De eerste 200 regels.
عزیزم، بیا ببینیم گلی که امروز صبح
پیراهن سُرخش رو رو به خورشید باز کرده بود، تا شب
آیا اون رنگ و رو که خیلی شبیه به پوست توئه رو حفظ کرده یا نه
ببین تو چه زمان کوتاهی
افسوس، زیباییش فرو ریخت... کرم خاکی؟
«روی زمین»، نه «کرم خاکی»
سوتی دادم. - اشکال نداره. ادامه بده
ای طبیعتِ بیرحم، که گلت
فقط تا سر شب دوام میاره! - تا سر شب
اگه به من اعتماد داری، تا وقتی که جوانیت
در اوج شکوفاییه، از این جوانی استفاده کن
چون زیبایی تو هم مثل این گل پژمرده میشه
اثر کیه؟ - پیر رونسار
پیر دو رونسار
آفرین، مودیبو
عالی بود. ممنون
رکسانا
نظرت درباره این شعر چیه؟
یه دختری هست که بهش میگه «عزیزم»
کی به کی چی میگه؟
شاعر داره به اون دختره میگه
ببینید، تقدیمنامه داره
اون بالا
«برای کاساندر»؟
برای کاساندر. خب
پس این رو برای کاساندر نوشته
دقیقاً. - آقا؟
رونسار عجب مخزنی بوده
آره، وایسا
بیشتر توضیح بده
این رو نوشته که مخش رو بزنه
دقیقاً. داره مخرنی میکنه
کلمه دیگهای براش نداریم؟
کراش زدن؟
کراش، لاس زدن
اغوا کردن. - دقیقاً
اغوا. خیلی جالبه
اغوا کردن
از ریشه لاتین میاد
Se adducere. که در اصل یعنی
آوردن
به سمت خود
پس وقتی کسی رو اغوا میکنی
داری اون رو به سمت خودت میکشی. چطوری؟
درباره چی باهاش حرف میزنه؟
زیباییش؟
زیباییش
خوبه! اوسیان هم حواسش هست
بیخیال بابا، همهاش درباره سکسه
نه، مودیبو
اینطوری حرف نزن. عذرخواهی کن
معذرت میخوام
ممنون
دختره رو به چی تشبیه میکنه؟
گل رز؟ - خوبه
میتونی از متن یه مثال بزنی؟
«شبیه به رنگ و روی تو.»
یعنی دختره به رنگ رزه. - درسته
الان فهمیدم
منظورش از باغ، همون تختخوابه
و گل رز هم
همون چوچولهست. میفهمی چی میگم؟
میذاری همینطوری حرف بزنه؟
میذاری حرفهای رکیک بزنه؟
این منحرف داره درباره جای حساس حرف میزنه
اون که اصلاً ندیده، بچهمثبت
بسه دیگه، اوسیان
آروم باش
مشارکت خوبی بود
ولی مراقب لحنت باش
دستت رو بلند کن. بیا تمرکزمون رو حفظ کنیم
درباره اغوا کردن حرف زدیم
از طریق تملق و چاپلوسی
اما میشه از یه روش زیرپوستیتر هم استفاده کرد
که بهش میگن
آستئیسم
یعنی شک داشتن به وجود خدا؟
اون آتئیسمه
اسمهاشون شبیه همهست ولی معنیشون فرق داره
آستئیسم
یعنی از کسی تعریف کنی، ولی به ظاهر داری کنایه میزنی
گیج شدم
یه کم پیچیدهست
مثلاً اگه ببینم که
مدل موی جدید لزلی خیلی قشنگ شده
ساکت شید
اگه بهش بگم
«اینهمه زیبایی خودش یه جرم نیست؟»
دارم چیکار میکنم؟
دارم چیکار میکنم؟
داری مخش رو میزنی
دارم برعکسِ اون چیزی رو که منظورمه میگم
میخوای «بکِشیش سمت خودت»
آقا معلم تو نَخِ لزلیه
آقا معلم تو نَخِ لزلیه
بسه دیگه
