Pierwsze 200 wierszy.
کي هستي؟
اينجا چي کار ميکني؟
!زود باش بگو
دقيقا کي هستي؟
!شمع ها رو روشن کنين
چرا همين طور اونجا وايستادين؟
!زود باشين شمع ها رو روشن کنين
...تو
اينجا چي کار ميکني؟
...امکان نداره
که اتفاق بدي بيوفته، درسته؟
!هي، جان سيل
تو...چيزي احساس نميکني؟
.تاريکي داره نزديک ميشه
تاريکي داره نزديک ميشه؟
منظورت از اين حرف چيه؟
منظورت چيه که تاريکي داره نزديک ميشه؟
يعني چي؟
.آه، چون جلوي نورُ گرفتي تاريک شده
چي به اينجا کشوندته؟
...اون شب که تو آه نيانگ ملاقاتم کردي
به دستور کسي اومده بودي اونجا؟
کي بهت دستور داده؟
ميخواي از دور خارجم کني؟
شايدم نه، پس ميخواستي با دستت خفم کني؟
يا ميخواستي از اين فرصت که خوابم استفاده کني و
مخفيانه ترورم کني؟
!زود باش جواب بده
کي بهت دستور داده جاسوسيمُ کني؟
.اعليحضرت، من جاسوس نيستم
.فقط يه طلسم هستم
.يه طلسم زنده
!اعليحضرت
.اعليحضرت، لطفا خشمتونُ کنترل کنين
اون فقط يه کاهن از عمارت آسمانيه که
.دستور داره از سلامتيتون مراقبت کنه .جاسوس نيست
فقط کاهنه؟ جاسوس نيست؟
.بله
.لطفا به جاي آدم، طلسم در نظر بگيرينش
...پس اگه، آدم نيستي
چطور جرات کردي بدنمُ لمس کني؟
!حرف بزن
کي ميتونه ضمانت کنه اين دستا خفم نميکنن؟
.اعلـ...اعليحضرت
...اعليحضرت
،به خاطر لمس کردن بدنتون
.مستحقم ده هزار بار بميرم
.با اين حال، لطفا اجازه بدين توضيح بدم
توضيح؟
.توضيح بده ببينم
،هر چند طبيعيه فصل ها عوض ميشن
،اما براي ادامه دادن به اين چرخش، بايد کمي استراحت کنن
.و باعث شکوفه دادن گلها بشن
،پس، به عنوان امپراتوري که مسئوليت يه کشور باهاتونه
.به استراحت بيشتري نياز دارين
.شنيدم که چهار کتاب و پنج شخصيتُ خوندي
.پس مطمئنا بهانه هاي زيادي داري
.سلامت جسماني اعليحضرت اساس صلح و رفاه کشوره
با بدن ضعيف چطور ميخواين به مشکلات مردم رسيدگي کنين؟
،فقط ميخوام وقتي اعليحضرت خوابن
،خستگي از امور دولتي و نگراني هاي قلبي رو ازشون دور کنم
.تا بتونن در آرامش بخوابن
گفتي نگراني هاي قلبي؟
چي؟
.از اونجا که کاهني، پس بايد بتوني ذهن افرادُ بخوني
پس براي چي بدنمُ لمس کردي؟
ميخواستي احساس قلبيمُ بخوني؟
.فقط شنيدم اعليحضرت در رويا اسم يه دخترُ صدا ميزدن
.مطمئنا، دليل ناراحتي قلبيشون همونه
.براي همين ميخواستم بهشون آرامش بدم
.و دستوري که نبايد بدنتونُ لمس کنمُ نقض کردم
نه، اون يئون يو نيست
اگه اونه، پس چرا وقتي اسمشُ شنيده عکس العملي نشون نداده؟
اين سوء تفاهمه، يه توهمه
.اعليحضرت
.واقعا گيج شدم
...بگيرينش و
.از قصر بيرونش کنين
.اعليحضرت
چرا همونجا وايستادين؟
دستور سلطنتي رو نشنيدين؟
.اعليحضرت
.اعليحضرت
.اعليحضرت
.اعليحضرت
!چطور جرات کردي
چطور جرات کردي بدنشونُ لمس کني؟
.فکر کنم ديگه نميخواي زنده بموني
.همون طور که ديدي، بايد بي سر و صدا منتظر مجازاتت بموني
چطور جرات کردي مقابلشون حاضر جوابي کني؟
!فورا تو سلول مخفي زندانيش کنين
.اطاعت
!خانم
.آقا، لطفا ببخشينش
.اون فقط کاهن عمارت آسمانيه
.لطفا اجازه بدين با قوانين کاهنان مجازاتش کنم
،چون به امپراتور دست زده، مرتکب جرم بزرگي شده
اونوقت دارين درباره قوانين کاهنان حرف ميزنين؟
چرا همونجا ايسادين؟
!فورا از اينجا ببرينش
!جناب وزير
.روي پيشونيش، مينويسم جنايتکار، بعد ميفرسمش بره
.بدون اجازم حتي حق نداره آب بخوره
.بله
.درُ باز کنين
...مادرخونده...مادرخونده
.لطفا، درُ باز کنين
.لطفا، درُ باز کنين
.التماس ميکنم، لطفا، درُ باز کنين
!لطفا، التماس ميکنم
