De eerste 200 regels.
من اینو برمیدارم، میخوام از تلفن استفاده کنم
هی، من هیچوقت اینجاها نمیام
ای بابا
ای بابا
ای بابا
آره، میخوام برم اینجا
ای بابا
حق با توئه
این از باشگاه ورزشی هم بهتره
اوهوم
اوهوم
تو دنبالهروی
تو یه مردی
ایول داری
ایول داری
ایول داری
ایول داری
ایول داری
الان میفهمم کجا بودیم، داشتی به کجا میکشوندیش
بیا ضبطش کنیم
خب، بریم
بریم
هر جا که هستی، از جنس زمستونی
خیلی بهت افتخار میکنم
تو خیلی به خودت افتخار میکنی
بیا دیگه عزیزم
نمیخوام برم نمایش
خب، میتونی یه دکتر خبر کنی؟
من اونجا آمادم
میبینمت
حاضرم
حاضرم
حاضرم
حاضرم
خب، کدومش مال توئه؟
فقط دارم نگاه میکنم
بله؟
نمیدونم
دیگه اون سگو نمیشناسم
اوهوم
اوپس، کادو دارم
ویانوئا
ویانوئا
ویانوئا
ویانوئا
ویانوئا
ویانوئا
ویانوئا
ویانوئا
ویانوئا
ویانوئا
بوآپ
من
زشتم
شاید باید بهش غذا بدیم. آره
هر چی
کی میدونه اون تو چه خبره
ولی یه کم تماس بدنی و زبونبازی و شاید یه ذره عرق تو کاره
خب، اونا اون توئن. خیلی خب. تقریباً میتونم حسش کنم
یا مسیح
مست بودم و چند روزه دارمش
این شرابِ رفاقت نیست. شرابِ آدمای درب و داغونه
این شراب واسه آدماییه که میتونن تظاهر کنن و بالا بیارن و با جوراب رابطه داشته باشن
این شراب خوبیه واسه کارای خاکبرسری
اندی
سگ منو برمیداری و یه یادداشت میذاری؟ فقط چون پولشو دادی معنیش این نیست که مال توئه
مامانت بهت ادب یاد نداده؟ مادرت یادت نداده با یه پرستیژی به هم بزنی؟
باید بیخیالش بشی. باشه؟ برو پیِ زندگیت، فراموشش کن. چهار روز گذشته. میدونم داری زجر میکشی، باشه؟
ولی منم دارم زجر میکشم. آره، حتماً. میدونی، دل کندن سخته
سخته که فقط
یه روز از خواب بیدار شی، کامیون بگیری و همه وسایلتو ببری
شجاعت میخواد
منم دارم زجر میکشم
امم، باید برم، باشه
این کمکی نمیکنه
گوش کن، برگرد تو. باشه؟ ای بابا، تو نمیفهمی. چرا، میفهمم
آقا، دمپایی پاته، باشه؟ بیخیال. من میفهمم
میفهمم که عشق
دوست وفادارت نیست، محرم رازت نیست
عشق همتیمیِ غواصیت نیست
عشق یه هیولاست که دنبالش میدوی
میتونی بوی پشمشو حس کنی، ولی هیچوقت نمیتونی صورتشو ببینی
این چیزیه که دارم بهش فکر میکنم
اوه
سلام، هی اندی
گوش کن پسر، دیشب برات یه نوار پر کردم
اینا غمگینترین آهنگهای دنیای غربن؛ تنها چیزی که الان میتونه بهت کمک کنه موسیقی "کانتری" و غربیه
مرسی جف. ممنون. خواهش میکنم. گوش کن عزیزم، ناهارتو برداشتی. من همینجا کار کردم
خیلی خزه. گوش کن، امشب یه عکاسیِ دیروقت دارم
باید دخترا رو ببری اولین جلسه کلاس آموزش فرمانبرداریشون؛ البته از همین غروب شروع میشه
خیلی خوش میگذره. مگه نه دخترا؟
و گوش کن اندی، هر وقت تونستی کل اون نوار رو بدون گریه گوش بدی، یعنی دیگه فراموشش کردی پسر. مرسی جف