فردا شعرها رو با خودتون بیارید
منم میخوام موهام رو ببافم
سلام
بیا
خوبه. دوباره
بهتر شد
بفرما
دستم درد گرفت
دستت درد گرفت؟
قویش کن. - چی؟
یه راهکار میخوای؟ این کار رو بکن
انجامش بده. تصور کن یه گلوله پنبه بزرگ داری
تیکهتیکهاش میکنی
بین شست، انگشت اشاره و وسط
درسته. میتونی این کار رو
صبحها توی اتوبوس یا وقتهای آزدات انجام بدی
ادامه بده. خط رو تموم کن
میتونم ببینمتون؟
مشکلی پیش اومده؟ - چیز مهمی نیست، ولی بیا پیشم
خب
قضیه درباره اینه
لزلی از کلاس ۴سی این رو برام آورد
با اوسیان و سیهام بود
اوسیان و سیهام؟
من صدتا اخطار برای پدر و مادرشون فرستادم
یه بار هم نیومدن مدرسه
آزار و اذیت؟
من لزلی رو اذیت میکنم؟
میخوای چیکار کنی؟
باید با خود دانشآموز حرف بزنیم
ببینیم تو سرش چی میگذره
میشه صداش کنیم بیاد پایین؟ - مطمئنی؟
آره، برای اینکه سوءتفاهم برطرف بشه
باشه
ممنون
عمر، میشه لطفاً بری دنبال
لزلی رینو در کلاس ۱۰۸؟
همین الان
ممنون
معلمت نامه رو خونده
واقعاً فکر میکنی اون
داره بهت پیشنهاد میده؟
چرا این رو نوشتی؟
حتماً دلیلی داشته
دلت میخواد
تنهایی با خانم سلیمانی صحبت کنی؟
ببین، لزلی
اتهاماتت خیلی جدیه
چون ما هم اونها رو جدی میگیریم
متوجه هستی؟
نکنه اوسیان و سیهام
نه
زنگ بزنم به پدر و مادرت؟
اگه پای حرفی که نوشتی هستی، مجبوریم این کار رو بکنیم
متوجهی؟
میتونم دفترچه انضباطیت رو ببینم؟
ممنون
مرسی
الو؟
خانم سلیمانی هستم، از مدرسه راهنمایی الوآر
آقای رینو، لطفاً؟
سلام خانم
پدرتون میتونه الان یه سر بیاد اینجا؟
پدرم فوت کرده
من خودم مسئول خانوادهام
میتونید الان یه سر بیاید اینجا؟
چی شده؟
ترجیح میدم حضوری بگم
باید برم سر کار
میتونم بعداً بیام
الان بیاید بهتره آقا
چی شده؟ بهم بگید
کیلیان کاری کرده؟
یه مشکلی بین لزلی و یکی از معلمها پیش اومده
با معلمش چی شده؟
لزلی احساس میکنه معلمش
بهش علاقهمند شده
«علاقهمند»؟
چه جور علاقهای؟
اینکه سعی کرده اغواش کنه. - چی؟ لزلی اونجاست؟
بله، معلمش هم هست
صداتون هم روی اسپیکره
سلام آقا
ما فقط میخوایم اظهاراتش رو بررسی کنیم
لزلی؟
هی، لزلی؟
جوابش رو بده لزلی
بله. - چه خبره اونجا؟
مگه کری؟
قضیه همون معلمه
مگه اون چیکار کرده؟
حداقل بگو حالت خوبه
همین الان میام اونجا
خب، ما
وقتی معلمت دست به کمربندش میزنه
همونطور که نوشتی، ممکنه داشته باشه نخ میداده
یا ممکنه فقط داشته خودش رو مرتب میکرده. متوجهی؟
See?
ولی توی اون کبابفروشی
آب خورد و گفت: «آخیش، چقدر چسبید!»
منظورم آب بود، همین
آخه خنک بود
ولی وقتی این رو گفت، زل زد به من
اصلاً چرا خواهرم رو برد بیرون غذا بخوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.