De eerste 200 regels.
سلام عزیزم
سلام
آخی، هایدی
کاش این نامههای ریجکتی رو اینطوری اینجا نمیچسبوندی
واسه انگیزه گرفتنه، مامان
اگه این کار رو نکنم، چطوری باید مهارت پیدا کنم که سال دیگه قبولم کنن؟
تو همین الانشم عالی هستی
کارت تک و منحصربهفرده
راستش از نظر فنی، از هر کدوم ۱۲ تا هست
کارهات فوقالعادهان و مثل فرفره فروش میرن
توی بولدر، شاید
ولی هر کاری میکنم، انگار نمیتونم
از این پیلهای که دور خودم کشیدم بیام بیرون
خودت که میدونی بازارهای کریسمس آلمان چقدر رقابتیان
مخصوصاً بازار هایدلبرگ
میدونم
امسال تمام جون و دلم رو برای این تزئینات گذاشتم
تو هر سال تمام وجودت رو پای هنرت میذاری
کاش نتیجهی بیشتری میگرفتم
توی پارکینگ خونهی مامانوبابام کار میکنم و بهترین دوستم
یه چراغجوشکاریه
فکر میکردم تا الان خیلی جلوتر از اینا باشم
عزیزم، تو برای فروش هنرت
کل کشور رو میگردی
ولی اصلاً نمیتونم ازش لذت ببرم
اونقدر کار میکنم که به زور بیرون غرفهام رو میبینم
خب، این دیگه تقصیر خودته
شاید وقتشه دوباره به فکر
تحصیلات تکمیلی بیفتی
هنوز از کارهات الهام میگیری؟
دیگه نمیدونم
به استعدادم شک ندارم، ولی از خودم میپرسم
یعنی ممکنه با یه کار دیگه هم احساس رضایت کنم؟
دستم خودم نیست، حس میکنم دارم «اوما» رو ناامید میکنم
اوما هیچوقت ازت ناامید نمیشه
اون فقط دلش میخواد شهری که توش بزرگ شده رو ببینی
خب انگار اون شهر نقشههای دیگهای برام داره
میدونم چقدر سخته که اینقدر برای هنرت تلاش کنی
و باز هم حس کنی داری شکست میخوری
ولی باید طاقت بیاری
آره
حالا بیا بریم یکم بوقلمون و مخلفات بخوریم
برادرت از صبح تا حالا داره اون زبونبسته رو مزهدار میکنه
دیگه هیچی نگو
یه دستی به سر و روم بکشم، زود میآم پیشتون
خوبه
میخوای بری بیرون؟
لایرا
سلام فندقم
آخی، عمه عاشقته، موآه
آفرین
بابا، میدونی که تا ۹ ساعت دیگه
هنوز روز شکرگزاریه؟
آره
ولی روزشمار من برای کریسمس از هفتهی آخر
اکتبر شروع شده
باشه
خب، بدون من زیاد جلو نرو
جرأت نمیکنم عزیزم
هایدی، به یه مشورت نیاز دارم
کارتهای کریسمس امسال، نظرت چیه؟
تصمیم سختیه
ولی به نظرم همون پلیورهای زشت کریسمس بهتره
ممنون
کَم، حق با من بود
پس همون پلیورهای زشت
حواسم رو پرت نکن، دارم یه شاهکار خلق میکنم
عزیزم
کمرون، بوش که عالیه
مامانت کجاست؟
نمیدونم
آخرین بار که دیدمش طبقه بالا داشت با تلفن حرف میزد
آلمانی من اونقدری خوب نیست که بفهمم چی میگه
داشت آلمانی حرف میزد؟
هنوزم داره حرف میزنه
چی میگه؟
داره از یه چیزی تشکر میکنه
اوه، بابت چی؟
یه چیز فوقالعاده
حتماً خبرهای خوبیه، نه؟
داره درباره چی حرف میزنه؟
هیس
اصلاً سر در نمیآرم
هیچ ایدهای ندارم
یه نفر داره میره هایدلبرگ
چی؟
بله، هایدی
شوخی میکنی؟
بهت که گفتم
مگه بهش نگفته بودم؟
خدای من
عزیزم
بالاخره
هنوز نمیفهمم چطور یه نفر
بعد از فقط یک هفته منصرف شده
چه فرقی میکنه چطور شده؟
باشه
مهم اینه که شده
