Sanctuary: A Witch's Tale

Sanctuary: A Witch's Tale

Download Farsi Persian ondertitel

Seizoen 2

Release informatie

Sanctuary A Witchs Tale S02E04 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Een commentaar door warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 4 Sanctuary: A Witch's Tale 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Gepubliceerd op: 2026-01-30
Downloads: 31
Slechthorend: No

Voorbeeld van Farsi Persian ondertiteling

De eerste 200 regels.

سلام سارا

دورو یه تطبیق دی‌ان‌ای پیدا کرده و می‌خواد علنی‌ش کنه

خیلی متأسفم مگی

اما نمی‌تونم بذارم از ماشین پیاده بشی

به نظر می‌رسه یه جور ورد

خفگیِ ناشیانه باشه

شوهر آنجلا... اون زنده‌ست

دارم لایحه شناسایی جادوگرها رو پیشنهاد می‌دم

داره چیکار می‌کنه؟

اعلان جنگ

به انگیزه‌هات اعتماد ندارم

هی، چی؟

آه

دو تا قتل در یک منطقه، قربان

نمی‌تونه اتفاقی باشه

مگی، دورو هستم. یه قتل دیگه اتفاق افتاده

خیلی حرف‌ها هست که باید توضیح بدی

سلام. سلام

سلام

اون جای چیه؟

با یه قفسه درگیر شدم

کارهای فنی و تعمیرات دقیقاً نقطه قوتم نیست

نه؟ چی بگم والا

منم کاملاً بی‌نقص نیستم

صبح بخیر

صبح بخیر. صبح بخیر

من جواب می‌دم

اوه خدای من

«آنجلا اوتیس، نماینده مجلس سنکچوئری

در برنامه «سیاستِ امروز» خوش درخشید

و لایحه جدید شناسایی جادوگرها رو پیشنهاد داد.»

