The Lady Vanishes

The Lady Vanishes

Download Farsi Persian ondertitel

Release informatie

the la dy vanishes 2013 720p amzn web-dl dd5 1 h 264-playweb
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian The Lady Vanishes 2013 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2025-11-26
Downloads: 17
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

یکی مُرد. همین الان.

و یه نفر دیگه. رفت. مُرد.

خدایا، چقدر وحشتناک.

چطور می‌تونی برات مهم نباشه؟

تو از بین همه باید برات مهم باشه.

ما زندگی می‌کنیم و بعدش می‌میریم.

هیچ‌کس نمی‌تونه از این فرار کنه.

حتی اونا هم نه.

آه!

می‌خوام برم و اون فردی بیچاره رو یه کم شاد کنم.

آه، اینجایی. ممکنه لطفاً یه بطری شامپاین دیگه داشته باشیم؟

بله، حتماً، خانم کار.

و می‌تونید لطفاً زود انجامش بدید، ژولیج؟

تقریباً وقتشه که برای شام آماده شیم. آخرین شاممون.

اوه!

باید خانم کار رو نجات بدم؟ - نه، نه.

فقط مطمئن شو بطری شامپاین اینجا باشه وقتی میاد بیرون.

بطری رو بزن به حساب خانم کار، باشه عزیزم؟

دیگه بسّه این حرفا.

بله، آه، خیلی ممنون.

در واقع نه، بیشتر لازم دارم. با توجه به رفتارش...

...کاملاً حال بهم زننده.

اگه مثلاً همسرم...

چرا یه کاری به این زنت نمی‌کنی؟

همش داره به من خیره می‌شه. - حسوده.

...که یه نوشیدنی درست و حسابی به من بده...

تو زیبایی، و ما تو رو می‌پرستیم... - ساکت شو، فردی.

خداییش.

آه، خدایا. یکی از ما باید کمکش کنه بلند شه.

قضاوت، خصوصیتی نیست که باید تشویق کنیم.

در موقعیت ما، فرصت‌های ویژه‌ای برای تأثیرگذاری روی دیگران داریم.

نباید اجازه بدیم خودمون نامتعادل بشیم.

کم‌کم دارم از کشیش و همسرش خوشم میاد.

عجیبه که نمی‌ذاره زنش راجع به پسر کوچیکشون حرف بزنه.

و آب بخور. اوه، بس کن! - خوبم.

فکر می‌کنم باید بریم.

از این طرف بیا. - می‌دونم چه تو سرته.

شب بخیر. - شب بخیر.

تو فکر می‌کنی می‌تونی هر کی رو می‌خوای داشته باشی. - دایانا!

اعتراف کن!

داشتی سعی می‌کردی شوهرمو ازم بدزدی.

دیگه از این بحث احمقانه خسته شدم. یکی اینو ببره بخوابونه.

واقعاً، دایانا. - ولم کن.

اونجوری به من نگاه نکن. - چه آدمای وحشتناکی.

فکر کردن به اینکه انگلیسی‌ان، افتضاحه.

و تو!

به من دست نزن!

آیریس. منم. باز کن.

بله؟

اومدم!

یعنی چی که نمی‌ری؟ مسخره نباش. من کمکت می‌کنم بسته‌بندی کنی.

نه. - نمی‌تونی تنهایی برگردی.

چرا که نه؟

این به خاطر اتفاق دیشبه؟

نه.

اوه، نمی‌دونم. از همه خسته شدم.

خیلی متاسفم که ما تو رو خسته کردیم.

تو نه.

از خودم خسته شدم.

اگه یه کم تنها باشم و به کارام برسم، شاید کمک کنه.

پس من چی؟ من چیکار کنم؟

تو خسته نیستی!

باشه.

باهام قهر نکن.

به ما نیاز داری، آیریس. کس دیگه‌ای رو نداری.

خب، حالا من بیرون جلو با چمدون‌های بسته‌ت منتظرتم.

خب، پس من باید اینجا پیش تو بمونم. - به هیچ وجه.

تمام اخبار صبح امروز انگلیس پر از یه آنفولانزای جدید توی انگلیسه.

همه دارن می‌میرن.

می‌تونیم اینجا بمونیم تا... - تو قرار نیست بمیری.

همه‌ش به خاطر اون دایانای پیرِ مسخره‌ست. هر چی می‌خوای بگو، برام مهم نیست.

خدایا! چه آدم منفوری.

باورم نمی‌شه که واقعاً دلت براش سوخت.

چطور انتظار داری اگه تو رو جا بذاریم بهمون خوش بگذره؟

می‌دونی که این تویی که من دوستت دارم.

من، یا پولم؟

واقعاً داری می‌مونی.

من اصلاً نمی‌تونم حتی یه روز رو بدون تو تحمل کنم، پس...

اُدت! برو خونه.

آیریس، من... خداحافظ.

بیا دیگه آیریس، باید بیای.

چارلی، بذارم زمین. بس کن. اُدت.

برو تو! - برو تو!

بزن بریم، برو، برو، برو!

آیریس! آیریس! - بس کن، حالا برو خونه.

خداحافظ! - خداحافظ! زودتر می‌ری؟

کارهایی دارم که باید انجام بدم.

ولی من نمی‌تونم یهو دو روز زودتر برسم خونه.