خداحافظ بچهها. میبینمتون
خب دیشب با شریل چطور پیش رفت؟
باهاش حرف زدی؟ یه جورایی، و
واقعاً طبق نقشه پیش نرفت
شاید نصیحتهای بدی بهت کردم. نه، بحث اون نیست. فقط مسئله اینه که من و شریل مثل
مثل تو و جف با هم جور نیستیم. میدونی، فکر میکردم اولش زوج فوقالعادهای بودین
خفه شو. من
میدونم تلاش میخواد. میدونم. نه نه، باید خیلی راحت باشه
منظورت چیه؟ گوش کن، من باهات همدردی میکنم و میفهمم که نیاز داری با کسی ارتباط بگیری
میدونم، ولی تو خیلی زود به این زنهایی که نیمه گمشدهت نیستن دل میبندی و بعدش به بنبست میخوری و اونوقت
دفعه بعد با شدت بیشتری امتحانش میکنی و میدونی، این الگوی بدیه. من فقط دلم میخواست چیزی رو داشته باشم که تو و جف دارین
ما اونقدرها هم
عالی نیستیم. خوبیم. وضع خوبه. هستین. آره، و میدونی چیه؟ شما زوج محبوب همهاین
جوری جلوهش نده که انگار یه مسئولیته. هی، هست
هر روز
میدونی، وقتی بچهای و فکر میکنی بزرگ که شدی چقدر همه چی قراره خوب باشه، شما دقیقاً همونجوری هستین که
تصورش میکردم، میدونی
باشه
پس برام بگو چطوری با هم آشنا شدین
دوباره میخوای قصهشو بشنوی؟ آره
خب، من داشتم از عکاسیِ روز ولنتاین برمیگشتم. اونم داشت از دادگاه طلاق برمیگشت. یه تصادف جزئی کردیم
کاغذی نداشتیم که اطلاعاتمونو رد و بدل کنیم، واسه همین روی یه قلب قرمز بزرگ نوشتیمش
هیچ خسارتی وارد نشده بود، ولی اون به هر حال زنگ زد و بقیهش هم که میگن، دیگه شد خاطره
من دارم میرم سر کار. باشه
سلام
قبلاً تو رو اینجا ندیده بودم
نه، ندیده بودی
یه "گراند کپ" لطفاً. عالیه، میدونی، بکنش یه "اسکاچ دوبل"
من
ببخشید، من شما رو میشناسم؟
همینه؟ کلِ ترفندِ مخزنیت همینه؟ هی، این ترفند نیست. آره، فکر کردم بهم لبخند زدی
فکر کردم شاید از دانشگاه یا جایی بشناسمت. ببخشید. مرحله بعدیش اینه که بپرسی مدلم یا نه
درسته
نشستن و نوشیدن تو پاتوق مجردها؛ اصلاً نمیخوام قاطی این فضا بشم. مرسی. من چیزی نمیخوردم. راستش فقط یه کاسه سوپ پیاز خوردم
حداقل من اونقدر شعور دارم که چیزی بنوشم؛ کدوم بازندهای تو پاتوق مجردها شام میخوره؟ من
من اینجا نمیام. پس اینجا چیکار میکنی؟
منظورم اینه که معمولاً اینجا نمیام
پس اگه از هر کسی اینجا بپرسم که تو رو میشناسه یا نه، هیچکس نمیشناستت، درسته؟ درسته
این یارو رو میشناسی؟ اینو؟ آره
آره، پسر خوبیه. من تأییدش میکنم
من قطعاً... نه، نمیتونی
از آشناییت خوشبختم. ممنون
نه
چی؟
خفه شو
آقا، میشه برام یه تاکسی بگیرین؟ و یه کم تکیلا هم میخوام
اول سگمو میدزده، بعد تصمیم میگیرن دوچرخهمو بدون چرخ بدزدن
بدون چرخ کجا میخوان برن؟ من با یه چرخ تک و تنها کجا برم؟
شهرِ بیرحمیه
سگتو دزدیدن؟ اوه
