Pierwsze 200 wierszy.
بعدا میبینمتون خانوما
وقتی انتخابات بعدی شهردار شدم
جای بهتری برای زندگی واسه شما پیدا میکنم
ار اینجا برو پیرمرد مست
این کارو میکنم
حواست کجاست رفیق؟
- سلام شهردار - آقای لاولر! حالت چطوره؟
فکر کنم خوبم
مثل اینکه کارت خیلی بهتر از منه
سلام شهردار. برات یه آهنگ بزنم؟
خوبه
واسه مست کردن یه کم زیادی زود نیست، کلب؟
داشتم کارت بازی میکردم امبروس
من به اندازه یه قاضی هوشیارم
خب، هنوز که یه قاضی هوشیار ندیدم
کجا میری؟
توی این فکر بودم برم میکده بالا و یه فنجون قهوه بخورم
خب، امیدوارم واقعا قهوه بخوری
نفست بوی محتویات داخل یه بطری رو میده
انقدر زود نرو، دکتر
یادت رفت کرایه رو بدی
برای اون کارت بازی بدی که داشتی
خب، آقای پریتز، من
فکر میکردم اعتبار خوبم امروز هم حفظ میشه
فردا خوب بازی میکنم
میدونی چیه، این اعتبار خوبی که مدام ازش حرف میزنی
ساعت به ساعت داره کمتر میشه دکتر
بهت پیشنهاد میکنم نذاری کلا تموم شه
اون حرفایی که اون روز زدیم رو یادته؟
چکار میکنین آقایون؟
فقط داریم وقت میگذرونیم کلانتر، وقت میگذرونیم
متوجه شدم آقای پریتز
تو خوبی دُکی؟
معلومه که خوبم. ببخشید آقایون
لعنت بهت هارلن، چرا بین این همه آدم و جلوی روی شهردار تیلور
با صدای بلند باهاش حرف زدی؟
مکان و زمانش انقدر مهمه تام؟
یجورایی کار درستی نیست. میدونم که زیاد بهت بدهکاره
ولی بالاخره یکی از اعضای شورای شهره
واسه همینه که واسه خودش داره ول میچرخه
بهم خیلی بدهکاره تام. صبر منم داره لبریز میشه
پس از پشت میز بلندش کن
اون گاو شیرده رو؟ امکان نداره
دیر یا زود پولمو میگیرم
یادت بمونه کلانتر، هرچی من بیشتر پول گیر بیارم
پول بیشتری گیر تو میاد
امبروس، پیت، عصر بخیر
کلانتر، ببخشید که اونجا باهات حرف نزدم
من... یه کم عجله داشتم
آره دیدم
خوشحالم که بالاخره تونستی بیای و به پیت ملحق بشی
کار و بار خوب پیش میره پیت؟
توی اون صندلی به نظر خیلی راحتی
کلیر میتونه به کارا رسیدگی کنه
- الان من و امبروس... - شهردار تیلور!
معذرت میخوام، من و شهردار تیلور درمورد برنامه ی
جلسه شورای شهر بعدی با هم صحبت میکردیم
فکر میکنم این کار به اندازه ی فروختن
- آبنبات و لباس مهمه - صددرصد
متوجه این مسئله شدین درسته؟
آره. خب، پیت بیشتر از اون حدی که لازمه مسئله رو پیچیدش کرده، طبق معمول!
حرف من اینه که بالاخره وقتشه یه خزانه دار واقعی داشته باشیم
محض رضای خدا امبروس، تو همین جوریشم یه عالمه کار داری
حالا میخوای به کتابای شهر هم رسیدگی کنی
راستی درمورد کتابا
پیت، موافقم. باید یه خزانه دار داشته باشیم
ولی تا وقتی یکی رو انتخاب کنیم خودم میتونم....
کلانتر! کلانتر!
چی شده هنری؟
توی هتلم تیراندازی شده
- چی؟ کی شلیک کرده؟ - زود بیا
باید برگردم به اتاق کامیل
کامیل؟ اون دیگه کیه؟
کامیل تامری، دنی هات به شوهرش شلیک کرده
پیت. برو دکتر ماس رو بیار. سریع
WESTERN WORLD
دو
چه کارتی دُکی؟
یه سه بده
کال
کال
دکتر، میای یا انصراف میدی؟
من دیگه نیستم. لعنتی
دکتر شاید بهتره یه مدت شرطبندی رو بیخیال شی
حداقل تا وقتی که یه پولی واسه شرط بستن جور کنی
بهت اطمینان میدم که...
آخرین بار بهم اطمینان دادی کلب ماس
کارو کاسبیت رو ببر پیش هارلن پریتز
به نظر نمیرسه براش مهم باشه
ولی نمیخوام بیشتر از این....
دکتر! یکی توی هتل هنری تیر خورده
نمیدونم با تو چکار کنم
لعنتی
اون مرد رو چک کن کلب
اون آیینه روی میز رو بده بهم هنری
- مرده؟ - اون کیه؟
طبق صحبتهای خانم تامری اسمش جرجه
شوهرمه
خب، همدردی منو بپذیرین خانم تامری
اون الان یه شوهر مرده اس!
