De eerste 195 regels.
خب، کافیه
خیلی قویتر شدی
امروز چیکار میکنیم؟
خروس جنگی؟
نه، امروز اینکارو میکنیم
این چیه؟
بیا
بو بکش
چرا اینو آوردی؟
فکر کردم میتونیم باهم اینو بنوشیم
با گذاشتن عسل تو یکم آب انگور جنگلی، اینو ساختمش
عسل گیرآوردن اصلا کار آسونی نبود
اتفاقی افتاده؟
نه، فقط ... انقلاب زمستانی بیاد تو یه بزرگسال میشی
و یه مرد باس به این چیزا عادت کنه
ماری از این موضوع عصبانی نمیشه؟
نه، باید راز نگهش داریم
این فقط بین ما مرداس
باشه. بیا بنوشیم
خوبه! بیا!
بسلامتی!
وای، عالیه! خوشمزه س!
تازه دارم اینو با تو میخورم!
آره. خوشمزه س
The Faraway Paladin
خوبه! وقت امتحان شجاعتته!
شجاعتم؟
میخوایم وقتی ماری عوض میکنه دزدکی نگاه بندازیم
ولی تو دردسر نمیوفتیم؟
چی گفتی!؟
راهرو داره میچرخه ...
بیا، دنبالم بیا!
هی، خوبی؟
خوبم، خوبم!
میتونم راحت حضورمو مخفی کنم
این مثل آب خوردنه!
صبرکن! احمق!
کی اونجاس!؟
لعنتی!
بلود!
معنی این ـــ پیف!
چی درست کردی ویل بنوشه!؟
او، این فقط ...
اوه، ما فقط میخواستیم دزدکی وقتی عوض میکنی یه نگاه بندازیم
چی! چی! چی!
بهش گفتم نباید اینکارو ...!
فکر کردی چیکار داری میکنی، احمق!؟
صدام داشت تغییر میکرد،
پس میدونستم دلیل اولین انزالم بخاطر این بوده ...
اما این از عوض کردن ماری الهام گرفت ... عوض کردن ماری ...
اونجا چی میشوری، ویل؟
هی، این ...
نخند!
واقعاً باید مواظب باشم زیاد از حد ننوشم
امروز روز نبردم با بلوده
وقتی این تموم بشه،
احتمالا تا بهار این معبد رو ترک میکنم
میتونی یه راهی برای باختن دوئل پیدا کنی که بلود متوجه نشه؟
خوبه ...
ویل
کمکت میکنم بپوشی
فردا، یه بزرگسال میشی
تصمیم گرفتی به کدوم خدا سوگندتو بخوری؟
راستش ... آره. یه فکری دارم
که اینطور
ماری، میخوام امروز برنده بشم
باشه
گاس کجاس؟
هی، ویل، آماده ای شروع کنیم؟
هروقت که بگی. شروع کنیم
خوبه. پس، یه بار دیگه همه چیزو مرور میکنیم
نه جادو، نه سعی برای کُشتن فوری
وگرنه هرچیزی میشه
اگه هر اتفاقی بیوفته ماری با موهبتش درستش میکنه
هرکی اول به شکست اقرار کرد یا قادر به مبارزه نبود، باخته
بهترین تلاشتو بکن که نمیری!
اون مثل یه طوفان میمونه
اگه یه ضربه ی محکم بخورم از مبارزه خارج میشم!
فکر کردی میتونی نزدیک بشی؟
این خیلی آزاردهنده س!
این یه چالشه که از ضربات بلود اجتناب کنی،
اما اگه فقط یکیش به شمشیرم بخوره اونو بهمراه من نصف میکنه
پس چطوری از ضربه ش زنده بمونم و وارد شکاف بینمون بشم؟
فقط یه جواب وجود داره!
بگیر که اومدم!
ویل ...
شمشیرمو بین دنده هاش نگه میداره!؟
خیلی خوب بود
قبول میکنم
آره. پسر، ماهیچه نداشتن واقعاً یه نقطه ضعفه
بلود!
اِک!
برام "اِک" نکن!
قول دادی دوباره اون حقه رو استفاده نکنی!
م-مطمئن نیستم درمورد چی حرف میزنی ...
دارم دنده هاتو میگم که سلاح حریفو به دام میندازی!
آره، اما اُرگان یا چیزای دیگه ندارم، پس ...
چی!؟ وقتی زنده بود هم اینکارو کرده!؟
آره، کرده! باورت میشه!؟
خب، حریفم اونموقع واقعاً سریع بود!
و بنظر میومد میخواد بهت خنجر بزنه، پس من فقط ...
"فقط" هیچکار نکردی!
باورم نمیشه زنده موند
بدون موهبت من، نمیشد!
ببین، اینکارو کردم چون اعتماد کردم که دعات بگیره!
من واقعاً نگران بودم که فوری مرده باشی!
ازت نخواستم دیگه اینکارو نکنی!؟
حتی من میدونم این چیه
تو میدونی معنی "لطفا دوباره اینکارو انجام نده" چیه!؟
این یکی از چیزاییه که نباید توش دخالت کرد
معنیش میشه "دوباره اینکارو انجام نده"!
ویل، با اینکه نتونستی شکستم بدی،
هنوز کاری که کردی قابل توجه بود
با اینحال نتونستی شکستم بدی
اینو دو دفعه برای تأکید نگو!