آره، نامزد سابقم سگمو برد. تا قبل از اینکه به هم بزنیم اصلاً از اون سگ خوشش نمیاومد و
تصور کن، من یه سگ دارم
پینات
آره، فکر کنم واسه همین میشناسمش، از پارک سگها
حال پینات چطوره؟
اون... اون عالیه، "پنتس" بهترینه
خب چیکارهای؟ تو بخش نیازمندیها مینویسم. کارهاتو خوندم، بعضیهاشون خیلی خوبن. ممنون
دلم واسه "خانم کتابخون" تنگ شده
حتماً خانم کتابخون، اصلاً این خانم کتابخون چی هست؟ اوه، برنامه بچهها، خانم کتابخون، بچهها
آقای کتابخون هم داریم؟ خانم کتابخون؟ نه نه، یه کم گیج شدم. راستش خودم هم درگیر یه قضایایی هستم
انگار خودم هم تو یه ماجراییام، فکر کنم
اوه
طرز برخوردت و
اون شلوار ورزشی لوت میده. یونیفرمِ آدمای افسرده رو پوشیدی، میدونی دیگه، شلوار ورزشی با بارونی
ولی با این حال خوب به نظر میرسی، واقعاً میگم
تو چی؟
من الان
چهار روزِ فوقالعادهست که مجردم. پس یه وجه تشابهی داریم، هان؟ آره
چرا حس میکنم آخرش سر از یه برنامه تلویزیونی درمیاریم که یکیمون با تغییر چهره نشسته؟
واقعاً نمیدونم، چون مطمئنم با ریش خیلی بدقیافه میشم
یه لطفی در حقم میکنی؟
حتماً، انجام میدم
میشه قلنج گردنمو بشکونی؟
چی؟ فکر کنم بد خوابیدم. رگ به رگ شده یا یه چیزی تو این مایهها. من بلد نیستم قلنج گردن بشکونم
بیخیال بابا. مگه سوسولی؟ قلنج گردنمو بشکون. باشه، امتحان میکنم. میخوام سعی کنم قلنج گردنشو بشکونم
آره، حدس میزنم باید یه جاتو بگیرم
خدای من، گفتم که نمیدونم دارم چیکار میکنم
اگه بزنم بکشمت چی؟ نگران نباش، من همین الانشم مردم. فقط هنوز بدنم تکون نمیخوره
فقط یه لحظه نخند. وقتی میخندی سخته
بریم خونه تو یا خونه من؟
همینه؟ کلِ ترفندِ مخزنیت همینه؟
آره
اصلاً اسم منو میدونی، آقای جانسون؟
از اون جور آدمایی، نه؟ اوه
چه جور آدمایی؟
میدونی، از اونایی که خوشزبونن، آره
خامت میکنن و بعد یهو غیبشون میزنه
همم، اوه ولی میدونی
اگه... اگه من از اون جور آدما بودم، بهت میگفتم که نیستم، فقط جهت اطلاعت
عالیه
چیزی که گفتی، واقعاً عالیه
اوه
یه سری اطلاعات
بدتر
دارم بالا میارم... مزههای بار رو. اوه، تو بدبخت نیستی. من عاشقِ بالا آوردن و مزههای بارتم! اشکالی نداره
اوه
اوه
سلام
آره، یه جورایی حس کردم همه چی رو دربارهش میدونم، میدونی، به جز اسمش. من
اسمشو نپرسیدم. بهش میگم آقای جانسون، ولی نمیدونم چیکار میکنه. اون خانم کتابخونه
اون برنامه هنوز پخش میشه؟ مگه زنه چند سالشه؟ ۵۰؟
میدونی، وقتی به یکی از یه زاویه خاص نگاه میکنی، اگه خوشت بیاد، میتونی همه چی رو دربارهش بفهمی، میدونی
انگار داشتم موهاشو نگه میداشتم و دیدمش، اون... اون فوقالعاده بود
چی؟ چی؟
ست، آخرین باری که مجرد بودی کی بود؟ کلاس هشتم؟ جدی؟
کلاس هشتم
خب
اگه بخوام با ظرافت بگم
No comments yet. Be the first to leave one.