چی باخودت فکر کردی که رفتی توی اتاق اون زن؟
ما عاشق همیم
- بعدش شوهرش اومد... - ساکت شو
ساکت شو. شنیدی چی گفتم؟
هیچی به هیچکس نگو
بذار خودم درستش کنم
من تنها امیدتم دنی
اگه بتونم از اینجا درت میارم
هی صبح بخیر. خوب خوابیدی؟
طبق معمول مثل یه سنگ افتادم. چیزی واسم داری؟
بله آقا. از لارامی اومده
پس یه شب اینجاییم و صبح دوباره میریم؟
ظاهرا که اینطوره. مرسی
جواب هم داره؟
آره. بگو رفتم سمت گردنه داگوود
- الان حلش میکنم - باشه ممنون
- بعدا میبینمت - امیدوارم
عصربخیر
میشه واسه شب اسبم رو بذارم اینجا؟
حتما. فقط واسه امشب؟
- به احتمال خیلی زیاد - اسمم جرمی کاروره
اینجا مال منه. اسم تو چیه؟
موسی وایت
الیزابت؟
اسب این آقا رو ببر داخل و ببندش
بله آقا. میخواین برسش بزنم؟ فقط یه پنی گرونتر میشه
حتما. ببین چی میگم
خوب برسش بزن منم بهت دوتا پنی میدم
مرسی
یه خانم کوچولوی حرفه ای داری
خب، استادش بهترین بوده
امشب توی هتل آقای منر میمونی؟
خب، اگه هتل آقای منر اونه پس فکر کنم آره
فردا صبح وقت صبحانه میبینمت
- همینجام - چقدر باید بدم؟
فردا صبح حساب میکنیم
راحت اعتماد میکنی آقای کارور
یکی تو این شهر باید این کارو بکنه
خیلی خب، فردا صبح میبینمت
نیازی نیست جلوتر بری آقا
یه تخت و یه حموم درست همینجا برات داریم
همینطور ویسکی و خوشگلترین دخترای این منطقه
فکر کنم نتونستیم هوسش رو بیدار کنیم
امشب واسه بیدار کردن هوس یه نفر زیادی خسته ام
خیلی خب آقا. متوجه شدی؟
اگه بخوای میتونم آروم این کارو بکنم
نگران من نباش
من مثل یه مار سریعم و چشمام مثل عقاب تیزه
خیلی خب پس
کدوم؟
این بار هم بردمت. میخوای دوباره امتحان کنی؟
گور باباش. نه دیگه نیستم
توام میخوای امتحان کنی آقا؟
مثل مار سریعی و چشمات به تیزی عقابه؟
خیلی خب. این واقعا کار ساده ایه
فقط تا جایی که میتونی حواستو بده به اینا
هیچ حقه ای در کار نیست
فقط چندتا نخود و یه سنگریزه اس
وسطی
این؟
آره
میخوای پولتو بیشتر کنی و دوباره شرط ببندی؟
میخوای امتحان کنی؟
بیخیال. تو چی؟
دیگه چه مدرکی لازم داری؟
همه یه دقیقه ساکت باشن
نمیفهمم
گفتم ساکت باشین لعنتیا
خب؟ ما منتظریم
خب، ببینین میدونم همتون
به خاطر اتفاقی که افتاده ناراحتین
بهرحال هر روز که پیش نمیاد
یکی توی هتل هنری منر به خودش شلیک کنه
ولی باید آروم باشیم
و همه چیز رو همونطور که هستن ببینیم
تام، ما همگی باهاش کنار اومدیم
دیگه چیزی واسه بررسی کردن وجود نداره
امبروس، میمیری وقتی توی یه جلسه کاری هستیم
منو کلانتری ریمی صدا بزنی؟
این یه جلسه کاریه؟
الان توی زندان من هستیم و درمورد یه قتل حرف میزنیم
پس آره این یه جلسه کاریه
باشه پس منو شهردار تیلور صدا بزن نه امبروس
وای خدای من
واقعا دارین سر اسم با هم بحث میکنین؟
شوهر من مرده
و دلم میخواد ببینم واسه حل این مشکل یه کاری میکنین
قبل از اینکه به من بگن منم باید بهش بپیوندم
منو ببخشید خانم تامر
من و امبروس قاطعانه ...
اهم!
من و شهردار تیلور
قاطعانه و با نهایت سرعت
این مشکل رو حل میکنیم
دنی هالت رو توی سلول بغلی زندانی کردیم
فقط نوزده سالشه و منتظر یه مارشال آمریکاس
تا برای دادگاه با خودش ببردش
پس میخوام کاملا مطمئن بشم
که شکی که بهش دارم درسته
و این یعنی باید این مسئله دقیقتر بررسی بشه
No comments yet. Be the first to leave one.