.اعليحضرت
.اعليحضرت
.اعليحضرت
بله، لطفا به جاي آدم، طلسم در نظر بگيرينش
پس اگه آدم نيستي، چطور جرات کردي بدنمُ لمس کني؟
.مثل اينکه اون استاد ها گيرش انداخته باشن
.اين موضوع...به هيچ وجه نبايد به بيرون درز کنه
متوجهين؟
.بله
.برين
.خيلي وقته نديدمتون
.استاد پيشگويي
.اينقدر عصبي نباشين
.نميخورمتون
قضاوت کردن خانواده سلطنتي درباره کارمندا خيلي خطرناکه، اينُ ميدونستين؟
البته که ميدونستم، چطور ميتونم ندونم؟
فقط يه توطئه نيست که کاهنان عمارت آسماني و .دفتر پيشگويي نقشي توش نداشته باشن
چيزي براي گفتن داري؟
،جسارتمُ ببخشين
...خب اگه اونُ به وضوح ميدونين پس چرا اومدين اينجا؟
.بايد اول يه نگاهي به اين بندازي
چطوره؟ خيلي دردناک به نظر ميرسه، درسته؟
.بايد خيلي دردناک باشه
نميخواي ازم بپرسي چرا اين بلا سرم اومده؟
چرا صدمه ديدين؟
چند وقت پيش، به خاطر کمک به يه دختر کاهن
.صدمه ديدم
،جلوي اون دختره، وانمود کردم آدم بزرگي هستم
.ولي چند تا مرد عجيب و غريب، پريدن وسط و همه چي رو بهم ريختن
...اونا گفتن، استاد
.اون استاد هم کاهنه رو گرفت و برد
.پس چي بود؟ دارم سعي ميکنم از مغزم استفاده کنم
.استاد
پس، ميتونه استاد حساب پرنسس باشه، مگه نه؟
يا شايد، استاد تاريخ پرنسس؟
.اما اين يکي که اصلا نيست
استاد قانون هم که هيچ وقت شخصا نميره .بيرون و اين کارا رو خودش نميکنه
...پس، فقط يکي ميمونه
.دفتر پيشگويي
.و در ميان همه کارمنداش، بايد کار استاد پيشگويي باشه
اون دختر کاهن الان کجاست؟
از کجا بايد بدونم الان کجاست؟
دستور داشتم براي برخورد با کافران
سربازا رو از قصر خارج کنم و
.همه ي کاهنا و راهباي پايتختُ براي تحقيق بيارم
.اون موقع، خودم به جاي راهب جا زده بودم
پس چرا بازداشتم نکردي؟
...چون
.اون دختر مرکتب جرمِ فتنه انگيزي و بي بند و باري شده
.براي همين ميخواستيم فورا بازداشتش کنيم
حالا که دستگير شده، کجا زندانيش کردين؟
تو يانگ سان کانگه؟ يانگ سان کانگ: محلي که کاهنان =- -= اخراج شده را در آنجا نگهداري ميکنند
.نه، اونجا نيست
،اون پر از انرژي شيطانيه
.براي همين به جاي خيلي دوري فرستاديمش
.پس بگو کجا ثبت نام شده
.اسمش تو هيچ کتابي ثبت نشده
.اون مرتکب بي بند و باري شده
.براي همين، بايد دستگير ميشد
.پرنس يانگ ميانگ
.مثل اينکه براي رفتن به اقامتگاه امپراتور عجله دارين
...نميگين که اعليحضرت
احساس ناراحتي دارن؟
چرا ميپرسي؟
آرزو داري اتفاق بدي براي اعليحضرت بيوفته؟
.وارث ملکه بزرگ
،صيغه سلطنتي (مادر پرنس يانگ ميانگ) خيلي وقته اينجا نيست
چه دليلي داري که در قصر رفت و آمد ميکني؟
بهت هشدار داده بودم که وقتي به قصر مياي بايد .به خواسته هاي امپراتور قبلي توجه کني
.بهم نگو که فراموش کردي
اين چه فکريه، وارث ملکه بزرگ؟
.اون بايد به قصر مي اومد چون نگران حال اعليحضرته
درست نميگم؟
...اخيرا شنيدم
.افراد لااوبالي اطرافت جمع ميشن
.اينا...به من ربطي ندارن
.يه مثل ميگه، تا آتشي نباشه دودي هم وجود نداره
،يا بهتره بگم اگه بويي به مشام ميرسه ،به خاطر جمع شدن مگس ها به وجود نيومده .بلکه بوي گنديه که از موش بلند شده
،پس
،خوب يادت باشه
،تا وقتي که زنده ام
.هيچ وقت امپراتور نميشي
متوجه شدي؟
همه اينا رو فهميدي؟
.ملکه، بريم
.وارث ملکه بزرگ
،وارث ملکه بزرگ، قدرتتون استفاده اي نداره .و نميتونين هميشه از زندگي لذت ببرين
.براي همين خيلي ناراحتم
چي گفتي؟
،مگس ها به خاطر بوي گند دور خونم جمع نشدن
No comments yet. Be the first to leave one.