
آفريقاي جنوبي سال 1994
اولين ديدار را به خاطر دارم
No comments yet. Be the first to leave one.