دقیقاً
بالاخره همون فرصتی که لایقش بودی نصیبت شد
اونم درست توی همون بازاری که مادرم
قدیما نقاشیهاش رو میفروخت
این چیزی کم از معجزه نداره
نه
معجزه واقعی رزرو پرواز
و فرستادن تزئینات توی این وقت کمه
وای، باید یه جایی هم برای موندن پیدا کنم
بذار ببینم چیکار میتونم بکنم
ما هم برای بقیه کارها کمکت میکنیم
آره
حتماً
بله
فقط یکم عجلهای به نظر میآد، نه؟
تازه باید جشنواره بولدر رو هم کنسل کنم
شاید هایدلبرگ اجازه بده کارم رو به سال دیگه موکول کنم
نه
مطمئنی؟
نمیتونی این کار رو بکنی
این یه فرصت طلاییه
تو هایدی هایدلبرگ هستی
اجداد تو ستونهای بزرگ
کاخ شارلمانی در اینگلهایم رو تا خودِ
قلعهی هایدلبرگ حمل کردن
پس مطمئنم از پسِ هماهنگیِ یه سفرِ لحظه آخری برمیآی
خب وقتی اینطوری میگی
انگار دارم میرم هایدلبرگ
ایول
دختر خودمی
حالا شد
بله
و همونطور که اجدادمون میگفتن، به سلامتی
به سلامتی
اوه
عالیه
داری تمرین میکنی
تا جایی که بتونم
ولی بیشتر داشتم روی بستهبندی تزئیناتم کار میکردم
آره
باید هر چه زودتر بفرستمشون
اِه، اون برای چیه؟
این ستِ ویترینمه که با هواپیما میبرم
و بقیه رو هم پست میکنم
تادااا
برای من چوب آوردی؟
نه، گفتم اشتولتس، نه هولتس
اوه
یعنی بهم افتخار میکنی
به خدا
نصف آلمانیِ دوران دبیرستانم رو فراموش کردم
ادامه بده
یادت میآد
یه خبر خوب برات دارم
یکی از دوستای قدیمیم دوستی داره
که یه کلبهی مهمان نزدیک بازار داره
و قیمتش هم خیلی مناسبه
جزئیات رو برات ایمیل میکنن
اوما، معرکهست
آره، ببخشید
کاش تو هم باهام میاومدی
شاید بتونیم با دوستت حرف بزنیم ببینیم
توی کلبه جا هست یا نه
حس میکنم این کاریه که
باید تنهایی انجامش بدی
هر لحظه به فکرتم
بهتره که باشی
و برای اینکه یادت بمونه، یه لیست برات نوشتم
اینا تکههایی از دوران جوونیِ منه
امیدوارم بتونی اون خاطرات رو کنار هم بچینی
قول میدم روز بیستوچهارم با یه گوشی پر از عکس
و یه چمدون پر از شکلات خونه باشم
حالا شد، زبون من رو خوب بلدی
باید برام بیاری
چی رو؟
وظیفهی توئه که بفهمی چی
مأموریت پذیرفته شد
خب
منظورم اینه که خیلی جعبهست
تا جعبه، درسته؟ ۲۰
مطمئنی این کمترین قیمتیه که میتونی بدی؟
آره، قیمتها همینه که هست
مخصوصاً که کریسمس نزدیکه
و خودت که میدونی چقدر عجله داری
درک میکنم
قیمتی که به من دادی تقریباً با ارزشِ
کل محمولهام برابری میکنه
متأسفم
کاش کاری از دستم برمیاومد ولی نمیشه
مگر اینکه... نه، ولش کن
مگر اینکه چی؟
خب، مگر اینکه بخوای
روشهای جایگزینِ ارسال رو امتحان کنی
منظورت از جایگزین چیه؟
تا حالا اسم یه شرکت کوچیک به نام UPS رو شنیدی؟
آره
همین الان گفتم که قیمت گرفتن از اونا
نه نه نه، اون نه
منظورم «ارسال خصوصی جهانی» هست
این یکی بین UPSها کمتر شناخته شدهست
اگه بهشون فرصت بدی، تمام تلاششون رو میکنن
تا بستههات رو تا هفتهی اول دسامبر برسونن
No comments yet. Be the first to leave one.