خب، این مشکل من نیست.

آخ! دیگه هیچ‌وقت این کارو نکن!

بهم قول دادی!

من همچین قولی ندادم.

این فقط یه ماجراجوییه.

همین.

اوه، ظاهراً تو انگلیس بارون اومده.

چه خوب. - اون خیلی به باغ گل رز ما متعهده.

شاید لازم باشه برگردیم سرش.

قیافه اون مرد خیلی برام آشنا میاد.

قطعاً یه چیز مرموزی داره اتفاق می‌افته.

ماه عسل؟

یعنی واقعاً زن و شوهرن؟

تو چی؟

آسون‌تر نیست که باور کنیم همه ما همونی هستیم که نشون می‌دیم؟

فکر کنم یه چرخی تو دهکده بزنم و با دوستام یه گپی بزنم.

با اجازه شما.

وقتی زبانشونو بلد نیست چطوری می‌تونه باهاشون حرف بزنه؟

آه، اون حالیشون می‌کنه.

همدلی و حس مشترک انسانی.

آه!

آه!

ببخشید!

آهای شما!

هتل سیگوک کجاست؟

سیگوک. هتل؟

سیگوک.

هتل سیگوک.

من گم شدم. متوجهی؟

انگلیسی می‌فهمی؟

اوه، خدایا!

شماها چتونه؟

انگلیسی. من انگلیسی حرف می‌زنم.

یه لحظه.

لعنتی!

متاسفم که با حرفای پشت سر مردم، شوهرتو فراری دادیم.

می‌دونم اون دوست نداره، ولی من شیفته این تازه عروس دامادا شدم.

واقعاً نمی‌دونم چرا اصلاً زحمت نکشیدن با هیچکدوم از ما حرف بزنن؟

چون دارن دروغ می‌گن.

فکر می‌کردم همه‌شون رفته بودن.

می‌دونم نباید در مورد بقیه قضاوت کنم،

ولی نمی‌تونم درک کنم چطور یه آدم می‌تونه دروغ بگه.

منظورم آدمایی مثل خودمونه.

برای اینکه تنها سفر کنی، زیادی جوونی.

خانواده‌ات نگرانت میشن.

من هیچ‌کس رو ندارم.

اصلاً خانواده‌ای نداری؟

نه، هیچ فامیلی هم ندارم.

مگه خوش‌شانس نیستم؟

اون باید یه کم آداب معاشرت یاد بگیره.

اون به چیزی خیلی بیشتر از اینا نیاز داره.

آره.

خانم کار؟

قربان، می‌تونم کمکتون کنم؟

خوبم.

فقط چندتا خراشه.

کجا رفته بودید؟

رفته بودم قدم بزنم، ولی گم شدم.

مطمئنم صدای تیراندازی و فریاد شنیدم.

توی کوهستان آدم‌های بد هستن.

باید یه راهنما با خودتون می‌بردید.

نه. نه.

یه بار بهم گفتن، چون این مربع رو کف دستم دارم...

می‌بینیدش؟

یعنی من توی یه حصار امن زندگی می‌کنم.

که همیشه در امان خواهم بود.

ممنونم.

امشب ساکته.

حتماً از اون همه هیاهوی وحشتناک خسته می‌شید.

ساکته، ولی اتفاقاً دلم برای دوستام تنگ شده.

دوست دارید برای برگشت به لندن به جمع ما بپیوندید؟

داریم برمی‌گردیم پیش پسر کوچولومون.

اجازه هست؟

بفرمایید.

خیلی خوشگله، می‌دونم.

باورش سخته که از ما باشه!

با اجازه.

آه، خیلی ممنون.

می‌شه شام رو بفرستید به اتاقم؟

بله، حتماً خانم.

و راستش، می‌شه حسابم رو برام آماده کنید؟ می‌خوام فردا برم.

اوه، فکر کردم می‌خواستید پیش ما بمونید برای...

خب، نظرم عوض شده.

می‌شه برام یه صندلی تو قطار سریع‌السیر عصر رزرو کنید؟

بله، حتماً.

ممنون.

شما یه تلگرام برای من دارید؟ - اوه، بله.

پذیرش هتل سیگوک برام رزروش کرده بود.

همونطور که گفتم، چیزی به اسم آیریس کار نیست.

باشه. یکی دیگه می‌خرم.

متاسفم خانم،

دیگه صندلی رزرو شده‌ای برای قطار سریع‌السیر عصر نمونده.

چی؟ - کلاس رزرو شده کاملاً پره.

خب، حتماً می‌تونید یه صندلی برام پیدا کنید.

می‌تونید منتظر بمونید و ببینید کنسلی پیش میاد یا نه.

هنوز وقت هست تا قطار...

من باید سوار اون قطار بشم. مهم نیست چقدر خرجش بشه.

وقتی صندلی‌ای برای فروش نیست، نمی‌تونم به شما بفروشم.

لطفاً.

من باید برگردم لندن.

یه صندلی هست، اما... - می‌گیرمش.

اوه!

یکی زد تو سرم.

اوه خدای من! آه، اینجا گیر افتادم!

پول ندارم و پاسپورت هم ندارم.

آفتاب.

افتادی زمین.

آفتاب‌زدگی.

نه. پولمو دزدیدن.

کیف دارم.

دیر کردم!

ممنون!

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left