نه

نه! مامان؟

چی شده؟

پیر مرده

جسدش رو اوایل صبح امروز پیدا کردن

اجازه ندارم در مورد جزئیات صحبت کنم

اما

متأسفم که اینو می‌گم

ولی معتقدیم که به قتل رسیده

آقای فرِی

لازمه با من بیاید کلانتری

اوه نه، لاکلان این کارو نکرده

نه، مشکلی نیست، فقط لازمه که

چند تا سوال ازش بپرسم

و ممنون می‌شم باهام همکاری کنید

بله، البته. ام

الان میام، کارآگاه

سارا

شنیدی؟

تو باید هارپر باشی

آره

چرا نمیای تو؟

بریج تو آشپزخونه‌ست

عزیزم، سارا و هارپر اومدن

ایزی طبقه بالاست

تنهاتون می‌ذارم که راحت با هم حرف بزنید

ممنون

بریج

دختر کوچولوی بیچاره‌ام

خیلی متأسفم

کی بهت گفت؟

سربازرس دورو اومد دم خونه

پس لاکلان پیش تو بود، آره؟

مجبور بودم به پلیس بگم، سارا

چی رو بگی؟

اینکه پیر دیروز رفته بود دیدنش

بهت نگفته بود؟

تا جایی که ما می‌دونیم، لاکلان آخرین نفری بوده

که اونو زنده دیده

نه بریج

امکان نداره لاکلان این کارو کرده باشه

چطور می‌تونی اینقدر مطمئن باشی؟

خودت گفتی سارا

اون یه غریبه‌ست

آخرین بار کی پیر مارتینو رو دیدی؟

دیروز

اومد به همون کلبه‌ای که توش اقامت دارم

می‌دونم وجهه خوبی نداره، ولی حقیقته

اون کبودی چطوری ایجاد شده؟

داشتم قفسه نصب می‌کردم

من یه آدم دانشگاهی‌ام، نه دست‌به‌آچار

فکر می‌کردم یکی از مزایای

جادوگر بودن، داشتنِ یه ذره کمک ماوراءطبیعی

برای تعمیرات خونه باشه

مثل داستان شاگرد جادوگر و این حرف‌ها

اینطوری به نظر می‌رسه

اما جادوی من طلسم و محدود شده

تا وقتی این چیز بهمه

در واقع یه آدم معمولی‌ام

می‌شه بگی دیروز دقیقاً چیکار کردی؟

حتماً. تمام صبح رو تو کلبه تنها بودم

ناهار درست کردم و بعدش پیر اومد پیشم

سارا فِن شما دوتا رو به هم معرفی کرد؟

درسته

و

ماهیت رابطه‌ات با خانم فِن

چیه؟

هنوز داریم سعی می‌کنیم سر از این موضوع دربیاریم

ام، خانوم‌ها، چیزی میل دارید براتون بیارم؟

نه، ممنون

بسیار خب، من

عزیزم، من می‌رم طبقه پایین

اگه کاری داشتی صدام کن

می‌دونی، ام

رفاقت خیلی مهمه

مخصوصاً تو اینجور موقع‌ها

اون اینجا چیکار می‌کنه؟

بیشتر داره سعی می‌کنه جاپای خودش رو محکم کنه

هوم

خب، تو و پیر درباره چی حرف زدید؟

فوتبال، ویسکی ژاپنی

سنکچوئری

پس درباره سارا حرف نزدید؟

البته که حرف زدیم

درباره این حرف زدیم که چقدر نگرانش بودیم

نگرانِ چی؟

خب، نمی‌دونم متوجه شدی یا نه

اما یه جور تعصب و پیش‌داوری خاصی نسبت به جادوگرها وجود داره

پیر چه ساعتی رفت؟

فکر کنم حدود ساعت پنج بود

کمی بعد، رفتم خونه سارا

و همونجا هم موندم

تمام شب رو

کارآگاه

من پیر مارتینو رو نکشتم

می‌تونم یه چیزی برات بیارم که از این شوک دربیای

نه

اوه عزیزم

خیلی خسته به نظر می‌رسی

هوم

فکر کنم فقط لازم دارم بخوابم

آره

البته

می‌دونی کجا پیدام کنی

آره

داری خیلی خوب دووم میاری

بیا اینجا

مامان؟

داری به این زودی می‌ری؟

ببخشید، همه چیز... یهو خیلی سنگین شد

لاکلان دیروز پیش پیر بود

دقیقاً

قبل از اینکه کشته بشه

خب

این معنیش این نیست که

البته، اما

چرا به من نگفت؟

حتماً کارِ همون قاتل رایانه، شک ندارم

اما هنوز نمی‌دونیم جادویی بوده یا نه

از بعدِ آخرین حمله، چیزی حس نکردی؟

نه، هیچی

قول می‌دم از پس این موضوع برمیایم

می‌دونم پیر چقدر برات مهم بود

و می‌دونم الان عزاداری

اما

اگه حقیقت رو می‌گفتیم

خواهش می‌کنم، ادامه نده، من

تحملش رو ندارم

چرا منو تو ماشین حبس کردی؟

قاتل نامه‌های تهدیدآمیز بیشتری درباره هارپر فرستاد

و بهم هشدار داد که نرم پیش پلیس

بعد... چند روز پیش

بهش حمله شد

با یه ورد خفگی

وحشتناک بود

فکر کردم دارم از دستش می‌دم

مجبور بودم جلوت رو بگیرم

خیلی متأسفم

چرا نتونستی این‌ها رو به من بگی؟

چون وحشت‌زده بودم

و من و لاکلان داشتیم خودمون هندلش می‌کردیم

فکر می‌کردیم می‌تونیم، ولی اشتباه می‌کردم

این موضوع دیگه کاملاً از کنترل من خارجه

بهترین دوستم مرده

دفعه بعد ممکنه نوبت دخترم باشه

البته، باید هر چی می‌دونیم رو به پلیس بگیم

دورو می‌خواست امروز منو ببینه

منم باهات میام

با توجه به اینکه جادوی لاکلان محدود شده

بی‌گناهیش ثابت می‌شه

اصلاً چرا به اون مشکوک شدن؟

پیر دیروز رفته بود دیدنش

واو، عجب

خب، حتی اگه از جادو هم استفاده شده باشه

مطمئن نیستم دورو اسم لاکلان رو خط بزنه

اگه اون آخرین نفری بوده که پیر رو زنده دیده

اصلاً راه نداره لاکلان این کارو کرده باشه

لاکلان خیلی خصوصیات داره

اما قاتل نیست

دورو داره مسیر رو کاملاً اشتباه می‌ره

چک کن ببین فرِی تو آمریکا سابقه کیفری داره یا نه

و با «شورای موت» هم تماس بگیر و هر چی ازش دارن برام بفرست

چشم قربان

آهان، اومدن

بفرمایید تو لطفا

یه جادوگر سرکش رایان رو کشته

اونم با استفاده از وردی

برای به دست آوردن قدرت

از طریق تخلیه انرژی اون

More Farsi Persian subtitles for Sanctuary: A Witch's Tale

Opmerkingen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left