Informacje o wydaniu

KamonohashiRonnoKindanSuiri-11
Komentarz od Laleh_espi

Tagi

other
Opublikowano: 2023-12-12
Pobrania: 14
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 191 wierszy.

بیمارستان عمومی شرق ژاپن

بیمارستان عمومی شرق ژاپن

اتاق معاینه ی 3

بخش جراحی اعصاب

پزشک کشیک اوساکی موفو

نتایج آزمایشتون اومده

کامونوهاشی رون-سان

تحت فشار گذاشتن غیرارادی مجرمین شما یه وضعیت مادرزادی نیست

فکرمیکنم باید توی یه آزمایشگاه تخصصی آزمایشهای بیشتری انجام بدید

می تونم برای یه آزمایشگاهی که از اینجا دوره براتون توصیه نامه بنویسم

تحقیقات ممنوعه ی

رون کامونوهاشی

بخش 1 تحقیقات

می خواهید منو بفرستید به آیچی ؟

قسمت 11 : پرونده ی قتل آفتاب پرست دیوانه

در اون مورد مطمئنید ؟

کمبود نیرو داریم ، برای همین الان نمی تونیم هیچ کاراگاه درجه یک بااستعدادی رو بفرستیم

... پس موضوع اینه

تا وقتی اونجایی ، یه سری بهش بزن

به کی ؟

همون آشغالی که اون تحقیقات مشترک رو باهاش انجام دادی

منظورت کاواسمی-سان چشم عقابیه ؟

از موقعی که یامانه رو توی اون پرونده از دست داده

میزان دستگیری جرایم بزرگ افت کرده

درسته ، آمامیا-سنپای و کاواسمی-سان وقتی وارد نیروی پلیس شدند همکار بودند

ممکنه بهش بگه آشغال

... اما ته قلبش

اگه این وضعیت همینجور ادامه پیدا بکنه

اون نجواهایی که در موردش هست که اون یه ! رئیس پلیس عالی میشه ، دود میشه میره هوا

! برو ، ایشیکی

! برو و شاهد آخرین دست و پا زدنهای کاواسمی باش

! شدتش رو بیشتر هم کرده

دانگوی محبوب شکر سیاه ... در حال حاضر در قطار فروخته می شود به

برای همین من اینجام ، یه پرونده ی چالش برانگیز یا همچین چیزی نیست

پس برای چی تو هم همراهم اومدی ، رون ؟

خوب ، کاواسمی-کون دچار افت شده ، درسته ؟

که یعنی ممکنه یه پرونده ی سخت به تو برسه

این حرف رو میزنی ، اما در واقع نگران کاواسمی-سان هستی ، مگه نه ؟

... اون طرز فکر رو هم درنظر گرفتم ، اما

داری احساسات خودت رو بررسی میکنی ؟

از اون آدمهایی نیستم که به اینکه اوضاع یه نفر دیگه چطوره خیلی اهمیت بدم

حداقل ، نه وقتی که دانشجو بودم

در گذشته ، کامونوهاشی رون هیچ ضعفی از خودش نشون نمی داد

و هیچکس نمی تونست بهش نزدیک بشه

یه دوست که بتونه برخلاف همه ی استدلالها بهش اعتماد بکنه

چیزیه که فکر می کردم هیچوقت نخواهد داشت

رون

تو ... هیچ دوستی داری ؟

نه ، حتی یه دونه

حتی یه دونه ؟

که اینطور

اوه ، فکر کنم تو دوستمی

از شنیدنش خوشحالم

درست همونجوری که گریزلی-سان گفت رون شروع کرده به تغییر کردن

تو میری ایستگاه پلیس ، درسته ؟

بیا بعداً دوباره همدیگه رو ببینیم

ها ؟ کجا میری ؟

برای سرگرمی و این چیزها نیومدم اینجا

این اطراف یه کاری دارم

قرارگاه مرکزی پلیس شهرستان آیچی

بخش شمالی

گزارشم رو خیلی سریع تموم کردم

... اما کاواسمی-سان الان برای گشت زنی رفته بیرون

خیابان اصلی اورامونزن

طبق گفته های افراد ایستگاه پلیس

خیابان اصلی اورامونزن

کاواسمی-سان باید همین اطراف باشه

! وقتی سر خدمتی باید درست شیو کرده باشی

! کاواسمی-سان

! سیس

! کاواسمی-سان ، اون حرف رو با صدای بلند نزن

! الان دارم مخفیانه کار میکنم

چی ؟ ببخشید

من اینجا یه طعمه ام ، رئیس اونه

! کیمیو هستم ، قربان

و تو کی هستی ؟

! قبل از اینکه بپری وسط ، باید خودت رو معرفی بکنی

! اسمم کیمیوست ، قربان ! اما نه به معنای عجیب

افسر

کیمیاسو کیمیو

شماره

معذرت می خوام ، فامیلیه خوبیه

کاواسمی-سان واقعاً داره پشت سر هم اشتباهاتی میکنه که ازش بعیده

... تو

! سلام

نودل فروشی

ناگومی-آن

نودل فروشی ناگومی-آن

نودل فروش ناگومی آن

که اینطور ، پس برای گزارش دادن در مورد یه جرم گسترده اومدی آیچی

داستان اونه

