Jurassic World: Chaos Theory

Jurassic World: Chaos Theory

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

Jurassic World Chaos Theory S02E06 Up the River 720p NF WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 6 Jurassic World: Chaos Theory 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-11-24
Downloads: 20
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 135 regels.

بیا دیگه بن!

بریم!

من برای فهمیدنش به زمان نیاز دارم. هم نمی‌تونم اون کار رو بکنم و هم از تو مراقبت کنم.

فقط هیچ کار احمقانه‌ای نکن و دور و بر نباش.

این برای خودت خوبه. بهم اعتماد کن! بروکلین!

به هیچکس نگو!

بروکلین--

نه، نه، نه

مثل اینکه بعضیا باید بی‌خیال انبه بشن، مگه نه؟

یالا بن. داریم دوباره میریم بیرون.

هی. خوبی رفیق؟

باشه

فکر کنم باید یه چیزی بهت بگم.

وای. اونجا یه چیزی هست.

اوه، بابا! ما تازه برگشتیم تو آب.

فقط یه اسب آبی گنده‌ست.

آخ! یه جورایی بامزه‌ست.

مواظب باش!

این دیگه چیه؟

یالا، یالا!

اینا تندتر نمیرن؟

کجا رفت؟

بیا اینو بخور، آشغال!

واقعا؟ داری چیکار می‌کنی؟

بازم بنداز، بازم بنداز!

باورم نمیشه داره جواب میده.

اوه اوه

نه، نه، نه!

وایستا!

بگیر اینو!

آره!

اسب آبی، کل زندگی‌ت مثل یه فیلم از جلوی چشمت رد شد؟

یالا. قایق‌ها رو ببرین وسط رودخونه.

خیلی عمیقه.

اسب آبی اونجا نمی‌تونه وایسه و بهمون حمله کنه.

آره!

آه خدای من

رفته.

انجامش دادیم، دختر.

کی می‌دونست اسب‌های آبی اینقدر میتونن تهاجمی باشن؟

راستش، اسب‌های آبی هر سال تقریباً ۵۰۰ نفر رو تو آفریقا میکشن.

ممنون. عجب موقع خوبی برای گفتن این واقعیت آرامش‌بخش بود!

خب، اون حریف ما نشد.

اوه اوه

این خوب نیست. ممکنه اون اسب آبی رو دست‌کم گرفته باشیم.

اوه لعنتی

رونی؟ هی! باور نمی‌کنی!

از افسر DPW شنیدم که به بستن اون انبار تو لوئیزیانا کمک کرده بود.

ماتئو چیزی؟ اون گفت داریوش و دوستات بهش کمک کردن.

اونا سوار قایق شدن!

اون فکر می‌کنه اونا رفتن آفریقا، فکر می‌کنم سنگا--

بس کن! نمی‌خوام بدونم.

بهتره که ندونم. امن‌تره.

باشه... ببین، مجبور نیستی به این کار ادامه بدی.

هر اطلاعاتی که درباره عملیات جهانی دلال داری...

مطمئنم بیشتر از کافیه برای--

نه!

نیست.

من باید همه کاری که اون داره می‌کنه رو بدونم.

باید سر از کارش دربیارم.

اگه قراره این کارو بکنم، باید با تمام وجودم انجامش بدم، باید...

باید هر کاری که لازمه انجام بدم تا دوستام و خانواده‌م رو امن نگه دارم.

همه‌شون. از جمله تو. بروکلین، داری چی می‌گ--

باید چیکار کنیم؟

می‌دونم کجا می‌تونیم بریم.

هی بچه‌ها. زینا یه چیزی داره.

یه جایی هست که زیاد دور نیست. بابام بعضی وقتا منو اونجا می‌بره.

می‌تونیم قایق‌هامون رو با قایق‌های جدید عوض کنیم.

شنیدین چی گفت، بچه‌ها. دنبال زینا برین!

همه کجان؟

نمیدونم.

بابا؟ عزیزم. چی شده؟

چی شده؟ اوه، اِم...

هیچی نشده. فقط داریم یه توقف کوتاه می‌کنیم.

مطمئنی؟ می‌خوای بیام پایین؟

یه مشتری یه دایناسور رو شمال‌تر دید، یه گوشت‌خوار.

می‌خواستم برم بررسی‌ش کنم، ولی می‌تونم--

اشکال نداره. کاری که داری می‌کنی مهمه.

رسیدیم خونه عمو اومار.

خوبه.

اومار مراقبت رو می‌کنه.

بابا، اونو نمی‌بینم. هیچ‌کس رو نمی‌بینم.

آخرین باری که اینجا بودیم خیلی شلوغ بود، اما حالا...

فصل خلوتیه.

شاید برای تعطیلات بسته.

آره! آره

احتمالاً فقط رفته سفر.

من باید برم، بابا.

باشه. بهم خبر بده. مواظب خودت باش.

هی زینا.

می‌خوای کمکم کنی غذا جمع کنیم چون اون اسب آبی شکمو همه‌ی مال ما رو خورد؟

کنار قایق‌ها دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

فکر می‌کنی اون اسب آبی کجا رفت؟ باید اون گوشی رو پس بگیرم.

اوه، باشه. و، اِم، دقیقاً چجوری می‌خوای این کارو بکنی؟

اسب آبی رو پیدا کنی، صبر کنی گوشی از اون ورِش، می‌دونی، بیاد بیرون؟

فکر می‌کنی جواب بده؟

چی؟! می‌تونی با چند تا انبه راهش بندازی.

فقط مال منو قرض بگیر.

واقعا؟ ممنونم، ممنونم. قول میدم یه کم بعد برگردونمش.

عالیه. حالا بیاین این قایق‌ها رو برداریم و بعد مثل برق و باد بزنیم به چاک.

واقعاً فکر می‌کنم کنجی یه مشکلی داره.

آره.

حتی کنجی خودنمای سابق هم از الانش با احتیاط‌تر بود.

چی فکر کرده بود که می‌خواست گوشی بروکلین رو قاپ بزنه؟

من قبلاً سعی کردم باهاش حرف بزنم.

ولی تو چی؟

تو بهترین دوستشی.

حق با توئه.

باهاش حرف می‌زنم.

باشه.

وای... نه.

باشه. من رفتم.

راستش، میشه تو هم با من بیای؟

من باید یه کار خیلی سریع انجام بدم.

تو با کنجی شروع کن منم میرسم. باشه!

از پسش برمیای.

آره. از پسش برمیام.

از پسش برمیام.

عمر بادام‌زمینی بو داده‌هایی درست می‌کنه که با بیساپ (bissap) خیلی خوشمزه میشه.

و دفعه قبل حتی صدف‌های تازه هم بود.

بیا.

وای! نمی‌دونستم اینجوری رشد می‌کنن.

زینا، تو امروز ترکوندی!

نه بابا، نمیدونم.

چرا هستی!

توی رودخونه عالی بودی.

اونجاش که گفتی "وا-چاو! اینم برای تو، اسب آبی!" خیلی باحال بود.

یادم نمیاد گفته باشم "وا-چاو!"

تو خودت بودی که خیلی باحال زدی درست تو دماغش.

درست مثل یه ستاره اکشن بودی.

تو همیشه انگار میدونی کار درست چیه.

چطوری انقدر اعتماد به نفس پیدا می‌کنی؟

اوه، امم...

میدونی، داشتن آدمایی که حمایتت کنن کمک می‌کنه.

من دوستامو دارم و تو مامان و باباتو.

Jurassic World: Chaos Theory subtitles in other languages

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left