De eerste 200 regels.
خیلی خب، خیلی خب، مرد. هیس، هیس
یالا دیگه، عزیزم
چقدر جنس لازم داری؟
پسر، دارم بهت دو دلار میدم با یه چیزبرگر که پنیر
نداره، و یه دوقلوی بههمچسبیده کامبوجی
اینا باید خیلی بیشتر از این حرفا جنس بیرزه
لعنتی! پلیسا
وایسا! پس تکلیف جنس من چی میشه؟
پلیس! بگیرینش
اون جنسمو دزدید
بیخیال دیگه، لمونت
بسه دیگه، کارت تمومه
هم واسه مواد مچتو گرفتیم، هم واسه قتل
ق-ق-قتل؟
کدوم... کدوم قتل؟
همونی که داریم با اینا برات پاپوش میدوزیم
همین مدارکِ مزخرفی که میخوایم برات جاساز کنیم
من نمیتونم
حبس ابد بکشم
زندگی همون چیزی بود که بابامو کُشت
تازه، نمیتونم بذارم کفشای پوما جیرِ نُوم خیس بشن
لعنتی، جونِت برات مهمتره یا پوماهای خیس؟
عجب روزِ گند و کثافتی شد
بیخیال، به درک. فعلاً، عوضی
آآآآآآآ
خب، نکنه پرواز کرد؟
چون عمراً اگه پریده باشه تو آب
اون سیاهپوسته
تلاشِ خوبی بود، خوکای کثیف
فکر نمیکردین یه سیاهپوست بتونه شنا کنه، نه؟
آآآآه
کمک! بیاین اینجا منو بکشین بیرون
تورو خدا بیاین منو ببرین! کمک
حاضرم برم حبس ولی اینجا نباشم
دل و رودهام
خایههای سیاهتونو سفت بچسبین
این دیگه "آروارههای سیاه"ـه
>>
لعنت بهت، کیسینجر
مهاجمای بلک اسپید زدنم
شرمنده، نیکس
اصلاً چی میخوای؟
وقت گزارش سیاه روزانهته، دیک
بگو بیاد، کیس
و یادتون نره، خبر بد برای سیاهها، خبر خوب برای سفیدپوستهاست
>> بذار این دستگاه "نژادپرست" قدیمی رو روشن کنم
همین الان تایید کردیم که
اون شربتهای "عامل نارنجی" که تو محله سیاهها میفروشیم، در
واقع باعث سرطان میشن
>> صبر کن
چرا داری تایید میکنی چیزی که خودمون واسه سرطانزا بودن ساختیم
باعث سرطان میشه؟
>> سوتی از من بود
دیگه چی داریم اینجا؟
>> اون "تقویتکننده موی جریکرلِ خودبیزارکننده" که ساختیم
زیاد پا نگرفته
باید این یکی رو بذاریمش تو فریزر تا زمانی که
چند تا "کاکاسیاه باجذبه" پیدا کنیم که مدِش کنن
>> آره آره، خزعبلات نگو. بعدی
>> چیز دیگهای نیست که خیلی جالب باشه
>> گزارشهای پراکندهای از حمله کوسه به سیاهپوستها رسیده
واسه اینکه فشار خون جامعه سیاه رو ببریم بالا، داریم
به لباسهای ورزشی سدیم اضافه میکنیم
قراره کل لیگ "انبیاِی" رو بخریم
>> چاپخونه سیاه سوختهها رو متوقف کن
در مورد اون قضیه کوسه و کاکاسیاهها بیشتر بهم بگو
>> اولش، یه پاپوشدوختنِ روتین برای یه سیاهپوست با
حمله کوسه به هم خورد
بعدش، به یه زوج از دو نژاد مختلف حمله شد، اما کوسه
دختر سفیدپوسته رو نخورد
در واقع، کوسه حتی دختره رو تا خونه هم رسوند
>> اون کوسهِ "کاکاسیاهخور" الان
کجاست؟
>> کوسه به احتمال زیاد مسیر ساحل رو به سمت پایین میره
>> معرکهست
حالا یه راه لازم داریم که کل جمعیت سیاهها رو یهو بکشونیم
توی آب
کیس، اگه موسیقی، غذا، ماشینهای باکلاس
موتور، داف و کاکاسیاهها رو با آب قاطی کنی چی میشه؟
>> نمیدونم. خوشگذرونی؟
>> هفته ساحلِ سیاهها
شهردار اون شهر ساحلیِ پیزوری رو بگیر پشت خط
و مجبورش کن بزرگترین، خفنترین و سیاهترین مهمونیای رو که
اون ساحل به خودش دیده راه بندازه
اسمش رو میذاریم "عملیات مهمونیِ سیاه-آبی"
مایوی طلاییِ "چشمدرآر"مو پوشیدم، با
موهای بافتهی سِت، ممهها رو هم که انداختم بیرون
ها ها
کلی ذوق دارم ببینم تو این مهمونیِ "سیاه-آبی"
حالِ چند تا هول رو میتونم بگیرم
>> کرم کورن: هه
فکر کردی کسی با تو حرف میزنه، "سی-تری-پی-او"؟
خب، "نیرو" همراهت باشه دختر
>> هانی بی: چنان لگدی بزنم به باکونت که از دهنت بزنه بیرون
عین این غول لاستیکی سیاه شدی
>> کریم کورن: هوی، مگه مغز خر خوردم بذارم این موهای
خوشگلم خیس بشه؟ چون اگه این مدل موی خیسم با آب خیس بشه، دیگه اونجوری که باید، خیس و براق
دیده نمیشه
>> بولهورن: >> هانی بی: لعنتی
