Pierwsze 200 wierszy.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
همه چیز روبراهه. هدف سر جاشه.
لعنتی.
اون دختر منه.
اگه نتونیم نجاتش بدیم چی؟
هنوز نتونستیم باهاش تماس برقرار کنیم.
چون اون با ارزش ترین دارایی این سازمانه.
پیداش کردی؟
هنوز نه، ولی میدونم کجاست.
تا صبح کارشو تموم می کنم.
نه!
میدونستی اون بود؟
زنده ست؟
ربکا.
بابا؟
این خیلی عجیبه.
خب حالا داریم حرف میزنیم. این خودش یه پیشرفته.
میدونی، تا یه ساعت پیش،
هر کاری می کردم تا بدونم بابام هنوز زنده هست،
و حالا اینجاییم و فقط...
داریم تنقلات می خریم.
شاید بهتره در برم.
می خوای بری؟
نمی خوای بگی داریم کجا میریم؟
بوسان.
چرا؟
باید یه چندتا چیز برداریم.
- بعدش چی؟ - بعدش از کشور میریم.
برمی گردیم ویرجینیا؟
آه.
آره، وقتی رسماً مُردی، نمی تونی از گمرک رد شی.
خب، کجا میریم؟
ویتنام.
چی؟
اونجا یه خونه اجاره کردم.
کشور قشنگیه، و اونا استرداد نمی کنن.
خب، یعنی قراره تا آخر عمر تو ویتنام خوشبخت زندگی کنیم؟
میدونی که من زندگیمو دوست داشتم؟
پول داشتم، آزاد بودم، جونو همیشه هوامو داشت،
و من همه چیزو خراب کردم
برای مردی که مرگ خودشو جعل کرد تا از بزرگ کردن من در بره.
اینجوری نبود.
باید به جونو زنگ بزنم.
چرا من باید اون کسی باشم که فرار می کنه؟
تو اونی هستی که اونا می خوان بکشنش.
تو مامورشو کشتی.
اتوود؟
- اتوودا زیاده. - نه، تو بهش خیانت کردی.
جونو رو می شناسی. هیچ وقت از این موضوع نمی گذره.
شاید.
ولی...
مطمئنیم که من این کارو کردم؟
قبلاً عاشق اینا بودی.
آره، مزش همونیه که یادمه.
باید پولشونو بدی.
- هی، هی. - آروم باش.
فقط می خوام برم دستشویی.
باشه، باشه.
باشه، باشه، باشه، باشه، باشه.
الو؟
سعی کردی بکشیش؟
ربکا.
جونو؟
الان بهم دروغ نگو. پیامی که برای اتوود فرستادی رو دیدم.
شمارشو ردیابی کن.
کجایی؟ با اونی؟
اون خطرناکه.
نمیدونم چی تو سرشه.
اتوود رو کشت.
فقط بگو کجایی، یه تیم می فرستم.
برم می گردونی؟
معلومه.
همیشه اینجا برات جا هست.
شنیدنش خیلی خوبه.
حتی اگه حقیقت نداشته باشه.
حقیقته، ربکا.
اینجا جای توئه.
بابام چی؟
لعنتی.
چی شده؟
- فکر کردم تو... - غیبم زده؟
حس بدیه، نه؟
بهش زنگ زدی؟
نمی تونم به زور نگهت دارم،
اگه می خوای با جونو ریسک کنی،
هیچ کاری نمی تونم بکنم که جلوتو بگیرم،
ولی باید بدونم.
بهش زنگ نزدم، باشه؟
قول میدم.
- تو پیر شدی. - تو هم پیر شدی.
اون چیه؟
- نمیدونم. - شاید تصادفیه؟
شاید.
- لعنتی. - چیه؟
ایست بازرسی پلیسه.
داری چی کار می کنی؟
فکر کردی دارم چی کار می کنم؟
نمی ذارم کسی رو بکشی.
کی گفته؟
ببین، فقط باید آروم باشیم، باشه؟
اگه این یه ایست بازرسی معمولی باشه،
می تونیم بدون اینکه کسی آسیب ببینه رد شیم.
اگه معمولی نباشه چی؟
سلام.
می تونم گواهینامتونو ببینم؟
بله.
بفرما.
از کجا میایید؟
سئول.
اینا برای چیه؟
هی، افسر.
یه چیزی پیدا کردم.
نشونم بده.
از ایست بازرسی تو گومی.
پلیس محلی گزارش داده که یه تطابق داریم.
لطفاً از ماشین پیاده شید.
ما فقط تو تعطیلاتیم.
الان از ماشین پیاده شید.
واقعاً لازمه؟
از ماشین پیاده شو.
نمی تونی بذاری برم؟ با دخترمم.
دیگه نمی گم.
پیاده شو. حالا!
پلیس اونا رو با اسلحه گرفت.
کارشون تمومه.
تو دیوید جونگ رو نمی شناسی.
یک...
دو...
باشه. باشه.
دستاتو جایی نگه دار که ببینم!
بله، بله.
دارم پیاده می شم.
خانوم،
بیا بیرون.
برای آخرین بار هشدار میدم.
الان از ماشین پیاده شو!
بیا منو پیاده کن.
ربکا.
نکن.
اسلحه رو بنداز!
موقعیت بگیر.
سوار شو!
باورم نمی شه زنده ست.
این همه سال و یهو... پیداش شد.
یادته؟
من مراسم خاکسپاریشو یادمه.
وقتی بچه بودم باهام خوب بود.
شما صمیمی بودید، نه؟
وقتی با هم شرکت راه می ندازی، چاره ای جز این نداری.
آره.
پیداشون کردی؟
هنوز نه، ولی تازه با رئیس کل پلیس کره،
کمیسر ژنرال هوانگ، حرف زدم.
بهم اطمینان داد که همه ایست های بازرسی هنوز فعالن،
و داره نیروی پلیس رو
تو شعاع ۱۰۰ کیلومتری جایی که هدف آخرین بار دیده شده زیاد می کنه.
ممنون.
خب، یه آدرس از دیوید دارم.
یه خونه ست یه ساعت دور از کارخانه سوجو.
هر دو مال یه زنی به اسم اونجو کیمه.
۴۳ سالشه، دختر یه تاجر معروف
که یه شرکت حمل ونقل تو سئول داره.
و هفت سال پیش با یه مردی به اسم ده هو جونگ ازدواج کرده.
اون دیویده.
دوباره ازدواج کرده.
دربارش چی کار می کنیم؟
میدونه ما کارپوف رو کشتیم. باید از سر راه برش داریم.
باشه.
من...
پیگیرش می شم.
- هی، مادر؟ - هوم؟
فکر می کنی از جه هون خبر داره؟
ما خیلی بیشتر از یه کره ای مرده باید نگران باشیم.
باشه.
اوه، این از شرکت امنیت خانگیه.
سلام.
اومدم دوربین های مداربسته رو درست کنم.
بیا تو، بیا تو.
ممنون.
هی، یه کم دیگه بهت زنگ میزنم.
خرمای خشک می خوای؟
چی؟
یه جعبه از روستا برام فرستادن.
ممنون، من خوبم.
خرمای چونگدوئه.
خب... اگه اصرار داری.
بشین.
ممنون.
چه سگ نازی.
اگه بخوای می تونی ببرش.
دردسرسازه.
تا حالا سگ نگه نداشتم.
تو مادر خوبی می شدی.
چی گفتی؟
چرا بچه دار نشدی؟
این... سوال خیلی شخصیه، نه؟
بزرگ کردن بچه بهتر از سگ نیست؟
سعی کردیم...
No comments yet. Be the first to leave one.