اما آمامیا فقط می خواد ببینه چقدر افت کردم ، مگه نه ؟

از کجا فهمیدید ؟

چون خیلی وقته اونو می شناسم

پس قضیه از این قراره ؟

لطفاً بهش بگو توی تاریکترین عمق رکودم

رده بالاییها حرفهای زیادی در مورد اون حادثه با یامانه داشتند

که از اونجایی که اجازه ندادم اون موضوع اذیتم بکنه ، تاثیری روی من نداشته

و از خواسته ی من برای اینکه اونقدر سخت تلاش کنم تا این زیان رو جبران کنم کم نشده

... هرچند

نمی تونم همه ی چیزهایی که قبلاً می دیدم رو ببینم

... کاواسمی-سان

اوه

ساعت دو شد

باید سوغاتی بخری و بری

اوسومی

به اندازه ی دانش آموزی که اومده اردو خرید کردی

مراقب آفتاب پرست دیوانه باشید

... می دونم که مادربزرگم ازش خوشش میاد ، پس

مراقب آفتاب پرست دیوانه باشید

اتحادیه ی تجار

آفتاب پرست دیوانه ؟

یه حمله کننده که قربانیهاش رو تصادفی انتخاب میکنه این اواخر توی منطقه هرج و مرج به راه انداخته

توی روز روشن ، دانشجوها رو با یه چیزی مثل آچار میزنه

موبایلهاشون رو می دزده و ناپدید میشه

فقط تلفنهاشون رو می بره ؟

کیف پول یا چیز دیگه ای نه ؟

درسته

براساس رد شواهدی که توی صحنه ی جرم مونده

همه ی حملات توسط یک مجرم به تنهایی انجام شده

بااینحال موضوع گیج کننده اینه که

ظاهرش هر دفعه فرق داشته

این توانایی ظاهری برای تغییر قیافه به شکلی که دلش می خواد باعث شده اون اسم مستعار رو بدست بیاره

آفتاب پرست دیوانه

پس ... یه استاد تغییر قیافه است ؟

طبق شهادت قربانیها

مجرم یه بچه دبستانی با چشمهای روباهی

یه مرد درشت هیکل با قدی نزدیک دو متر

... یه خانم کارمند لاغر و موقر بوده

هر دفعه فرق داشته

... امکان نداره

برای همین تحقیقات خیلی سخت بوده

! ایشیکی ، برو دنبال اون مردی که هودی قرمز داره

! من میرم سراغ قربانی و با ایستگاه پلیس تماس می گیرم

! اطاعت

پیچیدن به راست ممنوع

عبور عابران پیاده به علت ساخت و ساز ممنوع

حالتون خوبه ؟

! عجب وحشی ایه

پوشاک

همه ی اونهایی که توی مغازه بودند رو بازداشت کردم

اما هیچ کدومشون هودی قرمز تنش نیست

... فکر میکنم اونو درآورده و مخفیش کرده ، اما

اگه می خواهی یه درخت رو مخفی بکنی توی جنگل مخفیش کن

قربانی یه دانشجو بوده که اهل همین منطقه است

مرگش تایید شده

... وحشتناکه

و این یعنی این الان تحقیقات قتله

! بله

ایشیکی ، می تونی بطور قطعی ثابت بکنی که مجرم مغازه رو ترک نکرده ؟

بله

خروجی اضطراری توسط جعبه ها کاملاً مسدود شده

و این موضوع رو که هیچ راه خروجی دیگه ای بجز درب جلویی وجود نداره رو تایید کردیم

که اینطور

... اون یعنی

آفتاب پرست دیوانه اینجا بین ماست

چی ؟

اوسومی

... توی روز روشن حمله میکنه

... آچار به دست

... دانشجوها رو هدف میگیره

... و تلفنهای قربانیها رو می دزده

کاملاً با حملات قبلی تطابق داره

و حالا که مجرم از حد گذرونده

من این افراد رو بررسی میکنم

قربان

... شروع شد ! عملیات

! چشم عقابی کاواسمی-سان

یه دانش آموز دبستانی با چشمهای روباهی ؟

نه

یه کارمند موقر ؟

یه مرد با قدی نزدیک دو متر ؟

نمی تونم هیچی ببینم

رون

مرکز تحقیقاتی ملی جراحی اعصاب

هی ، توتو ، کاواسمی-کون رو دیدی ؟

در اون مورد ... یه قتل درست جلوی ! ما اتفاق افتاد ، وحشتناکه

یه قتل ؟

که اینطور

موضوع تغییر قیافه نیست

نمی تونند اونجوری هیکلشون رو تغییر بدند

... چی ؟ پس

اگه تغییر قیافه نیست

پس چرا آفتاب پرست دیوانه برای هرکسی که اونو دیده کاملاً متفاوت بنظر می رسیده ؟

چرا ؟ داری از من می پرسی ؟

نه

الان دارم میام اونجا ، فقط منتظر باش

پوشاک

ما دوربینهای امنیتی بازار سرپوشیده رو بررسی کردیم

اما بین جمعیت و کلاهش و ماسکش

هیچ تصویر واضحی از صورت مجرم نیست

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left