بولهورن، چته تو؟ چه مرگته؟
>> بولهورن: سه روزه دارم به خودم گشنگی میدم و پوستم کنده شده تا
واسه این مسابقهی شکمچرانی «سولفود» آماده بشم
الان باید گشنهترین پدرسوختهی کلِ
لسآنجلس باشم
>> کریم کورن: خب، حیف که قراره ببازی
یادت نرفته که «جیمز تپله» هم اونجاست
تا حالا هر چی مسابقهی شکمچرانی تو این محله
بوده رو برده
>> بولهورن: پسر، گور بابای جیمز تپله
من میتونم ده تا نهنگ رو با مخلفات بوفالو و بالهاش یهجا ببلعم
این بولهورنه که پادشاه جدید سولفود میشه
البته
اگه بتونم خودمو به اون خرابشده
برسونم
>> کریم کورن: بلک داینامیت، نگو که با همین لباسهای
دعوا مرافعهی همیشگیت داری میآی ساحل
اگه تیپت ضایع نباشه، خودش ضایعست
>> بلک داینامیت: بابا ساحل که این حرفا رو نداره، کریم کورن... فقط یه
وان حمومِ گندهست که توش ماهی ریختن
یه وان گندهی پر از ماهی رو که ببینی، انگار
همهشون رو دیدی
در ضمن، ساحل واسه سوسولاست
>> هانی بی: گل گفتی، و این جنده قراره
سکسیترین جندهی کل ساحل باشه
دارم بهت میگم، پام که به شنها برسه، دیگه هیچ کیرِ
شُلی اون دور و برا پیدا نمیکنی
البته به جز واسه شماها، مشخصه
چون میدونی که، اونجوری خیلی ضایع و چندش میشه
اه
>> خورد تو پوزت
>> آره بابا
>> بریم که داشته باشیم
>> «خوش آمدید ای سیاهیها...»
سیاهیها؟ هوم
«به اولین جشن سالانهی بلاکوا خوش آمدید
لطفاً، ای جیرجیرکهای سیاه مدادرنگی...»
>> مدادرنگی؟
«...تا جایی که میتونید تو آب بمونید، و هر اتفاقی
هم که افتاد، به هیچ وجه از آب بیرون نیاید.»
>> بلک داینامیت: هوم
یه جای این بساط ساحلی بدجور بو میده، و اون بویِ
ماهی نیست
ببین، روی اون چرخولکاته توی آب پر از لکاتهی خوشخندهست
یالا! بزن بریم
[موسیقی شومی پخش میشود، صدای بچهها
که میخندند] >> بولهورن: قبل از اینکه بتونم
توی این مسابقهی بخور و بپاش برنده بشم، یکی باید
این هیکل سیاهم رو تا باجهی ثبتنام ببره تا بتونم
ثبتنام کنم
نگاه کنید! اون بالا توی آسمون
یه تیکه گهه! یه قطاره
این "جیمز کلفته"، عوضی
اووه
تیک جیمز
منو مثل یه تیکه نون ذرت بخور
من
جیمزِ گنده، کثافت
حالشو ببرین
بولهورن
کریم کورن: هی، بیا تو
بلک داینامایت
خیلی حال میده
اون توپای ساحلی رو بیار اینجا جیگر
ناز نکن دیگه
بلک داینامیت: الان نه کریم کورن
نمیبینی دارم یه یتیمخونهی جندهها با شن میسازم؟
کریم کورن: باشه بلک داینامیت، خود دانی
خودت ضرر میکنی
پسر، اگه همیشه از این پارتیهای «سیاهآبی» ردیف بود
این هیکلِ سیاهم کلاً تو دریا پلاس میشد
هانی بی: شک ندارم، جناب «آکوامَنِ سیاه»
کریم کورن: هوی
بلک داینامایت
گفتی ساحل واسه سلیطههاست -- بهتره بیای یه حالی از
این سلیطهها ببری تا وقتی که هنوز خیسن
بلک داینامایت: بلک داینامایت سراغ سلیطهها
نمیره -- این سلیطهها هستن که میان سراغ بلک داینامایت
حالا میشه لطفاً خفهخون بگیری وقتی بزرگترا دارن
یه یتیمخونهی سلیطههای شنی میسازن؟
کریم کورن: شرمنده بلک داینامایت
پس سلیطههای خیسِ بیشتری واسه من میمونه
هانیبی: لعنتی
هنوز حتی فرصت نکردم دست رد به سینه یه مَرد بزنم
اوه، من... من میخوام یه دویِ سکسی لب ساحل برم
همیشه جواب میده
اوه پسر
>>
بهبه! ایول
تا حالا هیچ دختر سفیدی رو با موی چهلگیس ندیده بودم
اوف، ایول! عجب تیکهی ردیفیه
یه جذابیت خاصی تو این نو بودنش هست
میدونی چی میگم؟
مثل دیدنِ یه پاگنده تو این خرابشدهست
هی، سلیطهی سفید، کجا شال و کلاه کردی؟
بلک داینامایت، میتونی بهم موجسواری یاد بدی؟
بلک داینامایت: لعنت بهت پنیِ یتیمِ فسقلی
باعث شدی تو این علامت گند بزنم
و دقیقاً به خاطر همین، باید خودت به خودت موجسواری یاد بدی
مال من
خیلی از مالِ تو سرتره
No comments yet. Be the first to leave one.