مطمئن میشم سری بعدی ببازی!
ایول به روحیه، ویل کوچولو!
آخ
هوا برت نداره!
هر دوتون باید این قضیه رو جدی بگیرین!
اما میدونی،
اگه یه ضربه ی کشنده یا تکنیک مخفی داشتم، میتونستم بهت یادش بدم
نداری؟
نه
جوری که من میجنگم با روشی که تو میجنگی یکی نیس
هدفم این بود که هیچوقت تو رو با تقلید از خودم بزرگ نکنم
پس حرکتایی که بهش تکیه میکنم، مثل مال تو نمیشه
اصول اولیه س که اهمیت بیشتری داره
مطمئن شو که میتونی هرچیزی که یاد گرفتی در هرزمان بکار ببری
ماری و من الان دو تا چیزی که مهمه رو یادت دادیم
باشه ...
بابا، مامان
گفتی "بابا"؟
آره، گمونم تقریباً این چیزیه که هستیم
درسته
نمیتونم هیچ تکنیک مخفیانه ای یادت بدم،
اما برای نشون دادن استقلال ِ جدیدت، اینو بهت میدم
این از تمام شمشیرای شیطانی من قویتریه
چی؟ اما من که برنده نشدم ...
بهت گفتم، این به نشانه ی استقلال جدیدته
زودباش، امتحانش کن
بهش میگن "اور اتر"
این رتبه در بالاترین سطح شمشیرهای شیطانیه
حتی میتونه یکی از خدایان اِکو رو پاره کنه تا وقتی که بتونه بهشون برخورد کنه پ.ن: اکو شکل مرد جوانی رو به خودش میگیره و بدنش باریکه. رنگ پریده و خونی نداره و چشمها تاریک و مُرده و بی روحن
کلماتی که داخلش حک شده فهمیدنشون خیلی سخته،
اما میتونم برات خلاصه ش کنم:
"اگه یه زنده با این شمشیر بریده بشه،
نیروی زندگی صاحبش با هر برش بهبود پیدا میکنه"
ها؟ بهبود نیروی زندگی؟
آره، بعبارت دیگه،
میتونی بدون فکر به اطراف بچرخونیش و هنوزم آخرین مرد ایستاده باشی
تو پسر باهوشی هستی پس مطمئنم اینو میفهمی،
اما بیشتر از چیزی که باید ازش استفاده نکن
این باعث میشه صاحبش احساس قویتر بودن بکنه،
ولی از اون شمشیرای شیطانی نیس که روحیتو تقویت کنه
بیشتر ازش استفاده کنی بیشتر وابسته میشی،
تا اینقدر ضعیفت کنه که چیزی ازت باقی نمونه ...
و بعد من برمیگردم به شروعِ چرخه ی زندگی و مرگ
این احتمالاً چیزیه که شمشیرو شیطانی میکنه
به هر حال، خیلی چیزا گفتم ولی مطمئنم چیزیت نمیشه
اونا هردو ایمان دارن که میتونم از این شمشیر بدرستی استفاده کنم
اما من واقعا کسی هستم که ارزش ایمان به اونا رو دارم؟
صبرکن، اگه بخوام یه شمشیرِ شیطانی بهت بدم،
گمونم باید بهت درمورد تاریخچه ـشم بگم
البته همراه با چیزی که میخواستی بدونی
داره درمورد چیزی که تمام این سالها کنجکاو بودم حرف میزنه
هرچی نباشه، حالا بزرگ شدی
قول دادم وقتی بزرگ شدی بهت بگم
ذهن و بدنت هر دو الان به قدر کافی بزرگ شده
این داستان یه پادشاه بین پادشاهای شیطانیه که سعی در فتح این قاره داشتن،
این یکی به شاهِ شاهان ابدی شناخته میشه ...
داستان شکست و مرگِ قهرمانای بسیار و همچنین خود ماس ...
و داستان اینکه چرا تو اینجا بزرگ شدی
شمشیرشیطانی جاویدان
پادشاهی میان پادشاهان
خالص ترین شیطان
تاریکی پایان ناپذیر
سوار طوفان جنگی
اونا همه اسمایی هستن برای شاهِ شاهان ابدی
حدود 200سال پیش،
پادشاه شیطان یه شورش بزرگ رو رهبری کرد
یه ارتش بی شمار از شیاطین به قاره ی سوات مارک ما حمله کردن
تمام قاره ها توسط پادشاه شیطان و ژنرالها درحال سقوط بودند ...
اونجور شیاطین رو واقعا نمیخوای از نزدیک ببینی
شیاطین؟
و این گروه از شیاطین توده ی انبوهی از گوشت و خون رو
در تعدادی از آئین های بزرگ به خدای خودشون، خدای ابعاد پیش کش کردند
در پاسخ به این، نوچه های خدای استبداد، ایلتریت،
و اون خدای نامیرا، استاگنیت،
در سراسر جهان فعال تر شدند
خدایان بافضیلت قدرت زیادی رو در مجموعه ای
از جنگهای بقدر کافی شدید برای تغییر نقشه صرف کردند
میدونم که جغرافی رو از گاس یاد گرفتی،
ولی فکر نکن الان مثل اون موقع بوده
بهمین خاطر،
No comments yet. Be the first to leave one.